نام و مشخصات
نامش فاطمه و کنیه اش امُّ البنین (مادر پسران) است.
پدرش حِزام، و مادرش ثمامه یا لیلا است.
همسرش علی ابن ابیطالب علیه السلام..
و فرزندانش عباس علیه السلام ، و...
عبداللّه،
جعفر و عثمان هستند که هر چهار نفر
در سرزمین کربلا و در رکاب امام حسین علیه السلام
به شهادت رسیدند.
آرامگاه وی در مدینه منوّره و قبرستان بقیع است.
ولادت ام البنین علیهاالسلام
در مورد تاریخ دقیق ولادت
حضرت ام البنین اطلاعی در دست نیست
و تاریخ نگارانْ سال ولادت او را ثبت نکرده اند،
ولی یاد آور شده اند که
تولد پسر بزرگ ایشان، حضرت ابوالفضل علیه السلام ،
در سال 26 ق اتفاق افتاده است.
برخی از تاریخ نگاران زمان ولادت ایشان را
در حدود پنج سال پس از هجرت تخمین می زنند.
بانویی از تبار دلاوران عرب
تاریخ گواهی می دهد که
پدران و داییان حضرت ام البنین از دلیران
عربِ پیش از اسلام بوده
و از آنها به هنگام نبرد،
دلیرْمردی های فراوانی نقل شده است که
در عین شجاعت
بزرگ و پیشوای قوم خود نیز بوده اند،
آنچنان که حاکمان زمان
در برابرشان سرتسلیم فرود می آورند.
اینان همانان هستند که عقیل ـ نسبْ شناس بزرگ عرب
و برادر علی علیه السلام ـ
به امیرالمؤمنین علیه السلام گفت:
در میان عرب از پدرانش شجاعتر و قهرمانتر یافت نمی شود.
انتخاب ام البنین علیهاالسلام برای همسری علی علیه السلام
بعد از شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام ،
حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام برادرش عقیل را
ـ که آشنا به علم نسب شناسی عرب بود ـ
فرا خواند و از او خواست که برایش همسری از تبار دلاوران برگزیند
تا پسر دلیری برای مولا به ارمغان آورد.
عقیل، فاطمه کلابیه را برای حضرت برگزید که
قبیله و خاندانش، بنی کِلاب، در شجاعت بی مانند بودند،
و حضرت علی علیه السلام نیز این انتخاب را پسندید.
خواستگاری از ام البنین علیهاالسلام
بعد از این که عقیل شجره نامه های اَعراب را بررسی
و ام البنین را انتخاب کرد،
حضرت علی علیه السلام ، او را نزد پدر ام البنین فرستاد.
پدرخشنود از این وصلت مبارک، نزد دختر خود شتافت
و موضوع را در میان گذاشت. ام البنین نیز با سربلندی
و افتخارْ پاسخ مثبت داد و پیوندی همیشگی بین وی
و مولای متقیان علی بن ابیطالب علیه السلام برقرار شد.
امام علی علیه السلام ،
در همسرش عقلی سترگ، ایمانی استوار، آدابی والا
و صفاتی نیکو مشاهده کرد و او را گرامی داشت
و از صمیم قلب در حفظ حُرمت او کوشید.
اولین روز زندگی مشترک
روز اولی که ام البنین علیهاالسلام
پا در خانه علی علیه السلام گذاشت،
حسن و حسین علیهماالسلام مریض بوده
و در بستر افتاده بودند.
عروس تازه ابوطالب، به محض آنکه وارد خانه شد،
خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید
و همچون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت.
وقتی غمِ زهرا، شد همدم مولا
تو آمدی ای گل، در خانه گلها
بر دربِ حریمِ، کاشانه نشستی
یعنی که کنیزِ، این خانه تو هستی
محمدعلی شهاب
تغییر نام
فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک با علی علیه السلام ،
به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»،
که اسم قبلی و اصلی وی بوده،
او را ام البنین صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام
از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند
و در نتیجه، خاطرات گذشته، در ذهن آنها تداعی نگردد و رنج بیمادری آنها را آزار ندهد.
محبت بیدریغ ام البنین علیهالسلام به فرزندان زهرا علیهاالسلام
ام البنین بر آن بود که، در زندگی جای خالی حضرت زهرا علیهاالسلام را
برای فرزندان ایشان پر کند؛
مادری که در اوج شکوفایی پژمرده شد
و آتش به جان فرزندان خردسال زد:
فرزندان فاطمه زهرا علیهاالسلام
در وجود این بانوی پارسا، مادر خود را می دیدند
و رنج فقدانِ مادر را کمتر احساس می کردند.
ام البنین علیهاالسلام ،
فرزندان دختر گرامی رسول خدا صلی الله علیه وآله را
بر فرزندان خود مقدّم می داشت
و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان می کرد
و آن را فریضه های دینی می شمرد؛ زیرا خداوند متعال در کتاب خود،
همگان را به محبت آنان دستور داده است.
فرزندان ام البنین علیهاالسلام
ثمره زندگی مشترک ام البنین علیهاالسلام
با حضرت علی علیه السلام ،
چهار پسر بود که به دلیل داشتن همین پسران،
او را ام البنین، یعنی مادر پسران نامیدند
نام فرزندان ایشان به ترتیب عبارتند از: قمربنی هاشم
حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام ، عبداللّه، جعفر و عثمان.
فرزندان ام البنین همگی در کربلا به شهادت رسیدند
و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه فرزند حضرت ابوالفضل علیه السلام ادامه یافت.
مادر چهار شهید
با شهادت چهار فرزند ام البنین علیهاالسلام در کربلا،
این بانوی شکیبا، به افتخار مادر شهیدان بودن نائل آمد
و درکنار همسر شهید بودن، افتخاری دیگر بر صفحه افتخاراتش افزوده شد.
وقتی خبر شهادت فرزندانش به او رسید،
سرشک اشک از دیده فرو ریخت و با روحیه ای قوی
در اشعاری گفت:
«ای کسی که فرزند رشیدم عباس را دیدی که
همانند پدرش بر دشمنان تاخت، فرزندان علی علیه السلام
همه شیران بیشه شجاعتند.
شنیده ام بر سر عباس عمود آهنین زدند،
در حالی که دست هایش را قطع کرده بودند؛
اگر دست در بدن پسرم بود، چه کسی می توانست نزد او آید و با او بجنگد؟»
فرزندانم به فدای حسین علیه السلام
ام البنین بَشیر را دید که فرستاده امام سجاد علیه السلام بود
و به مدینه آمده بود تا مردم را از ماجرای کربلا
و بازگشت کاروان امام حسین علیه السلام با خبر سازد.
به او فرمود: ای بشیر! از امام حسین علیه السلام چه خبر داری؟
بشیر گفت: خدا به تو صبر دهد که عباس تو کشته گردید.
ام البنین فرمود: از حسین علیه السلام مرا خبر ده!
بشیر خبر شهادت بقیه فرزندان او را هم اعلام کرد،
ولی ام البنین پیوسته از امام حسین علیه السلام خبر می گرفت و می گفت:
فرزندان من و آنچه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد.
چون بشیر خبر شهادت امام حسین علیه السلام را به آن حضرت داد،
صیحهای کشید و گفت: ای بشیر! رگ قلبم را پاره کردی
و سپس صدا به ناله و شیون بلند کرد.
این علاقه او به امام حسین علیه السلام دلیل کمال معنویت اوست
که آن همه عزیزانش را در راه مقام ولایت فراموش کرد و تنها از رهبرش سخن به میان آورد.
ام البنین، پاسدار خاطره عاشورا
از ویژگیهای بسیار مهم ام البنین، توجه به زمان
و مسائل مربوط به آن است.
وی پس از واقعه عاشورا، از مرثیه خوانی و نوحه سرایی استفاده کرده
تا ندای مظلومیت کربلاییان را به گوش نسلهای آینده برساند.
ایشان هر روز به همراه پسرِ حضرت عباس علیه السلام ،
عبیداللّه که همراه مادرش در کربلا حضور داشت
و سند زنده ای برای بیان وقایع عاشورا بود، به بقیع می رفت و نوحه می خواند.
او با این اشعار،
هم حماسه کربلا را بازگو و هم در قالب عزاداریْ
به حکومت وقت
نوعی اعتراض می کرد و مردم را که اطراف او جمع می شدند،
از جنایات بنی امیه، آگاه می نمود.
سفارش به دفاع از ولایت
هنگامی که امام حسین علیه السلام آهنگ ترک مدینه
و تشرف برای حج و به دنبال آنْ هجرت به سوی عراق کرد،
ام البنین علیهاالسلام به همراهان امام حسین علیه السلام
چنین سفارش می کرد: «چشم و دل مولایم امام حسین علیهالسلام و فرمان بردار او باشید».
ام البنین علیهاالسلام ، واسطه فیض الهی
ام البنین، همسر علی علیه السلام و مادر سردار کربلا،
نزد مسلمانان جایگاهی ویژه دارد،
چون نزد خداوند از مقام و منزلتی والا برخودار است،
و این مقامْ به واسطه تقدیم خالصانه فرزندان
در راه خدا و استواری و عبودیت ایشان است.
از اینرو، مؤمنانِ حاجتمند و دردمند
او را به درگاه حضرت باری تعالی شفیع و واسطه قرار می دهند،
و غم واندوهشان را با زیارت مزار آن بانو می زدایند.
اهل بیت علیهم السلام
و ام البنین علیهاالسلام
محبت بی شائبه ام البنین در حق فرزندان رسول خدا صلی الله علیه وآله
و فداکاری فرزندان وی در راه سیدالشهدا،
در تاریخ بی پاسخ نماند.
اهل بیت علیهم السلام هم در احترام
و بزرگداشت وی کوشیدند
و بسیار از او قدردانی کرده، او را سپاس گفتند.
زینب کبری علیهاالسلام پس از رسیدن به مدینه،
به محضرش شتافت و شهادت فرزندانش را به او تسلیت گفت.
ایشان همچنین در مناسبتهای دیگر مثل عیدها،
برای ادای احترام، به محضر ام البنین علیهاالسلام مشرّف می شد.
سخن بزرگان در بیان فضایل ام البنین علیهاالسلام
عالم جلیل القدر، زین الدین عاملی، شهید ثانی
درباره حضرت ام البنین علیهاالسلام می گوید:
«ام البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود.
نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت
و خود را وقف خدمت به آنها کرده بود.
خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قائل بودند
و به او احترام ویژه می گذاشتند.»
همچنین علامه سید محسن امین می گوید:
«ام البنین علیهاالسلام ،
شاعری خوش بیان و از خانواده ای اصیل و شجاع بود.»
علی محمد علی دُخَیِّل، نویسنده معاصر عرب در وصف این بانوی بزرگوار می نویسد:
«عظمت این زن (ام البنین) در آنجا آشکار می شود که وقتی خبر شهادت فرزندانش را
به او می دهند، به آن توجه نمی کند، بلکه از سلامت
حضرت امام حسین علیه السلام می پرسد؛
گویی امام حسین علیه السلام فرزندِ اوست نه آنان.
روزهای آخر
زندگی سراسر مهر و عاطفه و مبارزه ام البنین علیهاالسلام ،
رو به پایان بود. او به عنوان همسر شهید،
رسالت خویش را به خوبی به پایان رسانید
و فرزندانی تربیت کرد که فداییِ ولایت و امامت بودند.
او، بعد از زینب کبری علیهاالسلام دار فانی را وداع گفت،
ولی تاریخ نگاران سال ارتحال او را متفاوت نگاشته اند،
به طوری که عدهای آن را سال 70 ق بیان کرده اند
و عده دیگری تاریخ وفات آن مادر فداکار را،
سیزدهم جمادی الثانی سال 64 ق دانسته اند که
نظر دوم از شهرت بیشتری برخوردار است.
ام البنین را در بقیع، در جوار امام حسن مجتبی علیه السلام ،
فاطمه بنت اسد علیهاالسلام
و دیگر شخصیتهای اسلامیِ مدفون در آنجا به خاک سپردند
زندگینامه اجمالی ام البنین سلام الله علیها
ازدواج امير المؤمنين على عليه السلام با ام البنين سلام الله عليها
پس از آنكه امير المؤ منين على بن ابى طالب عليه السلام به سوگ پاره تن و ريحانه رسول خدا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله يعنى سرور زنان عالميان حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليه شهيده راه ولايت و امامت نشست ، برادرش عقيل بن ابى طالب عليه السلام را كه آشنا به انساب عرب بود، فرا خواند و از او خواست برايش همسرى از تبار دلاوران برگزيند تا پسر دليرى براى مولا به ارمغان آورد كه سالار شهيدان حسين بن على عليه السلام را در كربلا يارى كند. (101)
عقيل ، ام البنين كلابيه عليه السلام را براى حضرت على عليه السلام برگزيد كه قبيله و خاندانش ، بنى كلاب ، در شجاعت بى مانند بودند. (102) بنى كلاب از حيث شجاعت و دلاورى در ميان عرب زبانزد بودند، ولبيد درباره آنان چنين سروده است ما بهترين زادگان عامر بن صعصعه هستم و كسى بر اين ادعا خورده نمى گرفت . الو براء، همبازى نيزه ها (ملاعب الاءسنة )، كه در عرب در شجاعت مانند او را نديده بود، از همين خاندان است . (103)
حضرت امير المؤ منين عليه السلام اين انتخاب از پسنديد و عقيل را به خواستگارى نزد پدر ام البنين سلام الله عليه فرستاد. پدر، خشنود از اين وصلت مبارك ، نزد دختر خود شتافت و او نيز با سر بلندى و افتخار پاسخ مثبت داد و پيوندى هميشگى بين وى و مولاى متقيان على بن ابى طالب عليه السلام برقرار شد. امام عليه السلام در همسر عقلى سترگ ، ايمانى استوار، آدابى والا و صفاتى نيكو مشاهده كرد و او را گرامى مى داشت و از صميم قلب در حفظ حرمت او كوشيد.
ام البنين ، و دو سبط پيامبر صلى الله عليه و آله
ام البنين بر آن بود كه جاى خالى مادر آنها را در زندگى دو سبط پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دو ريحانه رسول خدا صلى الله عليه و آله و دو سرور جوانان بهشت ، امام حسن و امام حسين عليه السلام ، پر كند؛ مادرى كه در اوج شكوفايى پژمرده شد و آتش به جان فرزندان خردسال خود زد.
فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله در وجود اين بانوى پارسا، مادر خود را مى ديدند، و رنج فقدان مادر را كمتر احساس مى كردند. ام البنين سلام الله عليه ، فرزندان دخت گرامى رسول اكرم صلى الله عليه و آله را بر فرزندان خود كه نمونه هاى والاى كمال بودند مقدم مى داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان مى كرد.
تاريخ جز اين بانوى پاك كسى را به ياد ندارد كه به اصطلاح فرزندان هووى خود را بر فرزندان خويش مقدم بدارد. ليكن ام البنين سلام الله عليه توجه به فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله را فريضه اى دينى مى شمرد، زيرا خداوند متعال در كتاب خود همگان را به محبت آنان دستور داده (104)،و آنان امانت و ريحانه رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند (105). ام البنين با درك عظمت آنان به خدمتشان قيام كرد و در اين راه از بذل آنچه در توان داشت دريغ نورزيد.
گويند همان روز كه پاى در خانه مولا عليه السلام گذاشت ، حسنين عليه السلام هر دو مريض بوده و در بستر افتاده بودند. اما عروس تازه ابو طالب عليه السلام به محض آنكه وارد خانه شد خود را به بالين آن دو عزيز عالم وجود رسانيد و همچون مادرى مهربان به دلجويى و پرستارى آنان پرداخت (106). چنانكه گفته مى شود خود نيز پس از چندى به مولا پيشنهاد داد كه به جاى فاطمه ، كه اسم قبلى واصلى وى بوده ، او را ام البنين صدا زند، تا حسنين عليه السلام از ذكر نام اصلى او توسط مولا عليه السلام به ياد مادر خويش ، فاطمه زهرا سلام الله عليه ، نيفتاده و در نتيجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعى نگردد و رنج بى مادرى آنها را آزار ندهد
اهل بيت عليه السلام ، و ام البنين سلام الله عليها
محبت بى شائبه ام البنين سلام الله عليه در حق فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و فداكاريهاى فرزندان او در راه سيد الشهداء عليه السلام ، در تاريخ بى پاسخ نماند. اهل بيت عصمت و طهارت در احترام و بزرگداشت آنان كوشيدند و از قدردانى نسبت به آنان چيزى فرو گذار نكردند.
شهيد كه از فقهاى قله پوى شيعه است ، مى گويد: ام البنين سلام الله عليه از زنان با فضيلت و عارف به حق اهل بيت عليه السلام بود. وى محبتى خالصانه به آنان داشت و خود را وقف دوستى آنان كرده بود. آنان نيز براى او جايگاهى والا و موقعيتى ارزنده قائل بودند. زينب كبرى سلام الله عليه پس از رسيدن به مدينه به محضرش شتافت و شهادت چهار فرزندش را تسليت گفت . چنانكه در اعياد نيز، براى اداى احترام ، به محضرش مشرف مى شد.
رفتن نواده رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله ، شريك نهضت حسينى و قلب طپنده قيام امام حسين عليه السلام يعنى زينب كبرى عليه السلام ، نزد ام البنين سلام الله عليه و تسليت گفتن شهادت فرزندان برومندش ، نشان دهنده منزلت والاى ام البنين سلام الله عليه نزد اهل بيت عليه السلام است .
ام البنين سلام الله عليها واسطه فيض الهى
اين بانوى بزرگوار نزد مسلمانان جايگاهى ويژه دارد، و بسيارى از انان معتقدند او را نزد خداوند منزلتى والاست و اگر دردمندى او را به درگاه حضرت بارى تعالى شفيع و واسطه قرار دهد، غم و اندوهش برطرف خواهد شد. لذا به هنگام سختيها و درماندگيها، اين مادر فداكار را شفيع خود قرار مى دهند. البته بسيار هم طبيعى است كه ام البنين سلام الله عليه نزد پروردگار مقرب باشد تا زيرا وى فرزندان پاره هاى جگر خود را خالصانه در راه خدا و استوارى دين حق تقديم داشته است . (107) در خلال كراماتى كه در بخش سوم كتاب حاضر آمده ، با جلوه هايى از مقام والاى ام البنين سلام الله عليه در عالم معنا آشنا خواهيم شد.
سلسله نسب ام البنين سلام الله عليها
وى فاطمه دختر حزام (108) بن خالد بن ربيعه بن وحيد بن كعب بن عامر بن كلاب بن ربيعة بن عامر بن صعصعة بن معاوية بن بكر بن هوازن است .
مادر او شمامه (109) از خانواده سهل بن عامر بن مالك بن جعفر بن كلاب مى باشد و جده هايش عبارتند از:
جده اول : عمره دخت طفيل بن مالك احزام بن جعفر كلاب .
جده دوم : كبته دخت عروة الرحال فرزند جعفر بن كلاب .
جده سوم : ام خشف دخت ابى معاوية فارس هزار بن عبادة بن عقيل بن كلاب .
جده چهارم : فاطمه دخت جعفر بن كلاب . (110)
جده پنجم : عاتكه دخت عبدالشمس بن عبد مناف بن قصى ، جده حضرت رسول صلى الله عليه و آله است كه در عمدة الطالب نام او را فاطمه دانسته است .
جده ششم : آمنه دخت وهب بن عمير بن نصر بن قعين بن حرث بن ثلعبه بن ذودان بن اسد بن خزيمه .
جده هفتم : دخت جحدر بن ضبيعه اغر بن قيس بن ثلعبية بن عكاية بن صعب بن على بن بكر بن وائل بن ربيعه بن نزار، جد حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله .
جده هشتم : دخت ملك بن قيس بن ثعلبه .
جده نهم : دخت الراءسين : خشين بن ابى عصم بن سمح بن فزاره (در قاموس اللغة خشين بن لاى ، و در تاج العروس لاى بن عصيم آمده است ).
جده دهم : دخت عمر بن صرمة بن عوف بن سعد بن ذبيان بن بغيض بن ريث بن غطفان .
اينان جده هاى ام البنين سلام الله عليه ، مادر ابوالفضل العباس عليه السلام ، هستند كه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبين از ايشان ياد كرده است . تاريخ گواهى مى دهد كه پدران و داييهاى ام البنين سلام الله عليه در دوران قبل از اسلام جزو دليران عرب محسوب مى شده اند و مورخان آنان را به دليرى و جلادت در هنگام نبرد ستوده اند. افزون بر اين ، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانى ، سالار و بزرگ پيشواى قوم خود نيز بوده اند، آنچنان كه سلاطين زمان در برابرشان سر تسليم فرود آورده اند. اينان همانانند كه عقيل به امير المؤ منين عليه السلام گفت : در ميان عرب از پدرانش شجاعتر و قهرمانتر يافت نشود (111).
امير المؤ منين عليه السلام نيز مقصودش از آن پرس و جو آن بود كه زنى را به همسرى خويش برگزيند كه زاده دلاوران عرب باشد، چرا كه مسلم است سرشت و خصايص اجداد به فرزندان منتقل مى شود، و فرزندان نيز آن ويژگيها را به نسلهاى بعدى منتقل مى سازند. بر اين اساس است كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايند: دايى به منزله يكى از دو زوج است (يعنى دايى نيز چون پدر و مادر، در صفات و اخلاق طفل مؤ ثر است ) پس براى جايگاه نطفه خود همسرى شايسته برگزينيد.
در اينجاست كه مى بينيم در وجود شريف ابوالفضل عليه السلام دو گونه شجاعت در هم آميخته است : 1. شجاعت هاشمى و علوى كه ارجمندتر و والاتر است و از جانب پدر سرور اوصيا به او رسيده ؛ و 2. شجاعت عامرى كه از جانب مادرش ام البنين سلام الله عليه ارث برده است ، زيرا كه در ميان تيره مادريش جدى پيراسته چون عامر بن مالك بن جعفر بن كلاب (جد ثمامه مادر ام البنين ) بوده است كه به سبب قهرمان سالارى و شجاعتش او را ملا الاءسنة يعنى كسى كه سر نيزه ها را به بازى مى گيرد، مى ناميدند. اين لقب را نخستين بار حسان در باب او به كار برد، چون ديد كه يك تنه با شجاعانى كه او را احاطه كرده بودند پيكار مى كند، و لذا گفت : وى سر نيزه ها را با دستش به بازى گرفته است .
نيز از اوس بن حجر نقل شده كه درباره عامر گفته است :
| يلاعب اطراف الاءسنة عامر |
| فراح له حظ الكتائب اءجمع |
عامر سر نيزه ها را به بازى مى گيرد، پس او در كار آيى و توان نظامى ، به تنهايى يك لشگر را در خود جمع دارد.
عامر بن مالك همان كسى است كه برادر زاده اش ، عامر بن طفيل ، با علقمة بن علاثه قرار گذاشتند كه هر كدام نسبت و حسب افتخارآميزترى داشت و به نفع او حكم شد، صد شتر از ديگرى بستاند. بدين منظور، هر يك ، يكى از پسران خود را نزد مردى از بنى وحيد به گرو گذاشتند (و ضمانت و رهن نيز از آن هنگام داير گرديد). چون ابن طفيل در اين مورد از عمويش ، عامر بن مالك ، كمك خواست ، اين مرد دلير نعلين خود را به او داد و گفت : براى تعيين شرافت خود از اين نعلين كمك بگير، زيرا من با آن چهل مرباع را به دست آورده ام (112).
مرباع ، ربع غنائم جنگى ئى بوده است كه پس از پيروزى يك قوم بر قوم ديگر در زمان جاهليت به رئيس قبيله مى رسيد. اين نعلين ، مخصوص رئيس و پيشواى قوم بوده كه در ايام نبرد آن را مى پوشيده است ، والا مزيتى نداشته كه براى تعيين افتخار و مباهات به نسبت به كار رود.
ديگر از اجداد مادرى حضرت ابوالفضل عليه السلام ، عامر بن طفيل بن مالك بن كلاب ، برادر عمره : جده اول ام البنين سلام الله عليه مى باشد كه فوقا از او ياد شد. او گراميترين مردم در عصر خود و نام آورترين شجاعان و دلاوران عرب بود. حتى گويند كه : هرگاه يكى از اعراب نزد قيصر روم مى رفت قيصر به او مى گفت : تو با عامر بن طفيل نسبتى دارى ؟ اگر وى ميان خود و عامر نسبتى بر مى شمرد، گراميش كمى شمرد و صله و احسان به او مى كرد، و الا روى خوش به او نشان نمى داد. (113)
نيز از اجداد مادرى ام البنين سلام الله عليه ، عروة الرحال فرزند عتبة بن جعفر بن كلاب ، پدر كبشه : جده دوم اين بانو مى باشد. عروه با پادشاهان رفت و آمد بسيار داشت و او را نزد آنها پايگاه و منزلتى رفيع بود، و به همين خاطر هم او را رحال (يعنى جهانگرد) ناميده اند.
از ديگر نياكان ام البنين ، طفيل : فارس قرزل است كه پدر عمره (جده اول اين بانوى بزرگوار) مى باشد. او نيز در شجاعت و قهرمان سالارى زبانزد همگان بوده و با ملاعب الاءسنة ربيعه ، عبيده ، و معاويه (پسران جعفر بن كلاب ) برادر بوده است . گويند: يك روز صبح آنان بر نعمان بن منذر (امير مشهور عرب ) وارد شدند و مشاهده كردند كه يكى از ياران و همنشينان امير، موسوم به ربيع بن زياد عبسى ، با امير مشغول غذا خوردن است . آنان مطلع شده بودند كه ربيع نزد حاكم ايشان سعايت كرده است . لبيد، كوچكترين فرزند ربيعه (يكى از برادران ياد شده )، اشعارى در مدح طائفه و عموهاى خويش و ذم ربيع بن زياد سرود كه نعمان و ديگر همنشينانش بر او انكار نورزيدند، و اين به لحاظ شرافت و بزرگمنشى غير قابل انكار آنان بود. حتى پس از اين ماجرا، امير آن شخص سخن چين را از خود راند و ابياتى در توبيخ او سرود.
ام البنين سلام الله عليها همسرى جز اميرالمؤ منين على عليه السلام برنگزيد
گروهى از مورخين برآنند كه اميرالمؤ منين عليه السلام با ام البنين سلام الله عليه ، دختر حزام عامريه ، بعد از شهادت حضرت زهرا سلام الله عليه ازدواج نمود. (114) دسته اى ديگر مى گونيد كه اين امر بعد از ازدواج حضرتش با امامه بوده است . (115) اما در هر حال ، مسلم است كه اين ازدواج بعد از صديقه كبرى سلام الله عليه صورت گرفته است ، زيرا تا فاطمه سلام الله عليه زنده بود خداوند ازدواج با زنان را بر اميرالمؤ منين عليه السلام حرام نموده بود. (116)
ام البنين داراى چهار پسر به نامهاى عباس ، عبدالله جعفر، و عثمان گرديد كه سرور همه آنان حضرت عباس عليه السلام مى باشد. اين بانوى بزرگوار، بعد از امير المؤ منين على عليه السلام مدتى طولانى زنده بد و با كسى نيز ازدواج نكرد؛ همچنانكه امامه و اسماء بنت عميس و ليلى نهشيله چنين نمودند و اين چهار زن آزاده ، كمال وفادارى را در حق شوى و سرورشان امير المؤ منين على عليه السلام انجام دادند. (117)حتى يك بار مغيرة ين نوفل و يك بار نيز ابو هياج بن سفيان از امامه خواستگارى كردند، اما او امتناع ورزيد و حديثى از على عليه السلام نقل كرد كه همسران پيامبر و جانشينش بعد از مرگ ايشان نبايد به همسرى كسى درآيند، بر پايه اين سفارش ، زنان وارسته مزبور، تن به ازدواج با كسى ندادند. (118)
در باب عظمت مقام و علو معرفت حضرت ام البنين سلام الله عليه به مقام و موقعيت اهل بيت عليه السلام همين بس نوشته اند: چون ازدواج اميرالمؤ منان عليه السلام در آمد، امام حسن و امام حسين عليه السلام بيمار بودند، و او بسان مادرى دلسوز و پرستارى مهربان به مراقبت و دلنوازى از آنان پرداخت ؛ و چنين امرى از همسر سرور اهل ايمان ، كه از انوار معارف حضرتش بهره ها گرفته ، در بوستان علوى تربيت يافته و به آداب و اخلاق مولاى متقيان عليه السلام مؤ دب متخلق شده ، شگفت نيست .
فرزندان ام البنين سلام الله عليها
اول از همه ، قمر بنى هاشم عليه السلام متولد گرديد، و بعد بترتيب : عبدالله و جعفر و عثمان گام به جهان هستى گذاشتند.
فرزندان ام البنين - همگى - در زمين كربلا شهيد شدند و نسل ام البنين عليه السلام از طريق عبيدالله بن قمر بنى هاشم بسيار مى باشند. چون بشير به فرمان اما زين العابدين عليه السلام وارد مدينه شد تا مردم را از ماجراى كربلا و بازگشت اسراى آل الله با خبر سازد در راه ام البنين سلام الله عليه او را ملاقات كرد و فرمود: اى بشير، از امام حسين عليه السلام چه خبر دارى ؟ بشير گفت : اى ام البنين ، خداى تعالى ترا صبر دهد كه عباس تو كشته گرديد. ام البنين سلام الله عليه فرمود: از حسين سلام الله عليه مرا خبر ده . بدينگونه ، بشير خبر قتل يك يك فرزندانش را به او خبر داد اما ام البنين پياپى از امام حسين عليه السلام خبر مى گرفت وى گفت : فرزندان من و آنچه در زير آسمان است ، فداى حسينم باد! و چون بشير خبر قتل آن حضرت را به او داد صيحه اى كشيد و گفت : اى بشير، رگ قلبم را پاره كردى ! و صدا به ناله و شيون بلند كرد.
مامقانى گويد: اين شدت علاقه ، كاشف از بلندى مرتبه او در ايمان ، و قوت معرفت او به مقام امامت است كه شهادت چهار جوان خود را كه نظير ندارند در راه دفاع از امام زمان خويش سهل مى شمارد.
به نوشته علامه سماوى در ابصارالعين : ام البنين سلام الله عليه همه روزه به بقيع مى رفت و مرثيه مى خواند، به نوعى كه مروان - با آن قساوت قلب - از ناله و گريه ام البنين سلام الله عليه به گريه مى افتاد و اشكهاى خود را با دستمال پاك مى كرد
موضوعات مرتبط: مطالبی در رابطه با ام البنین علیها السلام

