هیئت  حسینی خور بیرجند

                 انواع گناه زبان براساس روایات واحادیث..

هیئت حسینی خور
هیئت  حسینی خور بیرجند

                 انواع گناه زبان براساس روایات واحادیث..

مردى به رسول خدا عرض کرد: به من سفارشى کن. فرمود: زبانت را نگه‏‌دار، سپس گفت: یا رسول اللَّه به من سفارش کن، فرمود: واى بر تو آیا جز این نیست که مردم براى آنچه با زبان درو مى‏‌کنند در دوزخ سرنگون مى‌‏شوند.

این حدیث به صورت دیگرى از معاذ بن جبل نقل شده است:

معاذ بن جبل که از یاران پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله است مى‌‏گوید: در سفرى با پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله بودم، در صبحى به‏ پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله عرض کردم: عملى را به من یادآورى کن که مرا وارد بهشت کرده و از آتش جهنّم دور کند؟

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله بعد از گفتن مطالبى به معاذ فرمود: آیا تو را خبر بدهم به ملاک و معیار این مطالب؟ گفتم: بله، فرمود: نگه دارى زبان است.

گفتم: اى پیامبر آیا ما به واسطه سخن گفتن مؤاخذه مى‏‌شویم؟ فرمود: مادرت به عزایت بنشیند آیا جز این نیست که مردم براى آنچه با زبان درو مى‌‏کنند در دوزخ سرنگون مى‏‌شوند؟

در روایات ما درباره دو مسأله بحث شده و اهمّیت فوق‌العاده‏‌اى براى هر دو بیان شده است که یکى سکوت و دیگرى حفظ زبان است.

انسان بدون حفظ زبان به جایی نمی‌رسد

علماى اخلاق معتقدند که سالکان راه حق بدون رعایت سکوت و حفظ زبان از انواع گناهانى که به آن آلوده مى‌‏شوند به جایى نمى‌‏رسند.

در دو مورد از آیات قرآن مسأله سکوت به عنوان یک ارزش والا مطرح شده است؛ نخست در داستان حضرت مریم علیهاالسلام؛ در آن لحظات طوفانى که درد زایمان به حضرت مریم دست داد، غم و اندوه سراسر وجودش را فرا گرفت؛ به خصوص از اینکه نوزادش متولّد شود و رگبار تهمت‌هاى مردم بى ایمان متوجّه او گردد، تا آنجا که از خدا تقاضاى مرگ کرد، در این هنگام ندایى شنید که به او دستور داد: «غمگین مباش، پروردگارت از پایین پاى تو چشمه آب گوارایى جارى ساخته (و درخت خشکیده خرما به فرمان او به بار نشسته است) ... از آن غذاى لذیذ بخور و از آن چشمه گوارا بنوش و چشمت را (به مولود تازه) روشن دار و هر گاه انسانى را دیدى و از تو توضیح خواست با اشاره بگو: من براى خداى رحمان روزه گرفته‏‌ام و امروز با احدى سخن نمى‌‏گویم؛ «فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِى إِنِّى نَذَرْتُ لِلرَّحْمَانِ صَوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنسِیّاً»

مى‌‏دانیم که نذر همواره به کارى تعلّق مى‌‏گیرد که داراى رجحان و مطلوبیّت‏ الهى باشد، بنابراین «روزه سکوت» در آن امّت یک عمل الهى بوده که در شریعت اسلام تحریم شده است.

در آیه دیگر همین سوره اشاره دیگرى به اهمّیت سکوت دیده مى‌‏شود، آنجا که در داستان حضرت زکریّا علیه‌السلام مى‌‏خوانیم هنگامى که مژده تولّد حضرت یحیى علیه‌السلام در آینده نزدیک به او داده شد، در حالى که هم خودش پیرو ناتوان بود و هم همسرش نازا، از خداوند تقاضاى نشانه‌‏اى کرد «قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِّى آیَةً» و به او وحى شد که: «نشانه تو این است که سه شبانه روز تمام در حالى که زبانت سالم است قدرت سخن گفتن با مردم را نخواهى داشت (تنها زبانت به ذکر خدا و مناجات با او گردش مى‏‌کند) «قَالَ آیَتُکَ أَلَّا تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَیَالٍ سَوِیّاً»».

اهمیت سکوت در روایات

در روایات ما هم اهمّیت زیادى به سکوت داده شده که به بخشى از آن اشاره مى‌‏کنیم:

1. در زمینه تأثیر سکوت در تفکر عمیق و استوارى عقل، رسول اکرم صلى الله علیه و آله مى‌‏فرماید: «إذا رَأَیْتُمُ المُؤمِنَ صَموتاً فَأدْنوا مِنْهُ فإنَّه یُلْقىِ الْحِکْمَةَ وَالْمُؤمِنُ قَلیلُ الکَلامِ کَثِیرُ العَمَلِ وَالمُنافِقُ کَثِیرُ الکَلامِ قَلِیلُ العَمَلِ»

هنگامى که مؤمن را خاموش ببینید به او نزدیک شوید که دانش و حکمت به شما القا مى‏‌کند، و مؤمن کمتر سخن مى‏‌گوید و بسیار عمل مى‏‌کند و منافق بسیار سخن مى‏‌گوید و کمتر عمل مى‏‌کند.

2. از بعضى از روایات به دست مى‌‏‌آید که یکى از مهمترین عبادات سکوت است؛ از جمله در مواعظ پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به ابوذر مى‏‌خوانیم: «ارْبَعٌ لا یُصِیبُهُنَّ إلّا مُؤْمِنٌ، الصَّمْتُ و هُو أوَّلُ العِبادَةِ»

چهار چیز است که تنها نصیب مؤمن مى‏‌شود، نخست سکوت است که سرآغاز عبادت است.

3. از بعضى احادیث استفاده مى‌‏شود که پرگویى مایه قساوت و سنگدلى است.

در حدیثى از امام صادق علیه‌السلام مى‌‏خوانیم: «کانَ المَسیحُ علیه‌السلام یقولُ: لاتُکْثِرِ الکَلامَ فى غَیرِ ذِکْرِاللَّه فانَّ الَّذِینَ یُکْثِرونَ الکلامَ فی غَیرِاللَّهِ قاسِیَةٌ قُلُوبُهُم ولکِنْ لایَعْلَمونَ» حضرت مسیح علیه‌السلام مى‏‌‌فرمود: جز به ذکر خدا سخن زیاد مگویید، زیرا کسانى که در غیر ذکر خدا سخن بسیار مى‌‏گویند، دلهایى پر قساوت دارند ولى نمى‌‏دانند.

4. امام على بن موسى الرضا علیه‌السلام مى‌‏فرماید: «انَ الصّمْتَ بابٌ مِنْ أبوابِ الحِکْمَةِ، انَّ الصَمْتَ یُکْسِبُ المَحَبَّة انَّهُ دلیلٌ على کُلِّ خَیرٍ»

سکوت درى از درهاى دانش است، سکوت محبّت مى‌‏آورد، و دلیل و راهنماى همه خیرات است.

5. سکوت سبب نجات از بسیارى از گناهان مى‌‏شود و در نتیجه کلید ورود در بهشت است، چنانکه در حدیثى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى‌‏خوانیم: مردى نزد آن حضرت آمد و طالب سعادت و نجات بود، پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمود: آیا تو را به چیزى راهنمایى کنم که خدا به وسیله آن تو را وارد بهشت سازد؟ عرض کرد: آرى اى رسول خدا؛ سپس حضرت دستور به انفاق و یارى مظلوم و کمک از طریق مشورت فرمود، و بعد دستور به سکوت داده و فرمود: «فَاصْمِتْ لِسانَکَ إِلّا مِن خیرٍ؛ سخن مگو جز در جایى که خیر است» و در پایان افزود: هرگاه یکى از این صفات در تو باشد، تو را به سوى بهشت مى‏‌برد.

یاد آوری چند نکته درباره سکوت

بعد از ذکر این مقدّمه به حدیث مورد بحث بر مى‌‏گردیم و چند نکته را یادآور مى‌‏شویم:

نکته اوّل: حدیث مى‏‌فرماید این افراد را به صورت در آتش مى‌‏اندازند، چرا؟

به یکى از جهات ذیل؛

الف) صورت عضو بسیار حسّاسى است به همین جهت انسان وقتى مى‌‏خواهد زمین بخورد ناخودآگاه دستش را سپر صورت مى‏‌کند تا آسیبى به صورت نرسد.

ب) به خاطر تحقیر آمیزبودن آن است.

ج) عضوى که باعث گناه شده، بسوزد.

نکته دوم: از روایت استفاده مى‌‏شود که اصلاح زبان، کلید اصلاح انسان و انحراف آن سبب انواع انحرافات است، چرا که زبان ترجمان دل و نماینده عقل و کلید شخصیّت انسان و مهمترین دریچه روح است.

به تعبیر دیگر، آنچه در صفحه روح انسان نقش مى‏‌بندد، قبل از هر چیز بر صفحه زبان و در لابه لاى گفته‏‌هاى او ظاهر مى‏‌شود.

امام على علیه‌السلام مى‌‏فرماید:

«تَکَلَّموا تُعْرَفوا فَانَّ الْمَرْءَ مَخْبوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ؛ سخن بگویید تا شناخته شوید همانا شخصیت هر کس زیر زبانش نهفته است».

تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد

نکته سوم: به همان نسبت که برکات زبان و آثار سازنده آن زیاد است، آفات و گناهانى که به وسیله آن انجام مى‌‏گیرد و آثار مخرّبى که در فرد و جامعه دارد، بسیار زیاد است.

غزالی، 20 انحراف و آفت برای زبان شمرده است و برخی 30 انحراف

مرحوم «فیض کاشانى» در کتاب «المحجّة البیضاء» و «غزالى» در «احیاءالعلوم» بحث مشروحى تحت عنوان گناهان زبان ذکر کرده‌‏اند.

غزالى بیست انحراف و آفت براى زبان شمرده که از جمله آنها موارد زیر است:

1. بیهوده‌‏گویى و پرحرفى.

2. بد زبانى و دشنام.

3. مزاح و شوخی‌هاى رکیک و زشت.

4. مسخره کردن و استهزاى دیگران.

5. فاش کردن اسرار مردم.

و ...

و علماى اخلاق، ده مورد دیگر هم اضافه کرده‌‏اند که مجموع آن به 30 آفت مى‌‏رسد.

غیبت یکی از مهمترین آفات زبان

یکى از این گناهان و آفت‌ها که در آیات و روایات بر اهمّیت آن تصریح شده مسأله «غیبت» است، چرا که سرمایه بزرگ انسان در زندگى حیثیّت و آبرو و شخصیّت اوست، و هر چیزى که آن را به خطر بیندازد مانند آن است که جان او را به خطر انداخته باشد، بلکه گاه ترور شخصیّت از ترور شخص مهم‏‌تر است، و به این جهت گاهى اوقات گناه آن از قتل نفس نیز سنگین‏‌تر است.

یکى از فلسفه‌‏هاى تحریم غیبت این است که این سرمایه بزرگ بر باد نرود، و حرمت اشخاص درهم نشکند، و حیثیّت آنها لکّه‌‏‌دار نشود.

فلسفه دیگر اینکه «غیبت»، بدبینى مى‌‌‏آفریند، پیوندهاى اجتماعى را سست مى‌‏کند، سرمایه اعتماد را از بین مى‏‌برد، پایه‏‌هاى تعاون و همکارى را متزلزل مى‌‏سازد، بذر کینه و عداوت را در دلها مى‌‏پاشد و گاه سرچشمه نزاع‌‏هاى خونین و قتل و کشتار مى‌‌‏شود.

در حدیثى آمده است که روزى پیامبراکرم صلى الله علیه و آله با صداى بلند خطبه مى‏‌خواند و فریاد مى‌‏زد: «اى گروهى که به زبان ایمان آورده‌‏اید نه با قلب، غیبت مسلمانان را نکنید، و از عیوب پنهانى آنها جستجو ننمایید، زیرا کسى که در امور پنهانى برادر دینى خود جستجو کند، خداوند اسرار او را فاش مى‌‏سازد، و در درون خانه‌‏اش رسوایش مى‏‌کند».

در حدیث دیگرى آمده است که خداوند به موسى وحى فرستاد: «مَنْ ماتَ تائِباً مِنَ الْغِیْبَةِ فَهُوَ آخِرُ مَنْ یَدْخُلُ الجَنَّةَ، وَ مَنْ ماتَ مُصِرّاً علَیها فَهُوَ أوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ النّارَ؛ کسى که بمیرد در حالى که از غیبت توبه کرده، آخرین کسى است که وارد بهشت مى‏‌شود و کسى که بمیرد در حالى که اصرار بر آن داشته، اوّلین کسى است که وارد دوزخ مى‌‏‌شود».

امام صادق علیه‌السلام در روایتى مى‌‏فرماید: «مَنْ روى‏ على‏ مؤمنٍ روایةً یُریدُ بِها شَیْنَهُ وَهَدْمَ مُروءَتِهِ لِیَسْقُطَ مِنْ أعْیُنِ الناسِ، أخْرَجَهُ اللَّهُ مِن وِلایَتِهِ إلى‏ وِلایَةِ الشَّیْطانِ، فلا یَقْبَلُهُ الشَّیْطانُ؛ کسى که به منظور عیب‏‌جویى و آبرو ریزى مؤمنى، سخنى نقل کند تا او را از نظر مردم بیندازد، خداوند او را از ولایت خودش بیرون کرده، به سوى ولایت شیطان مى‌‏فرستد، ولى شیطان هم او را نمى‌‏پذیرد».

غیبت یعنی چه؟

«غیبت» یعنى در غیاب کسى سخن گفتن، منتها سخنى که عیبى از عیوب او را فاش سازد؛ خواه این عیب جسمانى باشد، یا اخلاقى؛ در اعمال او باشد یا در سخنش، و حتّى در امورى که مربوط به اوست، مانند لباس، خانه، همسر و فرزندان او و مانند اینها؛

بنابراین اگر کسى صفات ظاهرى و آشکار دیگرى را بیان کند، غیبت نخواهد بود، مگر اینکه قصد مذمّت و عیب‏‌جویى داشته باشد که در این صورت از جهت دیگر، حرام است.

مثل اینکه در مقام بدگویى بگوید آن مرد نابینا، یا کوتاه قد، یا سیاه رنگ یا کوسه، اینها همه در صورتى است که این صفات واقعاً در آن شخص باشد، اما اگر صفتى اصلًا وجود نداشته باشد، آن وقت «تهمت» خواهد بود که گناه آن ‏به مراتب شدیدتر و سنگین‌‏تر است.

امام صادق علیه‌السلام مى‌‏فرماید: «الغِیْبَةُ أَنْ تَقولَ فى أخیکَ ما سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ، و أَمّا الْأَمْرُ الظّاهِرُ فیهِ، مِثْلُ الحِدَّةِ وَالْعَجَلَةِ، فَلا، وَالْبُهْتانُ أنْ تقولَ فیه مالیسَ فیه» غیبت آن است که درباره برادر مسلمانت چیزى را بگویى که خداوند پنهان داشته، و امّا چیزى که ظاهر است مانند تندخویى و عجله که غیبت به حساب نمى‌‏آید، امّا تهمت این است که چیزى را بگویى که در او وجود ندارد».

خداوند در قرآن از غیبت نهى کرده و مى‌‏فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَّعْضُکُمْ بَعْضاً أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ».

خداوند در این آیه غیبت را به خوردن گوشت برادر مرده تشبیه مى‌‏کند که این زشتى فوق‌العاده غیبت و گناه عظیم آن را مى‌‏رساند.

در شأن نزول جمله «لَایَغْتَبْ بَّعْضُکُمْ بَعْضاً» آمده که این آیه درباره دو نفر از اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله است که رفیقشان سلمان را غیبت کردند، زیرا او را خدمت پیامبراکرم صلى الله علیه و آله فرستاده بودند تا غذایى براى آنها بیاورد، پیامبراکرم صلى الله علیه و آله نیز سلمان را سراغ اسامة بن زید که مسئول بیت‏‌المال بود فرستاد، اسامه گفت: الان چیزى ندارم، آن دو نفر از اسامه بدگویى کردند و گفتند: او بخل ورزیده و درباره سلمان هم گفتند:

اگر او را به سراغ چاه سمیحه (چاه پر آبى بود) بفرستیم آب آن خشک خواهد شد.

سپس خودشان به راه افتادند تا نزد اسامه بیایند، و درباره موضوع کار خود تجسّس کنند، پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: من آثار خوردن گوشت در دهان شما مى‏‌بینم، عرض کردند:

اى رسول خدا ما امروز مطلقاً گوشت نخورده‏‌ایم. فرمود: آرى گوشت سلمان و اسامه را خورده‏‌اید و آیه نازل شد و مسلمانان را از غیبت نهى کرد.

علاج غیبت و توبه آن

«غیبت» مانند بسیارى از صفات ذمیمه تدریجاً به صورت یک بیمارى روانى در مى‌‏آید، به گونه‌‏اى که غیبت کننده از کار خود لذّت مى‏‌برد، و از این که پیوسته آبروى این و آن را بریزد احساس رضا و خشنودى مى‏‌کند، و این یکى از مراحل بسیار خطرناک اخلاقى است.

اینجاست که غیبت کننده باید قبل از هر چیز به درمان‏ انگیزه‏‌هاى درونى غیبت بپردازد، انگیزه‏‌هایى همچون «بخل»، «حسد»، «کینه‌‏توزى»، «عداوت» و «خود برتربینى».

باید از طریق خودسازى و تفکّر در عواقب سوء این صفات زشت و نتایج شومى که به بار مى‌‏آورد، و همچنین از طریق ریاضت نفس، این آلودگی‌ها را از جان و دل بشوید، تا بتواند زبان را از آلودگى به غیبت باز دارد. سپس در مقام توبه بر آید، و از آنجا که غیبت جنبه «حقّ الناس» دارد، اگر به صاحب غیبت دسترسى دارد و مشکل تازه‏‌اى ایجاد نمى‌‏کند، از او عذرخواهى کند، هر چند به صورت سربسته باشد، به عنوان مثال بگوید من گاهى بر اثر نادانى و بى‌‏خبرى غیبت شما کرده‌‏ام، مرا ببخش، و شرح بیشترى ندهد، مبادا عامل فساد تازه‌‏اى شود.

و اگر دسترسى به آن فرد را ندارد یا او را نمى‌‏شناسد، یا از دنیا رفته است، براى او استغفار کند، و عمل نیک انجام دهد، شاید به برکت آن خداوند متعال وى را ببخشد و طرف مقابل را راضى کند.

موارد استثنا در غیبت

آخرین سخن درباره غیبت اینکه قانون غیبت مانند هر قانون دیگرى استثناهایى دارد، از جمله این که گاه در مقام «مشورت» به عنوان مثال براى انتخاب همسر، یا شریک در کسب و کار و مانند آن کسى از انسان سؤالى مى‏‌کند، امانت در مشورت ایجاب مى‌‏کند اگر عیوبى از طرف سراغ دارد بگوید، مبادا مسلمانى در دام بیفتد، و چنین غیبتى که با چنین نیّتى انجام مى‌‏گیرد حرام نیست.

همچنین در موارد دیگرى که اهداف مهمّى مانند هدف مشورت در کار باشد، یا براى احقاق حق و تظلّم صورت گیرد غیبت حرام نیست.

البتّه کسى ‏که آشکارا گناه مى‌‏کند و به ‏اصطلاح «متظاهر به فسق» است، از موضوع‏ غیبت خارج است، و اگر گناه او را پشت سر او بازگو کنند ایرادى ندارد، ولى باید توجّه داشت که این حکم مخصوص گناهى است که نسبت به آن متظاهر است.

این نکته نیز قابل توجّه است که نه تنها غیبت کردن حرام است، گوش دادن به غیبت، و حضور در مجلس غیبت نیز جزء محرّمات است. براساس پاره‌‏اى از روایات بر مسلمانان واجب است که ردّ غیبت کنند، یعنى در برابر غیبت به دفاع برخیزند، و از برادر مسلمانى که حیثیّتش به خطر مى‏‌افتد دفاع کنند.

گناه زبان و اثرات سوء آنها

 


از دیگر گناهان کبیره عیب جویی کردن از دیگران است انسان‌هایی که مکرر از دیگران عیب جویی می‌کنند موفق نمی‌شوند و حرمتی  برای خود نگهداری نمی‌کنند.از امام صادق نقل شده است هر کس مومنی را سرزنش به گناهان کند خداوند او را هم در دنیا وهم در آخرت چنین خواهد کرد .

 


گناه زبان

اسلام دین صلح و آرامش است و هر یک از ما در برابر یکدیگر وظیفه داریم تا به یکدیگر احترام گذاشته و قدر یکدیگر را بدانیم وبا اعمال و رفتار هایمان یکدیگر را آزار ندهیم.در اسلام هریک از جوارح در برابر خداوند متعال مسئول است و زبان یکی از آن اعضا است که هم می‌توان از آن خوب استفاده کرد و سخنان نیکو گفت وهم از آن بد استفاده کرد و با آن دیگران را آزرد در این مقاله به برسی برخی از گناهان زبانی می‌پردازیم.

 

1-اهانت و تحقیر

از بزرگ‌ترین گناهان در اسلام اهانت کردن به دیگران است و شخص اهانت کننده خود ذلیل و خوار است و در حدیث آمده است:هیچ مومن فقیری را تحقیر نکنید به درستی که هر کس مومن تهیدستی را تحقیر نموده و کوچکش کند خدا او را تحقیر می‌کند و همواره مورد خشم و غضب قرار خواهد داد تا از تحقیر کردن بیرون رود یا توبه کند (بحارالانوار 75/146)

 

2-فخر فروشی

از یکدیگر گناهان که متاسفانه در جامعه رواج بسیار پیدا کرده است فخر فروشی است انسان‌هایی که به خود می‌بالند و در حقیقت حقیر و پست هستند.در قرآن آمده است :(ان الله لایحب کل مختال فخور لقمان 18 )خداوند هیچ مغرور خودستایی را دوست ندارد

تهدید کردن دیگران دور از شأن انسان است و انسان حق ندارد شخص مومن را تهدیدهای ناروا کند و تهدید می‌تواند به هر صورتی باشد تهدید زبانی و یا عملی .پیامبر خدا فرمودند:هر کس با نظری به مؤمنی نظر کند تا او را بترساند خداوند او را خواهد ترساند در روزی که هیچ سایه‌ای جز سایه خداوند در بین نخواهد بود

 

3-رسوا کردن گناه

رسوا کردن گناه در میان دیگران گناهی بس بزرگ است واگر انسان گناهی دارد باید آن را با خدای خویش در میان بگذارد وبا او سخن بگوید.امام رضا می‌فرمایند :پوشاننده گناه کارش معادل هفتاد هزار کار نیک است و بازگو کننده گناه خوار است و پوشاننده بخشیده شده.(عیون الاخبارالرضا 12/412)

 

راز داری

4- عدم حفظ رازهای شخصی

انسان باید رازهای خود را برای خود نگه دارد و آن را نزد کسی بازگو نکند در احادیث آمده است سرّ تو تا زمانی که گشوده نشده سبب سرور است و هنگامی که گشوده شد باعث اندوه می‌شود.(عزرالحکم /436)

 

5-پرهیز از سخنان لغو و بی فایده

گفتن سخنان بیهوده در مجالس و یا فرستادن پیامک ها و یا ایمیل‌های بی فایده نیز در این زمره قرار دارد حضرت علی علیه السلام بارها فرموده اند که:ای مردمان تقوا پیشه کنید که انسان عبث آفریده نشده است تا بازی کند و به خود رها نشده تا یاوه بگوید(نهج البلاغه قصاره37)

 

6-سوال‌های بیجا

سوال‌های بی جا بی اساس نیز از گناهان زبان است می‌تواند به جای طرح سؤالات بیهوده اندیشه کند و بیاموزد.در قرآن سوره‌ی مائده آیه 101/102آمده است اهل ایمان از چیزهایی سؤال نکنید که اگر برایتان آشکار شود شما را به ناراحتی وادار می کند و اگر در هنگام نزول قرآن سوال نمایید آشکارتان می گردد و خداوند از آنها می‌گذرد واو بخشیده و مهربان است.

 

7-عذر خواهی بدون دلیل

عذر خواهی بدون دلیل بر گناهان می‌افزاید و سودی ندارد حضرت علی در حدیثی می‌فرمایند:زیاد پوزش خواستن گناهان را بیشتر می‌کند (غرر الحکم/241)

 

8- عیب جویی

از دیگر گناهان کبیره عیب جویی کردن از دیگران است انسان‌هایی که مکرر از دیگران عیب جویی می‌کنند موفق نمی‌شوند و حرمتی  برای خود نگهداری نمی‌کنند.از امام صادق نقل شده است هر کس مومنی را سرزنش به گناهان کند خداوند او را هم در دنیا وهم در آخرت چنین خواهد کرد (اصول کافی 2/356)

رسوا کردن گناه در میان دیگران گناهی بس بزرگ است واگر انسان گناهی دارد باید آن را با خدای خویش در میان بگذارد وبا او سخن بگوید.امام رضا می‌فرمایند :پوشاننده گناه کارش معادل هفتاد هزار کار نیک است و بازگو کننده گناه خوار است و پوشاننده بخشیده شده

 

9-تهدید کردن دیگران

تهدید کردن دیگران دور از شأن انسان است و انسان حق ندارد شخص مومن را تهدیدهای ناروا کند و تهدید می‌تواند به هر صورتی باشد تهدید زبانی و یا عملی .پیامبر خدا فرمودند:هر کس با نظری به مؤمنی نظر کند تا او را بترساند خداوند او را خواهد ترساند در روزی که هیچ سایه‌ای جز سایه خداوند در بین نخواهد بود(جامع الاخبار127)

 

10-چاپلوسی

چاپلوسی

متاسفانه در دنیای امروز انسان‌های بسیاری دچار تملق و دروغگویی شده‌اند و دروغ می‌گوید تا مقام ثروت و یا موقعیت بهتری پیدا کنند.در اسلام چاپلوسی جز اخلاق اهل ایمان نیست و بسیار مذموم است.(گمراه کردن و مشورت دادن نادرست )

اگر کسی به خاطر مشورت کردن سراغ آمده باید تا جایی که می‌توانیم به او راست بگوییم و او را یاری کنیم و در حقیقت امین او باشیم .حضرت علی می‌فرمایند :

خیانت تسلیم شونده و طرف مشورت درلاورترین امر هاست و بزرگترین شرها و سبب عذاب و سختی روز قیامت.(غرر الحکم397)

 

11-دروغ

 دروغگو دشمن خداست در طول زندگی بشر این دروغ بوده است که بشر را به گمراهی کشانده است و انسان های دروغگو به تعبیری دشمن خدا هستند.

حضرت رسول می‌فرمایند:بر شما باد بر دوری از دروغ به بدی‌ها رهنمون می‌شود و بدی ها به آتش رهنمون می کند.(جامع الاخبار149)

 

12-وعده دادن دروغ

وعده دادن دروغ انسانها را به یکدیگر بی اعتماد می کند و نظام اخلاقی اجتماع را از بین می‌برد وعده دروغ خشم خداوند را بر می انگیزد حضرت علی در نامه ای به مالک اشتر فرمود: بپرهیز از تحلف از وعده‌ای که به مردم داده‌ای...   .

 

13- فحاشی

انسان‌های که سخنان زشت می‌گویند و فحاشی می‌کنند باعث نزاع و درگیری می‌شوند و یک سخن زشت انسان را به قهقرا.می کشانند.حضرت علی می‌فرمایند:هر کس فحاشی نثار کسی کند حسد کننده خویش را آسوده خاطر و شاد کرده است.

شوخی اگر برای شادی و لذت باشد خوب است اما اگر نا به جا باشد مورد قبول نیست و اسلام آن را نکوهش می‌کند و افراط شوخی باعث دشمنی و بدبختی است.افراط نمودن در شوخی سبب جدایی انسان ها از همدیگر است

14-سرزنش

حضرت علی در وصف برادر سابق ایمانی‌اش می‌فرمایند:هر کس را در کاری ملامت می‌کرد مادامی که در مثل آن عذر می‌یافت تا عذر خواهی او را بشنود(نهج البلاغه قصار 289)

 

15-هجو گویی

هجو گویی یک گروه و گفتن عیب‌ها و اشکالات آن‌هاست هجو چنان در اسلام مورد نکوهش است که حضرت علی علیه علیه السلام هجو کنندگان را تغزیز فرمودند(وسایل الشیعه 3/443)

 

16-نسبت دادن زنا

نسبت دادن زنا یکی از بزرگ‌ترین گناهان در اسلام و مذهب تشیع است و در قرآن و احادیث بسیار نکوهش شده است در قرآن سوره نور آمده است (و کسانی که به زنان پاک دامن نسبت زنا می‌دهند و سپس چهار گواه مرد عادل بر این نسبت نیاورده اند آنان را هشتاد تا زیانه بزنید و هیچگاه شهادتی را از آن‌ها نپذیرید اینان هم ایشان فاسدان هستند)) (النور41)

 

17- سخن گفتن در مورد چیزی که نمی دانیم!

اگر کسی چیزی را نمی‌داند نباید آن را اظهار کند و باید سخنی بگوید که آن رامی داند و از عهده پاسخ دادن بر می آید.پس آنچه را که نمی‌دانید نگویید زیرا بیشترین حق با آن‌هاست که شما را انکار می‌کنید(نهج البلاغه نامه31)

 

18- منت گذاشتن

وقتی شخصی به کسی خوبی کند نباید منت آن را باطل و بی اثر کند در احادیث آمده است اگر کسی کاری را انجام دهد در حالیکه منت گذارد کاری نکرده است .امام علی می‌فرمایند:هر کس به خاطر احسان نمودنش بر کسی منت بگذارد چنین کسی اصلا نیکی نکرده است.(عزرالحکم718)

 

19- گزافه گویی

حضرت علی گزافه گویی را بدترین .عمل دانسته است .امام علی می‌فرمایند :چه بسیار لاف‌هایی که تلف شدگی را از خود به ارث می‌نهند(غررالحکم/415)

 

سلام

20- سلام نکردن قبل از صحبت کردن

یکی از نشانه‌های ادب این است که انسان قبل از صحبت کردن سلام کند و اینگونه اظهار ادب نماید. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: جواب کسی را پیش از سلام به کلام آغاز ننمایید. (مستدرک الوسایل 2/68)

 

21-شوخی‌های بیجا

شوخی اگر برای شادی و لذت باشد خوب است اما اگر نا به جا باشد مورد قبول نیست و اسلام آن را نکوهش می‌کند و افراط شوخی باعث دشمنی و بدبختی است.افراط نمودن در شوخی سبب جدایی انسان ها از همدیگر است(جامع السعادات30013)

در اسلام کسی حق ندارد کسی را سر کوفت زد بلکه اگر در کسی ایراد و یا اشکالی دید باید با احترام به او بگوید و او را مورد عتاب قرار ندهد.حضرت علی علیه السلام در مباحثه ای فرمودند:من دوست ندارم که شما بر زبان و لعن گو باشید

22- قسم نابجا و نادرست

امروزه مغازه‌ها و فروشگاه ها و موارد دیگر می‌بینیم که برای فروش یک کالا و...افراد دروغ می‌گویند و قسم به خداوند یاد می‌کنند.

امام صادق در حدیثی می‌فرمایند:به خداوند نه به راست و نه به دروغ سوگند نخورید که همانا می‌فرمایند :خداوند را عرصه سوگندهای خود قرار ندهید(من لا یحضرالفقیه4/111)

 

23- سر کوفت زدن

در اسلام کسی حق ندارد کسی را سر کوفت زد بلکه اگر در کسی ایراد و یا اشکالی دید باید با احترام به او بگوید و او را مورد عتاب قرار ندهد.حضرت علی علیه السلام در مباحثه ای فرمودند:من دوست ندارم که شما بر زبان و لعن گو باشید(الاخبارالطوال165)

 

24- سخن چینی

خبر کشی و سخن بردن و نقل سخن از کسی برای شخصی دیگر نه در اسلام بلکه در منطق هیچ انسان عاقلی نمی‌گنجد حضرت محمد می‌فرمایند(سخن چین هرگز به بهشت وارد نخواهد شد)

(مستدرک الوسایل 11/111)

این‌ها اندکی از عیوبی بودند که زبان سبب آن است و انسان با زبان خود مرتکب گناهان  دیگری شود پس باید انسان هر لحظه مراقب اعمال و رفتار خود باشد و سعی کند از آزردن دیگران با زبان خود بپرهیزد و به تعبیر دیگر زیبا سخن بگویید تا زیبا سخن بشنوید.  

 

هفتاد گناه زبان !

کتاب


در روایت آمده بیشترین افرادی که به جهنم می روند به خاطر زبانشان است. هفتاد گناه پای زبان می نویسند. این هفتاد گناه چیست ؟


خداوند در قرآن کریم به نعمت زبان اشاره فرموده و می فرماید: «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خلق الانسان عَلَّمَهُ الْبَیانَ»1

زبان عمده ترین وسیله ای است که مردم به کمک آن با یکدیگر ارتباط فکری برقرار می کنند و ایجاد تفاهم و انتقال مفاهیم از طریق زبان صورت می گیرد. در یک جمله زبان ملاک ارزش و معرف شخصیت انسان و ترازوی عقل اوست.

حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «المرءُ مخبوء تحت لسانه؛2 شخصیت هر کس در پی زبان اوست» زبان با تمام فوائدی که برایش ذکر می شود مفاسد و آفاتی نیز دارد که باید آنها را شناخت تا با کنترل زبان، از ابتلاء به آن آفات پیشگیری و اجتناب ورزید.

در قرآن کریم آمده است: ای کسانی که ایمان آورده اید نباید قومی قوم دیگر را مسخره کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نباید زنانی زنان دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند.از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقبهای زشت مدهید، چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند.»3

خداوند در آیه دیگر می فرماید: وای بر هر بدگوی عیبجویی.« وَیْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ.» 4

 

راه نجات در چیست ؟

در روایتی داریم که حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «هر که متعهد شود محافظت آنچه میان دو فک اوست که زبان باشد، و آنچه میان دو پای اوست، من از برای او بهشت را متعهد می شوم.»5

شخصی به آن حضرت عرض کرد که: راه نجات چیست؟ فرمود: زبان خود را نگاه دار.6 و دیگری عرض کرد که: از چه چیز بیشتر بر من ترسیده شود؟ زبان او را گرفت و فرمود: این و فرمود بیشتر چیزی که مردمان را داخل جهنم می کند زبان است و شهوت.7

حضرت علی ـ علیه‎ السلام ـ می فرماید:«به خدا سوگند، باور نمی کنم بنده ای زبانش را حفظ نکند تقوائی سودمند به دست آورد.»8

پیامبر اکرم می فرماید: «بیشترین مردم به خاطر گناه و آفت زبان به جهنم می روند.» که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنیم.9

در روایتی داریم که حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «هر که متعهد شود محافظت آنچه میان دو فک اوست که زبان باشد، و آنچه میان دو پای اوست، من از برای او بهشت را متعهد می شوم»

گناهان زبان :

1. غیبت. 2. نمیمه. 3. دروغ. 4. دو زبانی. 5. بهتان و افتراء. 6. قذف. 7. افشاء اسرار مؤمن. 8. دشنام 9. لعن و نفرین. 10. طعن و شماتت. 11. سُخریه و استهزاء. 12. مدح. 13. اظهار غضب. 14. غنا. 15. کثرت مزاح و خنده. 16. مراء و جدال. 17. خصومت.18. سؤال عوام از امور مشکله. 19. تکلم بدون علم. 20. تکلم بی فایده. 21. منکر خدا شدن. 22. غیر خدا را پرستش کردن. 23. دروغ بستن به خدا. 24. تکذیب آیات خدا. 25. کفران نعمت. 26. از خدا شکوه کردن. 27.

حفاظت از زبان

اظهار ناامیدی کردن از خداوند. 28. به خداوند دشنام دادن. 29. نسبت فرزند به خدا دادن. 30. نسبت بی عدالتی به خدا. 31. ادعای خدائی کردن. 32. از خدا درخواست بیجا کردن. 33. دعای خیر برای ستمگران. 34. نفرین کردن. 35. چون و چرا کردن در کار خدا. 36. خدا را متهم کردن که به قتل امام حسین راضی بوده. 37. با دشمنان خدا اظهار دوستی کردن. 38. منکر رسالت پیامبر شدن. 39. پیامبر را مجنون خواندن. 40. اسرار امامان معصوم را فاش کردن. 41. از سخن امام عیب گرفتن. 42. برای ظهور امام زمان وقت تعیین کردن. 43. ادعای امامت کردن. 44. حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال دانستن. 45. احکام را با قیاس سنجیدن. 46. به ناحق شهادت دادن. 47. تفسیر به رأی کردن قرآن. 48. مؤمن را خوار کردن. 49. فاسق را عزیز شمردن. 50. مؤمن را ترساندن. 51. اظهار فقر و تنگدستی کردن. 52. راز خود را به دیگران گفتن. 53. به پدر و مادر اُف گفتن. 54. عیبجوئی کردن. 55. نسبت زنا به کسی دادن. 56. خلافکار را تشویق کردن. 57. مؤمنان را با القاب زشت خواندن. 59. به مال و منال دیگران غبطه خوردن. 60. وعدة دروغ دادن. 61. صفات نیک زنان را به نامحرمان گفتن. 62. با زن نامحرم شوخی کردن. 63. فال بد زدن. 64. عذرتراشی برای ظلم ظالمان. 65. سخن برادر مسلمان خود را قطع کردن. 66. پیشگویی و کهانت. 67. منّت کشیدن. 68. با خواندن قرآن کسب روزی کردن. 69. امر سلاطین را امر خدا دانستن. 70. در کیفیت خدا سخن گفتن.10پی نوشت ها :

[1]. الرحمن/ 4-1.

[2]. نوری، مستدرک الوسائل، قم، موسسه آل البیت ـ علیه السلام ـ ، 1408 ق، ج9، ص 22.

[3] . حجرات/ 11.

[4]. همزه/1.

[5] . کنزل العمال، ج 15، ص 806، ح 43205.

[6] . جامع السعادات، ج 2، ص 341.

[7] . الغزالی، محمد، احیاء العلوم، بیروت، انتشارات دارالقلم، ج 3، ص 94.

[8] . نهج البلاغه، ص 183، خطبه 176.

[9] . نراقی، احمد، معراج السعاده، ص 527.

[10] . صفری، محمدعلی، گناهان زبان، تهران، چاپ فرهنگ، چاپ اول، شهریور 1361.

ولی کنترل زبان از غیبت به قدری ارزش دارد که پیامبر(ص) فرمود: «ترک الغیبة احبّ الی اللّه عزّ و جلّ من عشرة آلاف رکعةٍ تطوّعاً؛(23) ترک غیبت در پیشگاه خداوند متعال از انجام ده هزار رکعت نماز مستحبی محبوب تر و بهتر است.» آری آنچه که موجب ترک غیبت می شود، کنترل زبان است، و به راستی کنترل زبان چه نعمت بزرگی است که موجب آن همه الطاف و پاداش های ویژه الهی می گردد.
بر همین اساس وقتی که از امیرمؤمنان علی(ع) سؤال شد: «زیباترین آفریده های خداوند چیست؟ فرمود: سخن گفتن، و سپس سؤال شد زشت ترین مخلوفات خدا چیست؟ فرمود: سخن گفتن. سپس فرمود: با زبان و سخن گفتن، چهره ها سفید و نورانی می شود، و با همین سخن گفتن چهره ها سیاه می گردد.»(24) این مطلب ما را به یاد لقمان حکیم می اندازد، که مولایش روزی به او گفت: امروز برترین غذا را برایم فراهم کن، لقمان زبان گوسفندی را تهیه نموده و پخت و
نزد مولایش گذاشت. مولا در روز دیگر به او گفت: امروز بدترین غذا را برایم فراهم کن. لقمان باز زبانی تهیه نموده و پخت و نزد او نهاد. او پرسید: یک غذا چگونه هم بهترین و هم بدترین خواهد شد؟ لقمان گفت: زبان اگر به حق حرکت کند برترین عضو است و گرنه بدترین عضو خواهد بود.
7ـ حضرت علی(ع) فرمود: «من خاف النّاس لسانه فهو من اهل النّار؛(25) شخصی که مردم از گزند زبان او بترسند، آن شخص اهل جهنّم است.» 2ـ عادت دادن زبان به درست گویی
در فراز مذکور از دعای امام عصر(عج) چنین آمده: «خدایا زبان های ما را به صواب (درست گویی) استوار ساز.» واژه صواب در موردی گفته می شود که چیزی با حق اصابت کند، و هیچ گونه باطلی به آن راه نیابد. بنابراین مسأله استواری زبان به صواب به این است که آن را به درست گویی و حرف حق زدن عادت دهیم، به گونه ای که هرگز به ناصواب و به باطل گویی حرکت نکند، چنین کاری نخست بستگی به کنترل زبان از انحراف دارد، که بحث آن گذشت، دوم این که زبان را به راستی و درستی و حق گویی عادت دهیم به گونه ای که جز درستی به چیزی حرکت نکند. ما وقتی که به قرآن واژه قَول مراجعه کرده و دقت می کنیم می بینیم به ما می آموزد که سخن گفتن آدابی دارد، و باید حساب شده و سنجیده باشد، گاه می فرماید: «ولیقولوا قولاً سدیداً؛(26) و سخنی استوار و درست بگویند.» «و قولوا قولاً سدیداً؛(27) و سخن استوار و درست بگویید.» این دستور همان است که در دعای امام عصر(عج) آمده «و سدّد السنتنا؛زبان های ما را استوار گردان.» و گاه می فرماید: «قولاً معروفاً؛(28)سخن نیک و زیبا بگویید.»
و گاه می فرماید: «قولاً کریماً؛(29) بزرگوارانه و مهرانگیز سخن بگویید.» و گاه می فرماید: «قولاً لیّناً؛(30) نرم و با ملاطفت سخن بگویید.» و گاه می فرماید: «قولاً میسوراً؛(31) با نرمش و مهربانی با آنها سخن بگو.» و گاه می فرماید: «قولاً بلیغاً؛(32) با سخن شیوا و زیبا با آنها حرف بزن.» از این تعبیرات فهمیده می شود که باید زبان در سخن گفتن در موارد و جاهای گوناگون، به طور کامل مراقب باشد، و آداب را بشناسد و رعایت کند تا به آفات گرفتار نگردد.
و حتماً باید زبان را به آداب خوش کلامی و زیبا سخن گفتن، که یک نوع هنر است عادت داد، چنان که در روایت آمده: پیامبر(ص) سوار بر مرکبی بود، شخصی افسار آن را به دست گرفته بود و می کشانید، در این هنگام آن شخص از پیامبر(ص) پرسید: «بهترین کارها چیست؟» پیامبر فرمود: «اطعام الطّعام و اطیاب الکلام؛(33) بهترین کارها غذارسانی به مردم، و خوش گویی و زیبا سخن گفتن است.»
امام سجاد(ع) در بیان حقوق اعضاء، در مورد حق زبان می فرماید: و اما حق زبان آن است که او را از دشنام و زشت گویی برحذر داری، و به نیک گفتاری عادت دهی، و او را آمیخته با ادب به حرکت درآوری، و افسار آن را جز در موارد منافع دین و دنیا نگهداری، و از پرچانگی بازداری، و از بیهوده گویی دور نمایی... زیبایی عقل و خرد به نیک زبانی و درست سخن گفتن بستگی دارد.»(34)
باید توجّه داشت که اصلاح زبانی و عادت دادن آن به نیک گویی بستگی به تفکّر و تدبّر دارد، یعنی انسان قبل از سخن گفتن، اندکی فکر کند تا سنجیده و آگاهانه و خردمندانه سخن بگوید. برای تحقق این موضوع باید به خطرات زبان و پیامدهای آن توجه جدی کند، و مسأله سکوت را برای مهار زبان رعایت نماید، و کم گویی را از صفات خود قرار دهد، و نتیجه سخن را با ترازوی عقل و خرد ارزیابی نموده آنگاه تصمیم به سخن بگیرد. بر همین اساس پیامبر(ص) فرمود: «انّ لسان المؤمن وراء قلبه... و انّ لسان المنافق امام قلبه...؛(35) زبان مؤمن در پشت قلب او قرار دارد، هنگام سخن گفتن نخست می اندیشد، سپس آن را با زبانش امضاء می کند، ولی زبان منافق در جلو قلب او است، یعنی هنگام سخن گفتن، بدون اندیشه آن را با زبانش امضا می کند.»
علامه مجلسی(ره) می گوید: «بعضی از اصحاب رسول خدا(ص) سنگی را به دهانش می گذاشت، هرگاه می خواست سخن بگوید به اندازه بیرون آوردن سنگ از دهانش فکر می کرد که آیا سخنش برای خدا و در راه خدا و مورد خشنودی خدا است، و بسیاری از اصحاب و تربیت شدگان
پیامبر(ص) هنگام سخن گفتن همچون شخص غرق شده نفس می کشیدند(یعنی در فشار بودند که درست سخن بگویند) و همچون افراد بیمار سخن (را با آرامش) می گفتند، چرا که سخن درست سبب نجات انسان از هلاکت است. خوشا به سعادت کسی که به شناسایی عیوب و درستی گفتار توفیق یافته، و به ارزش سکوت(کنترل زبان) و نتایج درخشان آن آگاهی یافته است.» علامه مجلسی در ادامه سخن درباره ربیع بن خثیم (خواجه ربیع که در مشهد مقدس مدفون است) می نویسد: وی هر روز صبح کاغذی را نزد خود می نهاد، و تا شب هر سخنی می گفت در آن کاغذ می نوشت. وقتی که شب فرا می رسید آن سخنان را محاسبه می کرد تا ببیند چقدر نیک وچقدر بد بوده است، سپس می گفت: «آه و وای! آنان که سکوت کردند و زبانشان را نگهداشتند نجات یافتند، ولی دیگران زیان کردند.»(36) 3ـ زبان یا برترین وسیله برای آگاهی بخشی
سومین ویژگی زبان که از دعای امام عصر (عج) استفاده می شود، استواری زبان به آموختن و حکمت آموزی است. یعنی زبان استوار و الهی زبانی است که علاوه بر کنترل از گناه و علاوه بر درست گویی، وسیله ای برای تبیین حقایق و آموزش و پرورش و آگاهی بخشی و اطلاع رسانی صحیح گردد. واژه حکمت در اصل از ماده حَکَم (بر وزن حرف) به معنی منع است، و از آنجا که علم و دانش و تدبیر که از معانی حکمت است، انسان را از کارهای خلاف باز می دارد، به آن حکمت می گویند. حکمت دارای معانی بسیار و مفهوم گسترده است، از جمله: معرفت،شناخت اسرار، آگاهی از حقایق و وصول به حق از نظر گفتار و عمل و تلاش، و نیز به معنی نور الهی آمده که انسان در پرتو آن از تاریکی گمراهی ها، و از وساوس شیطان نجات می یابد، و به طور کلی حکمت بر دو گونه است: 1ـ حکمت نظری 2ـ حکمت علمی. حکمت به قدری ارزشمند
است که خداوند می فرماید: «ومن یؤتی الحکمة فقد اوتی خیراً کثیراً؛ به کسی که دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است.»(37)
امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید: «قلب خود را با موعظه زنده بدار، و به وسیله نور حکمت نورانی کن»(38) و نیز می فرماید: «حکمت گمشده مؤمن است، آن را اگر چه از ناحیه منافقان باشد دریافت کن.»(39)
کوتاه سخن آن که به فرموده حضرت عیسی(ع): «به حق به شما می گویم که خورشید وسیله روشنی هرچیز است، و حکمت مایه روشنی هر روح و روان است، و پرهیزکاری سرلوحه هر حکمت است.»(40)
نتیجه این که طبق دعای امام عصر(عج) باید زبان را علاوه بر درستی، به حکمت استوار ساخت.
توضیح آن که: زبان از بزرگترین نعمت های الهی است، واز شگفت انگیزترین اعضای بدن می باشد که نقش به سزایی در سلامتی و امکانات کاربردی انسان را دارد، و در میان فواید زبان، از همه مهم تر سخن گفتن آن است که با حرکات سریع و پیاپی و منظّم و جست و خیز زبان در جهات ششگانه انجام می گیرد، و استعداد انسان به تکلّم به وسیله زبان از عنایت های خاص الهی است، و این مطلب با مقایسه با آدم لال به خوبی روشن می شود. بنابراین طبق قانون لزوم شکر نعمت ها، باید شکر نعمت زبان را به جا آورد، و شکر کامل آن به این است که آن را کنترل نموده و به درست گویی و تعلیم و آموزش ارزش ها عادت داد. قابل توجه این که نقش زبان به قدری در اصلاح ایمان و استواری قلب بسیار است که پیامبر(ص) فرمود: «لایستقیم ایمان عبدٍ حتّی یستقیم قلبه، و لایستقیم قلبه حتّی یستقیم لسانه؛(41) ایمان کسی استوار نمی شود مگر این که قلب او استوار و استقامت یابد، و قلب او استوار نیابد مگر این که زبانش استوار گردد.»
برای تکمیل این مطلب، نظر شما را به این سخن جالب پیامبر(ص) جلب می کنم: آن حضرت فرمود: «خداوند و فرشتگان و همه مخلوقات حتی مورچه در لانه اش، و ماهی در دریا بر معلّم و گوینده درس های نیک صلوات و درود می فرستند.»(42)
نیز فرمود: «معلم و آموزگار نیکی ها مشمول استغفار همه موجودات زمین، و ماهیان دریا و زندگان فضا و همه اهل آسمان ها و زمین است.»(43) روشن است که ابزار مهم آموزش کارهای نیک، زبان است. نتیجه این که باید از زبان برای تعلیم حکمت و آگاهی بخشی اکثر استفاده را نموده تا به پاداش های عظیم رسید.
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
44. المحجة البیضاء، ج 5، ص 194.
45. همان، ص 207.
46. اصول کافی، ج 2، ص 115.
47. همان، ص 114.
48. همان، ص 116 و 113.
49. المواعظ العددیه شیخ حرّ عاملی، ص 142.
50. ستارگان حرم، ج 12، ص 62.
51. بحارالانوار، ج 71، ص 287.
52. همان، ص 29.
53. غررالحکم؛میزان الحکمة، ج 8، ص 498.
54. بحارالانوار، ج 78، ص 228.
55. نهج البلاغه، خطبه 176.
56. اصول کافی، ج 2، ص 115.
57. همان.
58. همان.
59. نهج البلاغه، حکمت 349.
60. بحارالانوار، ج 77، ص 178.
61. انوار هدایت، ص 73.
62. غررالحکم.
63. بحارالانوار، ج 71، ص 287.
64. همان، ج 75،ص 259.
65. تنبیه الخواطر، مجموعه ورّام، ص 93.
66. بحارالانوار، ج 75،ص 261.
67. تحف العقول، ص 154.
68. سفینة البحار، ج 2، ص 510(واژه لسن).
69. سوره نساء، آیه 9.
70. سوره احزاب، آیه 70.
71. سوره بقره، آیه 235.
72. سوره اسراء، آیه 23.
73. سوره طه، آیه 44.
74. سوره اسراء، آیه 28.
75. سوره نساء، آیه 63.
76. بحارالانوار، ج 71، ص 312.
77.تحف العقول، چاپ جدید، ص 448.
78. المحجة البیضاء، ج 5، ص 195.
79. بحارالانوار، ج 71، ص 284.
80. سوره بقره، آیه 269.
81. نهج البلاغه، نامه 31.
82. همان، حکمت 80.
83. تحف العقول، ص 618.
84. بحارالانوار، ج 68، ص 287.
85. کنزالعمّال، حدیث 28736.
86. بحارالانوار، ج 2، ص 17.
ضرورت و چگونگی کنترل زبان
«ثم ایاکم و تهزیع الاخلاق و تصریفها، و اجعلوا اللسان واحداً، ولیخزن الرجل لسانه، فانّ هذا اللسان جموحٌ بصاحبه. و الله ما أری عبداً یتقی تقوی تنفعه حتی یخزنَ لسانهُ ...»1
ترجمه: سپس مواظب باشید که اخلاق نیکو را در هم نشکنید وبه رفتار ناپسند مبدّل نسازید، زبان و دل را هماهنگ کنید، مرد باید زبانش را حفظ کند، زیرا همانا این زبان سرکش، صاحب خود را به هلاکت می اندازد. به خدا قسم پرهیزگاری را ندیدم که تقوا برای او سودمند باشد، مگر آنکه زبانش را حفظ کرده بود.
 
شرح گفتار
یکی از بزرگترین نعمتهای الهی که خداوند مهربان به ما ارزانی فرموده نعمت بسیار ارزشمند زبان است. این عضو کوچک در بدن کمتر مورد توجّه آدمی قرار گرفته است و این کم توجّهی شاید بدین جهت باشد که این عضو گرانسنگ همیشه و به آسانی در دسترس است و همین امر موجب شده که ما آن را بدست فراموشی بسپاریم.
اگر انسان به خود آمده و در این عضو ارزشمند دقّت و تأمل نماید، به یقین ساختمان پیچیده و ظریف آن، او را به شگفتی واخواهد داشت. خداوند بی همتا، با خلقت این عضو کوچک، گوشه ای از هنر خارق العاده خود را به نمایش گذاشته است تا همگان با نظاره کردن آن، پی به قدرت بی مثال خداوند برده و در مقابل آن یگانه خالق هستی سر بندگی فرود آرند.
نکته حائز اهمیّت در مورد زبان آن است که این عضو کوچک علی رغم آثار بسیار ارزنده ای که در بر دارد می تواند بسیار خطرناک و مهلک باشد به گونه ای که سعادت دنیا و آخرت انسان را بر باد فنا داده و او را در چاه هلاک ابدی گرفتار نماید.
امیر بیان، علی ابن ابی طالب (علیه السلام) به این مهم توجّه کامل داشته و در فرازی از خطبه 176 نهج البلاغه، خطر آن را به مؤمنین خداجوی گوشزد نموده است، تا آنها با هوشیاری و دقّت لازم، خود را از خطرات آن حفظ نمایند.
آن حضرت با بیانی بسیار شیوا و دلنشین در مورد زبان می فرماید: انسان باید زبانش را حفظ نماید، زیرا همانا این زبان سرکش صاحبش را به هلاکت می اندازد.
تأکید حضرت امیر (علیه السلام) بر کنترل زبان بدین جهت است که زبان عضو بسیار حساسی است که در این کره خاکی، هم می تواند شیرین ترین لحظات را برای انسان به ارمغان آورد و هم می تواند تلخ ترین لحظات را برای او رقم زند به گونه ای که تحمّل آن برای آدمی بسیار طاقت فرسا، و در پاره ای از موارد غیر ممکن باشد.
ما نباید زبان را به حال خود رها نماییم به گونه ای که اختیارش از دست ما خارج و هیچ نظارتی بر آن نداشته باشیم. کنترل نکردن زبان پیامدهای بسیار مخرّبی در زندگی دارد که در پاره ای موارد، جبران آنها امکان پذیر نخواهد بود. اگر سری به خانه ها بزنید، با اندکی دقّت و تأمل می یابید که ریشه بسیاری از ناراحتی ها و خصومت ها که اساس و بنیان خانواده را به مخاطره انداخته است و از زندگی، جهنّمی ساخته که آتش آن دامنگیر افراد خانواده شده است، همان عدم کنترل زبان است. در این نوع خانواده ها، زندگی شیرین و لذّت بخش جایش را به زندگی رقّت باری داده که تلخی آن دائماً، ذائقه روحشان را آزار می دهد. یکی از بزرگترین نعمتهای الهی که خداوند مهربان به ما ارزانی فرموده نعمت بسیار ارزشمند زبان است. این عضو کوچک در بدن کمتر مورد توجّه آدمی قرار گرفته است و این کم توجّهی شاید بدین جهت باشد که این عضو گرانسنگ همیشه و به آسانی در دسترس است و همین امر موجب شده که ما آن را بدست فراموشی بسپاریم
خانواده ای که افراد آن بر زبان خود کنترل نداشته و آن را به حال خود رها نموده اند، زندگی را به میدان جنگی تبدیل نموده اند که دائم در آن جولان داده و چون دشمن به یکدیگر نگریسته و در مقابل هم صف آرایی نموده و مرتّب برای هم دندان تیز می کنند.
وقتی انسان افق دید خود را وسیع تر می نماید و با نگاه جامع تری در مورد زبان به مطالعه می نشیند به روشنی خواهد یافت که در سطح اجتماعی نیز، ریشه بسیاری از اختلاف ها و کشمکش های روزمره، ناشی از عدم نظارت بر زبان است، اختلاف های قومی و قبیله ای، شهری و روستایی و حتی کشوری و بین المللی، در خیلی از موارد به خاطر کنترل نکردن زبان است.
سرور عالم، پیامبر گرامی اسلام در بیانی زیبا و شیوا در این باره می فرماید: (خداوند، زبان را به عذابی عذاب می کند که هیچ یک از اعضاء و جوارح انسان را به آن صورت عذاب نمی کند، زبان می گوید: مرا به گونه ای عذاب کردی که هیچ یک از سایر اعضاء و جوارح را چنین عذاب ننمودی؟ از طرف خدا خطاب می رسد که : یک کلمه از تو سر زد که به مشرق و مغرب عالم رسید و به واسطه ی آن خون های محترم به زمین ریخته شد، و مال ها به غارت رفت .... به خدا قسم تو را عذابی نمایم که هیچ یک از  اعضاء و جوارح را چنان عذاب نکنم.2
 
خطر زبان در کلام پیشوایان معصوم
پیشوایان معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین) در کلمات گهربار و نورانی خویش، نسبت به حفظ و کنترل زبان هشدار جدّی داده اند و شاید بتوان گفت: در مورد هیچ عضوی به مانند زبان این گونه هشدار داده نشده است. در روایتی زیبا از پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) وارد شده است که حضرت فرمود: (اذا اصبح ابن آدم اصبحت الاعضاء کلها تستکفی اللسان أنی تقول اتق الله فینا، فانّک اِن استقمت استقمنا و ان اعوججت اعوججنا)3. هر روز صبح تمام اعضاء بدن به زبان هشدار می دهند و می گویند تقوای الهی را درمورد ما رعایت کن، زیرا اگر تو راست باشی ما هم راستیم و اگر تو کج شوی ما هم کج می شویم.
در روایتی از چهارمین پیشوای معصوم امام سجاد(علیه السلام) وارد شده است که حضرت فرمود: (انّ لسان ابن آدم یشرف علی جمیع جوارحه کل صباح فیقول کیف اصبحتم فیقولون بخیر اِن ترکتنا و یقولون الله الله فینا و یُناشدونه و یقولون انما نثاب و نعاقب بک)4. هر روز صبح، زبان آدمی به سایر اعضاء می گوید: حال شما چگونه است؟ سایر اعضاء جواب می دهند: اگر تو ما را به حال خود واگذاری حالمان خوب است و نیز به زبان می گویند: خدا را خدا را در مورد ما در نظر بگیر و او را قسم داده و می گویند ما به واسطه ی تو پاداش دیده و به واسطه ی تو عذاب می شویم.
از کلام نورانی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و نیز امام سجاد (علیه السلام) به خوبی استفاده می شود که خطر زبان در حدّی است که اگر به حال خود رها شود سایر اعضا نیز از خطر آن در امان نخواهند بود.
امیر متّقیان حضرت علی (علیه اسلام) در یک کلام کوتاه امّا بسیار پر محتوا و آموزنده خطر زبان را به همگان گوشزد نموده و آنها را از خواب غفلت در مورد خطرات زبان بیدار می نماید، حضرت می فرماید: (اللسان سبع، ان خلّی عنه عقر)5. زبان درّنده ای است که اگر رهایش کنی می گزد.
این فرمایش زیبا از مولای متقیان، بیانگر زیان فوق العاده خطرناک زبان است که به یقین اگر انسان در مورد حفظ آن کوتاهی نماید از گزند آن در امان نخواهد بود. کنترل نکردن زبان پیامدهای بسیار مخرّبی در زندگی دارد که در پاره ای موارد، جبران آنها امکان پذیر نخواهد بود. اگر سری به خانه ها بزنید، با اندکی دقّت و تأمل می یابید که ریشه بسیاری از ناراحتی ها و خصومت ها که اساس و بنیان خانواده را به مخاطره انداخته است و از زندگی، جهنّمی ساخته که آتش آن دامنگیر افراد خانواده شده است، همان عدم کنترل زبان است. در این نوع خانواده ها، زندگی شیرین و لذّت بخش جایش را به زندگی رقّت باری داده که تلخی آن دائماً، ذائقه روحشان را آزار می دهد
شمشیر زبان ابن رومی را از پای درآورد
علی بن عباس معروف به ابن الرومی شاعر معروف و مدیحه سرای دوره عباسی در نیمه قرن سوّم هجری در مجلس وزیر معتضد عباسی به نام قاسم بن عبیدالله نشسته و سرگرم شعر و مدیحه سرایی بود. او همیشه به قدرت منطق و شمشیر زبان خود مغرور بود و از این جهت به خود می بالید. قاسم بن عبیدالله از زخم زبان او خیلی می ترسید و نگران بود، اما ناراحتی و خشم خود را آشکار نمی کرد، بلکه برعکس، طوری رفتار می کرد که ابن الرومی با همه بد دلی ها، وسواسها و احتیاط هایی که داشت و به هر چیزی فال بد می زد، از معاشرت با او پرهیز نمی کرد، قاسم محرمانه دستور داد در غذای ابن الرومی زهر بریزند، پس از آنکه ابن الرومی غذای مسموم را خورد متوجّه شد که غذا مسموم بوده و لذا فوراً از جا برخاست که برود. قاسم به او گفت: کجا می روی؟
ابن الرومی جواب داد: به همان جا که من را فرستادی می روم. قاسم گفت: پس سلام من را به پدر و مادرم برسان. ابن الرومی که به زخم زبان عادت کرده بود و این کار برایش ملکه شده بود در این لحظات آخر عمر نیز نتوانست جلوی زبان خود را بگیرد و لذا در جواب قاسم گفت: من از راه جهنّم نمی روم! و سپس به خانه خود رفت و به معالجه پرداخت، امّا معالجه سودی به حالش نبخشید و بالاخره با شمشیر زبان خویش از پای درآمد.6
 
زبان بریده، به کنجی نشسته صم بکم
  به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم
 
آفات زبان از دیدگاه علما اخلاق
اندیشمندان علم اخلاق برای زبان، آفات زیادی را برشمرده اند که هریک از آنها می تواند بسیار خطرناک بوده به گونه ای که سعادت دنیوی و اخروی انسان را به مخاطره انداخته و آدمی را در چاه ضلالت و گمراهی گرفتار و به هلاکت ابدی دچار سازد.
غزالی در کتاب احیاء العلوم، برای زبان بیست نوع آفت ذکر نموده است و آیت الله مکارم در کتاب اخلاق در قرآن بعد از ذکر آن موارد، ده مورد دیگر به آن اضافه نموده و در مورد کلام غزالی می فرماید: (دقت و بررسی نشان می دهد که آفات زبان منحصر به آنچه در بالا آمده نیست هرچند بخش مهمی از آن را تشکیل می دهد...)7
اکنون جهت اطلاع شما خواننده عزیز، ما در ادامه به تعدادی از آن موارد سی گانه اشاره می کنیم:
1- گفتگو کردن در اموری که به انسان مربوط نیست.
2- بیهوده گویی و پر حرفی
3- گفتگو در امور گناه آلود مانند وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده
4- جدال و مراء (جدال به معنای جرّ و بحث هایی است که برای تحقیر دیگران انجام می شود و مراء به معنای بحث هایی است که به عنوان اظهار فضل و برتری جویی انجام می گیرد.)
5- خصومت و نزاع در کلام
6- تکلّف در سخن گفتن و تصنع در سجع و قافیه پردازی و مانند آن
7- بد زبانی و دشنام
8- لعن کسی که مستحق لعن نیست
9- غنا و اشعاری که محتوای باطل دارد.
10- مزاح و شوخی های زشت
11- مسخره کردن دیگران
12- وعده های دروغین
13- دروغ
14- غیبت
15- تهمت
 
پی نوشت ها:
1- نهج البلاغه، فرازی از خطبه 176، ص334، ترجمه محمد دشتی
2- کافی، ج2، ص116
3- محجة البیضاء، ج5، ص193
4- کافی، ج2، ص115
5- نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 60
6- داستان راستان، استاد شهید مرتضی مطهری، ج1
7- اخلاق در قرآن، آیت الله مکارم شیرازی، ج1،
 

عواقب شوم زخم زبان زدن

ماییم و یک زبان و دنیای حرف گاهی سخن به تعریف و تمجید از کسی می گشایم ، گاهی عبادت می کنیم ، گاهی غیبت می کنیم و گاهی تهمت می زنیم ، این زبان عضوی کوچک از بدن ماست که تأثیرات زیادی در سرنوشت دنیوی و اخروی ما دارد

عواقب شوم زخم زبان زدن

ماییم و یک زبان و دنیای حرف گاهی سخن به تعریف و تمجید از کسی می گشایم ، گاهی عبادت می کنیم ، گاهی غیبت می کنیم و گاهی تهمت می زنیم ، این زبان عضوی کوچک از بدن ماست که تأثیرات زیادی در سرنوشت دنیوی و اخروی ما دارد .

از آنجایی که نمی دانیم آنچه بر زبان می آوریم چه اثری دارد بهتر است که مدام زبانمان را کنترل کنیم که بیهوده نچرخد .

کنترل نکردن زبان پیامدهای بسیار مخربی در زندگی دارد که در پاره‌ای موارد، جبران آنها امکان‌پذیر نخواهد بود. در روابط خانوادگی شاهدیم که این زبان و کنترل نکردنش چه پیوندهای عاطفی عمیقی را از هم گسسته است، والدین را از فرزندانشان جدا کرده و همسران را از هم متنفر ساخته است .

چه دوستی های عمیقی که توسط آن به دشمنی تبدیل شده است . و چه بدبختی ها که به بار نیاورده است. از همین رو در روایات ما بسیار به کنترل زبان سفارش شده است و از آفات زبان بر حذرمان می دارند .

آفات زبان بسیار زیاد هستند و توضیح هر کدام مبحثی جدا می طلبد، در این مجال سعی میکنیم به آفتی بپردازیم که بسیار گزنده و تلخ است، و چون نیش مار تا عمق جان یک شخص فرو می رود و دل آزرده و غمگین رهایش می کند.

صحبت از "زخم زبان زدن " است عادت زشتی که خیلی ها دارند ، که با کنایه و اشاره نقطه ضعف های طرف مقابل را به رخ او می کشند .

آنچه ما در روایات نورانی اهل بیت علیهم السلام مشاهده می‌کنیم از جمله سفارش‏هایی که شده در رابطه با یک زندگی مسالمت‌آمیز و در کنار هم زیستن این است که انسانها از هر نوع پرخاش، زخم زبان زدن، هر نوع تعبیراتی که در شأن یک انسان نیست، پرهیز شده است .

انسان گل سر سبد عالم هستی و دارای ویژگی های ممتازی است که این ویژگیها تا جایی وجود دارد که زبان خوش کاربرد دارد قاعدتاً نباید نیازی باشد انسان متوسل شود برای پیشبرد اهداف نفسانی خودش به طعنه زدن، زخم زبان زدن به دیگران؛ چون به قول آن شاعر گفت که: «جراحات السّنان لها التیام و لا یلتام ما جرح اللّسان»؛ جراحت هایی که از طریق شمشیر و نیزه و امثال ذلک بر بدن انسان آشکار می شود اینها التیام پیدا می‌کند بالاخره زخم است و مرحم و دارو می گذارند و گذر زمان التیام بخش این زخم هاست .

امام باقرعلیه السلام فرمود:

درباره این گفته خداوند كه «با مردم به زبان خوش سخن بگویید» فرمود: بهترین سخنى كه دوست دارید مردم به شما بگویند، به آنها بگویید، چرا كه خداوند، لعنت كننده، دشنام دهنده، زخم زبان زن بر مۆمنان، زشت گفتار، بد زبان و گداى سمج را دشمن مى دارد. (امالى صدوق، ص 326)

جواب‌های سربالا و سرزنش‌آمیز دلیل بر پرعقده بودن و عصبیت پاسخ دهنده است و ناشی از آن است که وی شیوه برقراری ارتباط را نمی‌داند. واکنش‌های کلامی که با تعمق و منطقی و بدون حب و بغض باشد. قطعا ارتباط بهتری را رقم می‌‌زند و موجب پایداری زندگی می‌شود

امام حسین علیه السلام:

زبان آدمیزاد ، هر روز به اعضاى او نزدیك مى شود و مى گوید: چگونه اید؟ آنها مى گویند: اگر تو ما را به خودمان واگذارى، خوب هستیم و مى گویند: از خدا بترس و كارى به ما نداشته باش: و او را سوگند مى دهند و مى گویند: ما فقط به واسطه تو پاداش مى یابیم و به واسطه تو، مجازات مى شویم.( بحارالأنوار، ج71، ص278، ح14)

در مهارت‌های ارتباطی وقتی شخصی می‌داند که چگونه صحبت کند، از زخم زبان استفاده نمی‌کند و پیامدهای گفتار خود را در نظر می‌گیرد. انسان‌های عصبی که آستانه تحمل کمتری دارند، عموما متهم به این مساله هستند که زخم و نیش زبان بیشتری دارند.

جواب‌های سربالا و سرزنش‌آمیز دلیل بر پرعقده بودن و عصبیت پاسخ دهنده است و ناشی از آن است که وی شیوه برقراری ارتباط را نمی‌داند. واکنش‌های کلامی که با تعمق و منطقی و بدون حب و بغض باشد. قطعا ارتباط بهتری را رقم می‌‌زند و موجب پایداری زندگی می‌شود.

امام باقر علیه السلام: إِنَّ هذَا اللِّسانَ مِفتاحُ كُلِّ خَیرٍ و َشَرٍّ فَیَنبَغى لِلمُومِنِ أَن یَختِمَ عَلى لِسانِهِ كَما یَختِمُ عَلى ذَهَبِهِ وَ فِضَّتِهِ؛ براستى كه این زبان كلید همه خوبیها و بدیهاست پس سزاوار است كه مومن بر زبان خود مهر زند، همان گونه كه بر (كیسه) طلا و نقره خود مُهر مى زند.(تحف العقول، ص 298)

چگونه می توان از زبان خود مراقبت کرد تا مرتکب گناهی نشود؟

پرسش

 

چگونه می توان از زبان خود مراقبت کرد تا مرتکب گناهی نشود؟

 

پاسخ اجمالی

زبان هم مانند دیگر اعضای بدن انسان است که اگر از قوانین و احکام الاهی تخلف کند، یکی از ابزارهای گناه و معصیت است، چنان که اگر از دستورات شرع مقدس پیروی کند، از ابزار و وسایل اطاعت است. بنابراین مراقبت از این ابزار و وسیله در جلوگیری از انجام گناه مانند دیگر اعضا و جوارح است، و فرق چندانی با دست، پا و... ندارد. پس، بهترین راه برای نجات از گناه از بین بردن جهل و غفلت است.

 

برخی از راه کارهای عملی مهم درباره ترک و مراقبت از گناهان زبانی عبارت اند از: تقویت رابطه با خداوند و معصومین (ع)، توجه به آثار خوب و بد گناه و تقویت اراده.

پاسخ تفصیلی

زبان هم مانند دیگر اعضای بدن انسان است که اگر از قوانین و احکام الاهی تخلّف کند، یکی از ابزارهای گناه و معصیت است، چنان که اگر از دستورات شرع مقدس پیروی کند، از ابزار و وسایل اطاعت است. بنابراین مراقبت از این ابزار و وسیله در جلوگیری از انجام گناه مانند دیگر اعضا و جوارح است، و فرق چندانی با دست، پا و... ندارد، تنها با این تفاوت که شاید بیشتر مردم، گناه زبان را چندان جدی نگیرند در حالی که چه بسا ترور شخصیتی که با استفاده از زبان صورت می­گیرد برای طرف مقابل به مراتب آزاردهنده تر از آسیبهای جسمی است با دیگر اعضا و جوارح بر او وارد می شود.

 

مهم ترین منشأ گناه و نافرمانی خداوند غفلت و جهل انسان است. اگر شیطان بتواند کسى را از مقام خود، عظمت، علم، حکمت و لطف خداوند، نعمت های بی شمار او، مضرات و عواقب گناه و… غافل کند، او را به آسانی به وادی گناه و نا فرمانی می کشاند. همچنین جهل و نادانى به ارزش‏هاى وجودى انسان، جهل به آثار ارزنده پاک دامنى و عفت، جهل به عواقب گناه و بالاخره جهل به اوامر و نواهى الاهى باعث ارتکاب بسیاری از گناهان است. [1]

 

بهترین راه برای نجات از گناه از بین بردن جهل و غفلت است. اگر ما همواره به عظمت خدا و نعمت های بی شماری که به ما و دیگر بندگانش بخشیده است توجه داشته باشیم در صدد شکر گزاری و جبران نعمت های او خواهیم بود نه به دنبال عصیان و سرکشی. و اگر به علم و حکمت و لطف خداوند در قانون گذاری و حرام و حلال کردن کارها و اشیاء توجه و اطمینان داشته باشیم در می یابیم که هر آنچه را خداوند بر ما حلال کرده قطعا خیر و صلاح و منفعت ما در آن است و هر آنچه را خداوند بر ما حرام کرده قطعا به ضرر ما بوده است و این جاست که هیچگاه صلاح و منفعت خویش را رها نخواهیم کرد و به دنبال شر و ضرر نخواهیم رفت.

 

و اگر انسان به ارزش و مقام والای خود در بین دیگر مخلوقات توجه کند و این که گناه این ارزش و مقام را از بین خواهد برد، حاضر نخواهد شد تا این ارزش بزرگ را برای لذت آنی و بی ارزش و زود گذر از دست بدهد.

 

راه کار عملی برای نجات افراد مبتلا به گناه:

 

در ذیل، به برخی از راه کارهای مهم اشاره می شود:

 

1. تقویت رابطه با خداوند و معصومین (ع): در مرحله پیش گیری از گناهان مربوط به زبان، باید توجه داشت که شخص با تقویت رابطه خود با خداوند و داشتن توسّلات به اهل بیت (ع) به طور مستمر، می تواند زمینه های انجام گناه زبانی را از بین ببرد. [2]

 

2. توجه به آثار خوب ترک گناه و آثار بد انجام گناه: با در نظر گرفتن آثار خوب ترک گناه و آثار بد انجام گناهان زبانی مانند غیبت و سخن چینی و سخن بجا، حق و خیر، می توان از زبان خود مراقبت نمود تا به گناهان مربوط به آن دچار نشد. در اینجا به عنوان نمونه، چند آیه و حدیث درباره گناهان زبانی ذکر می شود:

خداى تعالى در قرآن کریم درباره نکوهش غیبت می­فرماید: «و هیچ یک از شما دیگرى را غیبت نکند، آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید». [3]

 

پیغمبر اکرم (ص): «کسی روز قیامت آمده و نگاه به نامه عملش می­کند و اثرى از کارهاى نیک خود را در آن نامه نمى‏بیند؛ سپس عرض می­کند: کجاست کارهاى شایسته من که در دنیا انجام دادم؟ پاسخ داده مى‏شود: تو غیبت مردم را کردى؛ به جاى غیبت‏هایت ثواب‏هاى تو در نامه عمل کسانى که غیبت آنها را کردى نوشته شد» [4] ، [5]

 

امام علی (ع): «خوشبخت و رستگار کسى است که علم و عملش، دوستى و دشمنیش، گرفتن و رها کردنش، سخن گفتن و سکوتش، رفتار و گفتارش تنها بر اساس رضاى الاهى استوار باشد و بر خلاف امر پروردگار قدمى برندارد». [6]

 

امام باقر (ع): «از اندرزهاى لقمان حکیم به فرزندش این بود که فرزند عزیز!... کسى که مالک زبان خود نباشد، سرانجام پشیمان خواهد گشت». [7]

 

3. تقویت اراده: برای مقابله با گناهان، باید اراه قوی داشت. شخص با اراده کسی است که وقتی در مورد کاری، به خوبی تأمل کرد، تصمیم به انجام آن می گیرد و با فعالیت و ثبات قدم آن را به اجرا در می آورد. [8]

 

راه کارهایی برای تقویت اراده سفارش شده که در این زمینه نمایه «راه های تقویت اراده»، سؤال 525 (سایت: 572)   را مطالعه نمایید.

 

برای آگاهی بیشتر نمایه های زیر را مطالعه کنید:

 

«مقایسه کلام و سکوت»، سؤال 9135 (سایت: 9608) .

 

«گناه و آثار آن»، سؤال 204 (سایت: 1073) .

 

 


[1] برگرفته از نمایه «راه رهایی از گناه»، سؤال 5207 (سایت: 5473) .

[2] برگرفته از نمایه «جلوگیری از وسوسه گناه»، سؤال 3859 (سایت: 4110) .

[3] حجرات، 12.

[4] دیلمى، حسن بن ابى الحسن، ارشاد القلوب، ج 1، ص 116، انتشارات شریف رضی، 1412ق.

[5] در این باره نمایه های «غیبت و اهمیت توبه از آن»، سؤال 4166 (سایت: 5088) ؛ «مرز بین غیبت و انتقاد از مسئولین»، سؤال 9478 (سایت: 9436) را مطالعه نمایید.

[6] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 74، ص 241، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404ق؛ حرانى، حسن بن شعبه، تحف العقول، ص 100، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1404 ق.

[7] کلینى، الکافی، ج 2، ص 642، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 ش.

[8] برگرفته از نمایه «راه های تقویت اراده»، سؤال 525 (سایت: 572) .


موضوعات مرتبط: احادیث و سخنان چهارده  معصوم علیهم السلام

تاريخ : جمعه یکم مرداد ۱۴۰۰ | 2:22 | نویسنده : هیئت حسینی خور |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.



در اين وبلاگ
در كل اينترنت