هیئت  حسینی خور بیرجند

   حضرت رقیه خاتون علیهاالسلام  از ولادت تا شهادت

هیئت حسینی خور
هیئت  حسینی خور بیرجند

   حضرت رقیه خاتون علیهاالسلام  از ولادت تا شهادت

حضرت رقیه خاتون علیهاالسلام

از ولادت تا شهادت

نام حضرت رقيه (عليهاالسلام) بارها بر زبان امام حسين (عليه‏السلام) جاري شده است.

اين مطلب در مقتل ابومخنف نيز هست که

حضرت پس از شهادت علي اصغر (عليه‏السلام)،

فرياد برآورد:

«اي ام کلثوم، اي سکينه، اي رقيه،

اي عاتکه و اي زينب! اي اهل بيت من!

خدانگهدار؛ من نيز رفتم».

حضرت رقیه که بود
اصل وجود دختري چهار ساله

براي امام حسين (عليه السلام)

در منابع شيعي آمده است،

اما در بعضي منابع در اين باره اختلاف وجود دارد.

در كتاب كامل بهايي نوشته علاءالدين طبري

(قرن ششم هجري)

قصه دختري چهار ساله كه

در ماجراي اسارت در خرابه شام

در كنار سر بريده پدر به شهادت رسيده،

آمده است،

اما در مورد نام او كه آيا رقيه بوده

يا فاطمه صغري و ... اختلاف است.

همچنين سيد بن طاووس در كتاب

«لهوف» خود مي‌نويسد:

«شب عاشورا كه

حضرت سيدالشهداء (عليه ‏السلام) اشعاري در بي‌وفايي دنيا مي‏خواند،

حضرت زينب (س) سخنان ايشان را شنيد

و گريست. امام (عليه‏ السلام) او را

به صبر دعوت كرد و فرمود:

«خواهرم ام كلثوم و تو اي زينب!

تو اي رقيه و فاطمه و رباب!

سخنم را در نظر داريد

[و به ياد داشته باشيد]

هنگامي كه من كشته شدم،

براي من گريبان چاك نزنيد

و صورت نخراشيد و سخني ناروا مگوييد

و خويشتن‌دار باشيد.» *

مادر حضرت رقيه

براساس نوشته‌هاي بعضي كتاب‌هاي تاريخي،

امّ اسحاق است

كه پيش‌تر همسر

امام حسن مجتبي (عليه السلام) بوده

و پس از شهادت ايشان،

به وصيت امام حسن (عليه السلام)

به عقد امام حسين (عليه السلام) درآمده است.

مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام)

از بانوان بزرگ و با فضيلت اسلام

به شمار مي‌آيد.

بنا به گفته شيخ مفيد در كتاب الارشاد،

كنيه ايشان بنت طلحه است.

نام مادر حضرت رقيه (عليها سلام)

در بعضي كتاب‌ها،

ام جعفر قضاعيّه آمده است،

ولي دليل محكمي در اين باره در دست نيست.

هم چنين نويسنده معالي السبطين،

مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام)

را شاه زنان؛ دختر يزدگرد سوم

پادشاه ايراني معرفي مي‌كند

كه در حمله مسلمانان به ايران اسير شده بود.

وي به ازدواج امام حسين (عليه السلام) درآمد

و مادر گرامي حضرت امام سجاد (عليه السلام)

نيز به شمار مي‌آيد.

البته لازم به ذكر است كه اين مطلب از نظر تاريخ‌نويسان معاصر پذيرفته نشده است؛

زيرا در منابع تاريخي آمده است كه

ايشان هنگام تولد امام سجاد (ع)

از دنيا رفته و تاريخ درگذشت

او را 23 سال پيش از واقعه كربلا،

يعني در سال 37 هـ .ق دانسته‌اند.

از اين جهت امكان ندارد،

او مادر كودكي باشد كه

در فاصله سه يا چهار سال

پيش از حادثه كربلا به دنيا آمده باشد.

اين مسأله تنها در يك صورت قابل حل است

كه بگوييم شاه زنان كسي

غير از شهربانو

مادر امام سجاد (عليه السلام) است. *

نام‌گذاري حضرت رقيه (ع) رقيه

از «رقي»

به معني بالا رفتن و ترقي گرفته شده است.

گويا اين اسم لقب حضرت بوده

و نام اصلي ايشان فاطمه بوده است؛

زيرا نام رقيه در شمار دختران امام حسين (ع)

كمتر به چشم مي‏خورد

و به اذعان برخي منابع،

احتمال اينكه ايشان

همان فاطمه بنت الحسين (ع) باشد،

وجود دارد. در واقع،

بعضي از فرزندان امام حسين (ع)

دو اسم داشته ‏اند

و امكان تشابه اسمي

نيز در فرزندان ايشان وجود دارد.

گذشته از اين، در تاريخ نيز دلايلي

بر اثبات اين مدعا وجود دارد.

چنانچه در كتب تاريخي آمده است:

«در ميان كودكان امام حسين (ع)

دختر كوچكي به نام فاطمه بود

و چون امام حسين (ع) مادر بزرگوارشان را بسيار دوست مي‏داشتند،

هر فرزند دختري كه خدا به ايشان مي‏داد،

نامش را فاطمه مي‏گذاشت.

همان گونه كه هرچه پسر داشتند،

به احترام پدرشان امام علي (ع)

وي را علي مي‏ناميد.» *

اسيري حضرت رقيه حضرت رقيه

در واقعه عاشورا حدود سه يا چهار سال سن داشت كه بعد از شهادت امام حسين(ع) و يارانش در عصر عاشورا به همراه ديگر زنان بني‌هاشم توسط سپاه يزيد به اسيري رفت. اما داستان شهادت حضرت رقيه (ع). از درون خرابه‌هاي شام، صداي كودكي به گوش مي‌رسيد. همه آنهايي كه در ميان اسرا بودند، خوب مي‌دانستند كه اين صداي رقيه، دختر كوچك امام حسين (ع) است. او حالا از خواب بيدار شده بود و سراغ پدرش را مي‌گرفت.

انگار كه خواب پدرش را ديده بود.

يزيد دستور داد سر امام حسين (ع) را

به دختر كوچك نشان دهند

و او را ساكت كنند،

اما وقتي حضرت رقيه (ع) و امام حسين ع

باز هم به هم رسيدند،

اتفاق جانسوزي افتاد. *

اين بار، پدر در سوگ رقيه نشست

چقدر بي‌تابي دخترم!

اين همه دلشكستگي چرا؟

مگر دست‌هاي كوچكت در امتداد نيايش عمه،

تنها از خدا آمدن بابا را طلب نكرد؟

اينك آمده‌ام در ضيافت شبانه‌ات

و در آرامش خرابه‌ات.

كوچك دلشكسته‌ام! پيش‌تر نيز با تو بودم و مي‌ديدمت. شعله بر دامان و سوخته‌تر از خيمه آه مي‌كشيدي و در آميزه خار و تاول،

آبله و اشك، صحراي گردان را به اميد سر پناهي مي‌سپردي. مهربان دلشكسته‌ام! صبور صميمي! مسافر غريب و كوچك من! مگر نگفتي كه بابا كه آمد، آرام مي‌گيرم. اين همه ناآرامي چرا؟ مگر نگفتي بابا كه آمد سر بر دامانش مي‌گذارم و مي‌خوابم؟ نه ...، نه دختركم نخواب! مي‌دانم اگر بخوابي، ديگر عمه نمي‌خوابد. مي‌دانم خواب تو، خواب همه را آشفته مي‌كند. نه ... نخواب دخترم! دخترم! بگذار لب‌هاي چوب خورده‌ام امشب ميهمان بوسه‌اي باشد از پيشاني سنگ خورده‌ات؛ از گيسوي پريشان چنگ خورده‌ات؛ از شانه‌هاي معصوم تازيانه ديده‌ات؛ از صورت رنگ پريده سيلي خورده‌ات. بگذار امشب، مثل شب آرامش تنور بر زانوان زهرا آسوده بخوابم. نه دخترم! نخواب! بگذار بابا بخوابد. و چنين شد كه رقيه (س)، هنگامي كه سر پدر در آغوشش بود، جان سپرد. منابع: بهايي علاءالدين طبري لهوف سيد بن طاووس چهل روز عاشقانه، محمدرضا سنگري

حضرت رقيه در واقعه عاشورا حدود سه يا چهار سال سن داشت كه بعد از شهادت امام حسين(ع) و يارانش در عصر عاشورا به همراه ديگر زنان بني‌هاشم توسط سپاه يزيد به اسيري رفت. .....
مرثيه حضرت رقيه(س)


ابتاه يا حسين(ع)
بابا بیا که خــواب به چشمم نمی رود
یک لحـظـه از نگاه تو یـــادم نمی رود

شد گیــسویم سفید به ما هم سری بزن
از خانه ی یزید به ما هـــم سری بزن

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب...... موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, مصطفي صابر خراساني, يا حسين, يا امام هادي علي النقي ادامه مطلب
[ جمعه دهم آذر ۱۳۹۱ ] [ 20:45 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


ابتاه يا حسين (ع)
گُلي دور از چمن بر شانه يِ توست
بهاري بي وطن بر شانه يِ توست
كمي اي نيزه امشب مهربان باش
سر ِ بابايِ من بر شانه يِ توست
(سيد حبيب نظاري)
با تشكر فراوان از سرور گرامي جناب آقاي "محمد محبي" موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت زينب (س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا مظلوم, يا حسين, يا امام هادي علي النقي
[ جمعه دهم آذر ۱۳۹۱ ] [ 20:34 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


يا حضرت رقيه(س)
عمه از اتفاق بدي زجر ميكشد
از غُصه هاي بي عددي زجر ميكشد


وقت اذان به يادِ تو كه بر سر ِ علي
فرياد ميزدي ولدي زجر ميكشد


دارد هنوز پهلوي دردانه ات پدر
از بعدِ خوردن لگدي زجر ميكشد


ما زجر ميكشيم ز بس زجر ميزند
موي مرا تو شانه زدي زجر ميكشد


از تازيانه خوردن ما عمه زخمي است
يعني به جا مردن ما عمه زخمي است
(شاعرش را نميشناسم) موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا مظلوم, يا حسين, يا امام هادي علي النقي
[ چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱ ] [ 15:18 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


ابتاه يا حسين(ع)
زود میپیچد به هر سو بویِ مویِ سوخته
بر مشامم ميرسد هر لحظه بویِ سوخته

رَدّی از سیلی نمیماند به رویِ آفتاب
محو میگردد کبودی‌هایِ رویِ سوخته

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب..... موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, محمد رسولي, يا حسين, يا امام هادي علي النقي ادامه مطلب
[ جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۱ ] [ 4:51 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


يا حضرت رقيه(س)
در سن سه سالگی ز جان سیر شدم
از پای پُر از آبله دلگیر شدم

از بسکه مزاحمت فراهم کردم
شرمنده ام عمه دست و پا گیر شدم

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب..... موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, سعيد خرازي, يا حسين, يا امام هادي علي النقي ادامه مطلب
[ جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۱ ] [ 4:24 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


يا حضرت رقيه (س)
با غم ِ هجر ِ جگرسوز مدارا بد نيست
شبِ بيداري و امّيد به فردا بد نيست

دو سه باري شده يك جور پريدم از خواب
چون عمو نيست نخوابيدنِ اينجا بد نيست

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب..... موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, س, حبيب نيازي, يا حسين, يا امام هادي علي النق ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۱ ] [ 17:20 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


يا حضرت رقيه (س)
بر مشامم ميرسد هر لحظه بويِ سوخته
زود ميپيچد به هر سو بوي مويِ سوخته

روي از سيلي نميماند به رويِ آفتاب
محو ميگردد كبوديهاي رويِ سوخته

سعي ِ بي جا ميكُنَد وضع ِ گره را كورتر
دستِ شانه ميكَنَد از ريشه مويِ سوخته

دامن آتش گرفته سخت ميچسبد به تن
دردِسر ساز است دفن و شستشوي سوخته
(شاعرش را نميشناسم) موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا مظلوم, يا حسين, يا امام هادي علي النقي
[ پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۱ ] [ 2:46 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


يا حضرت رقيه (س)
از راه رفتنم تو تعجب نکن که من
طعم بَدِ شکستن ِ پهلو چشیده ام

پاهای من همه تاول زده ببین
خیلی به روی خار مغیلان دویده ام

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب..... موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا مظلوم, يا حسين, يا امام هادي علي النقي ادامه مطلب
[ پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۱ ] [ 2:26 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)

يا حضرت رقيه (س)
دردِ کمر تمام توان مرا گرفت
این زخم ِ سر قرار و امان مرا گرفت


بابا سرم هنوز کمی تیر می کشد
دستی رسید و روح و روان مرا گرفت

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب..... موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, علي اكبر لطيفيان, يا حسين, يا امام هادي علي النقي ادامه مطلب
[ پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۱ ] [ 1:55 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


یا حضرت رقیه(س)
گوش طفل مرا ز جا کندی
بی مروّت حیا کن از سر من
دختر تو چگونه راضی شد
که شود پاره گوش دختر من؟

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب..... موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, محسن ناصحي, يا حسين, يا امام هادي علي النقي ادامه مطلب
[ پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۱ ] [ 1:52 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


يا حضرت رقيه(س)
نمكِ طعنه به زخم جگرم نگذارید
به زمین خوردم اگر، پا به پرم نگذارید

چقدر سنگ به لب های كبودش زده اید !
گریه ام را به حساب پدرم نگذارید

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب..... موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, شعر مدح حضرت رقيه, وحيد قاسمي ادامه مطلب
[ یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۱ ] [ 20:3 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


ابتاه يا حسين(ع)
حاضرم پايِ سر ِ تو سر ِ خود را بدهم
جايِ پيراهن ِ تو معجر ِ خود را بدهم

سر ِ بابايِ من و خِشت محال است عمه
عمه بگذار كه اول پر ِ خود را بدهم

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب..... موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, شعر مدح حضرت رقيه, علي اكبر لطيفيان ادامه مطلب
[ سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۱ ] [ 19:3 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


ابتاه يا حسين(ع)
وقتي كه زد با كعب ني بازوي من را
پيچيد دور دست خود گيسوي من را
گفتم نمي آيم وليكن او لگد زد
آزرده كرده دشمنت پهلوي من را
(عليرضا خاكساري)
با تشكر فراوان از برادر بزرگوارم جناب آقاي"حيدر زنده بودي" موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, شعر مدح حضرت رقيه, عليرضا خاكساري
[ شنبه ششم آبان ۱۳۹۱ ] [ 21:13 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


يا حضرت رقيه (س)
زندگی بی تو در این قافله سخت است پدر
گذر عمر از این مرحله سخت است پدر

دخترت تشنه اشک است ولی باور کن
گریه کردن وسط هلهله سخت است پدر

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب..... موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, شعر مدح حضرت رقيه, مصطفي متولي ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۱ ] [ 16:32 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


يا حضرت رقيه (س)
غُصه ي دردِ دلم چشم تري ميخواهد
آتش سينه ام امشب جگري ميخواهد

قِصه هاي شب يلداي فراق من و تو
تا كه پايان بپذيرد سحري ميخواهد

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب..... موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, شعر مدح حضرت رقيه, مصطفي متولي ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۱ ] [ 16:29 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


ابتاه يا حسين(ع)
برگ و برت دست كسي برگ و برم دست كسي
بال و پرت دست كسي بال و پرم دست كسي

خيرات كردن مال من خيرات كردن مال تو
انگشترت دست كسي انگشترم مال كسي

نه موي تو شانه شود نه موي من شانه شود
موي سرت دست كسي موي سرم دست كسي

بابا گرفتارت شدم از دو طرف غارت شدم
آن زيورم دست كسي اين زيورم دست كسي

رختت به دست حرمله رختم به دست حرمله
پيراهنت دست كسي و معجرم دست كسي
(علي اكبر لطيفيان)
با تشكر فراوان از برادر بزرگوارم جناب آقاي "مهدي بوربوري" موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, شعر مدح حضرت رقيه, علي اكبر لطيفيان
[ شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۱ ] [ 17:21 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مدح حضرت رقيه(س)


يا حضرت رقيه (س)
با خنده ي خود صفاي دلها مي شد
آرامش ِ خاندانِ طاها مي شد

حنانه ترين دختر اين كاشانه
در كودكي اش مادر ِبابا مي شد

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب..... موضوعات مرتبط: مدح حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, شعر مدح حضرت رقيه, جواد حيدري ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ] [ 6:12 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)

يا حضرت رقيه(س)
صورتم سرخ و تنم ضربه دمادم خورده
خواب بودم كه زني گفت گمانم مُرده
بس كه اين زجر لعين موي مرا پنجه زده
خون بريزد ز سرم ، آه ، امانم بُرده
(شاعرش را نميشناسم)
با تشكر فراوان از وبلاگ"شه زادگان عالم هستي غلام تو" موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, كربلا, يا حسين
[ پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ] [ 5:4 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


يا حضرت رقيه(س)
السلام علیک یا عطشان
چه بلایی سر لبت آمد!؟
تا من و تو به وصل هم برسیم
جان به لبهای زینبت آمد

ادامه ي شعر در ادامه ي شعر.... موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, وحيد قاسمي, يا حسين ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم مهر ۱۳۹۱ ] [ 17:58 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مدح حضرت رقيه(س)


يا حضرت رقيه(س)
حاتم که ز جود شهرتی پیدا کرد
تا بر تو رسید سفره اش را تا کرد
قربان دو دست کوچکت بی بی جان
کز خلق گره های بزرگی وا کرد
(شاعرش را نميشناسم) موضوعات مرتبط: مدح حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, يا زهرا, يا حسين
[ دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۱ ] [ 1:54 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


يا بنت الحسين (س)
تا گوشواره را کشید دو چشمم سیاه رفت
بابا ز دخترت به خدا اشک و آه رفت
یا اسب بود...یا یکی از دشمنان تو
از روی پیکرم که زمین خورد راه رفت
***
یک لحظه دید عمه مرا ، اشکباره شد
داغ مدینه در دل زارش دوباره شد
نامرد سیلی اش دو هدف داشت همزمان
هم گوشواره رفت، هم گوش پاره شد
(مهدی صفی یاری) موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, مهدي صفي ياري, يا حسين
[ دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۱ ] [ 1:47 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)


يا حضرت رقيه (س)
بابا سرم تنم کمرم پهلویم پرم
یکی دوتا که نیست کبودی پیکرم

بیش از همین مخواه وگرنه به جان تو
باید همین کنار تو تا صبح بشمرم

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب..... موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, علي اكبر لطيفيان, يا حسين ادامه مطلب
[ یکشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 13:4 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)



تقديم به برادر عزيزم"سعيد كميجاني"كه دلسوخته ي خانم حضرت رقيه(س)هست
يا بنت الحسين(س)
بابا غروبي پيش ِ دختر بچه ها رفتم
گفتم منم بازي ولي آنها هولم دادند
(علي اكبر لطيفيان)
باتشكر فراوان از استاد لطيفيان موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, علي اكبر لطيفيان, يا حسين
[ جمعه دهم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 11:54 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)

نازدانه ي سيدالشهدا(ع)
سنگ از دست رهگذر خوردن
جای نان غصه ی پدر خوردن
تازیانه ز پشت سر خوردن
یک نفر پا ز صد نفر خوردن
از رقیه بپرس یعنی چه

ادامه ي شعر در ادامه ي مطلب.....
موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, كربلا, يا حسين ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۱ ] [ 3:5 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)

ابتاه يا حسين(ع)
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
دنبال او شب تار صیاد رفته باشد

یک زخم بر دو گونه یک چشم نیم بسته
از زجر یادگاری یک دنده شکسته

فهمیده ام در این شهر معنای سیری ام را
از ضرب دست خوردم دندان شیری ام را

نامحرمی که با خود دیشب سر تو را داشت
وقتی به گوش من زد انگشتر تو را داشت

طفلی که خنده میزد بر این لباس پاره
او گوشوار من داشت من زخم گوشواره

من خار میکشیدم با ناخنی شکسته
او با گل سر من گیسوی خویش بسته

وقتی که شعله افتاد از بام روی معجر
نگذاشت ساربان تا بردارم آتش از سر

من باز ماندم از درد از فرط ناتوانی
او رفت و پیش پایم انداخت تکه نانی

من سخت باز کردم انگشت کوچکم را
او رفت و بین دستش دیدم عروسکم را

دیشب که خواب رفتم یک بار بی عمویم
زنجیر دست و پایم پیچید بر گلویم

از کوفه آمدی و سنگ صبور داری
رنگ محاسنت زرد بوی تنور داری

ای سر بیا که مُردم از دختران شامی
از خنده های کوفی از خنده های شامی

ای کاش پای حلقت میمُرد دختر تو
آری هنوز گرم است رگ های حنجر تو
(حسن لطفي) موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, حسن لطفي, يا حسين
[ شنبه ششم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 21:56 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)
يا ابتاه
چنان ضعيف شدم اي پدر كه بر جسمم
فتاده سايه ي ديوار و سخت سنگين است
(شاعرش را نميشناسم) موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, كربلا, يا حسين
[ چهارشنبه نهم فروردین ۱۳۹۱ ] [ 23:15 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)

يا رقيه (س)
خرابه مهد خرید و فروش عشق و صفاست
سه سالـه مشتری بوسه ی لــب باباست


به مرگ خویــش رقیــــه نوشـت در تاریـخ
که بوسه ی لـب بـابـا گرانتریــن کالاست
(شاعرش را نميشناسم)

موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, كربلا, يا حسين
[ چهارشنبه نهم فروردین ۱۳۹۱ ] [ 22:57 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)

يا رقيه (س)
هرشب چراغ دل ز غمت شعله ور شود
میسوزم از فراق تو تا شب سحر شود


هنگام شب به اوج رسد غربتم ولی
تنگ غروب سینه من تنگ تر شود


از بعد تو دعای شب و روزم این شده
یا رب مباد دخترکی بی پدر شود


هرگز روا نبود چهل منزل ای پدر!
یک طفل با سر پدرش همسفر شود
(شاعرش را نميشناسم)
موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, كربلا, يا حسين
[ چهارشنبه نهم فروردین ۱۳۹۱ ] [ 22:44 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)
يا رقيه (س)
باور نداشتم که بیایی برابرم امشب تویی به دامن من نیست باورم هرچند بال پر زدنم را شکسته اند اما برای با تو پریدن کبوترم دستی نمانده حلقه کنم دور گردنت مویی نمانده تا بکشی شانه بر سرم حتی برای ناله زدن هم امان نداد دستی که خورد بر رخم و کرد پرپرم امشب رسیده ای به تماشای مادرت امشب رسیده ای به نفس‌های آخرم از شعله های بام فقط پلک تو نسوخت آتش گرفت دامنم و سوخت معجرم
(شاعرش را نميشناسم) موضوعات مرتبط: مرثيه حضرت رقيه(س) برچسب‌ها: من غلام قمرم, شعر روضه و مرثيه حضرت رقيه, يا امام هادي علي النقي, يا زهرا, يا حسين
[ سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۱ ] [ 19:29 ] [ رضا قرباني ] آرشیو نظرات
مرثيه حضرت رقيه(س)
يا رقيه (س)
قافله رفته بود و من بيهوش


روي شن زارهاي تفتيده


ماه با هر ستاره اي مي گفت:


بي صدا باش! تازه خوابيده


*****


قافله رفته بود و در خوابم


عطر شهر مدينه پيچيده


خواب ديدم پدر ز باغ فدك


سيب سرخي براي من چيده


*****



قافله رفته بود و من بي جان

پشت يك بوته خار خشكيده


بر وجودم سياهي صحرا


بذر ترس و هراس پاشيده


*****


قافله رفته بود و من تنها


مضطرب، ناتوان ز فريادي


ماه گفت اي رقيه چيزي نيست


خواب بودي ز ناقه افتادي


*****


قافله رفته بود و دلتنگي


قلب من را دوباره رنجانده


باد در گوش ماه ديدم گفت:


طفلكي باز هم كه جامانده


*****


قافله رفته بود و تاول ها


مانعي در دويدنم بودند


خستگي،تشنگي،تب بالا


سد راه رسيدنم بودند


******


قافله رفته بود و مي ديدم


مي رسد يك غريبه از آن دور


ديدمش-سايه اي هلالي شكل-


چهره اش محو هاله ای از نور


*****


ازنفس هاي تند و بي وقفه


وحشت و اضطراب حاكي بود


ديدم او را زني كه تنها بود


چادرش مثل عمه خاكي بود


*****


بغض راه گلوي من را بست


گفتمش من يتيم و تنهايم


بغض زن زودتر شكست و گفت:


دخترم،مادر تو زهرايم

***************

ز بس که طعنه از هرکس شنیدم

که از این زندگی کردن بریدم



لباسم پاره بود و بین کوچه

ز دختر ها خجالت میکشیدم

*****

من غرورم جریحه دار شده

شاکی از دست ساربان هستم



کعب نی ها مدام میگویند

دست و پا گیر کاروان هستم

*****

دختر حرمله چه مغرور است

به من از بام دست تکان میداد



او خبر دار شده یتیم شده ام

پدرش را به من نشان میداد


موضوعات مرتبط: حضرت رقیه سلام الله علیهاوحضرت سکینه سلام الله علی

تاريخ : شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۲ | 20:10 | نویسنده : هیئت حسینی خور |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.



در اين وبلاگ
در كل اينترنت