هیئت  حسینی خور بیرجند

اهمّیّت و چگونگی یادگیری احکام الهی

هیئت حسینی خور
هیئت  حسینی خور بیرجند

اهمّیّت و چگونگی یادگیری احکام الهی

اهمّیّت و چگونگی یادگیری احکام الهی

اهمّیّت فراگیری احکام دینی

پیامبر اکرم ( ص ) :هر کس یک مسئله شرعی

از احادیث ما پیرامون حلال و حرام

و مسائل دینی اش را بیاموزد

خدای تعالی هزار گناه او را بیامرزد

و شهری از طلا به وسعت دنیا برایش در بهشت بنا کند

و به عدد هر مویی که در بدنش قرار دارد

برایش حجّ مقبول می نویسد

(.بحار الانوار جلد 1 ص214

قال رسول الله صلی الله علیه واله

افُّ لکل مسلم لا یَجْعَلُ فی کل جمْعة ٍ یوماً

یتفقه فیه امردینه و یَسئَلُ عن دینه بحار ج 1 ص 176

رسول اکرم(صلى الله عليه و آله) فرمودند :من ازمسلمانی که

هفته‌‌ای یک روز رابرای آشنایی با امر دینش

و پرسش از (معارف و احكام)

اختصاص نمی‌‌دهد،

منزجر و بیزارم .

و از دست ان مسلمان ناراحتم

اف یعنی اَتَزَجَّرُ ....من از چنین مسلمانی ناراحتم

۴. المحاسن، فصل مصابیح الظلم، باب 13، ص225، ح149.

اگر مسلمین به این سفارش حضرت که هفته ای یک روز

برای تفقه در دین عمل می کردند وضع شان فرسنگ ها

تا حالا فرق داشت و .....

ثواب مجلس علم

عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع

قَالَ بَیْنَمَا أَنَا جَالِسٌ فِی مَسْجِدِ النَّبِیِّ ص

إِذْ دَخَلَ أَبُوذَرٍّ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ

جَنَازَةُ الْعَابِدِ أَحَبُّ إِلَیْکَ أَمْ مَجْلِسُ الْعَالِمِ

امیر المؤمنین علی علیه‌السلام فرمود

که من نشسته بودم

در مسجد پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم

که ابوذر داخل مسجد شد.

و به رسول‌اللَّه صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم عرض کرد:

«نزد شما (همراهی) جنازه عابد بهتر است

یا مجلس عالم»

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا أَبَاذَرٍّ

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

«اى اباذر:

الْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاکَرَةِ الْعَالِمِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ

مِنْ أَلْفِ جَنَازَةٍ مِنْ جَنَازَةِ الشُّهَدَاءِ

ساعتى نشستن در مجلس علم، محبوب‌تر است

نزد خدای‌تعالى از (حضور در کنار)

هزار جنازه از جنازه هاى شهیدان

وَ الْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاکَرَةِ الْعِلْمِ

أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ قِیَامِ أَلْفِ لَیْلَةٍ

یُصَلَّى فِی کُلِّ لَیْلَةٍ أَلْفُ رَکْعَةٍ

و نشستن ساعتى در مجلس علم

محبوب‌تر است نزد خدا

از قیام هزار شب

که کسی در هر شب هزار رکعت نماز بخواند

وَ الْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاکَرَةِ الْعِلْمِ

أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ أَلْفِ غَزْوَةٍ

و نشستن ساعتى در مجلس علم

محبوب‌تر است

نزد خدا از هزار جهاد (در کنار رسول خدا)

وَ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ کُلِّهِ

و خواندن کل قرآن

قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مُذَاکَرَةُ الْعِلْمِ

خَیْرٌ مِنْ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ کُلِّهِ

ابوذر عرض کرد: «یا رسول اللَّه مذاکره علم بهتر است

از خواندن همه قرآن؟!»

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا أَبَاذَرٍّ الْجُلُوسُ سَاعَةً

عِنْدَ مُذَاکَرَةِ الْعِلْمِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ

مِنْ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ کُلِّهِ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ مَرَّة

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود:

اى ابوذر نشستن ساعتى در مجلس علم

به‌خدا از خواندن دوازده هزار بار کلّ قرآن بهتر است.

عَلَیْکُمْ بِمُذَاکَرَةِ الْعِلْمِ

فَإِنَّ بِالْعِلْمِ تَعْرِفُونَ الْحَلَالَ مِنَ الْحَرَامِ

ملازم باشید به‌ حضور در مجلس علم

براى آن‌که به علم می‌دانید حلال را از حرام.

وَ مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ لِیَلْتَمِسَ بَاباً مِنَ الْعِلْمِ

کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ ثَوَابَ نَبِیٍّ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ

وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِکُلِّ حَرْفٍ یَسْتَمِعُ أَوْ یَکْتُبُ مَدِینَةً فِی الْجَنَّةِ

و هر که از خانه خود بیرون آید

که بابى از علم را طلب کند؛

بنویسد خداى تعالى براى او،

به‌ هر قدمى ثواب پیغمبرى از پیغمبران

و بدهد او را به‌هر حرفى که می‌شنود

یا می‌نویسد شهرى در بهشت.

وَ طَالِبُ الْعِلْمِ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ أَحَبَّهُ الْمَلَائِکَةُ وَ أَحَبَّهُ النَّبِیُّونَ

و خداى تعالى طالب علم را دوست‌دارد

و دوست دارند او را فرشتگان و دوست دارند او را پیغمبران.

وَ لَا یُحِبُّ الْعِلْمَ إِلَّا السَّعِیدُ وَ طُوبَى لِطَالِبِ الْعِلْمِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ

و دوست ندارد علم را مگر نیکبخت

و خوشا به حال طالب علم در روز قیامت

یَا أَبَاذَرٍّ وَ الْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاکَرَةِ الْعِلْمِ

خَیْرٌ لَکَ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ صِیَامٍ نَهَارُهَا وَ قِیَامٍ لَیْلُهَا

اى اباذر نشستن ساعتى در مجلس علم

بهتر است

از عبادت یک سال

که روزه باشى روزهای آن را و قیام نمائى

شب‌های آن‌را

وَ النَّظَرُ إِلَى وَجْهِ الْعَالِمِ

خَیْرٌ لَکَ مِنْ عِتْقِ أَلْفِ رَقَبَةٍ

و نظر کردن بر روى عالم بهتر است

از آزاد کردن هزار بنده

وَ مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ لِیَلْتَمِسَ بَاباً مِنَ الْعِلْمِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ

بِکُلِّ قَدَمٍ ثَوَابَ أَلْفِ شَهِیدٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ

و هر که از خانه خود بیرون رود

تا بابى از علم را طلب کند؛

خدا براى او بنویسد به هر قدمى

ثواب شهیدى از شهداى بدر

وَ طَالِبُ الْعِلْمِ حَبِیبُ اللَّهِ

و طالب علم حبیب و دوست خدا است

وَ مَنْ أَحَبَّ الْعِلْمَ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ

و هر که دوست دارد علم را بهشت برای او واجب شود

وَ یُصْبِحُ وَ یُمْسِی فِی رِضَا اللَّهِ

و صبح کند و شب کند در رضاى خدا

وَ لَا یَخْرُجُ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّى یَشْرَبَ مِنَ الْکَوْثَرِ وَ یَأْکُلَ مِنْ ثَمَرَةِ الْجَنَّةِ

و بیرون نرود از دنیا تا آن‌که بیاشامد از آب کوثر و بخورد از میوه بهشت

وَ لَا یَأْکُلُ الدُّودُ جَسَدَهُ

و نخورد کرم بدن او را

وَ یَکُونُ فِی الْجَنَّةِ رَفِیقَ الْخَضِرِ ع

و در بهشت رفیق حضرت خضر علیه‌السّلام باشد

وَ هَذَا کُلُّهُ تَحْتَ هَذِهِ الْآیَةِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى

و جمیع این مطالب در تحت این آیه است :

یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجات

(سوره مجادله/آیه11)

خداى تعالى مؤمنین را به یک درجه،

و علم داده شدگان را به چند درجه برترى داده .

جامع الأخبار(للشعیری)؛ صفحه 37

نوادرالأخبار (للفیض) / النص صفحه 21

بحارالأنوار (ط - بیروت) جلد 1 صفحه 203

مستدرک‌الوسائل جلد 5 صفحه 396

امام صادقعلیه السّلام: خداوند متعال در روز قیامت

به بنده اش می فرماید: بندۀ من،

آیا(به امور لازم دینی خودت) علم داشتی؟

اگر پاسخ دهد آری می فرماید

چرا به آنچه می دانستی عمل نکردی؟

و اگر بگوید نمی دانستم می فرماید:

چرا یاد نگرفتی تا عمل کنی؟

( بحار الانوار، ج۱، ص۱۷۷.)

یکی از مهمترین واجبات دین مبین اسلام

كه از اهمیت ویژه‌‌ای برخوردار می‌باشد،

فراگیری احکام دین است

كه درک و فهم درست نسبت به مسائل آن

و عمل بر طبق آن تضمین كننده سعادت انسان است

. كسی كه اسلام را به عنوان دین خود بر می‌گزیند

باید برنامه‌‌های آن را به طور كامل

در همه قلمروهای زندگی خود بپذیرد

و رفتار و عملكرد خویش را مطابق با احكام دین تنظیم نماید،

انجام چنین تكلیفی می‌‌طلبد فرد مسلمان نسبت به مقدار مورد نیازش

از احكام دین كه به آن احتیاج دارد و برایش پیش می‌آید،

شناخت پیدا كند تا بتواند آن را در زندگی خود اجراء نماید،

بر این اساس قرآن كریم و روایات ائمه هدی(علیهم‌السلام)

بر این موضوع تأکید بسیار نموده و همگان را به یاد گرفتن احکام دین

تشویق و ترغیب كرده‌‌اند

و از ضررهای فراوان آشنا نبودن با احكام الهی بر حذر داشته‌‌اند:

در حدیث نقل شده است كه امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند:

«فرا گرفتن یک حدیث

درباره حلال و حرام از شخصی راستگو،

برای تو بهتر از دنیا و زر و سیم‌‌های آن است».[۱]

و نیز روایت شده مردی به امام صادق(علیه‌السلام) عرض كرد:

فرزندی دارم كه دوست دارد مسائل حلال و حرام را

از شما بپرسد و از مطالبی كه اهمیت ندارد

و به دردش نمی‌‌خورد، پرسش نمی‌‌كند.

حضرت صادق(علیه‌السلام) فرمودند:

«آیا بهتر از حلال و حرام سؤالی هست كه مردم بپرسند؟»[۲]

و در حدیث دیگر نقل شده است كه حضرت صادق(علیه‌السلام) فرمودند:

«در دین خدا دانا و فقیه شوید

و مانند اعراب زمان جاهلیت نباشید

(كه از احکام خدا و معارف دینی بی‌خبر بودند)،

سپس حضرتش(علیه‌السلام) فرمودند:کسی که

در دین خدا دانا و بصیر نگردد،

خداوند متعال در روز قیامت هرگز به او نظر لطف نمی‌افکند

و بر پاکیزگی اعمالش مهر تأیید نمی‌گذارد».[۳]

در حدیث نقل شده است كه امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند:

«لقمان در اندرز به فرزندش فرمود: فرزندم!

در روزها و شب‌‌ها و ساعات زندگی خود

بهره‌‌ای برای تحصیل علم در نظر بگیر

زیرا تو هرگز برای خودت

ضایعه‌‌ای مانند ترک علم نخواهی یافت».[۵]

و نیز روایت شده كه امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند:

«كسی كه بدون علم و آگاهی اعمالش را انجام دهد

مانند فردی است که به سمت سرابی در بیابان حركت كند

لذا هر چه تندتر برود از مقصدش دورتر می‌‌شود».[۶]

نکته مهّم دیگر این است که در روایات معصومین(علیهم‌السلام)

موضوع «تفقّه در دین» یعنی داشتن شناخت کامل

درباره دین و بصیر و بینا بودن نسبت به احکام و معارف آن،

مورد توصیه و تأکید بسیار قرار گرفته است.

روایت شده كه امام كاظم(علیه‌السلام) در این باره فرمودند:

«در دین خدا فقیه و دانا شوید زیرا فقه كلید بصیرت و شناخت است

و مایه كامل شدن عبادت و وسیله رسیدن به مقامات بلند

و مراتب عالی دینی و دنیایی است، برتری فقیه بر عابد

همچون برتری خورشید بر ستارگان است

و هر كس در دین خود دانا و فقیه نشود

خداوند عملی را از او نمی‌‌پسندد».[۷]

و نیز روایت شده كه امیر المؤمنین(علیه‌السلام) فرمودند:

«اگر خواستی دانا شوی، در دین خدا فقیه و دانا شو».[۸]

و در حدیث نقل شده است كه پیامبر خدا(صلى الله عليه و آله) فرمودند:

«خداوند به چیزی برتر از آگاهی دینی و فهم دین عبادت نشده است».[۹]

و نقل شده كه امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند:

«هنگامی که خداوند خیر و سعادت بنده‌ای از بندگان خود را بخواهد

او را نسبت به دین بصیر و بینا می‌‌سازد».[۱۰]

و روایت شده كه حضرت امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند:

«هنگامی که خداوند متعال می‌خواهد قوم و گروهی را

به خیر و صلاح و موفّقیت برساند،

آنان را در شناخت دین، بصیر و بینا قرار می‌‌دهد...».[۱۱]

بدیهی است كه انسان نمی‌‌تواند

در فراگیری مسائل دین كوتاهی كرده

و به بهانه ندانستن مسأله

از عمل به تكالیف الهی كه ابلاغ شده شانه خالی كند،

۱. المحاسن، فصل مصابیح الظلم، باب 15، ص229، ح166.
۲. المحاسن، فصل مصابیح الظلم، باب 15، ص229، ح168.
۳. كنز الفوائد، فصل فی ‌ذكر العلم، ص240؛ المحاسن، فصل مصابیح الظلم، باب 15،ص228، ح162.
۴. المحاسن، فصل مصابیح الظلم، باب 13، ص225، ح149.
۵. امالی ‌الطوسی، ‌ج1، المجلس الثالث، ص66.
۶. امالی ‌شیخ مفید، مجلس5، ص42، ح11.
۷. تحف العقول، ص410، باب ما روی ‌عن موسی ‌بن جعفر فی ‌قصار هذه المعانی.
۸. غرر الحكم و درر الکلم، ص49، فصل فی ‌الفقه و الفقاهة، ح264.
۹. الامالی ‌الطوسی، ص 474، (چاپ قم) ح 1033.
۱۰. اصول الكافی، ‌ج‏1، ص 32، ح3، باب صفة العلم و فضله و فضل العلماء.
۱۱. مستدرك‏الوسائل، ج 11، ص 190، ح12، باب6 استحباب التخلّق بمكارم الأخلاق.
۱۲. امالی ‌شیخ طوسی، ‌ج1، مجلس اول، ص8و9، ح10؛ امالی ‌شیخ مفید، مجلس26، ص227و228، ح6.

یکی از پر اهمیت ترین مسائل که

بین بیشتر افراد کم اهمیت جلوه می کند

یادگیری احکام است؛

کسانی که به اندازه ظرفیت وجودی خویش

نسبت به خدای بزرگ «معرفت » دارند،

و بر اساس این معرفت، «محبت » حق در قلبشان جای گرفته

و آتش عشق او در درونشان شعله ور گشته است،

چیزی جز «اطاعت » از محبوب و معشوق را نمی خواهند،

چون اطاعت از محبوب نشانه محبت به اوست،

این چنین انسانهای عاشق لزوم اطاعت از محبوب را

احساس کرده و به «ضرورت فراگیری احکام »

الهی و اهمیت یادگیری تکالیف خدایی پی برده اند

و دستورهای او را به جان و دل خریدار گشته اند.

بنابراین؛ برای اینکه عذر و بهانه ای باقی نماند،

توسط حضرت محمد (صلی الله علیه وآله)

کتابى را که از سوى پروردگارتان بر او نازل شده بود ،

در میان شما نهاد ، کتابى که احکام حلال و حرامش

در آن بیان شده بود و واجب و مستحب

و ناسخ و منسوخش روشن شده بود

. معلوم داشته که چه کارهایى مباح است

و چه کارهایى واجب یا حرام، خاص و عام چیست

و در آن اندرزها و مثالهاست . مطلق و مقید و محکم

و متشابه آن را آشکار ساخته . هر مجملى را تفسیر کرده

و گره هر مشکلى را گشوده است . و نیز چیزهایى است که

براى دانستنش پیمان گرفته شده و چیزهایى است که

به نادانستنش رخصت داده شده . احکامى است

که در کتاب خدا به وجوب آن حکم شده و در سنت ،

آن حکم نسخ گشته و احکامى است که در سنت ،

به وجوب آن تاکید شده ولى در کتاب به ترکش

رخصت داده شده و نیز اعمالى است که چون زمانش فرازآید ،

واجب و چون زمانش سپرى گردد ، وجوبش زایل شود .

و در باب امورى که ارتکاب آن گناه کبیره است

و خدا به کیفر آن ، وعید آتش دوزخ داده و امورى که

ارتکاب آن گناه صغیره است و مستوجب غفران

و آمرزش اوست و امورى که اندک آن هم پذیرفته آید

و هر کس مخیر است که بیش از آن هم به جاى آورد .1

خداوند متعال در قرآن کریم می فرمایند:

"فَلَوْ لا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ

لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ َولِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ" 2

(چرا از هر گروهى از آنان، طایفه‏اى کوچ نمى‏ کند ،

تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهى یابند

و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود، آنها را بیم دهند؟!)

«احکام » نیز جزئی از دانش دینی است

که همیشه عده ای مامور به فراگیری و آموزش آن هستند.

و عده ای هم لازم است که این احکام را از آنان که یاد گرفته اند، بیاموزند.

در حدیثی از پیامبر عزیز خدا(ص) وارد شده است:

"قالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص):

أُفٍّ لِكُلِّ مُسْلِمٍ لَا یَجْعَلُ فِی كُلِّ جُمْعَةٍ

یَوْماً یَتَفَقَّهُ فِیهِ أَمْرَ دِینِهِ وَ یَسْأَلُ عَنْ دِینِه." 3

(وای بر هر مسلمانی که در هر هفته، روزی را

برای آموختن و سوال کردن از دینش قرار ندهد.)

همان گونه که در این حدیث شریف می بینیم

همه مسلمانان مورد خطاب قرار گرفته اند تا مسائل

دینی خود را که احکام نیز جزئی از آن است فرا گیرند

و حتی به دنبال پرسش و جستجو از آن باشند.

لزوم مراجعه به فقهاء

علم فقه یكی از مقدّس‌ترین علوم ارزنده‌ی اسلامی است

كه عهده‌دار بیان روش اصیل بندگی خداوند متعال

و كیفیّت صحیح آن است. این علم در عصر پیامبر اكرم(صلى الله عليه و آله)

و امامان(علیهم‌السلام) پژوهندگان زیاد

و رونقی چشم‌گیر داشته و مورد توجّه پیروان دین بوده

به ویژه در زمان امام باقر و امام صادق(علیهما السلام)

كه به حدّ اعلای اوج خود رسیده و دانشمندان بسیاری

در مسائل مختلف دینی و فروع احكام در محضر آن دو پیشوای بزرگ شیعه پرورش یافتند.

مسائل و احكام اسلامی در آن عصر نورانی علمی

چنان تحلیل و بررسی می‌شد كه نقل شده زرارة بن اعین،

مدّت چهل سال مسائل حجّ را از امام صادق(علیه‌السلام)

می‌آموخت و باز هم زمینه بحث باقی بود. چنانچه او خود می‌گوید:

به امام صادق(علیه‌السلام) عرض كردم خداوند مرا فدای تو گرداند،

از چهل سال پیش تاكنون راجع به مسائل حجّ از شما می‌پرسم

و شما همواره جواب می‌دهید، حضرت فرمودند:

«ای زراره كانون مقدّسی كه دو هزار سال پیش از آدم،

مورد توجّه و زیارتگاه بوده، تو می‌خواهی مسائل آن

در ظرف چهل سال بیان شود؟[۱۳]»

در زمان ائمّه معصومین(علیهم‌السلام)

عهده‌دار بیان احكام الهی، خود امامان(علیهم‌السلام) بودند

و نیز این موضوع را به عهده‌ی اصحاب و شاگردان خاص خویش

هم می‌گذاردند، مردان فاضل و مایه‌دار و با فضیلتی

مانند زراره و محمّد بن مسلم و ابو بصیر و ابان بن تغلب،

مسائل حلال و حرام و احكام دین را در اختیار مردم می‌گذاشتند

و خود ائمّه(علیهم‌السلام)، مردم را به آنان ارجاع می‌دادند.

چنانچه نقل شده شعیب عقرقوفی می‌گوید

به امام صادق(علیه‌السلام) عرض كردم:

چه بسا نیاز پیدا می‌كنیم كه در موردی سؤال كنیم حال از چه كسی بپرسیم؟

حضرت فرمودند: «بر تو باد به اسدی یعنی ابو بصیر».[۱۴]

و نیز نقل شده كه عبد الله بن ابی یعفور می‌گوید:

به امام صادق(علیه‌السلام) عرض كردم در هر وقت،

برای من ممكن نیست شما را ببینم و محضر شما شرفیاب شوم

و از طرفی چه بسا شخصی از شیعیان می‌آید و مطالبی را از من می‌پرسد

و من پاسخ همه مسائل او را نمی‌دانم (وظیفه من چیست؟)

حضرت فرمودند:«چرا به محمد بن مسلم مراجعه نمی‌كنی؟

هر چه ندانستی از او بپرس كه او از پدرم امام باقر(علیه‌السلام)

مسائل را فرا گرفته و در نزد آن حضرت آبرومند و محترم بود».[۱۵]

نیز در نقل دیگر علی بن مسیّب همدانی می‌گوید:

به حضرت رضا(علیه‌السلام) عرض كردم:

من در ناحیه‌ای دور دست زندگی می‌‌کنم

و در هر زمانی دسترسی به شما ندارم،

پس از چه كسی برنامه‌های دینی‌‌ام را فرا بگیرم؟

حضرت فرمودند:

«از زكریّا بن آدم قمی كه امین

و محلّ اعتماد بر امر دین و دنیا است»،

علی بن مسیّب می‌‌گوید: هنگامی كه به شهر خود بازگشتم

هر مطلبی را كه مورد نیاز بود از زكریّا بن آدم پرسش می‌كردم.[۱۶]

و همچنین روایت شده كه عبد العزیز بن المهتدی می‌گوید:

از امام رضا(علیه‌السلام) پرسیدم:

در هر زمانی ملاقات با شما برایم میسّر نیست

پس مَعالم دینم را از چه كسی فرا بگیرم؟

حضرت فرمودند: «از یونس بن عبد الرّحمن بیاموز».[۱۷]

و گاهی بعضی از اصحاب خود را امر می‌كردند كه

برای مردم فتوی بدهند چنانچه در حدیث است

كه امام باقر(علیه‌السلام) به ابان فرموند:

«إجْلِسْ فیٖ مَسْجِدِ الْمَدیٖنَةِ وَأفْتِ النّاسَ

فَإنّی أُحِبُّ أنْ یُریٰ فیٖ شیٖعَتیٖ مِثْلُكَ».

در مسجد مدینه بنشین و فتوی بده زیرا دوست دارم كه

همانند تو در میان شیعیانم دیده شود.[۱۸]

تا سرانجام اعصار امامان(علیهم‌السلام) كم‌‌كم گذشت

و دوران غیبت امام زمان(عجل‌الله‌فرجه) فرا رسید

و بیان حلال و حرام و روشنگری برنامه‌های زندگی جامعه،

یكسره واگذار به فقهای جامع الشرایط گردید و موضوع فتوی

و نیز موضوع تقلید به صورت خاصّی رواج كلّی یافت.

علّت لزوم تقلید

اسلام آخرین و كامل‌‌ترین مكتب الهی است

و تمام برنامه‌‌های آن مطابق مصلحت انسانها بوده و

با پیاده كردن آن سعادت انسان‌‌ها تأمین می‌‌شود

چه اینکه پروردگار متعال است که انسان‌‌ها را آفریده

و به مصالح و مفاسد زندگی آنها و خواسته‌‌ها

و احتیاجات فطری آنان آگاه است و قوانین زندگی انسان‌‌ها را

به عنوان وظایف عبادی، اقتصادی، اخلاقی، فرهنگی،

جسمی، روانی، فردی، اجتماعی و... به وسیله پیامبران

و اوصیاء و جانشینان آنها(علیهم‌السلام) به انسان‌‌ها ابلاغ نموده است

و به طور کلّی برنامه‌‌های نجات بخش اسلام كه

توسّط پیامبر اكرم(صلى الله عليه و آله)

و ائمه هدی(علیهم‌السلام) تبیین شده، سه دسته است:

1. معارف اعتقادی و اصول دین 2.

مسائل اخلاقی 3. احکام عملی و فروع دین.

دسته سوم یعنی احکام عملی که رساله‌‌های عملیّه

با این دسته از احکام خداوند مرتبط هستند، گستردگی زیادی دارد،

زیرا احکام و قوانینی است که کلّیه اعمال انسان‌‌ها أعمّ از اعمال عبادی،

اقتصادی، فردی، خانوادگی، اجتماعی، قضایی، جزایی و...

را زیر پوشش خود قرار می‌دهد و در رابطه با این دسته

از احکام الهی، توجّه به چند مطلب لازم است:

الف. علم دارای رشته‌‌های متعدّدی است و ممكن است

یک فرد در عین حال كه در یک رشته مهارت فوق العاده‌‌ای دارد،

از رشته دیگر اطّلاعی نداشته باشد، در نتیجه باید به حكم عقل

در رشته‌‌ای كه تخصّص ندارد به متخصّص و كارشناس

همان رشته مراجعه كند و از گفته او پیروی كند.

مثلاً شخصی كه در علوم فضایی متخصّص است،

هنگامی که مریض می‌‌شود، از آنجا که با بیماری‌‌ها

و روش معالجه آنها آشنا نیست، به ناچار باید به پزشک متخصّص

مراجعه كند، این پزشک است که دستور می‌‌دهد كه چند عدد

از فلان قرص را باید بخورد و فلان آمپول را تزریق كند،

چرا که متخصّص علوم فضایی، پیروی از گفته پزشک را

بر خود لازم می‌‌داند و به طور کلّی، هر کاری را که

بخواهیم انجام دهیم و راه و روش آن را ندانسته باشیم،

به خبره همان كار مراجعه می‌‌كنیم و راه و چاره آن را از متخصّص

همان حرفه می‌‌پرسیم و هر فن و صنعتی را كه بخواهیم یاد بگیریم،

به شاگردی استادی می‌‌شتابیم كه در آن فن و صنعت، بصیر

و توانمند است. شیوه چگونگی آشنایی با احكام شرعی

و شناخت حلال و حرام الهی نیز به همین شکل است

بدین منظور، باید به فقیه كه متخصّص و كارشناس احكام دین است،

مراجعه نمود.

ب. مدرک و منبع احکام الهی به طور عمده، قرآن كریم

و احادیثی که از پیامبر اكرم(صلى الله عليه و آله)

و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) روایت شده

(که ثقلین نامیده می‌شوند) مى‌باشد.

ج. فهمیدن و بدست آوردن مطالب و معارفی که

در قرآن مجید و روایات اهل بیت(علیهم‌السلام) آمده است،

کار آسانی نیست و احتیاج به تخصّص و مهارت دارد

و تا یک فرد در ادبیات عرب و علوم مختلف اسلامی

از قبیل تفسیر قرآن، درایه و حدیث شناسی، رجال

و شناخت راویان احادیث، اصول فقه، شناخت آراء

و نظرات فقهای اسلام و...، تخصّص و مهارت نداشته

و به اصطلاح با توفیق الهی به درجه اجتهاد

و فقاهت نرسیده باشد، هرگز نمی‌‌تواند احکام خداوند متعال را

از منابع خود استخراج کند، شما كتاب كوچک و كم حجمی

به نام رساله و توضیح المسائل را می‌‌بینید و شاید ندانید

كه این رساله محصول عمر یک فقیه است كه با توجّه به

تخصّص خود و با زحمت‌‌های طاقت فرسا، آن را از منابع دینی

استنباط كرده و در دسترس مردم گذاشته است.

با توجّه به آنچه بیان شد، لزوم مراجعه به فقهاء و عالمانی که

راه اجتهاد و فقاهت را با وسعت و گستردگی خاصی که دارد

پیموده، واضح شده و مسأله تقلید از مجتهد به حکم عقل

و منطق، ثابت می‌گردد و معلوم می‌شود كه تقلید به

معنای پیروی كوركورانه (كه اسلام با تمام قوا با آن مبارزه كرده

و قرآن مجید آن را یكی از ناپسند‌‌ترین صفات انسانی معرّفی می‌‌كند)

نمی‌‌باشد، بلكه تقلید به معنای مراجعه فرد غیر متخصّص

در مسائل دینی، به متخصّص در دین است و می‌توان

حدیث ذیل که از امام عسکری (علیه‌السلام) نقل شده را

مؤیّد این مطلب دانست: «... فَأمّا مَنْ کانَ مِنَ الفُقَهاءِ،

صائِناً لِنَفْسِهِ، حافِظاً لِدیٖنِهِ، مُخٰالِفاً عَلیٰ هَواهُ، مُطیٖعاً لأمْرِ مَوْلاهُ

فَلِلْعَوٰامِ اَنْ یُقَلِّدُوْهُ...».[۱۹]

«... و امّا هر کس از فقهاء که 1. دارای صیانت نفس باشد

(مالک نفس خود و نگهبان آن باشد تا بتواند خویشتن را

در مقابل هر‌ گونه انحراف و کج روی از صراط‌ مستقیم

و مسیر بندگی خداوند متعال، مصون و ایمن نگاه بدارد)

2. حافظ و نگهبان دین الهی باشد. 3. با هواهای نفسانی خود

مخالفت کند. 4. مطیع فرمان خداوند متعال و مولای خویش باشد،

بر مسلمانان است که از او تقلید کنند...»

اکنون با توجّه به آنچه که ذکر گردید، روشن می‌‌شود كه

اظهار نظر در مسائل دینی و احكام شرعی بر كسانی كه

به رتبه اجتهاد نرسیده‌‌اند و با أدلّه احكام، آشنایی ندارند

جایز نیست و بر مؤمنین و مؤمنات واجب است

در تمام احكام دینی و مسائل شرعی به مراجع بزرگوار تقلید

و اسلام‌ شناسان مورد اعتماد، مراجعه نمایند.



۱۳. وسائل الشّیعه، ج 11، ص12، ح12،

باب1 وجوبه علی ‌كلّ مكلّف مستطیع.
۱۴. وسائل الشّیعه، ج27، ص142، ح15،

ابواب صفات القاضی، ‌باب11، وجوب الرجوع فی ‌القضاء و الفتوی.
۱۵. وسائل الشّیعه، ج 27، ص 144، ح 23،

ابواب صفات القاضی، ‌باب 11، وجوب الرجوع فی ‌القضاء و الفتوی.
۱۶. وسائل الشّیعه، ج 27، ص 146، ح27،

ابواب صفات القاضی، ‌باب 11، وجوب الرجوع فی ‌القضاء و الفتوی.
۱۷. وسائل الشّیعه، ج 27، ص 148، ح 34،

ابواب صفات القاضی، ‌باب 11، وجوب الرجوع فی ‌القضاء و الفتوی.
۱۸. معجم رجال الحدیث، ج 1، ص 144، حرف الف، مورد 28، ابان بن تغلب.
۱۹. وسائل‏الشیعه، ج 27، ص 131، ح 20، باب 10.


موضوعات مرتبط: احادیث و سخنان چهارده  معصوم علیهم السلام ، احکام و مسائل شرعی

تاريخ : سه شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۲ | 23:5 | نویسنده : هیئت حسینی خور |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.



در اين وبلاگ
در كل اينترنت