هیئت  حسینی خور بیرجند

روز جهانی قدس گرامی باد

هیئت حسینی خور
هیئت  حسینی خور بیرجند

روز جهانی قدس گرامی باد

روز بیداری(ویژه نامه روز جهانی قدس)

 

 

امروز، روز خواستن است و برخاستن روز قدس، روز فریاد است 

 

و دردهای فروخورده را بیرون ریختن.

روز عریان کردن زخم های کهنه سال های سال اسارت و دربند بودن،

روز رها ساختن سال ها بغض فروهشته،

روز به راه انداختن عمری اشک نریخته.

امروز روز برخاستن است.

روز بیداری و هوشیاری، 

 

روز پاک کردن اشک ها و خون ها از تن رنجور فلسطین،

روز پاره کردن زنجیرهای اسارت از قدس شریف، 

 

روز ایستادن و مقاومت و روز مقاومت و پیروزی است

سبحان الذی اسرا بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی باركنا حوله‬.

 

ای قدس، ای سرزمین مقدّس، نوای قدسی لااله الااللّه از عمق تاریخ بودنت به گوش می رسد. 

عطر جان بخش توحید از آنروز که خداوند تو را به ابراهیم مژده داد،

در تو پیچید، قدسیان از آسمان نورانیت ستاره های معنویت می چینند 

و ملایک با خوشه های خوش بوی ایمان آذینت می بندند، 

سلام بر تو آنروز که اولین پیامبر توحید را در خود جا دادی،

سلام بر تو آنروز که مأوای عروج پیامبر ما بودی

و سلام بر تو که اینک لاله زار سینه سرخان آزادگی و شاهدان شهیدی

 

 

 

روز قدس، 

 

روز خون است و حماسه، 

روز مقاومت است و ایثار،

روز آزادگی و اقتدار، 

روز شهامت و شهادت، 

 

در روز قدس جهان بار دیگر عجز و ناتوانی استکبار و قدرت و اقتدار مسلمانان را به چشم می بیند. 

بار دیگر دفتر ذلت بار شکست های پی در پی غاصبان اسرائیلی مرور می شود 

و فروغ پیروزی های همیشگی جوانان فلسطینی که

با دست خالی در برابر بزرگ ترین غاصبان و ظالمان ایستاده اند، 

چشم همه مسلمانان را روشن می کند. 

گرامی باد روز قدس، گرامی باد مقاومت انتفاضه و گرامی باد سرزمین فلسطین.

گرامی باد روز شکستن نسترن های بیداری در چشم های مسلمانان،

گرامی باد روز جوشیدن خون غیرت و مردانگی در رگ های ممالک اسلامی، 

گرامی باد روز دمیدن روح عزت و شرف در کالبد اسلام پیروز، گرامی باد روز قدس

 

 

روز قدس، روز شناختن یک باید است، بایدی که

بر دوش همه ما سنگینی می کند و آن اینکه: 

باید جنگید، باید در برابر اسرائیل ایستاد.

اسرائیل دشمن فلسطین نیست، دشمن اسلام است،

باید در قهر و خشم خود، خُردش کنیم.

و این باید، نه فقط ناظر به جنگ نظامی که 

مستلزم مبارزه با فرهنگ اسرائیل است،

مبارزه با آنچه او می خواهد مبارزه با تفکر،

نوع لباس آرایش مو و رفتارهای اسرائیلی؛

باید بشناسیم و عمل کنیم که خطر در پیش است و راه رسیدن بسیار پرفراز

 

ستاره های آسمونو بردار 

ستاره رو پرچمو بریز دور

 

سکه ماهو رو سرت بچرخون 

تا چشم هر چی دشمنه بشه کور

 

اشکاتو به شاخه زیتون ببند 

بده به کفترای روی شونه ت

 

خاک زمینو فرش زیر پات کن 

آبی آسمونو سقف خونه ت

 

یه عمره توی جنگ نابرابر 

گلوله می شه سنگای تو مشتت

 

گلوله های سربی دشمنات

گل می کنه تو چشمای درشتت

 

عروسکای بچه هات سنگیه 

عروسکایی که می شن ابابیل

 

پرنده هایی که می خوان بجنگن 

به خاطر خدا با لشکر فیل

 

ستاره های اشکاتون یه روزی 

ماه می شه تو شب سیاه نفرین

 

یه روزی بارون می شه این هم خون 

تو نقشه باز گل می کنه فلسطین

 

عباس محمدی

 

یه مسجد ، وسط دوتا مثلث اسیره 

 

یه كودك ، زیر چكمه سیاهی می میره 

 

یه ضجه توی آسمان شهر پر می گیره 

 

یه مادر ، دوباره ناله رو از سر می گیره 

 

 

گلوله سینه برادرم را میدره 

 

شهادت كفن گلی میشه كه پرپره 

 

قلب اون توی خاك افتاده اما میزنه 

 

كسی كه تن پاكش روی دستای منه 

 

 

برخیز ای برادر وقت شهادت منه

 

وقت گذشتن ازخود ، وقت نجات میهنه 

 

سلاح من سنگ منه ، میشكنه شیشه شبو

 

فریاد من مثل تبر می كنه ریشه شبو

 

برخیز ای مسلمان ، باید كه مثل طوفان 

 

سنگی شب را بشكنیم ، تیرگی رو پس بزنیم 

 

 

 

شتاب كن برادر 

شتاب كن برادر 

شتاب كن برادر 

شتاب كن برادر 

شتاب كن برادر

شتاب كن برادر

شتاب كن برادر

امروز، روز من است؛ روز قدس؛ 

روز اسلام؛ دین تصدیق کننده ادیان الهی؛ 

مذهب برادری و برابری؛ 

شریعت عدالت و ظلم‏ ستیزی.

امروز، روز رسول اعظم صلی الله ‏علیه ‏و‏آله است.

 

من امروز، کوکب دری خود را 

از شجره مبارکه لا شرقیه و لا غربیه ملت ایران، 

برافروخته ‏ام و آن‏ قدر می‏ درخشم 

تا هر ظلمتی را حتی در بحر لجّی نابود کنم.

 

ایستاده‏ ام؛ با قدرت کلمه توحید «لا اله الاّ اللّه» 

و شعار کوبنده «اللّه اکبر».

 

ایستاده‏ ام؛ با سلاح صبر و استقامت؛ 

چون کشتی نوح در برابر توفان فتنه‏ها.

 

ایستاده ‏ام؛ با سلاح سنگ در برابر آتش؛ 

سنگ‏ های سرزمین ابراهیم، آتش‏ سوزند.

 

ایستاده ‏ام؛ با عصای وحدت 

در برابر مارهای تفرقه‏ افکن.

 

ایستاده ‏ام؛ با تپش قلب انتظار، 

تا طلوع فجر صادق ، تا آمدن مصلح.

 

ایستاده ‏ام؛ با قیام مستحکم انتفاضه. 

انتفاضه یعنی جوشش خون 

در رگ‏ های غیرت یک ملت،

یعنی سدشکنی قطره ‏ها.

 

انتفاضه، یعنی مهر بطلان و آشفتگی 

بر رؤیای حکومت نیل تا فرات.

 

انتفاضه یعنی پیروزی حق بر باطل 

یعنی رهانیدن قدس از چنگال غاصبان

 

 

 با خون و زخم، «قبه‌ی موسی» هنوز هست

در چنگ باد «مسجدالاقصی» هنوز هست

 

رقص کبوتران هر از گاه، دیدنی است

در چنگ باد «قبه الارواح» دیدنی است

 

بوی زلال حادثه از دور می‌رسد

فردا میان هاله‌ای از نور می‌رسد

 

فردا در انتهای همین شب، نشسته است

این شب، در انتظار نفس‌های آخر است

 

فردای بهتری که زمین مال غنچه‌هاست

فردای دست‌های تو، آمال غنچه‌هاست

 

فردا حقیقتی‌ست در آغوش چنگ تو

فردا، جوانه می‌زند از پای سنگ تو

 

ارابه‌های خسته، زمین‌گیر می‌شوند

وقتی که دست‌های تو تکثیر می‌شوند

 

فردا، پر است از گل زیتون دست‌هات

فردا، نشسته در رگ و در خون دست‌هات

 

باروت، زیر سنگ تو آوار می‌شود

بیروت، پا گرفته و بیدار می‌شود

 

این شب، در انتظار نفس‌های آخر است

فردای کوچه‌های تو، فردای بهتر است

 

فرهاد سعادت پیشه

 

چه فرقی می کند، فلسطین یا ایران؟ قدس از آن ماست؛ 

این خانه خدا که بوی بهشت را می پراکند در خاک، این قصر 

باشکوه آسمانی که خدا به ساکنان زمین هدیه داده است.

 

قدس از آن ماست. کدام ابرهه، رؤیای ویرانی ات را می پروراند در سر؟

کدام ابلیس، آبادی ات را ویران می خواهد؟ 

کدام شیطان، سربلندی را سرافکنده و خوار می خواهد؟

 

به من نگاه کن! در دست هایم، سنگی است که کبوترانه بال می گشاید تا تو.

در مشت من سنگی است که آهنگ رهایی ات را مژده می دهد. باران سنگ می بارد.

ما لشکر «ابابیل» هستیم، می خواهیم بباریم خشم و نفرتمان را برسر ابرهه ها

 

 

وای بر دلی که نمی‏لرزد،

وای بر خونی که نمی‏جوشد،

وای بر چشمی که به خواب رفته است!

اشک باید ریخت، 

فریاد باید کرد،

تیر باید شد،

آتش باید گرفت!

قدس،

ناموس اسلام است.

قدس،

محک غیرت مسلمانان قرن است.

صدای ایستادن قلب کودکان فلسطینی دارد پرده گوشمان را پاره می‏کند. 

صدای سکوت کشتگان فلسطین، 

شیشه‏های خانه آرامشان را فرو می‏ریزد.

کوران و کرانیم؛ 

اگر فریاد برنیاوریم؛

اگر بانگ برنداریم.

صدای اذان بی‏وقت می‏آید؛ 

کسی از امت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از جور می‏نالد، 

باید شتافت؛

وگرنه دل رسول الله می‏شکند.

در گوشه‏ای از جغرافیای غربت،

امت رسول الله صلی‏الله‏علیه‏و‏آله زیر شکنجه‏اند، 

خانه‏شان ویران است و آوارگی،

روزیشان شده.

بوی خون می‏آید.

زخم فلسطین در دل اسلام، 

هنوز تازه است.

زخم شهید کهنه نمی‏شود. 

درد دارد در جان اسلام ریشه می‏دواند، 

سرطان صهیونیسم، 

جهان را کبود کرده،

جهان منتظر طبیبی است.

طبیب عشق بر سر بالین اهل درد می‏آید.

نکند بی‏دردی، 

بزرگ‏ترین بیماری ملت‏های مسلمان باشد!

انتظار طبیب؛ آدابی دارد،

رسم انتظار را باید به‏جای آورد.

باید خود به مبارزه سرطان رفت،

باید درد را از پا انداخت..

 

 

بارانی از سنگ می بارد.

دلواپس چه هستی؟

شاخه های زیتونت، تا همیشه پرمیوه خواهد شد.

شمرها می خواهند سر فلسطین را ببرند؟ چه خیال باطلی!

 

هنوز در نگاه معصوم مسجدالاقصی، رد سبزی است از عبور بهار! 

هنوز در کوچه های فلسطین، طنین قدم های پیامبران می پیچد.

ای خاستگاه فطرت های پاک! کابوس تنهایی ات تمام خواهد شد.

 

شب های بی ستارگی ات، روشنان خورشید را به تماشا 

خواهد نشست. امروز روز توست.

 

با هیچ سیم خارداری نمی توانند تو را به زنجیر بکشند.

سربلندی ات آرزوی من است. ای نخستین سکوی پروازهای عاشقانه انسان!

ای اولین قبله! تاریخ، ورق ورق تکرار می شود.

خانه خدا، خراب شدنی نیست.

 

فرزندان فرعون، به بیراهه می روند. 

امروز، فرزندان فرعون، در کسوت «ابرهه»ها آمدند. 

این بار خنجرها فقط با قصد آشامیدن خون گلوی قدس برخاسته است.

 

ای خانه مقدس! خدا برای رهایی ات لشکری خواهد فرستاد. 

ای مرثیه سال ها درد و اندوه! 

زخم های همیشه ات سر باز می کنند روزی. 

 

آن روز، آه و ناله هایت به آتش می کشد صهیون را. 

ای شناسنامه غربت و درد!

 

خون های ریخته شده، بر خاکت قد می کشند روزی. 

خون های جاری فرزندانت، سیلی خروشان خواهد شد.

 

هیچ دستی نمی تواند قداست تو را به سخره بگیرد.

تو، قدس عزیز، هماره مقدس و جاودانه خواهی ماند.

 

...من سنگ را می شناسم...من سنگ را دوست دارم...اصلا ًمن و سنگ را رفاقتی دیرینه است...برخی سنگ را خشن می دانند...عده ای آن را بی روح می شمارند...اما سنگ بهترین دوست من است...

 

من سنگ را از زمانی می شناسم كه هنوز در عالم شما نبودم!...آن زمانی كه مادرم- در حالیكه مرا در شكم داشت- با سنگ دوستی می ورزید...

 

پس از آن سنگ هم بازی من بود...همه اسباب بازی من سنگ بود و تنها سنگ دوست من بود... سپس بزرگتر شدم...ودر مدرسه،علم سنگ آموختم: «بابا آب ندارد...بابا نان ندارد...بابا سنگ دارد...بابا سنگ داد...»

 

آری...من بابایم را دوست دارم...اما چون نیست، یادگارش یعنی سنگ را به رفاقت برگزیده ام... هر روز كیفم پر از سنگ است كه به مدرسه ی جهاد میروم وخالی است از همه چیز، جز كینه وقتی كه بر میگردم...سنگ همه خشم من است در عین حال كه همه محبت من است...سنگ پیام آور كینه من است...

 

چه زیباست آن زمان كه دست یاری سنگ را می فشارم، زمانی كه همه دوست نمایان از ترس، دست خود را می كشند... آری،آنان كه صبح و شب دم ازمن و یاری من می زنند، هرگاه دست گرم محبت به سویشان دراز می كنم، پس می زنند، اما سنگ، دستان مرا با تمام وجود در آغوش می كشد و خویشتن را فدای فریاد من میكند...

 

كاش همه مردم دنیا قلبی مثل سنگ داشتند... اصلا ً كاش قلب داشتند تا میگفتم سنگدلند... كاش سنگدل بودند... آخر سنگ خیلی مهربان است...

 

 

میدانی، هر وقت قلبم می گیرد از اسارت، سنگی در آغوش دستان می گیرم...سنگ با صبر و حوصله ی تمام درد دلم را میشنود... و سپس پیغام خشم مرا بسوی ملعونترین مردمان پرتاب می كند...

 

اگر بدانی آن زمان كه برای بوسیدن گونه ی برادرم لبم خونی می شود، نجوای با سنگ چه لذتی دارد...اگر بدانی آنگاه كه دیوار خانه ی خرابمان راموجوداتی به نام تانك و گلوله بر سرمان می ریزند، پرتاب سنگ چه غوغایی می كند... اگر بدانی وقتی خواهر شش ماهه ام بر سینه ی مادرم چون ماهی دور از آب افتاده ای پرپر می زند، سنگسار كردن قاتلان چه قصاص نیكویی است... اگر بدانی آن زمان كه كاسه ی چشمانم چون كاسه صبرم از غربت لبریز می شود و قطره ای خشم بیرون می ریزد، سنگستان چه جای خوش آب و هوایی است... اگر بدانی...

 

آری...سنگ... چه مهربانی ای سنگ و چه دوست داشتنی...ای همدم تنهایی من، وصیت می كنم اگر گلوله ای جای تو را در قلبم اشغال كرد، تورا بر مزارم بگذارند تا از تو جدا نمانم...آخر من نمك صفای تو را خورده ام و نمكدان شكستن به دور از مروت است...

 

آهای ترسوهای دنیا... منم... همان كه می گویید تروریست است... من عادت كرده ام كه با سنگ شجاعت شما را ترور كنم... آری... من تا خون در بدن دارم سنگ را بر زمین نمی گذارم... و فریاد می زنم:

 

«سنگ...سنگ...تاپیروزی...»

 

 

 




برچسب ها: روز بیداری(ویژه نامه روز جهانی قدس)، سایت رسمی ایردموسی، اردیموسی (بخش سبلان، تصاویر ومطالب متحرک روز قدس، متن ادبی قدس، روز جهانی قدس، شعر قدس،

نوشته شده در ت


موضوعات مرتبط: مناسبت ها

تاريخ : شنبه دهم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 19:53 | نویسنده : هیئت حسینی خور |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.



در اين وبلاگ
در كل اينترنت