رهبر معظم انقلاب:
به یکی از آقایان توصیه کردیم
به صلاح نیست در فلان قضیه شرکت کنید
/بعضی گفتند آقا دستور دادند،
امر کردند؛ نه، گفتیم صلاح نمیدانیم/
چیزی آدم بگوید که مایهی اختلاف
بین نیروهای مومن وانقلابی بشود،
این را به خدا پناه میبریم
به گزارش عصر ایران به نقل از پایگاه اطلاعرسانی مهر مردم، متن كامل اين نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیتالله خامنهای (مدظله العالی)
رهبر معظم انقلاب اسلامی
سلام علیکم
همانگونه که مستحضر هستید در دیدار مورخ نهم شهریورماه سال جاری، اینجانب برنامههای تبیین انقلاب در سراسر کشور را تشریح نمودم، پس از آن حضرتعالی توصیه فرمودید که در این دوره مصلحت نیست بنده در انتخابات شرکت نمایم و اینجانب نیز تبعیت خود را اعلام نمودم.
ضمن تشکر از بیانات مهم حضرتعالی در جلسه درس خارج فقه مورخ پنجم مهرماه جاری، به استحضار میرسانم که در عمل به منویات رهبر بزرگوار انقلاب، برنامهای برای حضور در عرصه رقابتهای انتخاباتی سال آینده ندارم.
به لطف خداوند متعال و با افتخار همواره بهعنوان سرباز کوچک انقلاب و خادم مردم باقی خواهم ماند.
از خداوند منان برای حضرتعالی سلامتی و موفقیت بیشتر و برای ملت بزرگوار ایران عزت و سربلندی روزافزون، در سایه عنایات حضرت ولیعصر (عج) مسالت دارم.
محمود احمدینژاد
تصویر نامه محمود احمدی نژاد به مقام معظم رهبری را ببیند:

مطالب مرتبط
به گزارش سرویس سیاسی جام نیـوز، عباس سلیمینمین فعال سیاسی اصولگرا در یادداشتی که تسنیم منتشر کرده است به تاخیر احمدینژاد در پذیرش توصیه رهبری برای عدم کاندیداتوری پرداخته است.
متن یادداشت عباس سلیمی نمین با عنوان «خیراندیشی رهبری انقلاب»به شرح ذیل است:
چرایی اجتناب از شکل گیری فضای سیاسی دو قطبی در شرایط کنونی و تفاوت آن با رقابت های سیاسی انتخاباتی متداول همچنین منع آقای احمدی نژاد از ادامه فعالیت های گسترده و زودهنگام انتخاباتی توسط رهبری مباحثی است که این روزها اذهان محافل مختلف اجتماعی را به خود مشغول داشته است.
در رقابت های شفاف سیاسی، مردم قدرت تمیز و انتخاب برتر را می یابند؛ زیرا در این فضا حرف های مدعیان اداره بهتر جامعه شنیده می شود، اما با دو قطبی شدن فضای انتخاباتی، هر طرف، قطب مقابل را مجموعه ای از رذایل شیطانی ترسیم می کند که نه تنها صدایش نباید شنیده شود بلکه با تمام توان و با توسل به هر شیوه ای در خاموش کردن صدای چنین اهریمنی باید کوشید! به طور طبیعی با شکل گیری چنین آرایشی نه تنها انتخابات پرهزینه واقعی برای رشد جامعه نافع نخواهد بود بلکه با کمترین جرقه ای هواداران ممکن است به درگیری های خیابانی کشانده شوند.
رهبری انقلاب در ملاقات مورخ نهم شهریور با آقای احمدی نژاد حضور وی را در رقابت های 96 باعث دو قطبی شدن فضای انتخابات خواندند؛ لذا ایشان را از حضور در این عرصه منع کردند، اما نوع برخورد رئیس جمهوری سابق با چنین تدبیری، خود بهترین گواه بر صحت چنین تشخیصی است. در نامه مورخ ششم مهر ماه آقای احمدی نژاد خطاب به رهبری آمده است: «همان گونه که مستحضر هستید در دیدار مورخ نهم شهریور ماه سال جاری ... حضرت عالی توصیه فرمودید که در این دوره مصلحت نیست بنده در انتخابات شرکت نمایم و این جانب نیز تبعیت خود را اعلام نمودم».این بدان معناست که ایشان خیراندیشی رهبری انقلاب را فی المجلس پذیرفته و به فعالیت های انتخاباتی خود پایان داده است.
اما در این ارتباط مقوله ای که قابل کتمان نیست چگونگی هتک شدن ناقدان آقای احمدی نژاد به ادامه فعالیت های انتخاباتی وی از سوی حلقه نزدیک به ایشان است. در این نزدیک به یک ماه با وجود تکذیب های قاطع و حرمت شکنانه یاران نزدیک آقای احمدی نژاد در مورد محتوای ملاقات نه تنها از چنین نامه ای خبری نبود بلکه حتی به صورت خصوصی نیز رئیس جمهور سابق به دستیاران نزدیک خویش تذکر نداد که چنین منعی صورت گرفته است بلکه با اقداماتی همچون سفرانتخاباتی به گرگان در بیست و پنجم شهریور به نوعی عملکرد غیر اصولی این مشاوران هجمه کننده به منتقدان به سکوت خویش را تأیید می نمود. تبعیت از صلاحدید های خیرخواهانه رهبری ایجاب می کرد تا در فردای ملاقات، یعنی دهم شهریور آقای احمدی نژاد نامه ششم مهر ماه خود را بنگارد یا دست کم مشاوران و دستیاران خود را به عدم هتک کسانی که انتظار خود را نسبت به تبعیت از این توصیه به طرق مختلف بیان می داشتند دعوت نماید.
متأسفانه چنین نشد بلکه اجازه داده شد تا در این فاصله مسئله ای که نیاز به عمومیت یافتن آن نبود تبدیل به یک چالش سیاسی جدی شود و رهبری را ناگزیر سازد که توصیه خود را علنی سازند. تبعیت در دهم شهریور با تبعیت در ششم مهر ماه تفاوت های معنایی و محتوایی بسیار دارد که در آینده ابعاد آن روشن خواهد شد.
به گزارش بولتن نیوز،پایگاه خبری نازک بین به مدیریت سیاوش آقاجانی که از فعالین عرصه سیاست ورسانه می باشد با رعایت انصاف به بررسی عمملکرد دولت در یک سال گذشته پرداخته است قضاوت این بررسی را به نگاه مخاطبین می سپاریم.
نقاط مثبت:
۱- کاهش تورم: یقیناً یکی از بزرگترین مشکلاتی که دولت یازدهم با آن مواجه شد، تورم لگام گسیخته بود، تورمی که به دلیل سوءمدیریت دولت قبل به قواعد علم اقتصاد در مباحثی مانند نقدینگی و بانک و … به صورت فزاینده در حال رشد بود، به همت تیم اقتصادی دولت یازدهم به صورت قابل تحسینی کاهش یافت. مقاومت دولت در عدم افزایش نقدینگی و نزدیک کردن نرخ سودهای سپرده ها و تسهیلات بانکی به نرخ تورم از دلایل عمده ی کاهش نرخ تورم بود که امیدوارم همچنان ادامه یابد تا به تبع آن نرخ سود تسهیلات بانکی نیز به نحوی که مطلوب تولید و صنعت باشد کاهش یابد.
۲- توسعه ی نظام سلامت: اگر چه دولت با حضورش به طرح پزشک خانواده مهار زد، لیکن اهتمام دولت به کاهش هزینه های دارو و درمان و توسعه ی کمی و کیفی نظام بیمه ای عملاً نوید بهبود وضعیت در این بخش را داد که امیدواریم با مدیریت جهادی و عالمانه جناب دکتر سید حسن قاضی زاده و همکاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سایر بخش های اقتصادی دولت، مردم از شرایط بغرنج و سخت نظام فعلی سلامت، به سلامت خارج گردند.
۳- تلاش در مذاکرات هسته ای: از دیگر نقاط قوت دولت، فعالیت پرتلاش در خصوص مذاکرات هسته ای بود، فارغ از انتقادات به جایی که به اصالت بخشیدن به بحث مذاکره به عنوان حلال مشکلات و برخی بندهای توافق ژنو (که به لحاظ حقوقی ضعیف بودند) وارد بود، عزم گروه مذاکره کننده به مذاکره تک به تک با گروه ۵+۱ و کاهش فواصل زمانی مذاکرات و اصرار و پافشاری بر خطوط قرمز مذاکرات از نقاط مثبت سیاست خارجی دولت بوده است.
۴- حذف نکردن دهک های یارانه ها: حذف ننمودن شتابزده ی یارانه ی برخی افراد اگر چه به شدت مورد انتقاد منتقدان بوده و هست ولی از رفتارهای عاقلانه ی دولت به شمار می رود، در حالی که هم مسئولان دولت قبلی و هم این دولت می دانند کشور فاقد بانک اطلاعاتی اقتصادی منسجم در خصوص درآمد و داریی مردم است، هرگونه رفتاری بر مبنای این اطلاعات ناقص و غلط به خصوص مورد حساسی مانند "حذف یارانه” در نهایت می تواند منجر به فشار به برخی خانواده های مستحق و تحت فشار و وارد شدن هزینه های اجتماعی و سیاسی به کشور گردد.
۵- عذرخواهی رئیس جمهور: عذرخواهی رئیس جمهور در خصوص نحوه ی تخصیص و توزیع سبد کالا از نقاط قوت دولت بود، در جامعه ای که کمتر مسئولی بابت اشتباهش از مردم عذرخواهی می کند، جناب روحانی در همان ماه های اول ریاست جمهوری به این عمل اقدام کرد، هرچند چیزی از این عذرخواهی نگذشته بود که دکتر نوبخت به عنوان معاون رئیس جمهور اعلام کرد این عذرخواهی بی مورد بوده است.
۶- تعامل با سایر قوا: در حالی که دولت قبل به لحاظ برخورد با سایر قوا حواشی زیادی را در اواخر کارش تجربه کرد، دولت یازدهم در یکساله ی اخیر تعامل خوبی با سایر قوا داشته است که بهترین نمودِ این تعامل ها را در تحویل به موقع بودجه و متعاقب آن همکاری مجلس در خصوص تصویب بودجه شاهد بودیم.
نقاط منفی:
۱- تغییر گسترده ی مدیران: تغییر بسیار گسترده مدیران و مسئولان با رویکرد صرف سیاسی و جناحی از نقاط منفی دولت است، رویکردی که همچنان ادامه دارد به حدی که امروز مشاور رئیس جمهور و شخص رئیس جمهور مستقلاً خواستار تغییر معدود مسئولان باقی مانده از دولت قبل گردیدند که یقیناً این رویکرد در انتصاب سیاسی مدیران در سالی که شعار سال مدیریت جهادی است نمی تواند قابل پذیرش باشد.
۲- انتقاد ناپذیری: برخورد تند با منتقدان در هر لباسی اعم از دانشگاهی و حوزوی و در هر حوزه ای اعم از سیاسی و فرهنگی، از نقاط ضعف یکساله دولت یازدهم است، چرا که متأسفانه تاکنون دولت تلاش کرده است منتقدانشان را با برچسب، توهین و تهدید از میدان به در کند.
۳- نگرش غیرانقلابی در حوزه های فرهنگی: برخی رویکردهای غیرانقلابی، غیرارزشی و حتی سکولار دولت در عرصه ی فرهنگ از ضعف های دولت است که مورد مناقشه ی جدی او با اساتید فرهنگِ حوزه و دانشگاه گردید، رویکردهایی مانند قائل نبودن هنر ارزشی و غیر ارزشی، عزم دولت به عدم دخالت در دین جامعه، تأیید ضمنی شبکه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی خاص، توهین به علما و اساتید حوزه به عنوان افراطی، بی سواد و عصرحجری و… از مواردی هستند که نگرانی های اهالی فرهنگ انقلابی و اسلامی را برانگیخته است.
۴- تقسیم بندی مردم: تقسیم مردم به دو دسته ی رأی دهنده به جناب روحانی و غیر یا اقلیت و اکثریت، از نقاط ضعف دولت است به حدی که حتی حامیان دولت نیز از این شیوه ی برخورد غیرمحترمانه و حذفی با اقلیت راضی نیستند، این شیوه ی تقسیم بندی آن هم با واژگانی مانند حامیان اعتدال و حامیان افراط، هرچقدر که در خلال آن شعار وحدت هم سرداده شود، میوه ای جز تفرقه و اختلاف نخواهد داشت، محصولی که اوجش را در جشن به اصطلاح انتظار و امید شاهد بودیم.
۵- هدر دادن فرصت های دیپلماتیک دولت قبل: اصرار بر عدم حفظ دستاوردهای دولت قبلی در خصوص یارگیری در برخی کشورهای ضدآمریکایی و یا مظلوم و مستضعف به خصوص در آمریکای جنوبی، آفریقا و حتی آسیا از نقاط ضعف دولت است، در هر صورت حتی اگر دولت یازدهم به دنبال نزدیکی با کشورهای قدرتمندتر و مؤثرتر هم باشد، نباید بسترهای قبلی را خراب کند البته این رفتار به نگاه اشتباه دولت در خصوص خلاصه کردن جهان به برخی دولتها بازمی گردد که بارها نیز مورد نقد قرار گرفته است.
۶- عدم تلاش برای سلامت اقتصادی: عدم اهتمام دولت به لزوم شفاف سازی اقتصادی به عنوان یکی از اصول تحقق اقتصاد مقاومتی از نقاط ضعف اقتصادی دولت است، به نحوی که رئیس جمهور این عمل را به سرک کشیدن در زندگی مردم تعبیر می کند و حال این که کشوری که می خواهد از اقتصاد نفتی فاصله بگیرد و یک اقتصاد سالم داشته باشد، به ناچار باید به دریافت مالیات عادلانه از تمام آحاد و نه فقط اقشار حقوق بگیر و مستضعف روی آورد و این جز با داشتن یک اقتصاد شفاف میسر نخواهد بود.
۷- شتاب در حاشیه سازی: حواشیه سازی های زودهنگام دولت در دست پیش گرفتن به شروع بیشتر دعواها، با هر هدفی که دنبال شود منجر به ایجاد چالش، اختلاف و تنش می گردد و این اصالت دادن به حاشیه سازی از نقاط ضعف این دولت است که در مقاطع قبلی و توسط هر دولتی که دنبال شد، در نهایت به زحمت و کاهش محبوبیت و شکست آن دولت منجر گردید.
۸- برخی اشتباهات اقتصادی و نبود عزم اقتصاد مقاومتی: به غیر از بحث کنترل تورم، دولت در برخی از رفتارهای اقتصادی مانند نحوه ی تخصیص و توزیع سبد کالا همچنین فراخوان پرهیاهو برای انصراف از یارانه ها، خوب عمل ننمود و مهمتر از همه این که دولت هنوز برای حمایت از تولید داخلی، کاهش واردات و حرکت در مسیر تحقق اقتصاد مقاومتی تلاش چندانی از خود بروز نداده است.
مقام معظم رهبری در جواب تاکید کردهاند
ایشان در برابر اصرار احمدی نژاد
وی با بیان این مطلب که «احمدینژاد لیاقت اینکه یکبار دیگر به صحنه قدرت بیاید را ندارد»، افزود: او چهره خود در قبال خیلی از افراد و چهره های موجه را خراب کرد که همین موضوع باعث شد به خواست خود به جاشیه برود.
مصباحی مقدم ادامه داد: وقتی کارنامه مدیریت احمدینژاد را رصد میکنیم نمی توانیم به این نتیجه برسیم که کشوری چون ایران را مدیریت کند.
حجتالسلام مصباحی مقدم تصریح کرد: اولین چهره ی متفاوتی که احمدینژاد ازخود نشان داد به معاون اولی مشایی برمیگردد که با مخالفت کتبی و محرمانه رهبری مواجه شد که وی تا یک هفته به این مخالفت هیچ اعتنایی نکرد ، بعد از یک هفته مجلس وارد کار شد و ابوترابیفرد از طریق تریبون مجلس این نامه محرمانه را علنی کرد که باز هم ترتیب اثر نکرد، تا اینکه مشایی خودش داوطلبانه استعفاء داد که وی این استعفا را به نامه رهبری ترجیح داد.
وی در ادامه با اشاره به «خانهنشینی یازده روزه احمدینژاد که برای اولین بار یک توسط یک رئیس جمهور در ایران انجام شد» گفت: این اقدام وی که در قبال دستور رهبری برای ادامه خدمت مصلحی وزیر اطلاعات بود ، موضعگیریهای خیلی ناپسندی را موجب شد.
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز تهران ادامه داد: با توجه به خانه نشینی وی که اداره کشور روی هوای بود دولت بحث استیضاح را مطرح کرد که بعد از آن به پاستور رفت.
حجتالسلام مصباحی مقدم با اشاره به ستاد تدابیر ویژه اقتصادی گفت: با توجه به این اقدامات ستاد که می خواستند تحریمها را دور بزنند «احمدینژاد گزارشی به رهبری داد که ما به آخر خط رسیدیم و با توجه به قطعنامههای شورای امنیت درباره انرژی هستهایی باید ، آن را امضا کنیم»، ولی رهبری با این گزارش مخالفت کردند که بعد از این مخالفت احمدینژاد با رهبری دیدار کردند و گفت اگر شما این دیدگاه را قبول ندارید، من دیگر مسئول این پرونده نیستم و رهبری با صراحت و قاطعانه فرمودند خودم این مسئولیت را قبول میکنم.
وی با اشاره به واکنش شورای نگهبان درباره ورود احمدینژاد گفت: به طور یقین میتوانم بگویم که شورای نگهبان تایید صلاحیت نمیکند.
سخنگوی جامعه روحانیت مبارز تهران در پاسخ به این سوال که اگر احمدینژاد دست دوستی جلوی شما جامعه دراز کند ایا جامعه این دست دوستی را قبول می کند؟گفت: یقینا جامعه روحانیت، دست دوستی ایشان را رد می کند.
صبح امروز پایگاه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای، صوت و متن کامل بیانات ایشان در جلسه امروز درس خارج فقه را منتشر کرد که در آن ماجرای توصیه رهبر انقلاب به محمود احمدینژاد برای عدم کاندیداتوری در انتخابات به صراحت و به صورت مشروح بیان شده است. ایشان در سخنان امروز خود فرمودهاند: "یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظهی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید."
در این باره میتوان به نکات ذیل اشاره کرد:
پنهانکاری خبر مهم؛ خبطی که مقدمه چالش شد
1- مهمترین سوالی که ممکن است در وهله اول به ذهن متبادر شود، چرایی اهتمام ایشان به بیان و تشریح چگونگی وقوع رویداد مورد اشاره است. حقیقت آن است که خبر مذکور نزدیک به یک ماه است که به صورت شفاهی نقل شده و بخش قابل توجهی از نیروهای انقلاب از این موضوع به نحوی مطلع شده بودند، با این حال اتفاقاتی در این بین رخ داده و مسائلی پیش آمده و سبب شده است که نهایتاً رهبر معظم انقلاب شخصاً تمام ماجرا را به صراحت تشریح کردهاند.
در خبر اولیه مطرح شده بود که رهبر انقلاب خواسته بودند این نظر ایشان توسط خود آقای احمدینژاد به هوادارانش و همچنین نیروهای انقلاب به نوعی اطلاعرسانی شود. با این حال وی همچون برخی موارد دیگر در این مسئله نیز به نحو دیگری عمل کرد و همین مسئله موجب بروز تردیدها و شبهات فراوان در میان بدنه نیروهای انقلاب شد.
محمود احمدینژاد نه تنها نظر صریح رهبرمعظم انقلاب درباره کاندیداتوری خود را به اطلاع هوادران نرساند، بلکه حتی از گوشه و کنار خبر میرسید که در برخی موارد با یک سری اشارات و الفاظ، غیرمستقیم این موضوع را رد و یا حداقل با سکوت خود در جهت دامن زدن به تردید عمل کرده است.
عدم اطلاعرسانی و اعلام حقیقت ماجرا توسط احمدینژاد از یک سو و انکارهای عجیب و غریب و سخیف برخی اطرافیان نزدیک به وی در شبکههای اجتماعی موجب شکلگیری مباحثات متعددی در رد و تایید این خبر در بین نیروهای انقلاب شد و همانطور که رهبر معظم انقلاب نیز در جلسه صبح امروز اشاره کردند: "وقتی که این منتهی بشود به بگو و مگو و بخصوص در این فضای مجازی و این یک چیزی بگوید، آن یک چیزی بگوید، مایهی کدورت و دلچرکینیِ برادران مؤمن از یکدیگر بشود آنوقت این چیز بدی است"
آوردن همه گزینهها به روی میز برای سوءاستفاده
برخی افراد حلقه نزدیک به احمدینژاد کار را به جایی رساندند که با سوءاستفاده از مباحث رهبر معظم انقلاب در جلسه خارج فقه روز گذشته ایشان که به حدیثی از امام سجاد(ع) اختصاص داشت، به سوءبرداشتهای بزرگی از این مبحث دامن زده و آن را در راستای انکار توصیه رهبر معظم انقلاب به احمدینژاد برای عدم کاندیداتوری به خدمت گرفتند و بار دیگر به آتش شکلگیری شکافها و دوقطبیهای نامطلوب در میان نیروهای انقلاب دمیدند. و سرانجام مقام معظم رهبری با این مقدمه که "بندهی حقیر که این همه اصرار دارم بر وحدتِ قلوب و حرکت در مسیر واحد و اتحاد نیروهای کشور، بخصوص نیروهای مؤمن و انقلابی، خدای نکرده یک چیزی آدم بگوید که مایهی اختلاف بین نیروها بشود این را به خدا پناه میبریم. نباید این چیزها را مایهی اختلاف قرار داد." به تشریح جزئیات واقعه پرداختند.
نکتهای که شاید هیچ تردیدی بر آن وارد نباشد آن است که اگر احمدینژاد ماوقع جلسه خود با رهبر معظم انقلاب را به صورت امانتدارانه و صادقانه به اطلاع دیگران و حداقل به افراد نزدیک خود رسانده بود، این فضای مسموم شکل نمیگرفت و قاعدتاً رهبر فرزانه انقلاب نیز ضرورتی برای تشریح علنی آنچه گذشته است احساس نمیکردند؛ با این وجود رئیسجمهور سابق کشورمان در این ماجرا نیز با عملکردی مشابه آنچه در قضیه مشایی، مصلحی و قهر 11 روزه از خود به نمایش گذاشت، موجب تحمیل هزینه به نظام و رهبری شده است و شرایطی به وجود آورده است که محمل و سوژه بسیار مناسبی برای رسانههای ضدانقلاب برای القای تفاسیر و تحلیلهای خاص آنهاست. آنچنانکه رهبر انقلاب صبح امروز فرمودند "دشمنان هم که گوش خواباندند استفاده کنند"
ماجرای مشایی و حکم معاون اولی؛ ماجرایی که روحش تکرار شد
آنچنانکه اشاره شد، چنین رویکردی از احمدینژاد بویژه در دوره دوم ریاستجمهوری کاملاً مسبوق به سابقه است؛ وی در ماجرای عزل مشایی نیز تقریباً با عملکردی مشابه، موجب علنی شدن نامه رهبر انقلاب شدند. در آن واقعه نیز آیتالله خامنهای در نامهای خطاب به احمدینژاد از وی خواسته بودند انتصاب مشایی به عنوان معاون رئیسجمهور کان لم یکن شود؛ با این حال وی از پذیرش و اجرای آن خودداری کرد تا آنکه این نامه توسط حجتالاسلام ابوترابی علنی شد. و همین رویکرد عدم تمکین و ولایتپذیری در ماجرای عزل حجتالاسلام مصلحی از وزارت اطلاعات و قهر 11 روزه، به شکل حادتر و علنیتری ادامه یافت.
بخش تاملبرانگیزتر ماجرا آنجاست که احمدینژاد در سال 84 و پس از آن در تعامل با نیروهای انقلاب خود را به عنوان سپری برای ولی فقیه و رهبر معظم انقلاب معرفی میکرد که همهی هم و غمش بر این قرار گرفته که از وارد آمدن هزینه و خسارت به رهبر معظم انقلاب و جایگاه ایشان جلوگیری کند، با این وجود در ماجراهایی مانند موضوع مشایی، قهر 11 روزه و نیز در ماجرای آزمون اخیر "مردود" و عامل خسارتهای بزرگ شد.
هواداران چه میکنند؟
2- بخش بسیار قابل توجهی از افرادی که در چندماه اخیر
بنا به دلایل مختلف
از جمله ناکارآمدیهای عمیق و رویکرد نادرست
و بعضاً دارای تبعات خطرناک امنیتی
و هویتی رئیسجمهور و دولت فعلی،
متمایل به کاندیداتوری و رایآوری احمدینژاد بودند را عناصر متدین،
حزباللهی و ولایی تشکیل میدهند
و اساساً با این تصور که احمدینژاد نیز فردی ولایتپذیر
و در خط رهبر معظم انقلاب است از او حمایت میکردند.
یک حیث ماجرا آن است که احمدینژاد نیز به همین دلیل
و با علم به جنس طرفدارانش،
خبر مذکور را مطرح نکرده و حتی در راستای انکار آن تلاشهایی کرده است.
با این توصیفات و با محاسبه بیانات صریح صبح امروز رهبر معظم انقلاب، این بدنه از احمدینژاد جدا خواهد شد و خود را با خط اصیل رهبری تطبیق خواهد داد.
با این همه، تجربه به ما میگوید و نشانههایی دیده میشود که یک حلقه خطرناک در اطراف احمدینژاد همچنان برای غبارآلود کردن فضا همچنان تلاش خواهد کرد و حتی از همین تعابیر صریح و روشن امروز نیز با یک شعبدهبازی، جملات کاریکاتوری در تایید احمدینژاد خواهد ساخت.
دوقطبی مضر/ آفتاب آمد دلیل آفتاب
3- اشاره به شکلگیری دوقطبیهای مضر و خسارتآفرین در کشور در صورت کاندیداتوری احمدینژاد یکی از فرازهای کلیدی رهبر معظم انقلاب است. مسلم است که سابقه و رویکرد احمدینژاد فضایی میسازد که یکی از نتایج اصلی اولیه آن بروز مجادلات و مباحثات غیرسازنده گسترده در بین نیروهای انقلاب و حتی در سطح توده مردم است. فلاسفه جمله مشهوری دارند که میگوید: "مهمترین دلیل برای «امکان» یک پدیده «وقوع» آن است"؛ به عبارت روانتر اگر شما بخواهید برای احتمال یک رخداد استدلال کنید، هیچ سندی محکمتر از این نیست که آن واقعه رخ داده باشد. آنچه در این یک ماه اخیر گذشت و نقش ویژهای که خود احمدینژاد با نوع عملکرد خود در دمیدن به این دوقطبی در میان نیروهای انقلاب ایفا کرد، یک دلیل بسیار روشن برای اثبات این موضوع و به عبارت بهتر مصداق "آفتاب آمد دلیل آفتاب" است.
مقابله با مرجعیتزدایی از شخصیتها؛ تجربهای که اندوخته شد
3- تجربه دیگری که از ماجراهای اخیر آموخته شد، رد فضایی است که علیه برخی شخصیتهای مرجع، بویژه در دفتر رهبر معظم انقلاب در برخی محافل شکل گرفته است. آموزندهتر و البته تلختر آنجاست که این پروژه مرجعیتزدایی از شخصیتهای مورد اشاره نیز ابتکار و محصول مواضعی است که خود احمدینژاد و برخی اطرافیان او اتخاذ کردهاند. معادله سادهای است، مرجعیت زدایی از منابع معتبر دیگر، پیشنیاز هرگونه اقدام ریاکارانه و غیرصادقانه است؛ احمدینژاد نیز برای پیشبرد اموری که در تضاد با نظر مرکزیت نظام است، بویژه با احتساب صورتبندی مواضع هوادارانش، نیازمند آن است که هر نقل دیگری غیر از آنچه خود میگوید را بیاعتبار کند. بارها دیده و شنیده شده است که احمدینژاد درباره روایت مخالفت رهبر انقلاب با یک رویکرد، عملکرد یا نظرش، به دلیل هراس از ریزش بدنه اجتماعی خود اینچنین القا کرده است که اینها نظرات فلان فرد یا افراد در دفتر است و او یا آنها هم با من مشکل دارد(دارند) وگرنه نظر رهبر انقلاب را باید از "دولب مبارک" شنید.
در اتفاقات اخیر نیز برخی تحت تاثیر همینگونه القائات و برای سست کردن اصل موضوع، رسانههای رسمی خود را به میدان آورده و گفتند که آقا "حرف درگوشی" با کسی ندارد! هرچند خوشبختانه نویسنده این مقاله پس از گذشت زمانی، موضع پیشین خود را اصلاح و صحت خبر را اعلام کرد.
کلیت این موضوع، مسئلهای است که رهبر معظم انقلاب نیز در بیانات بسیار مهم ایشان اشاره غیرمستقیمی به آن کرده و فرمودند: "یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو."
فرصتطلبان در این ماجرا هم دست به کار میشوند؟
4- نکته دیگر آن است که به احتمال قریب به یقین، جریانی که هم حدوث و هم بقای ممشای سیاسی خود را بر «فرصتطلبی» پایهگذاری کرده، درصدد آن خواهد شد که از این ماجرا کلاهی برای خود ببافد و آن را در راستای «اثبات» و «تثبیت» خود به خدمت بگیرد. این جریان که نام خود را اصلاحطلبی میگذارد، از ابتدا با هرگونه اقدام احمدینژاد مخالفت کرده و مقابل آن جبهه گرفته است.
این جریان مسلماً در صددخواهد بود، توصیه و نهی احمدینژاد از کاندیداتوری را اثبات خود معنا و اینچنین القا کند که احتمالاً نظر مجموعه نظام نیز با کاندیدای مورد حمایت آنهاست. رد گزاره مورد ادعای آنان کاملاً بدیهی و روشن است؛ با این حال تجربهای که از شعبدهبازی این گروه نیز در عرصه رسانه وجود دارد، نه تنها احتمال اتخاذ این رویکرد را منتفی نمیکند بلکه آن را تا حد یقینی بودن پیش میبرد.
اما مسئله آنجاست که احمدینژاد دقیقاً آنجا به انحراف رفت که به این جریانات تشبه جست و همچون آنها به نفس «قدرت» و قدرت طلبی اصالت داد و به جای آنکه قدرت را مستخدم حقیقت کند، این مسئله را برعکس کرد و لاجرم رویکردی پراگماتیستی به خدمت گرفت که منشأ همه مفاسد و انحرافات بعدی شد. روشن است که آنگاه که قدرت اصالت یابد، «فرصتطلبی» و منفعتگرایی مبنای عمل سیاسی میشود و همین اندیشه فردی که مدعی بود میخواهد سپری برای رهبری باشد را تا حد مخالفت آشکار و پنهان با ولی فقیه و خسارت زدنهای مکرر به این جایگاه پیش میبرد.
گروه سیاسی مشرق _ بررسی نقاط قوت و ضعف دولت کنونی از آن جهت حائز اهمیت است که در آستانه یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری قرار داریم و در انتخابت خردادماه 92 باید انتخابی دقیق را انجام دهیم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در فراز پایانی سخنرانی مهم نوروزی خویش در حرم مطهر رضوی (ع) درباره ویژگیهای نامزد اصلح انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، عبارتی پرمحتوا و عمیق بیان داشتند که نیازمند تبیین است: «آنچه ما برای رئیسجمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی كه امروز وجود دارد، منهای ضعف هایی كه وجود دارد.»
آیت الله کعبی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفت و گو با خبرنگار مشرق به بیان خصوصیت مثبت و منفی دولت احمدی نژاد پرداخت. او بزرگترین اشتباه تاریخی احمدی نژاد را دفاع تمام قد وی از جریانی معرفی کرد که موجب شد تا دولت دهم غرق در حواشی هایی خود ساختهای شود که به تدریج جای اولویت های اصلی را گرفته و در نهایت مباحثی چون مکتب ایرانی، بیداری انسانی و پایان دوره اسلام گرایی از آن خارج شود.
_ خصوصیت های مثبت دولت احمدی نژاد
این عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بارزترین ویژگی های مثبت دولت نهم و دهم اینچنین توصیف کرد: نشاط، پرکاری، ارتباط گسترده مردمی، کشاندن کابینه به استانها و شهرستان ها و ارتباط نزدیک با اقشار مختلف مردم از نقاط مثبت دولت آقای احمدی نژاد بود.
وی همچنین استکبارستیزی دولت را از جمله نقاط مثبت برشمرد و افزود: دولت نهم و دهم در حوزه بین المللی در بعد استکبارستیزی نسبت به دولت های قبلی بهتر عمل کردند.
او مطرح کردن شعار عدالت طلبی را از دیگر محسنات دولت احمدی نژاد نام برد و اظهار داشت: مطرح کردن شعار عدالت طلبی و کم کردن فاصله طبقاتی در جامعه از دیگر نقاط مثبت این دولت بود، که دغدغه ای بسیار خوب و مثبت به حساب می آمد.
کعبی در ادامه افزود: از جمله اقدامات مثبت دولت های نهم و دهم می توان به مطرح کردن شعار گفتمان انقلاب اسلامی و رهبری اشاره کرد که در سال 84 با عناوین عدالت طلبی، اسلامگرایی، مبارزه با اشرافیگری، تبعیض و استکبارستیزی روی کار آمد.
... و اما نقاط ضعف دولت احمدی نژاد
وی در ادامه در خصوص نقاط ضعف دولت احمدی نژاد به حواشی ایجاد شده در دولت دهم اشاره کرد و گفت: این حواشی ایجاد شده روز به روز پر رنگ تر شد تا اینکه جای سایر امور را نیز گرفت و حواشی بر متن غلبه پیدا کرد.
کعبی در ادامه عنوان کرد: دولت متاسفانه به تدریج از شعارهای اصلی خود که در متن آن شعارها گفتمان انقلاب اسلامی دیده می شد، فاصله گرفت و در آن حرکت اصلی انحراف ایجاد شد و دولت بر روی گفتمان اصلی خود استوار نماند و مثلا از دل آن مباحثی چون پایان دوره اسلام گرایی و مکتب ایرانی مطرح شد.
_ بزرگترین اشتباه تاریخی دولت احمدی نژاد
آیت الله کعبی انحراف از گفتمان انقلاب اسلامی را بزرگترین اشتباه احمدی نژاد دانست و افزود: این انحراف بزرگترین اشتباه تاریخی دولت آقای احمدی نژاد بود که تمام قد از جریان انحرافی دفاع کرد و همچنین نشان فرهنگ را نیز بر سینه لیدر این جریان داد. این دفاع تمام قد موجب شد تا گفتمان دولت از گفتمان انقلاب اسلامی به گفتمان اسلام ایرانی و مکتب ایرانی عدول پیدا کند.
عضو جامعه مدرسین عدم ارتباط گیری با روحانیت را ضعف بعدی دولت احمدی نژاد برشمرد و گفت: دولت نتوانست ارتباط صحیحی با روحانیت و مرجعیت پیدا کند و این رابطه با رفتار نادرست دولت به حد جدایی رسید و متاسفانه با شروع رفتارهای غیر منطبق دولت آقای احمدی نژاد با رفتارهای شرعی، ایشان پشتوانه بزرگ خود که همان روحانیت بود را از دست داد.
وی در ادامه اظهار داشت: نقطه ضعف دیگر دولت این بود که دولت احمدی نژاد نتوانست از ظرفیت عظیم نخبگان و کارشناسان استفاده کند و خودمحوری به جای مشورت و هماهنگی با نخبگان و کارشناسان در دولت شکل گرفت.

_ پیام تسلیت احمدی نژاد به هوگو چاوز یک اقدام اشتباه اعتقادی بود
آیت الله کعبی نقطه ضعف بعدی دولت را ظهور و بروز مکتب های انسانی عنوان کرد و افزود: تلقی اشتباه این جریانات از دین داری و معنویت نقطه ضعف بعدی دولت بود که برای مثال آخرین ظهور آن به پیام تسلیت احمدی نژاد به هوگو چاوز بود که این اقدام یک اشتباه بزرگ اعتقادی بود که توسط احمدی نژاد رخ داد.
نماینده مجلس خبرگان رهبری در ادامه به نصایح خیرخواهانه رهبری در دیدار با اعضای هیات دولت اشاره کرد و گفت: رهبر انقلاب در هفته دولت و در دیدار با آقای احمدی نژاد و اعضای کابینه لیستی از نقاط قوت دولت را بیان کردند و با ظرافت نقاط ضعف دولت و همچنین بایسته هایی که دولتمردان باید انجام می دادند را به آنها تذکر دادند که متاسفانه دولتمردان از این نعمت بزرگ کمتر استفاده کردند.
وی در ادامه افزود: یکی از تذکراتی که رهبری در سالهای اخیر به آقای احمدی نژاد دادند این بود که دچار غرور کاذب نشوند و به تدریج این پشتوانه های عظیم مردمی را از دست ندهند، زیرا دولتمردان فکر می کردند این محبویت و پشتوانه عظیم مردمی نتیجه کار خودشان است و این مسئله باعث شد که در واقع از سیاست ها و راهبردهای رهبری نیز فاصله بگیرند. این در حالی است که مردم ما همه را با شاخص رهبری می سنجند و اگر کسی فکر کند می تواند اقبال مردمی را هم عرض رهبری تصور کند سخت در اشتباه است.
آیت الله کعبی در ادامه به انتخابات ریاست جمهوری 92 اشاره کرد و افزود: انتخابات آینده این موضوع را به خوبی نشان خواهند داد و مردم رئیس جمهوری را انتخاب خواهند کرد که بتواند سیاست ها و راهبردهای مورد نظر رهبری را با توانمندی کامل اجرایی کند.
_ مردم به احمدی نژاد دولت دهم هیچ اقبالی نشان نمیدهند
وی در انتها با بیان اینکه مردم در سال 84 به شعارهای اسلامی و گفتمان امام و رهبری رای دادند نه به یک جریان خاص سیاسی، عنوان کرد: مردم احمدی نژاد دولت نهم را که مولفه هایی چون پرکاری، نشاط، عقلانیت، مشورت پذیری، اسلام گرایی، عدالت گرایی و ولایتمداری داشت را می پزیرند و به احمدی نژاد دولت دهم و احمدی نژاد جریان انحرافی هیچ اقبال نشان نخواهند داد.
۱۱ نقطه قوت و ۱۱ نقطه ضعف احمدینژاد
خبرگزاری تسنیم: در این نوشتار به ۱۱ مورد از نقاط قوت و ۱۱ مورد از نقاط ضعف محمود احمدینژاد رئیسجمهور اشاره شده است.
خبرگزاری تسنیم:
رهبر معظم انقلاب در ابتدای سال 1392 در بخش پایانی بیاناتشان در حرم مطهر رضوی، به بیان نکات مهمی پیرامون یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پرداختند.
ایشان در بیان ویژگیهای و شاخصهای رئیسجمهور آینده فرمودند: "این را همه بدانند که آنچه ما برای رئیسجمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی که وجود دارد. این را همه توجه کنند؛ رئیسجمهورِ هر دورهای باید امتیازات کسبی و ممکنالحصول رئیسجمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد.
هر کسی بالاخره نقاط قوّتی دارد و نقاط ضعفی دارد. رؤسای جمهور ــ چه رئیسجمهور امروز، چه رئیسجمهور فردا ــ نقاط قوّتی دارند و نقاط ضعفی هم دارند. همه ما همین جوریم؛ نقاط قوّتی داریم، نقاط ضعفی داریم.
آن چیزهائی که امروز برای دولت و برای رئیسجمهور نقاط قوّت محسوب میشود، اینها باید در رئیسجمهور بعدی وجود داشته باشد، اینها را باید در خود تأمین کند؛ آن چیزهائی که امروز نقاط ضعف شناخته میشود ــ که ممکن است شما بگوئید، من بگویم، دیگری بگوید ــ این نقاط ضعف را باید از خود دور کند، یعنی ما در سلسله دولتهائی که پشت سر هم میآیند، باید رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تکامل باشیم، تدریجاً بهترینهای خودمان را بفرستیم".
این فرمایشات رهبر معظم انقلاب در ماههای منتهی به انتخابات ریاستجمهوری دور یازدهم, از مهمترین و کلیدیترین شاخصها و معیارهایی محسوب میشود که در این دوره از انتخابات به مانند دورههای گذشته از سوی معظمله برای انتخاب رئیسجمهور اصلح مطرح میشود لذا در این نوشتار سعی داریم با نگاهی منصفانه و به دور از تعلقات سیاسی و حزبی به بیان و تشریح نقاط قوت و ضعف دکتر محمود احمدینژاد و دولت او بپردازیم تا گامی هرچند ناچیز در راستای تبیین هرچه بهتر و بیشتر این شاخص مهم برداشته باشیم.
*** نقاط قوت:
1- احیای گفتمان انقلاب: دولت اول محمود احمدینژاد گفتمان و ارزشهای انقلاب که در دولتهای قبلی کمتر به آنها توجه میشد را احیا کرد. سادهزیستی مسئولان، پرهیز از اشرافیگری و عدالتطلبی از مهمترین ارزشهای انقلاباند که همواره مورد توصیه امام (ره) و مقام معظم رهبری بودهاند اما در دولتهای آقایان هاشمی رفسنجانی و سیدمحمد خاتمی به دست فراموشی سپرده شدند اما احمدینژاد با سادهزیستی خود, ضدیت با اشرافیتطلبی, مطرح کردن بحث عدالت اجتماعی و شعارهای انقلابی و رویکرد ولایتمداری توانست ملت را با خود همراه کند.
2- استکبارستیزی: در عرصه سیاست خارجی نیز احمدینژاد با اتخاذ مشی استکبارستیزی امام راحل و مقام معظم رهبری دیپلماسی تدافعی دولتهای قبلی را به دیپلماسی تهاجمی بدل کرد و بهعنوان یکی از مدافعان ملتهای محروم شهرت یافت. او در مقابل غربیها از صلابت لازم برخوردار بود و به کشورهای مستکبر باج نمیداد.
استقامت در موضوع هستهای و عدم عقبنشینی در مقابل زیادهخواهی کشورهای مستکبر غربی نیز نمونه دیگری از استکبارستیزی احمدینژاد و دولت اوست.
3- دولتِ کار: سومین ویژگی مثبت این دولت و شخص رئیسجمهور که حتی مخالفان دولت نیز به آن معترفند، روحیه کار و تلاش و تحرک زیاد است.
یکی از شواهد این امر بیش از صد سفر استانی و حضور هیأت دولت در دورافتادهترین و محرومترین نقاط کشور است. شخص رئیسجمهور و کابینه او در این سفرها که اتفاقاً مورد تمجید رهبر معظم انقلاب نیز قرار گرفت، به روستاها و شهرهایی سفر کردند که تا پیش از این مدیران ردهپایین استانی و شهری هم گذرشان به این مناطق نیفتاده بود.
طی این سفرها، اعضای هیأت دولت از نزدیک با مشکلات هر استان آشنا میشدند و برای حل آنها مصوبات لازم را به تصویب میرساندند و به همین علت کارهای وسیع عمرانی در کشور انجام گرفت؛ به خصوص در مناطق دوردست و کمترتوسعهیافته کارهای عمرانی زیادی انجام گرفت.
4- مردمیبودن: یکی دیگر از ویژگیهای مثبت دکتر احمدینژاد مردمیبودن و حضور در میان تودههای مردم و ارتباط پیوسته با آنهاست. احمدینژاد و وزرای دولت او از آن دسته از مدیران نبودند که درهای اطاقشان به روی مردم بسته بود و خود را تافته جدا بافته از ملت میدانستند.
احمدینژاد با قدرت بیان خوب خود با زبان مردم با آنها سخن میگفت و توجه ویژهای هم به محرومان و مناطق محروم کشور داشت.
5- حرکت به سوی اصلاح ساختار اقتصادی کشور در قالب طرح 7 مرحلهای تحول اقتصادی که البته فقط هدفمندکردن یارانهها که اولین حلقه و مرحله این طرح بود, آنهم به صورت ناقص اجرا شد.
6- ریسکپذیری و اجرای برنامههایی که دیگران جرأت اجرای آن را نداشتند، مانند هدفمندسازی یارانهها که اجرای آن آرزوی بسیاری از دولتها بود اما به خاصر سختی و مشکلات اجرایی جرأت ورود به این صحنه را نداشتند.
10- پیشرفتهای چشمگیر علمی در زمینههای مختلف علم و فناوری ازجمله علوم هستهای، سلولهای بنیادین, نانوتکنولوژی، هوا و فضا و پزشکی.
11- حضور فعال در عرصه های بینالمللی و جهانی یکی دیگر از ویژگیهایی مثبت این رئیسجمهور است که در در این زمینه میتوان به هشت دوره حضور آقای احمدینژاد در مجمع عمومی سازمان ملل و بیان دیدگاههای جمهوری اسلامی اشاره کرد.
***نقاط ضعف:
1- درک نادرست از مقام و اختیارات رئیس جمهور: از نظر احمدینژاد، رئیس جمهور جایگاهی بالاتر و فراتر از سایر قوای دیگر دارد و میتواند نظرات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را در کشور اجرا کند، در حالی که طبق قانون اساسی رئیس جمهور مجری سیاستهای کلی نظام و مصوبات مجلس است نه نظرات شخصی خود اما احمدینژاد معمولاً بر روی رأی و نظر خود پافشاری میکند و اعتقاد چندانی هم به خردجمعی ندارد.
2- تمایل به استفاده از مدیران مطیع به شکلی که افراد دارای استقلال رأی با وجود شایستگی به مرور به حاشیه رانده شدند. همچنین احمدینژاد در انتخابات مدیران و همکاران خود در دولت، فاقد یک دید باز و وسیع نسبت به تمام نیروهای نخبه در کشور است و بیشتر مدیران دولت احمدینژاد از حلقه دوستان او در دانشگاه علم و صنعت، استانداری اردبیل و شهرداری تهران هستند.
3- نداشتن ثبات مدیریتی، عمر مدیران در دولت احمدینژاد کوتاه است و میزان تغییرات در دولت نهم و دهم در میان تمام دولتهای بعد از انقلاب رکوددار است و کمتر وزیر یا استانداری را میتوان یافت که در طول این هشت سال در سمت خود باقی مانده باشد.
احمدینژاد در دولت نهم 11 وزیر را تغییر داد. او با گذشت تنها یک سال از دوره نهم 2 وزیر را برکنار کرد و یا تنها چند روز مانده به پایان دولت نهم ریاست جمهوری، محمدحسین صفارهرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و غلامحسین محسنی اژهای وزیر اطلاعات را برکنار کرد. نکته جالب اینجاست که با این دو تغییر دولت مشمول اصل 129 قانون اساسی میشد و هیأت دولت دیگر رسمیت نداشت، بنابراین احمدینژاد به ناچار از برکناری صفارهرندی منصرف شد.
از لیست وزرای دولت نهم تنها پنج وزیر به دولت دهم راه یافتند و سه وزیر هم با تغییر وزارتخانه به دولت دهم منتقل شدند. دولت دهم که متشکل از 21 وزارتخانه بود، با 13 چهره جدید کار خود را آغاز کرد. علاوه بر این در ترکیب معاونین رئیس جمهور هم تغییراتی به وجود آمده بود.
به رغم تغییرات فاحش در آغاز فعالیت دولت دهم، قطار تغییرات در همین جا متوقف نشد و احمدینژاد تا این لحظه 4 وزیر را برکنار کرده است، البته احمدینژاد وزیر اطلاعات را نیز برکنار کرد که به علت مخالف مقام معظم رهبری و حکم حکومتی ایشان مصلحی در این وزارتخانه ابقا شد، همچنین آمار تغییر استانداران از دولت نهم تاکنون به 91 رسیده است که از این بین تعداد 49 تعویض در دولت نهم بوده است.
4- دفاع بی چون و چرای احمدینژاد از نزدیکان خود در برابر رسیدگی به اتهاماتشان یکی دیگر از نقاط ضعف اوست. چهآنکه رئیس جمهور علیرغم سر دادن شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی همواره مانع رسیدگی به اتهامات برخی از اطرافیان خود در پروندههای مختلف فساد اقتصادی شده است و حتی در این زمینه برای دستگاه قضایی خط و نشان هم کشیده و کابینه را خط قرمز خود خوانده است.
5- تساهل و تسامح فرهنگی دولت احمدینژاد همواره مورد انتقاد دلسوزان انقلاب بوده است. نحوه عملکرد این دولت در رابطه با قانون عفاف و حجاب شاهدی بر این مدعاست.
6- دولت نتوانست ارتباط خوبی با روحانیون و مراجع برقرار کند. بسیاری از روحانیون و مراجعی که در ابتدای راه حامی و همراه دولت بودند، بعد از مدتی به علت عملکرد منفی فرهنگی او, از دولت بُریدند و به جرگه منتقدین احمدینژاد پیوستند.
7- احمدینژاد از سیاستهای نظام در زمینه سیاست خارجی و تحولات منطقه تمکین نمیکند. علیرغم تأکیدات مقام معظم رهبری، دستگاه دیپلماسی دولت در قبال تحولات منطقه منفعل است و این موضوع اعتراضاتی در مجلس را هم در پی داشته و جمعی از نمایندگان موضوع استیضاح وزیر امور خارجه را به دلیلی مواضع منفعلانه در قبال این تحولات مطرح کردند.
همچنین با وجود اعتراف تحلیلگران بینالمللی به اسلامی بودن انقلابهای منطقه, دکتر احمدینژاد در تحلیل موضع خود، «بیداری انسانی» را عامل اصلی ایجاد حرکتهای انقلابی در کشورهای منطقه معرفی میکند. رئیس جمهور در 24 اسفند 89 در جمع خادمان ایثارگران و خانواده شهدا با اشاره به ایجاد موجی از بیداری انسانی در جامعه بشری گفت: "قدرتهای مستکبر جهان و دنبالههای آنها در حال سقوط هستند و موجی از اعماق تودههای ملتها که موجی انسانی و بیدارکننده انسانهاست، برخاسته است و به اروپا و آمریکا خواهد رسید." همچنین در سال 90 در پیام نوروزی خود به وقوع تحولات و اتفاقات بزرگ در عرصه جهانی اشاره کرد و گفت: "موج عظیم بیداری انسانی و حرکت مردمی در جای جای عالم آغاز شده است". او همچنین در مورد موضوع مذاکره با آمریکا و نیز تحولات سوریه سیاستهای مدنظر خود را پیگیری میکند.
8- اجرای برخی قوانین به سلیقه خود: هدفمندکردن یارانهها یکی از اقدامات شایسته دولت بود که با جرأت شروع شد و اهداف خوبی همچون عدلت اجتماعی و اصلاح الگوی مصرف را دنبال میکرد اما دولت در اجرای این قانون به جای آنکه بر اساس مصوبه مجلس عمل کند, بیشتر به سلیقه خود عمل کرد که به اشتباهاتی انجامید که منجر به تورم بالا در کشور شده و آثار رفاهی پرداخت یارانهها به فشار اقتصادی سنگین بر مردم تبدیل شده است.
8-1: عدم توجه به تولید ملی: دولت اکثر تعهداتش در قبال تولید را عملی نکرده است. بعد از هدفمند کردن یارانهها و افزایش تحریمها تولید با مشکلات فراوانی در موضوع تأمین هزینههای اولیه به ویژه حاملهای انرژی که از نیازهای اولیه و مهم تولید است، روبه رو بوده که البته با توجه به بالارفتن قیمتها، جایگزینی مطلوب از سوی دولت برای آنها در نظر گرفته نشده است.
8-2: افزایش بیرویه نقدینگی: با پرداخت یارانهها، نقدینگی به شدت افزایش یافت و باعث بالارفتن نرخ تورم شد، همچنین دولت در هدایت این نقدینگی به سمت تولید ناموفق بوده و در نتیجه نقدینگی سرگردان باعث آشفتگی در بازارهای مختلف به ویژه سکه و ارز شد.
9- عدم پذیرش اشتباهات: رئیسجمهور و برخی دولتمردان حاضر به پذیرش نقش خود و دولت در برخی مشکلات اقتصادی نیستند و صرفاً پیشرفتها و اقدامات مثبت را ذکر میکنند و مشکلات را یا ناشی از عدم هماهنگی سایر دستگاهها با دولت عنوان میکننند یا به توطئههای داخلی و خارجی نسبت میدهند و یا به گردن این و آن میاندازند, چهآنکه بارها و بارها آقای احمدینژاد در پاسخ به انتقادات به عملکرد مدیریتی دولت در زمینههای مختلف میگوید: "نگذاشتند"، "نمیگذارند"، "مانع میشوند" و ...
10- عدم اهتمام به سیاستهای کلان و اسناد بالادستی
11- بیتوجهی به مسئله وحدت و هماهنگی با سایر قوا: علیرغم تأکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب بر حفظ وحدت مسئولان و قوا, دکتر احمدینژاد نه تنها در این زمینه اقدام مثبتی برای پرهیز از وحدتشکنی بین مسئولان انجام نداده بلکه بارها اختلافات خود با سایر قوا و رؤسای آنها را به رسانهها و میان مردم کشانده و بر طبل اختلافات کوبیده است.
*** مرتضی وحدتی
موضوعات مرتبط: سیاسی


