هیئت  حسینی خور بیرجند

معجزه رد الشمس چيست  و چگونه اتفاق افتاد؟/ کرامتی از حضرت علی(ع)

هیئت حسینی خور
هیئت  حسینی خور بیرجند

معجزه رد الشمس چيست  و چگونه اتفاق افتاد؟/ کرامتی از حضرت علی(ع)

معجزه رد الشمس چيست

و چگونه اتفاق افتاد؟/ کرامتی از حضرت علی(ع)

کلیک کنید

معجزه رد الشمس چيست و چگونه اتفاق افتاد؟/ کرامتی از حضرت علی(ع)

 

معجزه رد الشمس چيست و چگونه اتفاق افتاده است؟

معجزه، كار خارق العاده اي است كه مدعي نبوت آن را براي اثبات ارتباط خود با خداي جهان، انجام مي دهد و همه مردم را براي مقابله و معارضه دعوت مي نمايد؛ چرا كه ديگران از انجام آن عاجزند. [۱] انجام چنين كاري اگر همراه با ادعاي نبوت نباشد، به آن كرامت مي گويند؛ [۲] چنان كه ائمه معصومين(عليهم السلام) داراي كراماتي بوده اند كه گاهي اين نوع كرامات به معجزه تعبير شده است. [۳]

قرآن كريم، وقوع امر خارق العاده و معجزه را تصديق كرده و بعضي از مصاديق آن را براي پيامبران پيشين اثبات نموده است، مانند داستان اژدها شدن عصاي حضرت موسي و بلعيدن سحر ساحران، داستان يد بيضا، [۴] خون شدن آشاميدني ها و تسلط وزغ و بيماري بر قوم فرعون، [۵] سخن گفتن حضرت عيسي(عليه السلام) در گهواره و شفا دادن افراد كور و معالجه بيماران مبتلا به مرض و زنده كردن مردگان. [۶]

درباره اوليا و اوصياي الهي كرامات و امور خارق العاده اي در روايات و تاريخ آمده است كه از مجموع آنها مي توان اثبات كرد ائمه اطهار(عليهم السلام) مي توانند به هنگام ضرورت امور خارق العاده اي انجام دهند؛ البته بايد توجه نمود كه معجزات آنها هرگز با ادعاي نبوت همراه نبوده، بلكه با انگيزه هاي ديگري بوده است.

كتاب هايي مانند عيون المعجزات، بحارالانوار، اثبات الهداة، اصول كافي، مدينة المعاجز، مناقب ابن شهرآشوب، اثبات الوصيه مسعودي، شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، دلايل الامامه طبري و... به تفصيل بسياري از اين كرامات را نقل كرده اند كه براي اطلاع بيش تر مي توان به آنها رجوع كرد.

شكي نيست كه از حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) كرامات و معجزه هاي فراواني نقل شده است.

يكي از كرامات ويژه آن حضرت، «ردالشمس» كه دو مرتبه براي آن حضرت اتفاق افتاده است: يكي در زمان پيغمبر(صلي الله عليه وآله) و ديگري پس از آن حضرت.

شرح رويداد نخست، به نقل از اسما، ام سلمه، جابر بن عبدالله انصاري، ابو سعيد خدري و عده اي ديگر چنين است: روزي علي(عليه السلام) در منزل پيغمبر اكرم (صلي الله عليه وآله) حضور داشتند كه ناگهان جبرييل براي ابلاغ وحي الهي فرود آمد. رسول خدا (صلي الله عليه وآله) سر مبارك خود را روي پاي علي(عليه السلام) گذارد و سربرنداشت تا هنگامي كه آفتاب غروب كرد. علي(عليه السلام) كه نماز عصر را نگذارده بود، بي اندازه پريشان شد؛ زيرا نمي توانست سر پيامبر را از روي زانوي خود بردارد و نه مي توانست نماز را به طور معمول به جا آورد. حضرت علي(عليه السلام) چاره اي نداشت جز اين كه هم چنان كه نشسته است، نماز بخواند. ركوع و سجود را با اشاره به جا آورد. پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) پس از آن كه از آن حالت روحاني خارج شد، به علي(عليه السلام) فرمود: نماز عصرت قضا شد؟ عرض كرد: چاره اي جز این نداشتم؛ زيرا حالت وحي كه براي شما پيش آمده بود، مرا از انجام وظيفه بازداشت.

رسول خدا (صلي الله عليه وآله) فرمود: اينك از خدا بخواه تا خورشيد را به جاي اول برگرداند تا نمازت را در اول وقتش به جاي آوري. خداوند دعاي تو را مستجاب مي كند؛ چرا كه از خدا و رسول او اطاعت كرده اي. علي(عليه السلام) دعا فرمود و دعاي او مستجاب شد و خورشيد به محلي بازگشت كه امكان خواندن نماز عصر به وجود آمد و آنگاه غروب كرد.

واقعه دوم ردالشمس، پس از رحلت پيامبر(صلي الله عليه وآله)، هنگامي واقع شد كه حضرت علي(عليه السلام) در بابل حضور داشت و مي خواست از فرات عبور كند. در اين هنگام، وقت نماز عصر فرا رسيد و آن حضرت بلافاصله به همراه گروهي از اصحاب خود نماز عصر را به جماعت خواند، ولي از آن جا كه بسياري از ياران حضرت مشغول عبور دادن مركب ها و توشه خود از رود فرات بودند، نماز عصرشان قضا شد و از خواندن نماز جماعت با آن حضرت محروم ماندند.

اصحاب در اين خصوص با آن حضرت گفتگو كردند. حضرت علي(عليه السلام) كه اصحاب خود را آن گونه نگران ديد، از خداوند متعال درخواست كرد تا خورشيد را به محل پيشين خود برگرداند تا همه اصحاب بتوانند نمازشان را در وقت خود بخوانند. خداوند متعال دعاي او را اجابت كرد و خورشيد را در افق وقت عصر ظاهر گردانيد، آن هنگام كه مردم از سلام نماز فارغ شدند، خورشيد غروب كرد. [۷]

قضيه ردالشمس ممكن است براي برخي قابل هضم نباشد و بگويند چگونه ممكن است اين كره عظيم آسماني از مسير گردش خود برگردد و...؛ اما بايد توجه داشته باشيم كه اين مسأله به صورت كرامت و اعجاز انجام گرفته است و روايات فراواني در كتب اسلامي درباره وقوع چنين اعجازي نقل شده است كه در حد شهرت مي باشد. [۸] معجزات ديگري نيز از حضرت علي(عليه السلام) نقل شده است؛ مانند زنده كردن مردگان، شفا دادن بيماران، خبر دادن از غيب، سخن گفتن با حيوانات، و... كه در اين مقام مجال بيان آنها نيست. [۹]

پاورقي:

[۱] الهيات و معارف اسلامي، استاد جعفر سبحاني، ص ۱۹۵، نشر مؤسسه امام صادق.

[۲] همان، ص ۱۹۹.

[۳] كشف المراد، (شرح تجريد الاعتقاد خواجه نصيرالدين طوسي)، ترجمه ابوالحسن شعراني، ص ۵۲۰ ـ ۵۱۹ ـ ۴۸۸، مقصد چهارم و پنجم، (نبوت و امامت)، (انتشارات كتابفروشي اسلاميه تهران).

[۴] سوره اعراف، آيه ۱۱۷ ـ ۱۰۷.

[۵] سوره نمل، آيه ۱۲; سوره اعراف، آيه ۳۳; سوره اسرا، آيه ۱۰۱.

[۶] سوره بقره، آيه ۲۳; سوره مائده، آيه ۱۱.

[۷] ارشاد، شيخ مفيد، ج ۱، ص ۳۴۵ ـ ۳۴۷، (نشردارالمفيد) ; مدينة المعاجز، سيدهاشم بحراني، ج ۱، ص ۱۹۴ ـ ۲۰۵، ح ۱۱۵، (نشر مؤسسة المعارف الاسلامية).

[۸] الغدير، علامه اميني، ج ۳، ص ۱۴۱ ـ ۱۲۶، ش ۱۱، (دارالكتب العربي، بيروت).

[۹] عيون المعجزات، حسين بن عبدالوهاب، ص ۴ ـ ۶، (المطبعة الحيدريه، نجف) ; مدينة المعاجز، سيدهاشم بحراني، ج ۱، ص ۴۵ ـ ۵۴۹; بحارالانوار، علامه مجلسي، ج ۴۱، ص ۱۶۶ ـ ۱۹۱، (ابواب معجزات باب ۱۰۹)، (مؤسسة الوفا، بيروت).

 

 

متن حدیث «رد شمس» در منابع اهل سنت

پرسش : علماى اهل سنت حدیث «ردّ شمس» را با چه تعبیرهایى نقل کرده اند؟

پاسخ اجمالی:

سیوطى به سندش از ابوهریره نقل کرده که گفت: رسول خدا(ص) در حالى که سرش در دامان على(ع) بود خوابید و على(ع) نماز عصر را به جا نیاورده بود، تا این که خورشید غروب کرد. پیامبر(ص) که بلند شد بر او دعا کرد و خورشید بازگشت و على(ع) نماز به جاى آورد و دوباره غروب نمود.

پاسخ تفصیلی:

حدیث «ردّ شمس» را جماعتى از علماى اهل سنت نقل کرده اند که برخى از آنها عبارتند از :
1 ـ طحاوى به سندش از اسماء بنت عمیس نقل مى کند که گفت: پیامبر(صلى الله علیه وآله) نماز ظهر را در صهباء به جاى آورد، آن گاه على(علیه السلام) را به دنبال کارى فرستاد. حضرت على(علیه السلام) برگشت در حالى که پیامبر نماز عصر را به جاى آورده بود. پیامبر(صلى الله علیه وآله) سرش را در دامان على(علیه السلام) گذارد و آن را حرکت نداد تا خورشید غروب کرد. پیامبر(صلى الله علیه وآله) عرض کرد: «اللّهم انّ عبدک علیاً احتبس بنفسه على نبیّک فردّ علیه شرقها»; (بار خدایا! این بنده تو على است خودش را به خاطر پیامبرت محبوس ساخته است، پس پرتو خورشید را بر او بازگردان.)
اسما مى گوید: خورشید بار دیگر طلوع کرد تا آن که بر کوه ها و بر زمین قرار گرفت. آن گاه على(علیه السلام) بلند شد و وضو گرفت و نماز عصر را به جاى آورد و بعد خورشید غروب کرد. و این واقعه در صهباء اتفاق افتاد.(1)
آن گاه ابوجعفر مى گوید: «کلّ هذه الاحادیث من علامات النبوة. وقد حکى على بن عبدالرحمن بن المغیرة، عن احمد بن صالح انّه کان یقول: لاینبغى لمن کان سبیله العلم التخلف عن حفظ حدیث اسماء الّذی روى لنا عنها; لأنّه من اجلّ علامات النبوة»(2)؛ (تمام این احادیث از نشانه هاى نبوت به حساب مى آید. آن گاه از احمد بن صالح نقل کرده که مى گفت: سزاوار نیست بر کسى که به دنبال علم است از حفظ حدیث اسماء تخلّف نماید; زیرا از عالى ترین نشانه هاى نبوت به حساب مى آید).
2 ـ سیوطى به سندش از ابوهریره نقل کرده که گفت: «نام رسول الله ورأسه فی حجر علىّ، ولم یکن صلّى العصر حتى غربت الشمس، فلمّا قام النبىّ(صلى الله علیه وآله) دعا له فردّت علیه الشمس حتى صلّى ثمّ غابت ثانیة»؛(3) (رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در حالى که سرش در دامان على(علیه السلام) بود خوابید و على(علیه السلام) نماز عصر را به جا نیاورده بود تا این که خورشید غروب کرد. پیامبر(صلى الله علیه وآله) که بلند شد بر او دعا کرد و خورشید بازگشت و على(علیه السلام) نماز به جاى آورد و دوباره غروب نمود).
3 ـ و نیز به سندش از جابر نقل کرده که پیامبر(صلى الله علیه وآله) به خورشید امر کرد، پس ساعتى از روز به تأخیر افتاد.(4)، (5)

پی نوشت:

(1). مشکل الآثار، ج 2، ص 9و11و12.

(2). مشکل الآثار، ج 2، ص 9و11و12.

(3). الخصائص الکبرى، ج 2، ص 324.

(4). الخصائص الکبرى، ج 2، ص 325.

(5). گردآوری از کتاب: امام شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ اول، ج 2، ص 478.

 

صحت حدیث رد الشمس از دیدگاه علمای اهل سنت

رواياتى در مورد ردالشمس وارد شده که داراى سند صحیح است، گروهی از علمای اهل سنت صحت این حدیث را پذیرفته‌اند؛ مطالبی از علمای اهل سنت در تأیید این حدیث نقل شده است، عالمان اهل سنت، بدون تعصب، این حدیث را از نظر سندی بحث نموده و آن را صحیح شمرده‌اند، و گفته‌اند کسانی‌که این حدیث را جعلی می‌دانند، اشتباه نموده‌اند.

رواياتى در مورد ردالشمس وارد شده که داراى سند صحیح مى‌باشد، گروهی از علمای اهل سنت این حدیث را تصحیح نموده و صحت آن را پذیرفته‌اند؛ در ادامه مطالبی که از علمای اهل سنت در تأیید این حدیث نقل شده است، به اختصار بیان می‌کنیم:

ابوجعفر طحاوی؛
او بعد از نقل حدیث رد الشمس، روایاتی که احتمال تناقض با این روایت را داشته، می‌آورد و رفع تناقض می‌نماید؛ و در اظهار نظری که در مورد صحت این حدیث می کند می‌گوید:  «... قَدْ خَرَّجُوا مَا فِي حَدِيثِ أَسْمَاءَ وَمَا فِي حَدِيثِ عُقَيْلٍ، وَإِنْ كَانَ مُنْقَطِعًا إِذْ كَانَ مِنْ شَأْنِهِمُ احْتِمَالُ الْمُنْقَطِعِ عَلَى التَّصْحِيحِ لَهُمَا، وَعَلَى أَنَّ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مَعْنًى غَيْرَ مَعْنَى الْحَدِيثِ الْآخَرِ، ...[1] دو حدیث در کتب حدیثی آمده است، یکی حدیث اسماء (ردالشمس)، و حدیث عقیل (در مورد خواب عصر) گرچه با هم تفاوت دارند، و همین احتمال باعث می‌شود که بتوان هر دو حدیث را صحیح دانست؛ هر کدام از دو حدیث معنای خاص خود را دارد، ...» و به این صورت حدیث ردالشمس را صحیح شمرده و اشکالاتی که به مفهوم این حدیث شده است پاسخ داده است.
محمد بن حسین ازدی؛
او در کتاب «مناقب علی» این حدیث را آورده و ابن حجر این مطلب را در «لسان المیزان» نقل نموده است.[2]
سبط بن جوزی حنفی؛
وی در ردّ جدش ابن جوزی که درصدد تضعیف حدیث ردّ شمس برآمده، می‌گوید: «ادعای او بدون دلیل است؛ زیرا ما آن را از افراد عادل و ثقه نقل کرده‌ایم، افرادی که هیچ مشکلی در آن‌ها وجود ندارد، و در سند آن‌ها کسی نیست که تضعیف شده باشد ... ، و اتهام جدی به جعل ابن عقده، از باب ظنّ و شک است و نه از باب قطع و یقین. و «ابن عقده» مشهور به عدالت است، و از آن‌جا که فضایل اهل بیت (علیهم السلام) را نقل می‌کند و مدحی درباره صحابه نقل نکرده، او را به رفض و رافضی بودن نسبت داده‌اند.»[3]
ابن حجر عسقلانی بعد نقل داستان ردالشمس در کتاب فتح الباری، مي‌گويد: «وروى الطحاوي والطبراني في الكبير والحاكم والبيهقي في الدلائل عن أسماء بنت عميس انه صلى الله عليه وسلم دعا لما نام على ركبة علي ففاتته صلاة العصر فردت الشمس حتى صلى علي ثم غربت وهذا أبلغ في المعجزة وقد أخطأ ابن الجوزي بإيراده له في الموضوعات وكذا ابن تيمية في كتاب الرد على الروافض في زعم وضعه.[4] طحاوی و طبرانی در «معجم الکبیر» و حاکم نيشابوری و بيهقی در کتاب «دلائل النبوّة و معرفة احوال صاحب الشریعة» از اسماء بنت عمیس نقل نموده‌اند که پيغمبر اکرم بر روی زانوی اميرالمؤمنين خوابش برده بود، و نماز عصر از علی (علیه السلام) فوت شد، پيغمبر دعا کرد و آفتاب برگشت و علی بن ابی‌طالب نمازش را خواند. اين يک کار شايسته‌ای در معجزه است و ابن جوزی که این حدیث را در کتاب «الموضوعات» به عنوان حدیث ساختگی آورده، خطا نموده است و هم‌چنین ابن تیمیه نیز در کتاب «الرد علی الروافض» گمان کرده که این حدیث جعلی است، اشتباه کرده است.»
ابن حجر هیثمی در کتاب «الصواعق المحرقه» مي‌گويد: «وحديث ردها صححه الطحاوي والقاضي في الشفاء وحسنه شيخ الإسلام أبو زرعة وتبعه غيره.[5] حديث رد الشمس را طحاوی و قاضی عياض و ديگران تصحيح کرده‌اند و ابوزرعه که از استوانه‌های رجالی اهل سنت است، ايشان هم گفته است: حديث رد الشمس حسن است و آن‌هايی که گفته‌اند:‌ حديث دروغ است، اشتباه کرده‌اند.»
هم‌چنین هیثمی در کتاب «مجمع الزوائد» در عنوانی به نام «باب حبس الشمس له (النبی)»، روایت جابر را آورده و حکم به حسن بودن آن کرده و روایت اسماء را با راویان کتاب صحیح دانسته است.[6]
ملاعلی قاری در کتاب «المرقاة فی شرح المشکاة» در سه محور بحث کرده است؛ یکی حدیث رد الشمس به اذن خدا، بدون درخواست پیامبر اکرم، که پس از ذکر روایت آن گفته: «قاله الطحاوي، وقال: رواته ثقات.[7] این روایت را طحاوی آورده و گفته راویان آن ثقه هستند.» اما در محور دیگر، در حدیثی که از رد الشمس نقل شده، برگشتن خورشید را درخواستی از طرف پیامبر اکرم، دانسته: «أما رد الشمس لحكمه ... ولكن قد صححه الطحاوي والقاضي عياض وأخرجه ابن منده وابن شاهين وغيرهم.[8] این روایت را نیز طحاوی، قاضی عیاض، حکم به صحت نموده‌اند و ابن منده و ابن شاهین و غیر این‌دو در کتب حدیثی خود نقل نموده‌اند.» و سپس حدیث جابر را از طبرانی نقل می‌کند که آن هم حدیث نیکو و حسن است، و تعارض آن نسبت به روایتی دیگر را پاسخ می‌دهد.
ابوعبدالله زرقانی مالکی در «شرح المواهب اللدنیه» پس از بحث در مورد طرق مختلف این حدیث می‌گوید: «بر طبق قاعده، حدیثی که طرقش متعدد باشد، برای آن حدیث اصلی وجود دارد.»[9] و ابن عابدين حنفی که از فقهای بزرگ اهل سنت و حنفی مذهب‌ها است، کتابی دارد به نام حاشيه ابن عابدين، می‌گويد: «والحديث صححه الطحاوي وعياض وأخرجه جماعة منهم الطبراني بسند حسن.[10] طحاوی و قاضی عياض گفته‌اند: حديث رد الشمس صحيح است و جماعتی روايت رد الشمس را آورده‌اند و آقای طبرانی با سند حسن نقل کرده است.»
همان‌طور که ملاحظه شد، عالمان اهل سنت، بدون تعصب، این حدیث را از نظر سندی بحث نموده و آن را صحیح شمرده‌اند، و گفته‌اند کسانی‌که این حدیث را جعلی می‌دانند، اشتباه نموده‌اند (تعصب آن‌ها را به اشتباه انداخته است.) و این معجزه‌ای است از طرف پیامبر اکرم؛ این حدیث به طرق مختلف در کتاب‌های حدیثی آمده است. با این‌وجود معلوم نیست که چرا این حدیث را برخی قبول نمی‌کنند و با وجود صحت آن، این فضیلت را از امیرالمؤمنین نفی می‌نمایند.

پی‌نوشت:

[1]. شرح مشکل الآثار، ابوجعفر طحاوی، مؤسسة الرسالة، 1415ق، ج3، ص101.
[2]. لسان المیزان، ابن حجر، بیروت: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، 1390ق، ج5، ص140.
[3]. تذکرة الخواص، سبط بن جوزی، قم: منشورات الشریف الرضی، 1418ق، ص54.
[4]. فتح الباري، ابن حجر، بیروت: دار المعرفة للطباعة والنشر، ج6، ص155.
[5]. الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، ابن حجر هیثمی، مكتبة القاهرة، 1385ق، ص128.
[6]. مجمع الزوائد و منبع الفوائد، هیثمی، بیروت: دارالکتب العلمیة، 1408ق، ج8، ص296.
[7]. مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ملاعلی قاری، بیروت: دارالفکر، 1422ق، ج6، ص2602.
[8]. همان.
[9]. شرح الزرقانی علی المواهب اللدنیه، بیروت: دارالکتب العلمیة، ج6، ص490.
[10]. حاشية رد المختار، ابن عابدين، بیروت: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، 1415ق، ج1، ص389.

 

مسجد الشمس

مسجد الشمس
ویرانه‌های مسجد ردالشمس.jpg

ویرانه‌های مسجد الشمس

اطلاعات اوليه
تأسیس:قرن اول قمری
کاربری:مسجد
مکان:مدینه
نام‌های دیگر:بنی‌نصیر • فضیخ • شمس
وقایع مرتبط:ردالشمس
مشخصات
مساحت:۷۶ مترمربع
وضعیت:ویران شده
معماری

مسجد الشَّمس یا مسجد فَضِیْخ که مسجد رد الشمس نیز خوانده شده، مسجدی در مدینه در یک کیلومتری شرق مسجد قبا است. بنابر روایات، واقعه رد الشمس، که از معجزات پیامبر اکرم(ص) و کرامات امام علی(ع) است، در این مکان روی داده است. از این مسجد امروزه تنها آثار ویران شده آن باقی مانده است. «بنی‌نصیر» از دیگر نام‌های این مسجد است و مشهورترین نام آن، «فضیخ» و «شمس» است. امروزه در مدینه، به مسجدی دیگر در نزدیکی مسجد ردالشمس به اشتباه مسجد فضیخ می‌گویند که در اصل، مسجد بنی‌قریظه است.

محتویات

 [نهفتن] 

نام‌ها و وجه نامگذاری

نوشتار اصلی: واقعه رد الشمس

گفته شده است ماجرای رد الشمس در این محل رخ داده است. در ماجرای محاصره قلعه بنی نضیر، روزی پیامبر اکرم(ص) هنگام عصر، در حالی که سرش بر زانوی امام علی(ع) بود، به خواب رفت. نزدیک غروب خورشید بیدار و متوجه شد که علی(ع) هنوز نماز عصر را نخوانده است. از خدا خواست تا خورشید را بازگرداند و او نماز بگزارد. روایتی را که این ماجرا را نقل کرده، حدیث ردّ شمس می‌گویند که راویان شیعه و جمعی از راویان اهل سنّت آن را نقل کرده‌اند. برخی از منابع، مسجد را به نام «شمس» خوانده‌اند و وجه آن را چنین آورده‌اند: مسجد بر بلندی است و هنگام طلوع خورشید، اولین نقطه‌ای است که خورشید به آن می‌تابد.[۱]

نام دیگر این مسجد، فَضِیْخ بوده است. فضیخ به معنای شیره یا شراب خرما است. مسجد بدین سبب که میان نخلستان‌های العوالی واقع بوده بدین نام خوانده شده است.[۲] برای نامگذاری آن به فضیخ وجوه دیگری نیز در منابع آمده است.[۳]

این مسجد را به سبب آنکه در جایی واقع است که پیش از فتح، قلمرو قبیله یهودی بنی نضیر بوده مسجد بنی‌نضیر نیز گفته‌اند.[۴]

موقعیت جغرافیایی

این مسجد در جنوب شرقی مدینه، حدود یک کیلومتری شرق مسجد قبا و در محله قربان قرار داشته است. مسجد امروزه از میان رفته و تنها یک چهاردیواری از آن باقی مانده است.[۵]این منطقه پیش از آن که به تصرّف مسلمانان درآید، در اختیار طایفه بنی نضیر بود. بنابر منابع تاریخ اسلام، در ماجرای غزوه بنی نضیر، پیامبر اکرم(ص) برای محاصره بنی نضیر در اینجا مستقر شد و در محلی که بعدها مسجد فضیخ را در آن ساختند، خیمهای برای آن حضرت برپا شد. بنابر روایتی از امام صادق(ع) نامگذاری این مسجد بدان جهت بوده که در آنجا درختان نخل وجود داشته است. بنابر روایات، پیامبر اکرم(ص) در این مسجد نماز بسیار خوانده است. در برخی روایاتِ امامانِ معصوم به خواندن نماز در این محل سفارش شده است.[۶]

تاریخچه

از برخی روایات برمی‌آید که ساخت این مسجد به قرن اول قمری بازمی‌گردد؛ از جمله روایتی که بنابرآن، امام صادق به شیعیان می‌گوید «همه آثار و بناهای به جا مانده از پیامبر تغییر کرده است جز چند جا» و یکی از آنها را مسجد فضیخ معرفی می‌کند.[۷] گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهند که بنای این مسجد فراز و فرودهایی داشته و گاه رو به ویرانی رفته و سپس بازسازی شده است. به ظاهر، اولین بار پس از پیامبر اکرم(ص)، عمر بن عبد العزیز، مسجد را همزمان با تجدید بنای مسجد قبا بازسازی کرده است. مطری مدینه‌شناس قرن هفتم قمری از فرسودگی و ویرانی مسجد خبر داده؛ ولی از گفتارش برمی‌آید که در دوره او هنوز آثار قابل توجهی از مسجد بر جای بوده. او نوشته است: مسجد شانزده ستون داشته که اینک فرسوده شده‌اند و مناره‌های مسجد فرو ریخته و برخی مردم، سنگهای مسجد را برای خانه‌سازی برده‌اند. مدینه‌شناس دیگر قرن هفتم، ابن نجار، از ساختمان سنگی مسجد سخن گفته است. سمهودی تاریخ‌نگار مشهور مدینه، خود در نیمه قرن ۹ ق. مسجد فضیخ را دیده و بررسی کرده ولی درباره این که بنا را کی ساخته‌اند، سخن نگفته است.[۸]

محمدباقر نجفی، نویسنده کتاب مدینه شناسی، توصیفی بنابر مشاهدات خود از مسجد در اواخر دهه ۱۳۹۰ قمری آورده است: «بنای فعلی نسبتا مخروبه است و مسلما مربوط به دوران تسلط عثمانی‌ها بر سرزمین حجاز می‌باشد. در ذی الحجّه سال ۱۳۹۶ ق. و ۱۴ رجب سال ۱۳۹۷ ق. و روز جمعه سوم شعبان ۱۳۹۸ ق، توفیق زیارت و دیدار مسجد را داشتم. طول آن ۱۹ متر، و عرض مسقف آن ۴ متر است ولی متأسفانه حیاط مسجد خاکی. و شبستان‌های آن دارای ۵ گنبد و یک محراب می‌باشد. دیوارهای فرسوده با سنگ سیاه بنا گردیده و روی آن با گچ، سفیدکاری کردهاند.»[۹]

امروزه از این مسجد تنها آثاری ویران بر جای مانده است. مسجدی دیگر در شرق آن، که در واقع مسجد بنی‌قریظه است به اشتباه، مسجد فضیخ خوانده می‌شود.[۱۰]

اهمیت

بنابر روایات، پیامبر اکرم(ص)در این مسجد بسیار نماز گزارده است. منابع تاریخ مدینه، در قرون مختلف، از این مسجد بسیار یاد کرده و گفته‌اند که مسجد زائران و بازدیدکنندگان بسیاری داشته است.[۱۱] در روایتی از امام صادق(ع)این مسجد در میان اماکنی از مدینه آمده است که ایشان شیعیان را به زیارت توصیه آنها کرده است.[۱۲]

پانویس

  1. پرش به بالا↑ جعفریان، آثار اسلامی مکه و مدینه، ص ۲۶۷.
  2. پرش به بالا↑ نجفی، مدینه شناسی، ج۱، ص۱۴۱.
  3. پرش به بالا↑ نک: نجفی، مدینه شناسی، ج۱، ص۱۴۱ و ۱۴۲.
  4. پرش به بالا↑ جعفریان، آثار اسلامی مکه و مدینه، ص ۲۶۷.
  5. پرش به بالا↑ نجفی، مدینه شناسی، ج۱، ص۱۴۱.
  6. پرش به بالا↑ جعفریان، آثار اسلامی مکه و مدینه، ۲۶۴ و ۲۶۵.
  7. پرش به بالا↑ نک: کلینی، کافی، ج ۴، ص ۵۶۰.
  8. پرش به بالا↑ نجفی، مدینه شناسی، ج۱، ۱۴۶.
  9. پرش به بالا↑ نجفی، مدینه شناسی، ج۱، ص۱۴۷.
  10. پرش به بالا↑ نک: جعفریان، آثار اسلامی مکه و مدینه، ۲۶۸.
  11. پرش به بالا↑ المساجد الأثریه، ص ۱۶۸- ۱۶۴؛ جعفریان، ص۲۶۶.
  12. پرش به بالا↑ کلینی، کافی، ج ۴، ص ۵۶۰.

منابع

 


موضوعات مرتبط: پاسخ به شبهات دینی ، مناسبت ها ، مطالبی در رابطه با حضرت علی علیه السلام

تاريخ : جمعه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 1:28 | نویسنده : هیئت حسینی خور |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.



در اين وبلاگ
در كل اينترنت