اهمیت راز داری در خانواده
خانواده دارای حریمی است که حفظ آن از لازم ترین امورات است. تنها در این صورت است که امنیّت زندگی زناشویی تأمین می گردد. یکی از مهم ترین عواملی که این حریم را تهدید می کند بیان اسرار و رازهای درون خانواده نزد دیگران است. با ما همراه باشید تا با اهمیت رازداری در خانواده بیشتر آشنا شوید.
رازدار بودن زن و شوهر، نشان وجود صمیمت و اعتماد میان آنان است.
چکیده: خانواده دارای حریمی است که حفظ آن از لازم ترین امورات است. تنها در این صورت است که امنیّت زندگی زناشویی تأمین می گردد. یکی از مهم ترین عواملی که این حریم را تهدید می کند بیان اسرار و رازهای درون خانواده نزد دیگران است. با ما همراه باشید تا با اهمیت رازداری در خانواده بیشتر آشنا شوید.رازداری میان اعضای خانواده
اصولا یکی از ویژگی های اخلاقی مؤمنان آن است که راز نگه دارند و اسرار دیگران را فاش نمی سازند.امام علی (علیه السلام) فرموده اند: جمع خیر الدنیا والآخرة فی کتمان السر ومصادقة الأخیار وجمع الشر فی الإذاعة ومؤاخاة الأشرار؛[1] «خیر دنیا و آخرت در رازداری و دوستی با نیکان جمع شده، و همه شر و بدی در افشای اسرار و دوستی با بدان جمع گردیده است».در خانواده نیز زن و شوهر باید به این صفت آراسته باشند و اسرار و عیوب یکدیگر را برای دیگران، حتی پدر و مادر خود، آشکار نسازند.قرآن کریم زن و شوهر را لباس یکدیگر می داند و می فرماید: هن لباس لکم وأنتم لباس لهن،[2] «همسرانتان، لباس شمایند، و شما نیز لباس آنهایید».همان گونه که لباس حافظ تن و حجابی بر روی عیب های بدن است، زن و شوهر نیز باید برای یکدیگر چنین باشند و عیب های هم را بپوشانند.به طور کلی، رازهای مربوط به خانواده را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:عیوب یا بیماری های جسمی یا روانی همسر؛اشکال های اخلاقی یا رفتاری همسر؛مسائل مربوط به اختلافات خانوادگی؛مسائل مربوط به امور جاری همسر و خانواده که لازم است پوشیده بماند؛مسائل مالی همسر و خانواده؛مسائل کاری همسر؛اسرار مربوط به بستگان همسر.
درباره رازداری همسران در خانواده، توجه به نکته های زیر ضروری است:
1. رازدار بودن زن و شوهر، نشان وجود صمیمیت و اعتماد میان آنان است. افزون بر آنکه اعتماد آنان را به یکدیگر افزایش می دهد. در مقابل، افشای اسرار و عیوب همسر برای دیگران، افزون بر اینکه نشان سردی روابط آنان است، اعتماد و صمیمیت آنان را از بین می برد. مردی که می بیند همسرش اسرار او را برای دیگران بازگو می کند، خواهد کوشید آنها را از او پوشیده دارد. بدین ترتیب، رازدار نبودن و افشای اسرار همسر و خانواده، ضربه ای سنگین به پایه های خانواده میزند.
2. فردی که اشکال ها و معایب همسر خود را نزد دیگران افشا می کند، ناخودآگاه او را نزد خانواده و دوستان تحقیر می کند و همسر او هیچ گاه در نظر آنان به منزله همسری ایدئال جلوه نخواهد کرد. مسائل و مشکلات خانوادگی خود را تنها با صاحب نظران و کارشناسان، مشاوران خانواده و روان شناسان در میان بگذارید. متوجه باشید که نزدیکان و خویشان شما با دیدی منفی به شما خواهند نگریست و بی آنکه خود بخواهید، ارزش پیشین خود را در نظر آنان از دست خواهید داد. از آن گذشته، با گفت و گو درباره عیوب منفی شریک زندگی خود، ناخواسته تصاویری منفی و ویرانگر از همسر خود به ذهن خویش راه داده اید. چه کسی بیشتر از این گفته ها و آن تصویرهای ذهنی منفی تأثیر می پذیرد؟ بیشک خود شما.
3 . میان انسان های عادی هرگز پیش نیامده دو نفر که زیر یک سقف زندگی می کنند، هیچ گونه اختلافی باهم نداشته باشند و کلام تندی به هم نگفته، یا دعوا و قهر و آشتی نکرده باشند. شما نیز از این مسئله مستثنا نیستید. در این گونه مواقع مواظب باشید احساس خشم و کینه و انتقام، شما را به انجام کارهایی وادار نکند که بعد از آن پشیمان شوید. بکوشید درست در سخت ترین لحظه های هیجان و عصبانیت، جنبه ناخوشایند زندگی خود را افشا نکنید و مشاجرات و بگومگوهای خود را برای دیگران، حتی نزدیک ترین کسانتان، باز نگویید.
خشم و کینه و احساس انتقام، قدرت قضاوت و استدلال و منطق را در ما ضعیف می سازند. اگر به این احساس های گذرا پاسخ مثبت دهیم و معایب همسرمان را نزد دیگران آشکار کنیم، ممکن است برای چند لحظه با مدتی کوتاه خوشحال شویم، اما در آینده بی شک پشیمان خواهیم شد.همسران رازدارآبروداری و رازداریمرزها در خانواده
پی نوشت :
[1]. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 72، ص 71.
[2] . بقره، آیه 187
منبع : پرسشها و پاسخهای دانشجویی؛ دفتر: 59 (آداب معاشرت دانشجویی)، ص: 201
رازداری در آداب معاشرت اسلامی فضیلتی اخلاقی به شمار می آید. چنان که حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«برملا کردن راز، (مایه) سقوط است»[1].
البته رازها را می توان به سه قسم شخصی، اجتماعی و حکومتی تقسیم کرد:1- رازداری شخصی
هر کس از نظر اخلاقی و عملی، خصوصیاتی دارد که دیگران نمی بینند و از آن اطلاعی ندارند، این ویژگی ها، رازهای شخصی انسان محسوب می شود، چنان که کارهای زشتی که از فرد سر زده و یا مسائل سرّی که در منزل دارد، جزو رازهای فرد به حساب می آید. حال سخن در این است که آیا انسان می تواند رازهایش رابرای دیگران بازگو کند؟ انسان عاقل سینه خود را صندوقچه اسرارش قرار می دهد و ازطریق رازداری، خود را از پیامدهای ناگوار افشای اسرار، مصون می دارد.
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می فرمود:
«سِرُّک سُرُورُک انْ کتَمْتَهُ، وَ انْ اذَعْتَهُ کانَ ثَبُورَک»[2]؛
«راز تو شادی توست، اگر آن را پنهان داری، و اگر فاش کردی (سبب) ناله و جزع تو خواهد شد».
امام صادق (علیه السلام)، معیاری را برای میزان و مقدارِ آشکار نمودن راز، بیان فرموده اند:
«لَا تُطْلِعْ صَدیقَک مِنْ سِرِّک الَّا عَلی مَا لَوِ اطَّلَعَ عَلَیهِ عَدُوُّک لَمْ یضُرُّک فَانَّ الصَّدیقَ قَدْ یکونُ عَدُوَّک یوْماً مَا»[3]؛
«دوست خود را از رازهای شخصی خودآگاه مساز، مگر درباره اموری که اگر دشمنت از آنها آگاهی یافت، زیانی برای تونداشته باشد؛ زیرا چه بسا دوست انسان روزی دشمن گردد [و چون نقاط ضعف را می داند، با آن انسان را بکوبد]».2- رازداری اجتماعی
منظور از رازداری اجتماعی، حفظ اسرار مردم و بیان نکردن نقطه ضعف های آنان است. افشای این گونه رازها جایز نیست، ولی چنانچه افرادی در پی ارتکاب فحشا، تشکیل باندهای فساد و تباهی و این گونه کارهای خلاف باشد، افشای آن، نزد مسؤولان امر جهت اتخاذ تصمیم و اقدامات لازم مانعی ندارد و چه بسا واجب و ضروری باشد.
در مسائل اطلاعاتی، امنیتی نیز افشای اسرار برای مردم گاهی زیان آور است، ولی لازم است نزد مراجع صلاحیت دار بازگو شود و سکوت در مقابل آن جایز نیست.3- رازداری حکومتی
بخشی از رازها مربوط به کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی می باشد که حفظ آنها در بقای نظام مؤثر است؛ این بخش مورد ابتلای همه مردم است و بایستی در این زمینه هوشیاری و دقت کافی به خرج داده، از افشای مطالب سرّی نظام اسلامی و با خبر ساختن دشمنان از آن به شدّت اجتناب نمود.
با وجود اهمیت فراوان رازداری و حفظ اسرار مردم؛ افشای راز دیگران در پاره ای از موارد مجاز شمرده شده است که برخی از آنها را در زیر می خوانیم:1- دادخواهی
فردی که از ناحیه دیگری مورد ستم قرار گرفته، برای دادخواهی ناگزیر است آن ظلم را به مراکز صلاحیت دار و یا مسؤول بالاتر گزارش دهد تا به موضوع رسیدگی و از تضییع حقش جلوگیری به عمل آید.
قرآن مجید درباره حق دادخواهی مظلوم از ظالم می فرماید:
لا یحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللَّهُ سَمِیعاً عَلِیماً[4]؛
«خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدی های (دیگران) را اظهار کند، مگر آن کسی که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست».
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«لِصَاحِبِ الْحَقِّ مَقَالٌ»[5]؛
«برای صاحب حق، جای سخن گفتن است [و می تواند علیه متجاوز حرف بزند]».
در مواردی که انسان از منکری مطلع شود و بداند که اگر اقدامی نکند، این گناه شیوع پیدا کرده و زیان ناشی از آن به عموم مردم برمی گردد و خود نیز به تنهایی نتواند جلو آن را بگیرد و ناگزیر باشد از مردم کمک بخواهد، باید چنین کند و با استمداد از دیگران مجرم را از کردار زشتش بازدارد، گرچه مردم از راز او باخبر شوند.2- دفاع از دین و ارزش ها
جایی که ضرر و خطری متوجه دین یا نظام شود و لازمه پیشگیری آن خطر، فاش کردن رازهای فرد و یا افرادی باشد، چون حفظ نظام مهم تر است فاش کردن رازها مجاز می شود.
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«اذَا رَأَیتُمْ أَهْلَ الرَّیبِ وَالبِدَعِ مِنْ بَعْدِی فَأَظْهِرُوا البَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ اکثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَالْقَوْلَ فِیهِمْ وَالوَقِیعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ کیلَا یطْمَعُوا فِی الْفَسَادِ فِی الاسْلَامِ وَ یحْذَرُهُمُ النَّاسُ وَ لَایتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ یکتُبِ اللَّهُ لَکمْ بِذَلِک الْحَسَنَاتِ وَ یرْفَعْ لَکمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِی الْآخِرَةِ»[6]؛
«هرگاه پس از من شبهه افکنان و بدعت گذاران را دیدید، آشکارا از آنان، دوری جویید، زیاد از آنان بدگویی کنید و به آنان بتازید و متّهمشان کنید، تا از تبهکاری در اسلام منصرف شوند و مردم از آنان حذر کنند و بدعت هایشان رایاد نگیرند. [آنگاه ] خداوند در ازای این کار به شما پاداش می دهد و مقامتان را در آخرت بالا می برد».3- هنگام مشورت
«فردی که برای خدمت در نهاد و یا ارگانی داوطلب شده است و در زمان گزینش وی از دیگری سؤالاتی درباره وی به عمل می آید و او می داند که وجود این شخص در آن نهاد یا ارگان به زیان و ضرر نظام می باشد، می تواند رازهای وی را- که مربوط به موضوع است- فاش سازد؛ چنان که تحقیق و بررسی ارگان ها و نهادهای انقلابی در این زمینه تا تحصیل اطمینان به صلاحیت شخص برای خدمت، اشکالی ندارد».[7]
همچنین در امر تحقیق ازدواج نیز که سرنوشت افراد به این تحقیق گره خورده، می توان در حد ضرورت- به گونه ای که هم آبروی فرد مورد نظر حفظ شده و هم طرف مقابل متوجه گردد- نسبت به اموری که زندگی مشترک افراد را تحت تأثیر قرار دهد اطلاع رسانی نمود.
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
«اتَرْغَبُونَ عَنْ ذِکرِ الْفَاجِرِ حَتَّی لَا یعْرِفَهُ النَّاسُ، اذْکرْهُ بِمَا فِیهِ یحْذَرْهُ النَّاسُ»[8]؛
«آیا از گفتن آنچه درباره فاجر می دانید، خودداری می کنید تا مردم او را نشناسند؟ عیوب وی را برای مردم بازگو کنید تا از او کناره گیری کنند و برحذر باشند».4- اثبات جرم و مجازات مجرمان
در مواردی که فاش کردن راز، به اثبات جرم و مجازات مجرم کمک می کند برای احقاق حقوق دیگران باید اقدام کرد و نزد قاضی شهادت داده شود.5- تجاهر به فسق
کسی که به طور علنی گناه می کند، احترام خود را از بین می برد و در بین مردم احترامی نخواهد داشت و بدگویی از وی غیبت تلقی نمی شود و افشای رازهایش جایز است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«ثَلَاثَةٌ لَیسَ لَهُمْ حُرْمَةٌ: صَاحِبُ هَوی مُبْتَدِعٍ. وَالْامَامُ الْجَائِرُ وَ الْفَاسِقُ الْمُعْلِنُ بِفِسْقِهِ»[9]؛
«برای سه کس حرمتی درنگاه داشتن رازشان نیست: شخص بدعت گذار وهوی پرست، پیشوای ظالم و فاسقی که فسقش را آشکار می کند».
لذا مواردی که در سوال مطرح گردیده از موارد مجاز افشای اسرار قلمداد می شود و منافاتی با آداب اسلامی ندارد.
پی نوشت ها
[1] . «افْشاءُ السِّرِّ سُقُوطٌ» تحف العقول عن آل الرسول( صلى الله عليه و آله و سلم)، ص 315.
[2] . شرح غررالحكم، ج 4، ص 141.
[3] . سفينة البحار، ج 7، ص 436.
[4] . نساء( 4)، آيه 148.
[5] . محجة البيضا، ج 5، ص 270.
[6] . اصول كافى، ج 2، ص 375، چاپ بيروت.
[7] . ر. ك: استفتاآت از محضر امام خمينى( رحمة الله عليه)، ج 2، ص 622- 623.
[8] . محجة البيضا، ج 5، ص 271.
[9] . وسائل الشيعه، ج 8، ص 605.
حفظ اسرار
افشای اسرار
رازداری از نگاه قرآن/ ضعف نفس؛ عاملی در افشای رازها
ضعف نفس، پُرحرفی، عقده حقارت، دوستی و رفاقت، احساساتی شدن از عومل افشای راز هستند، اشخاص پرحرف، برای اشباع میل سخنگویی، از هر دری سخن به میان میآورند و یافتههای خویش را به دیگران انتقال میدهند، چنین کاری سبب پرده برداشتن از اسرار آدمی میشود.
انواع رازداریگاهی رازداری به این صورت است که انسان اسرار دیگران را حفظ میکند و گاهی نیز لازم است انسان رازهای خودش را حفظ و آنرا برای دیگران فاش نسازد. اگر کسی انسان را امین خود قرار داده و رازی را نزد او به امانت بگذارد نباید آنرا برای دیگران افشا کند.
علاوه بر این انسان باید در حفظ راز خویشتن نیز تلاش داشته باشد اگر امروز با کسی دوست هستید، حدّ را نگه دارید؛ آنچنان که بعد موجب گرفتاریتان نشود چنانکه در روایات آمده است: حفظ آبروی مؤمن به اندازهی خون او احترام دارد و ارزشمند است. به همین دلیل، ما هم باید حرمت دیگران را رعایت کنیم و هم باید حرمتی را که خداوند برای ما قرار داده ضایع نکنیم.
دیدگاه قرآن در رابطه با رازداریخداوند متعال در آیه ۲۶ سوره جن در رابطه با رازداری فرموده است: «عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا؛ داناى نهان است و کسى را بر غیب خود آگاه نمىکند» خداوند متعال، از همهی اسرار مطلع است و از تمام اتفاقات، آگاه؛ اما با این وجود، هیچ کس از اسرار غیب او آگاه نیست. خداوند متعال خود، رازهای بندگانش را میپوشاند و به همین دلیل بر رازداری تاکید دارد.
در آیه ۷۴ سوره توبه در این رابطه آمده است: «یَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ کَلِمَةَ الْکُفْرِ وَکَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ یَنَالُواْ وَمَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن یَتُوبُواْ یَکُ خَیْرًا لَّهُمْ وَإِن یَتَوَلَّوْا یُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذَابًا أَلِیمًا فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِی الأَرْضِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ؛ به خدا سوگند مىخورند که [سخن ناروا] نگفتهاند در حالىکه قطعا سخن کفر گفته و پس از اسلام آوردنشان کفر ورزیدهاند و بر آنچه موفق به انجام آن نشدند همت گماشتند و به عیبجویى برنخاستند مگر [بعد از] آنکه خدا و پیامبرش از فضل خود آنان را بىنیاز گردانیدند پس اگر توبه کنند براى آنان بهتر است و اگر روى برتابند خدا آنان را در دنیا و آخرت عذابى دردناک مىکند و در روى زمین یار و یاورى نخواهند داشت».
در آیه ۵ سوره یوسف نیز در رابطه با رازداری آمده است: «قَالَ یَا بُنَیَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُواْ لَکَ کَیْدًا إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِینٌ؛[یعقوب] گفت اى پسرک من خوابت را براى برادرانت حکایت مکن که براى تو نیرنگى مىاندیشند زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشکار است».
دیدگاه اهل بیت(ع) در رابطه با رازداریامام علی(ع) در رابطه با رازداری فرموده است: «کسیکه در نگهداشتن راز خود ناتوان باشد، در حفظ راز دیگران توانا نباشد» و یا «راز تو در بند توست اگر آن را فاش کنی تو در بندش خواهی شد» و یا «سینهی خردمند، صندوق راز اوست» و یا «نسبت به دوست خویش هر مهربانی و هر خیرخواهی را میتوانی، انجام بده؛ اما در یک امر محتاط باش و در نهایت اطمینان و اعتماد، اسرارت را به او نگو».
همچنین روایت است: امام علی(ع) وقتی برای مالک اشتر رهنمودهای حاکمیت بر مردم را بیان میکند، به لزوم رازداری تأکید میکند: «از مردم آنان که عیبجوترند از خود دور کن، زیرا مردم عیوبی دارند که رهبر امت در پنهان کردن آن از همه سزاوارتر است. پس مبادا آن چه بر تو پنهان است، آشکار گردانی و آنچه که هویداست بپوشانی که داوری در آن چه از تو پنهان است، با خداوند جهان است. پس چندان که میتوانی زشتیها را بپوشان تا آنرا که دوست داری بر رعیت پوشیده ماند، خدا بر تو بپوشاند».
ضرورت رازداریهر انسانی در زندگی فردی و اجتماعی خویش، خواه ناخواه اسرار مگو دارد که بایستی در نگهداری آن کوشا باشد. برخی از این اسرار مربوط به خودش و برخی مربوط به خانواده یا جامعه اوست. امروزه با توجه به وجود ابزار پیشرفته و حساس جاسوسی و اطلاعاتی و کاربرد گسترده آنها برای دگرگونی سرنوشت ملتها، ضرورت رازداری، بدیهی و انکارناپذیر است و گذشته از آنکه فضیلتی اخلاقی بهشمار می آید، در نیکبختی انسانها نیز تأثیر بسزا دارد. امام علی(ع) در حدیثی فرموده است: «اَلظَّفَرُ بِالحَزْمِ وَالْحَزْمُ بِإِجالَةِ الرَّأیِ وَالرَّأْیُ بِتَحصینِ الأَسْرارِ؛ پیروزی، به محکم کاری بسته است و آن هم به اندیشه بستگی دارد و اندیشه نیز به نگهداری رازهاست».
امام علی(ع) در سخنی دیگر، رسیدن به موفقیت را در سایه رازداری دانسته و فرموده است: «أَنْجَحُ الأُمُورِ ما أَحاطَ بِهِ الکِتمانُ؛ موفقترین کارها آن است که پنهان کاری آن را فراگیرد». در مقابل، افشای اسرار سبب دوری از موفقیت و حتی سقوط و شکست فرد در راه تصمیمهای او میشود، چنانکه امام صادق(ع) فرمود: «اِفشاءُ السِّرِّ سُقُوطٌ؛ برملا کردن راز، (مایه) سقوط است».
هر فرد، خانواده، تشکیلات و جامعهای، کم و بیش اسرار و اطلاعاتی دارند که دیگران نباید از آنها آگاه شوند؛ زیرا آشکار ساختن آن برای دیگران، چهبسا آسیبها و گرفتاریهای بزرگی در پی آورد.
آنچه حائز اهمیت است این است که فاش کردن رازها، از ضعف نفس و سستی عقل است؛ چه اسرار آدمی از دو حال بیرون نیست؛ یا بیانگر دولت و سعادت و نیک فرجامی است یا خبر از نکبت و شقاوت و ناکامی میدهد. رازداری در هر دو حال نیکوست؛ زیرا اگر راز، از دولت و سعادت انسان خبر دهد، اظهار آن موجب دشمنی بدخواهان و حسد ابنای زمان و توقع ارباب طمع و دون همتان میشود و اگر راز، از ناکامی و نکبت آدمی خبر دهد، بروز آن، شماتت دشمنان و اندوه دوستان و خفت در نظر ظاهربینان را در پی دارد. همچنین آن که رازدار خویش نیست، نمیتواند اسرار دیگران را حفظ کند، چنانکه امام علی(ع) در این رابطه فرموده است: «مَن ضَعُفَ عَنْ حِفْظِ سِرِّهِ لَم یَقْوَ لِسِّرِ غَیرهِ؛ کسیکه نتواند رازدار اسرار خود باشد، نمیتواند اسرار دیگران را نیز حفظ کند».
از سوی دیگر، شخصی که در حفظ اسرارش، ناتوان یا نسبت به آن بیاعتناست، نباید توقع داشته باشد که مردم سرّ او را پوشیده نگاه دارند. امام رضا(ع) میفرماید: «لَم یَخُنْکَ الْاَمینُ و لکِن اِئْتَمَدْتَ الخائنَ؛ امین به تو خیانت نکند، تویی که به خیانت کار امانت سپردی».
عوامل افشای رازبرخی عوامل که به افشای رازها میانجامند، عبارتند از پُرحرفی، عقده حقارت، دوستی و رفاقت، احساساتی شدن و عصبانیت هستند، اشخاص پرحرف، برای اشباع میل سخنگویی، از هر دری سخن به میان میآورند و یافتههای خویش را به دیگران انتقال میدهند. چنین کاری سبب پرده برداشتن از اسرار آدمی میشود.
شخص دانای اسرار باید توجه داشته باشد که مرز دوستی و رفاقت را از حریم اسرار پنهانی خویش جدا کند و نه تنها اسرار خود، بلکه اسرار شخصی دیگران را نیز در اختیار دوستانش قرار ندهد چنانکه امام صادق(ع) در این رابطه میفرمایند: «لا تُطلِعْ صَدیقَکَ مِنْ سِرِّکَ اِلاّ عَلی مالَوِا اطَّلَعَ عَلَیْهِ عَدُوُّکَ لَم یَضُرَّکَ فَاِنَّ الصَّدیقَ قَدْ یَکُونُ عَدُوُّکَ یَوماً ما؛ دوستت را بر آن مقدار از اسرارت آگاه ساز که اگر دشمنت هم آنرا بداند، به تو زیان نرساند. شاید دوستت نیز روزی دشمن تو شود».
یکی دیگر از عوامل افشای اسرار، صبر نکردن بر بدیهاست. بسیار اتفاق میافتد که فرد یا افرادی بر اثر ناراحتی از شخصی و سپس احساساتی شدن، اسراری را فاش میسازند، ولی پس از آن، دچار پشیمانی میشوند. بر این اساس، آنها که بازیچه احساسات نمیشوند و بر خشم خویش مسلط هستند، بر حفظ اسرار خود و دیگران تواناترند.رازداری در آیات و روایاتفصل اول: اهمیت و انواع راز
«ملاک راز پنهان بودن آن است»[۲] «راز»، به اقتضای حرمتش باید پنهان و پوشیده بماند و گرنه به آن راز گفته نمیشود. در این هیچ تردیدی نیست.گفتهاند: غلامی طبق سرپوشیدهای بر سر داشت و خاموش و بیصدا در راهی میرفت. یکی از افراد، در راه به او برخورد و پرسید: در این طبق چیست؟ غلام چیزی نگفت. آن شخص به اصرار پرسید تا بداند زیر آن سرپوش که روی طبق کشیدهاند چیست؟ غلام گفت: فلانی! اگر قرار بود که همه افراد بدانند در طبق چیست، دیگر سرپوش روی آن نمیکشیدند!رازهای درونی افراد نیز همین گونه است. اگر آن را به این و آن بگویید، از «راز» بودن، میافتد.با مردم بیگانه مگو راز دل خویش بیگانه، دل راز نگهدار ندارد راز فاش شده، مثل یک زندانی گریخته از محبس است که بازگرداندنش به بازداشتگاه بسیار دشوار است. تیری که از کمان رها گشت و گلولهای که از سلاح شلیک شد، دیگر به کمان و سلاح برنمیگردد. «راز»، همان زندانی است، همان تیر و گلوله است و دهان، و سینه تو، همچون زندان. مانند چله کمان و مانند خشاب اسلحه، تا وقتی که رها نشده، مصون و پنهان است. همین که از چنگت گریخت و از تفنگت شلیک گشت، دیگر از اختیار تو بیرونرفته است.اگر تا آن لحظه، راز در گروگان تو بود، اینک تو در گرو آنی.»[۳]به تعبیر زیبای امیرالمؤمنین(علیه السلام): راز تو اسیر توست، اگر آشکارش ساختی، تو اسیر آن شدهای.»[۴]و به قول سعدی:«خامشی به که ضمیر دل خویش به کسی گویی و گویی که: مگوی ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند که چو پر شد، نتوان بستن جوی»[۵]
«در امان نیست کسی که نمیتواند رازش را مخفی کند»[۶] و آنچه زمینه برخی کدورتها و گلهها میان افراد میشود، گاهیزمینهاش دست خود «صاحب سر» است که نمیتواند راز دار خویشباشد.امام علی (علیه السلام) فرمودند: «هر که راز خود را بپوشاند، قدرت انتخاب در دست اوست.»[۷]
پس «راز خود را حفظ کن و کسی را مخاطب افشای سر خود قرار نده»[۸] راز را حتی به دوستان هم نباید گفت، اگر واقعا «راز» است و پنهان بودنش حتمی! چرا که همان دوستان صمیمی تو هم دوستان صمیمیدیگری دارند.همان افراد مورد اعتماد هم به کسان دیگری «اعتماد»دارند، آنان هم به «همه کس» نمیگویند، ولی به «بعضی» چطور؟ شاید! باز هم به قول شاعر شیراز، سعدی حکیم:«رازی که پنهان خواهی، با کسی در میان منه، اگر چه دوست مخلص باشد، که آن دوست را دوستان مخلص باشد!»[۹]نگهبانان راز، هر چه کمتر باشند، محفوظ تر است. برخلاف نگهداری از چیزهای دیگر که زیادی نگهبانان، آن را سالم تر نگاه میدارد. زیرا «هر چه که مخزن اسرار زیادتر باشد، راز زودتر در معرض ناامنی و فاش شدن قرار میگیرد.»[۱۰]و به قول شاعر:«پس راز مرا و راز خودت را برای کسی بازگو مکن زیرا هر رازی که از دو نفر فراتر رفت فاش میشود»[۱۱]
«امام سجاد (علیه السلام) فرمودند:به خدا سوگند که حاضرم به جبران دو خصلت از شیعیانمان مقداری از گوشت بازوی خود را فدیه دهم: شتابزدگی و راز نگهدار نبودن»[۱۲]زیرا بسیاری از خسارتها و شکستها به خاطر افشاگری است و از این روست که امام صادق (علیه السلام) «پوشیده نگه داشتن اسرار را، جهاد در راه خداوند میدانند.» [۱۳]و «محبوبترین یاران و پرهیزگارترین و فقیهترین آنها را کسی میداند که راز نگهدارتر باشند.» [۱۴]درس حفظ اسرار
حضرت یعقوب گفت: «فرزندم! خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن که برای تو نقشه خطرناک میکشند، چرا که شیطان دشمن آشکار انسان است!» [۱۵]«از درسهایی که این آیه به ما میدهد درس حفظ اسرار است، که گاهی حتی در مقابل برادران نیز باید عملی شود، زیرا همیشه در زندگی انسان اسراری وجود دارد که اگر فاش شود ممکن است آینده خود یا جامعهاش را به خطر اندازد، خویشتن داری در حفظ این اسرار یکی از نشانههای وسعت روح و قدرت اراده است، چه بسیارند افرادی که به خاطر ضعف در این قسمت سرنوشت خویش و یا جامعهای را به خطر افکندهاند و چه بسیار ناراحتیهایی که در زندگی به خاطر ترک حفظ اسرار برای انسان پیش میآید.»[۱۶]حضرت رضا(علیه السلام) در حدیثی فرموده است:«مؤمن، مؤمن نخواهد بود مگر اینکه سه خصلت داشته باشد: سنتی از پروردگار و سنتی از پیامبر و سنتی از امام.اما سنت پروردگار کتمان اسرار است، اما سنت پیامبر مدارا با مردم است و اما سنت امام شکیبایی در برابر ناراحتیها و مشکلات میباشد» (البته کتمان سر در اینجا بیشتر ناظر به کتمان اسرار دیگران است) [۱۷]و در حدیثی دیگر از امام صادق (علیه السلام) میخوانیم:«اسرار تو همچون خون تو است که باید تنها در عروق خودت جریان یابد.»[۱۸]انواع راز
رازها بر دو نوع میباشند:رازهای خود
انسان وظیفه دارد اسرار و رازهای درونی خویش را در صندوقچه وجودش محفوظ بدارد و قفلی سنگین و سخت بر در آن بیفشاند. به فرموده امام علی (علیه السلام) «انسان عاقل کسی است که سینه خود را جایگاه اسرار خویش قرار میدهد»[۱۹] همچنین انسان عاقل کسی است که راز خود را حفظ مینماید و کسی را متهم به افشای سرّ خویش نمیکند و کسی که به دنبال آسودگی میگردد باید سخن امام علی (علیه السلام) که فرمودند:«تمام خیر دنیا و آخرت در این دو چیز نهفته شده: کتمان اسرار و دوستی با نیکان و تمام شر در این دو چیز نهفته شده: افشای اسرار و دوستی با اشرار»[۲۰] را آویزه گوش خود قرار دهد.
فاش نمودن رازهای خود کاشف از ضعف نفس و سستی اراده میباشد زیرا رازهای انسان از دو حال خارج نیستند.۱- یا اینکه از سعادت، نیک فرجامی و دولت انسان میباشد ۲- یا از شقاوت، ناکامی و بدبختی و در هر دو حال پنهان نگه داشتن رازها وظیفه است.زیرا افشای رازها در مورد اول باعث زیاد شدن دشمنی دشمنان، باعث ایجاد حسادت و توقع بی جای دیگران میباشد و اگر از مقوله دوم باشد افشای رازها باعث شماتت دشمنان، ناراحتی دوستان و موجب ذلت و خفت شخص در برابر ظاهر بینان میگردد و چه بسیار که به موجب افشای راز به مفاسد اجتماعی دامن زده شود. پس در هر حال انسان نباید رازهای خود را در اختیار دیگران بگذارد.
رازهای دیگران
هر کس علاوه بر رازهای خود که وظیفه دارد آنها را درون صندوقچه اسرار وجودیش حفظ نماید همچنین وظیفه دارد اسرار دیگران را نیز که به هر نحوی از آن مطلع گشته را نیز فاش نگرداند و ظرفیت حفظ اسرار خود و دیگران را در وجودش فراهم آورد.رازداری نه تنها یک وظیفه فردی بلکه یک وظیفه اجتماعی، نظامی و دینی نیز میباشد.در زیر به مواردی از حفظ اسرار دیگران میپردازیم:
اسرار خانواده
خانواده یکی از اساسیترین و بنیادیترین اجزاء اجتماع میباشد و حفظ اسرار خانه یکی از مهمترین مسائل برای حفظ بقای آن به شمار میرود. زن و شوهر باید کاملاً یک رنگ باشند و چیزی را از هم مخفی نگردانند و در برابر دیگران بسیار با احتیاط عمل نمایند و به قدری راز دار باشند که برای هیچ کس و در هیچ حال چیزی از اسرار خود را نقل ننمایند حتی برای خویشان و دوستان نزدیک.تعجب است که گاهی رازهای خصوصی بعضی خانوادهها زبان به زبان نقل میشود و صغیر و کبیر از آن آگاهند!در نگهداری راز باید توجه داشت این قدر کافی نیست که اعضای خانواده اسرارشان را به دیگری بگویند و به او سفارش نمایند که برای کسی نقل ننماید زیرا آن شخص هم به طور حتم دوستانی دارد و ممکن است اسرار شما در اختیار آنها قرار دهد و به آنها نیز سفارش کند که برای کسی نگویند و انسان وقتی متوجه میشود که اسرارش فاش شده است.و آن وقت ... پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: اگر زنی اسرار همسر خود را پنهان نماید و کسی از اسرار او مطلع نشود پس او در درجات حور العین میباشد.» [۲۱]
اسرار مردم
حفظ اسرار را باید از خدا آموخت. خداوند بیش و پیش از هرکس، از اعمال، حالات، رفتار، عیوب و گناهان بندگانش باخبراست، اما ... حلم و بردباری و پردهپوشی و رازداری او بیش از همه است. اگر خداوند، کارهای پشت پرده و پنهانی بندگانش را افشا کند،آیا کسی با کسی دوست میشود؟ اگر خداوند، «آن کارهای دیگر» مردم را رو کند، برای چه کسی آبرو و حیثیتی باقی میماند؟ خداوند، کریم است و آبرو داری و خطاپوشی میکند و زشتکاریهای پنهانی مردم را فاش نمیسازد، و گرنه کیست که در برابر افشاگریهایش بتواند تابآورد؟ این همان است که در دعای کمیل میخوانیم: «و لا تفضحنی بخفیما اطلعت علیه من سری ... .»[۲۲]حفظ اسرار مردم با ایمان وظیفه است چه بسا انسان از بعضی اسرار دیگران آگاه شود، اما باید امین مردم بود و آبرویشان را نریخت و برایشان مشکل پدید نیاورد.«باری ... «امانت»، تنها در باز پسدادن فرش همسایه یا مراقبت ازگلدانهای او نیست. «آبرو» از هر سرمایهای بالاتر است و با رازداری میتوان «آبروداری» کرد.کسی که از عیب پنهان و راز مخفی کسی مطلع میشود و آن را در بوق و کرنا میکند، گناهکار است و مدیون حق مردم.»[۲۳]حضرت رضا(علیه السلام) در حدیثی فرموده است: مؤمن، هرگز مؤمن راستین نخواهد بود مگر آنکه سه خصلت داشته باشد: «سنتی ازپروردگار، سنتی از پیامبر و سنتی از ولی خدا. آنگاه سنت و روشی را که مؤمن باید از خدا آموخته و به کار بندد، «رازداری» معرفی میکند.[۲۴]
اسرار استاد
حفظ اسرار استاد به خاطر اهمیت والای آن ذکر میشود وگرنه در قسمت قبلی نیز جای دارد.«بگو پروردگارا علم مرا زیادتر کن»[۲۵] این آیه که مخاطب در آن شخص پیامبر میباشد میگوید حتی پیامبر اکرم (ص) با آن مقام علم عظیم باز مأمور بود علم بیشتری طلب نماید و این نشان میدهد که انسان در هیچ مرحله از عمر «فارغ التحصیل» نمیشود، و مسیر علم و دانش و معرفت نقطه پایانی ندارد.بزرگ معلم و استاد بشریت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص)در بیان احترام استاد و حق استاد بیان داشتند که:«از جمله حقوق استاد بر گردن شاگردانش این میباشد که شاگرد راز و اسرار استاد خویش را محترم شمارد و آن را برای کسی بازگو ننماید.»[۲۶]و اگر احیاناً خطا و اشتباهی از استاد نزد شاگردانش سر زد این خطا دهان به دهان نگردد و استاد مضحکه عام و خاص واقع نشود.
اسرار دوستان
مولای متقیان حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:«هر چه محبت داری نثار دوستت کن اما هر چه اطمینان داری به پای او مریز.»[۲۷]انسان در تمام ادوار زندگی خود، همواره نیازمند رفاقت و دوستی دیگران میباشد. رفقا و دوستان موجبات شادمانی و نشاط یکدیگر را فراهم میسازند، بلکه هر دوستی به مقیاس درجه رفاقت و دوستی خود در امور مادی و معنوی رفیق خود نفوذ میکند و هر یک، دانسته و یا ندانسته، روی عقاید و اخلاق و رفتار و گفتار یک دیگر اثر میگذارند.حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«روش آدمی بر طبق مذهب و سیره دوست صمیمی و رفیق دلبندش خواهد بود.»[۲۸]جوانان باید حدود و اندازه رفاقت را رعایت نمایند و از تندرویهای بی جا بپرهیزند زیرا پیوند دوستی و یگانگی، همیشه و در همه شرایط، محکم و پایدار نمیماند و ممکن است پیش آمدها و حوادثی رشته رفاقت را قطع کند و دوستی آن را به دشمنی مبّدل سازد. بنابراین رفقای یک دل، در ایام دوستی، باید همواره از افراط و زیاده روی بپرهیزند و بی حساب به یکدیگر اظهار اعتماد و اطمینان نکنند.چه حکیمانه است این سخن امام صادق(علیه السلام): «دوستخود را از اسرار خود، به اندازه و حدی مطلع ساز که اگرآن اندازه را به دشمن بگویی نتواند به تو زیان برساند، چرا که گاهیدوست، ممکن است روزی دشمن شود!»[۲۹]این کلام امام معصوم، چه زیبا در کلام سعدی انعکاس یافته استکه: «... هر آن سری که داری، با دوست در میان منه، چه دانی؟ که وقتی دشمنگردد!»[۳۰]
اسرار نظامی
«برخی از اسرار، به یک نظام و حکومت یا تشکیلات مربوط میشود که باید محفوظ و مکتوم بماند. اسراری که مهمتر و حیاتیتر از رازهای شخصی یک فرد است و فاش شدنش برای دشمن، ضررهای جبران ناپذیری برای خودی در پی دارد.همان طور که خراب بودن قفل در خانهتان را نباید دیگران بدانند، و همان سان که نابسامانی اوضاع داخلی زندگی شما، نباید به ملا عام و بر سر زبان مردم کشیده شود، اوضاع درونی یک نظام نیز جنبه «راز محرمانه» پیدا میکند و باید مخفی بماند.عملیات موفق در جبهه، مدیون رازداری در حد اعلاست. رسولخدا (صلی الله علیه و آله) در جنگها از این شیوه بهره میگرفت و نقشه جنگ و برنامه عملیات و گاهی هدف حرکت نظامی و اعزام نیرو و نفرات را پنهان میداشت. در تاریخ اسلام، چه ضربههایی که به «جناح حق»، از طریقسهلانگاری حقپرستان خورده است!در نهضت مسلم بنعقیل درکوفه، مگر جاسوس ابنزیاد به نام «معقل» نبود که با شیوهای مزدورانه اعتماد «مسلم بنعوسجه» را جلب کرد و از مخفیگاه مسلم آگاه شد و کار به دستگیری و شهادت «هانی» و سپس «مسلم» انجامید؟ مگر میتوان به هر کس که چهرهای انقلابی و خودی از خود ارایه داد، به این زودی اعتماد کرد و سفره دل را پیش او گستراند؟ یا مگر از پشت تلفن رواستکه انسان هر چه را بگوید؟ شنود دشمنان و مغرضان چه میشود؟ وخویشتنداری و «کف نفس» و حفظ زبان به کجا میرود؟»[۳۱]
اسرار دین
علاوه بر اسرار نظامی که حفظ آن واجب میباشد اسرار دیگری نیز وجود دارد که مربوط به جنبه دینی هر انسانی میشود اسراری که هر چند نظامی نیست ولی فاش کردن آنها میتواند ضررهای جبران ناپذیری را بر پیکره دین وارد نماید.«امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: به خدا سوگند که حاضرم به جبران دو خصلت از شیعیانمان مقداری از گوشت بازوی خودرا فدیه دهم شتابزدگی و راز نگهدار نبودن»[۳۲]برخی اطلاعات مربوط به امور مذهبی، سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی، جزء اسراری میشود که از چشم و گوشدشمنان داخلی و خارجی باید پوشیده بماند و نباید به دست نااهلان بیفتد که به واسطه آنها سوء استفاده کنند و جوّ نظام حکومت اسلامی را به خطر بیندازند حتی بعضی از این اطلاعات هر چند که خیلی هم مهم نباشند ممکن است همراه با شایعات شوند و اثراتی نامطلوب و زیان بار بر پیکره نظام اسلامی وارد نمایند. و باعث تفرقه و ایجاد کدورتها و دشمنیها شود. از این رو واجب است حفظ اسرار دین.امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «پوشیده نگه داشتن اسرار ما، جهاد در راه خداست.» [۳۳]
بیگانگان را محرم اسرار خود نسازید
در صدر اسلام عدهای از مسلمانان با یهودیان، به سبب قرابت، یا همسایگی، یا حق رضاع، و یا پیمانی که پیش از اسلام بسته بودند، دوستی داشتند و به قدری با آنها صمیمی بودند که اسرار مسلمانان را به آنان میگفتند، بدینوسیله قوم یهود که دشمن سر سخت اسلام و مسلمین بودند و به ظاهر خود را دوست مسلمانان قلمداد میکردند، از اسرار مسلمانان مطلع میشدند، آیه زیر نازل شد و به آن عده از مسلمانان هشدار داد که چون آنان در دین شما نیستند، نباید آنها را محرم اسرار خود قرار دهید، زیرا آنان در باره شما از هیچ شر و فسادی کوتاهی نمیکنند، آنان میخواهند شما همیشه در رنج و عذاب باشید.
«ای کسانی که ایمان آوردهاید محرم اسراری از غیر خود انتخاب نکنید، آنها از هر گونه شر و فسادی در باره شما کوتاهی نمیکنند، آنها دوست دارند شما در زحمت و رنج باشید (نشانههای) دشمنی از دهان آنها آشکار است و آنچه در دل پنهان دارند از آن هم مهمتر است، ما آیات (و راههای پیشگیری از شر آنها) را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید.»[۳۴]
«بطانة» در لغت به معنی لباس زیرین است، و مقابل آن «ظهارة» به معنی لباس روئین میباشد و در اینجا کنایه از «محرم اسرار» است.«این آیه به یکی از مسائل حساس اشاره میکند و ضمن تشبیه لطیفی به مؤمنان هشدار داده است، که غیر از هم مسلکان خود برای خود، دوست و همرازی انتخاب نکنند، و بیگانگان را از اسرار و رازهای درونی خود با خبر نسازند.یعنی کفار شایستگی دوستی شما را ندارند، و نباید آنان دوست و محرم اسرار شما باشند. کفار در رساندن شر و فساد نسبت به مسلمانان کوتاهی نمیکنند.هرگز سوابق دوستی و رفاقت آنها با شما مانع از آن نیست که به خاطر جدایی در مذهب و مسلک آرزوی زحمت و زیان شما را در دل خود نپرورانند، بلکه پیوسته علاقه آنها این است که شما در رنج و زحمت باشید.
آنها برای اینکه شما از مکنونات ضمیرشان آگاه نشوید، و رازشان فاش نگردد، معمولا در سخنان و رفتار خود مراقبت میکنند، و با احتیاط و دقت حرف میزنند، ولی با وجود این، آثار عداوت و دشمنی از لابلای سخنان آنها آشکار است و گاه به طور ناخودآگاه سخنانی بر زبان میآورند، که میتوان گفت همانند جرقهایست از آتش پنهانی دلهای آنها، و میتوانید از آن، به ضمیر باطن آنان پیببرید.خلاصه اینکه خداوند بدین وسیله طریقه شناسایی باطن دشمنان را نشان داده، و از ضمیر باطن و راز درونی شان خبر میدهد و میفرماید:آنچه از عداوت و دشمنی در دل خود پنهان کردهاند، به مراتب از آنچه بر زبان میآورند بزرگ تر است.سپس اضافه نموده: ما برای شما این آیات را بیان کردیم، که اگر در آن دقت کنید، بوسیله آن میتوانید دوست خود را از دشمن تمیز دهید، و راه نجات را از شر دشمنان پیدا کنید.» [۳۵]
فصل دوم: راز داران و افشاگران
نشانههای انسانهای رازدارانسان عاقل
«از غیر خودتان همراز مگیرید که در فساد شما کوتاهی نمیکنند»[۳۶]«آدمی، راز خود را بیشتر نگه میدارد.»[۳۷]این سخن زیبا از امام علی (علیه السلام) میباشد زیرا افشای اسرار، نشانه ضعف نفس و سستی اراده است. به عکس،«کتمان راز» دلیل قوت روح و کرامت نفس است و ظرفیت شایسته و بایسته یک انسان را میرساند.همچنین ایشان در حدیثی دیگر بیان داشتند:«عاقل کسی است که تنها سینه خویش را محرم اسرار خود قرار میدهد»[۳۸]
آری انسان عاقل باید بداند که رازهایش جزیی از وجودش میباشد و با افشای آنها در واقع ضعف شخصیت و سستی اراده خود را آشکار میسازد و به دنبال افشای آن متحمل ضررهای غیر قابل انکاری میشود که تاوانش را باید به تنهایی بپردازد.وقتی ما نتوانیم رازمان را حفظ کنیم چه طور میتوانیم از دیگران توقع چنین انتظار بی جایی را داشته باشیم وقتی ما خود ظرفیت نگهداری رازهایمان را نداریم انسانهای دیگر چگونه میتوانند نگهدار رازهای ما باشند و با بازگو نمودن رازهایمان برای آنها در واقع محدود نگهداری رازمان را وسیع تر کردهایم.ظرف آبی را در نظر بگیرید که مقداری در آن آب وجود داشته باشد اگر کم کم آب ظرف را درون ظرفهای دیگر بریزیم دیگر چیزی از آن آب درون ظرف ما باقی نمیماند رازهای ما هم همین طور میباشند که با افشای آنها دیگر در درون خود چیزی نداریم که از آن محافظت نماییم و دیگر معلوم نیست رازهای ما به کجاها که نرفته باشد و آب ظرف ما به داخل چه ظرفهای که نریخته شده باشد. و مشخصاً دیگر چیزی از آن آب باقی نخواهد ماند.امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «سینه تو، بیشتر، گنجایش راز تو را دارد.»[۳۹]سینه انسان به بزرگی رازهای اوست و با حفظ اسرار درون آن بر بزرگی و عظمت آن افزوده میشود پس این را بدانیم که تنها جایگاه راز انسان سینه اوست و نه جایی دیگر.مؤمن
گاهی این مطلب را بایستی در نظر داشت که برای حفظ راز و جامه عمل پوشاندن به آن لازم است راز سینه به سینه نقل شود تا زمان اجرا و عملی شدن آن برسد اما باید کمال توجه را نمود که چه کسی شایستگی دانستن این امانت بزرگ را دارد.امام علی (علیه السلام) فرمودند: «رازت را الا به مومن وفادار مسپار»[۴۰]انسان مؤمن در همه کارها، رضای الهی را محور قرار میدهد و کارهای خود را با آن تنظیم مینماید. هر جا که کاری را هم سو با رضایت الهی نیافت، ترک میکند و اگر کاری را پر مشقت، ولی مورد قبول خداوند دید، تمام زحمتهایش را به جان میخرد تا آن را به انجام رساند.شخصی که تمام وجوش سرشار از ایمان به پروردگار عالمیان است هیچ گاه به خود اجازه نمیدهد که رازهای برادر خویش را که به او سپرده شده فاش سازد و رازهای او را در واقع هم چون امانتی نزد خویش میپندارد که حفظ آنها را بر خود واجب میشمرد و به واسطه حفظ آن رازها حیثیت و آبروی برادر خود را ضایع نمیکند.امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «از توفیقات انسان این است که سرّش را نزد کسی میگذارد که آن را حفظ میکند و احسان و نیکوئیش را به کسی میدهد که آن را منتشر میسازد.»[۴۱]
انسان مؤمن هیچ گاه برای کسب خشنودی دیگران خشنودی خداوند را زیر پا نمیگذارد و برای اینکه خود را در میان جماعتی مطرح نماید هیچ گاه اسرار مردم را فاش نمیسازد. و پیوسته در ذهن او رضای خداوند و خشنودی او موج میزند.پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«از نشانههای یقین آن است که برای رضای کسی، خدا را از خود خشمگین نسازی.»[۴۲]بی شک، خداوند از چنین فردی راضی است و بهشت در انتظارش خواهد بود. پیداست کسی که به چنین مقامی دست مییابد، با افراد عادی متفاوت است و اگر با کسی دوستی میکند، چون او را بنده خوب خدا میداند، هم نشینی با او را مطلوب میپندارد، زیرا دیدار و رفتار آن دوست، او را به یاد خدا میاندازد و بر درجه یقین و حضورش میافزاید.اگر کسی را نیز از خود میراند، به این سبب است که او مسیر رحمانی را رها کرده و به جاده شیطانی وارد شده است. پس چون هم گامی با او را سراسر زیان میبیند، از او جدا میشود. به راستی که رسیدن به این مقام، بسیار دشوار است و به خاطر دشواری آن، چنین آدمی را میتوان از برگزیدگان خاص الهی به شمار آورد، چنان که:پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) میفرماید:«دوستی مؤمن با مؤمن برای رضای خدا، از بزرگترین رشتههای ایمان است و کسی که برای خدا دوست بدارد و برای خدا با کسی دشمن باشد و برای خدا بخشش داشته باشد و برای خدا منع کند، از برگزیدگان است.»[۴۳]
معتمد و امانت دار
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «راز خود را جز به کسی که مورد اعتماد است نسپار.»[۴۴]و در حدیثی دیگر اضافه نمودند: «پنهان کننده راز، وفادار و امین است.»[۴۵]انسانهای امین و درستکار به این نکته ایماند دارند که رازی که نزدشان نهفته، نوعی امانت است پس هیچ گاه در امانت خیانت نمیکنند. بعضیها آن قدر پاک و با ایمانند که دیگران در امور دین و دنیای خود به آنان اعتماد میکنند و در گرفتاریها و سختیها، آنان را پشتوانه خویش میدانند.
بسیار نیکوست که انسان به چنان مرتبه والایی دست یابد که دیگران او را مایه دل گرمی خود بشمارند و اسرار و درخواستهای خود را با او در میان بگذارند. چنین فردی که برای وجدان و شرافت انسانی احترام قائل است، در هیچ حالی، ارزشهای معنوی خویش را فدای خواستههای زودگذر دنیوی نمیکند. به یقین، خداوند به این افراد که پناه گاه و تکیه گاه مردمند، نظر لطف دارد و آنان را مشمول رحمت خویش قرار میدهد.پیامبر اسلام، اعتماد مردم را مایه خوشبختی انسان میداند و میفرماید:«در خوشبختی انسان همین بس که در کار دین و دنیایش به او اعتماد کنند.»[۴۶]عیبپوش
یکی از مصداقهای بارز افراد راز دار عیب پوشی است، عیب پوشی از بزرگترین شاخههای خیرخواهی میباشد.رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر که بر عیب مسلمانی پرده افکند خداوند در دنیا و آخرت عیب او را بپوشاند.»[۴۷]
همچنین فرمودند: «هیچ بندهای عیب بنده دیگر را نپوشاند مگر این که خدا در قیامت عیب او را بپوشاند و او را به بهشت وارد نماید.»[۴۸]
در فضیلت و شرافت پردهپوشی همین بس است که یکی از اوصاف خدای سبحان است، و از شدت عنایت الهی در پوشیدن بدیها و زشتیها این است که ثبوت بدترین فحشاها را که زنا باشد به نحوی قرار داد که ثابت کردنش بسیار مشکل است، یعنی مشاهده چهار عادل.«پس نظاره کن که خدای متعال چگونه بر گناه بندگان خود در دنیا پرده افکنده و راه آشکار شدن آن را سخت و دشوار نموده است و چنین مپندار که از پرده پوشی پروردگار در آخرت محروم باشی، که در حدیث وارد شده است که:هر گاه خدای تعالی عیب و راز بنده را بپوشاند کریم تر از آن است که در آخرت آن را آشکار سازد، و اگر در دنیا پرده از آن بردارد کریم تر از آن است که دوباره در آخرت آن را ظاهر گرداند.
همچنین روایت شده است که: در قیامت بندهای را میآورند که گریان است، خدای سبحان خطاب میکند که: چرا میگریی؟ میگوید: گریه میکنم بر آنچه از عیوب و بدیهای من در نزد آدمیان و فرشتگان آشکار خواهد شد. خداوند میفرماید: ای بنده من تو را در دنیا با کشف عیوب و اعمال ناشایست تو رسوا نکردم، و حال آنکه گناه میکردی و میخندیدی! چگونه امروز تو را رسوا میکنم و حال آنکه معصیت نمیکنی و گریانی.!مرویست که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از خدای سبحان درخواست میکند که امت او را در حضور فرشتگان و پیامبران و دیگر امتها محاسبه نکند تا عیبهای آنها برایشان ظاهر نگردد، بلکه طوری آنها را محاسبه کند که به جز خدای سبحان و پیغمبر او دیگری بر گناهان شان آگاه نشود، و خطاب الهی رسد که:ای حبیب من، من به بندگان خود از تو مهربانترم، چون تو روا نداری که عیوب ایشان نزد غیر تو آشکار شود من روا ندارم که بر تو نیز ظاهر گردد، من خود به تنهائی آنان را محاسبه میکنم چنان که جز من کسی بر لغزشهای شان آگاه نشود.» [۴۹]انسان عیب پوش وقتی عنایتخدای سبحان را در پوشیدن عیوب بندگان تا این حد میبیند، به خود اجازه نمی دهدکه پرده از عیوب بندگان خدا بردارد.همه عیب خلق دیدن نه مروت است و مردی نگهی به خویشتن کن که همه گناه داری نشانههای انسانهای افشاگر ۱- حفظ اسرار وظیفه خود است امام علی (علیه السلام) فرمودهاند که «امور مربوط به خودت را نگه دار و دختر رازت را عروس هر خواستگاری مکن.»[۵۰]حضرت در این کلام زیبا، ضمن تشبیهی زیبا، اهمیت حفظ رازها را بیان فرموده و همه ما را ملزم به حفظ رازهای خود مینماید.هر چه انسان رازهای خود را کم تر بازگو نماید، کمتر در معرض هلاکت و نابودی قرار میگیرد. بایستی ایمانی محکم و دلی بزرگ داشت که اسرار خود و دیگران را حفظ نمود.امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «خوشا به حال بندهای گمنامی که مردم را میشناسد و به ظاهر در میان آنان به سر میبرد، اما قلباً با اعمال ایشان همراهی نمیکند. لذا مردم را به ظاهر میشناسد و مردم از باطن او خبر ندارند.»[۵۱]و مولوی در ابیاتی زیبا این گونه بیان میکند:بر لبش قفل است و در دل رازها لب خموش و دل پر از آوازها عارفان که جام حق نوشیدهاند رازها دانسته و پوشیدهاند هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند.ناتوان در حفظ اسرار خود
امام علی (علیه السلام) فرمودند:«کسی که در نگهداشتن راز خود ناتوان باشد، در حفظ راز دیگران توانا نباشد.»[۵۲]مسلماً انسانی که نتواند رازها و تمایلات درونی خویش را حفظ کند چه گونه میتواند رازهای دیگران را حفظ نماید. اغلب انسانهای پر حرف به این خصیصه مبتلا هستند همچنین انسانهای که ضعف شخصیت دارند و دلهای سست و ضعیف و همیشه و همه جا به دنبال مطرح ساختن خویش میباشند این انسانها نمیتوانند اسرار و رازهای خویش را حفظ نمایند.پس بهتر است از فاش ساختن رازهای خود نزد چنین افرادی خود داری کنیم و از فاش شدن رازهایمان بپرهیزیم.امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «چهار چیز ضایع میشود:• دوستی نسبت به کسی که وفادار نیست • نیکی کردن به شخصی که شکر گذار نیست • علمی که به آن گوش داده نمیشود • سپردن راز به کسی که محکم و استوار نیست.»[۵۳]غیر معتمد
«کسی که اسرار خود را به غیر مورد اطمینان بدهد راز خود را ضایع ساخته»[۵۴]انسان نباید خیلی زود به دیگران اعتماد کند و رازهای خود را در اختیار دیگران قرار دهد باید به این نکته توجه داشت که ظاهر و باطن بعضی از انسانها با هم متفاوت است. بعضی در ظاهر، ادعای دوستی میکنند، ولی در پنهان بر طبل دشمنی میکوبند. در جمع، به تعریف و تمجید میپردازند و در پنهان، هزار و یک عیب درست و نادرست را برجسته میسازند و اسرار را فاش میگردانند و میکوشند تا از قدر و قیمت افراد بکاهند.این افراد اگر به کسی هم احترام بگذارند، از روی صداقت نیست، بلکه برای رفع نیازهای خود، نزد دیگران کرنش میکنند. در ظاهر برای او هزاران دعای خیر میکنند، ولی اگر غمی به دیگران روی آورد، شادمان میشوند. در حقیقت، اعتماد کردن به این انسانهای دو رنگ و در دام آنها گرفتار آمدن، آسیبهای جدی به روح و روان آدمی و دین و ایمان او وارد میکند و چه بسا انسان با تعریفهای او غرور و بزرگی در خود احساس کند و از جاده بندگی خارج شود. این را باید بدانیم که اعتماد به این قبیل از افراد موجب ضرر و زیان است.امام علی (علیه السلام(فرمودند: «اعتمادی نیست به کسی که راز تو را فاش میکند»[۵۵]پس شایسته است با آشنایی با ویژگیهای این افراد که به وسیله پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) بازگو شده است، از دوستی با آنان پرهیز کنیم.رسول حقیقت میفرمایند:«مردمان ظاهرساز و حیله گر سه نشانه دارند:۱- رو در روی اشخاص، چاپلوسی میکنند.۲- پشت سرشان، غیبت و بدگویی میکنند و ۳- به خاطر مصیبتی که به دیگران رسیده است، شادی میکنند.»[۵۶] ۴-غیر امانت دار امام علی (علیه السلام) فرمودند:«راز خود را برای کسی که امانت دار نیست بازگو نکن»[۵۷]«چه باک که رازت دانسته نشود.»[۵۸]انسانی که امانت دار نیست و امانات مردم را به باد میدهد شایستگی دانستن اسرار مردم را ندارد این گونه اشخاص تنها به دنبال منافع خود هستند و با افشای اسرار مردم اقدام به عزیز نمودن خود، باز نمودن جایی برای خود نزد دیگران، خودنمایی و ... میپردازند و هیچ گاه به این فکر نمیافتند که شاید با افشای اسرار مردم دست به خیانت زدهاند و چه ضررهای غیر قابل جبرانی را بر آنها وارد نمودهاند.
همچنین اگر منافع دیگران که در دست آنهاست در معرض خطر و نابودی واقع شود ترسی به دل راه نمیدهند و حتی گاهاً خود به منافع مردم تجاوز مینمایند و حق خوری میکنند. آنها کسانی هستند که از ایمان بهرهای نبردهاند هر چند به ظاهر خود را اهل ایمان و تقوی بنمایانند. انسان عاقل و با ایمان هیچ گاه اسرار زندگی خود را برای این گونه افراد بازگو نمیکند و خود را در معرض ضرر و زیان قرار نمیدهد.سخن چین
امام علی (علیه السلام) فرمودند:«با سه کس نباید رازی را در میان نهاد: ساده لوح، سخن چین و احمق.»[۵۹]نادان
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «چهار چیز بر باد میرود:.... و رازی که به کسی سپاری که از خرد بی بهره باشد.»[۶۰]بی ارزشترین روزهای عمر انسانی زمانی است که که تؤام با جهل و بی خبری باشد و بهترین روزها و ساعات عمر انسان زمانی میباشد که همراه با علم و دانش است. عدم درک افراد نادان به خاطر دوری از علم و دانش میباشد. درک این گونه از افراد فراتر از محسوساتشان نیست آنها همواره در محیط زندگی خویش محصورند و غیر آن را قبول ندارند اصولاً نادانی همراهی نزدیکی با تعصب و لجاجت دارد.همچنین سرچشمه بی ایمانی و شرک، جهل انسان نسبت به خداوند و خود و جهان طبیعت میباشد.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:«میان ایمان و کفر فاصلهای جز جهل و کم عقلی نیست.»[۶۱]
جهل علاوه بر اینکه سرچشمه کفر و شرک است سرچشمه فساد و اشاعه آن نیز میباشد. جاهل از اخلاقیات بهرهای نبرده و در آداب معاشرت دچار یک ضعف روحی و روانی است.به طور مثال انسان جاهل به فرموده امام علی (علیه السلام) «طاقت کتمان راز را ندارد.»[۶۲]و از آثار و عواقب افشای اسرار اطلاعی ندارد. بدیهی است جاهل نمیتواند موضع گیری صحیحی در برابر حوادث مختلف داشته باشد و ندانم کاری او سرچشمه انواع زیانها و مصیبتها میشود کاری که نتیجهای جز ندامت و پشیمانی به همراه ندارد.پس «رازت را تنها برای خود نگه دار و آن را نه به دور اندیش سپار که میلغزد و نه به نادان که خیانت میکند.»[۶۳]دور اندیش
«رازت را تنها برای خود نگه دار و آن را نه به دور اندیش سپار که میلغزد و نه به نادان که خیانت میکند.»[۶۴]شتاب زدگی در کارها، نتیجهای جز زیان و پشیمانی به همراه ندارد. برای انجام هر کاری باید جنبههای آن را خوب سنجید و پیش بینیهای لازم را انجام داد و به عاقبت کار نیز توجه داشت.
بی شک، با چنین مقدمه چینیهایی، درصد موفقیت کارها بالا میرود و بیشتر میتوان به نتیجه کار خوش بین بود.اما برخی افراد، تنها و تنها به منافع خویش میاندیشند و برای به دست آوردن سود بیشتر میکوشند از راههای گوناگونی چون افشای اسرار اموال و حقوق دیگران را از چنگ آنان بیرون آورند. این افراد، گاهی مستقیم و زمانی غیرمستقیم، برای اجرای این مقاصد شوم، نقشههای گوناگونی طرح میکنند تا صاحب حق را به چشم پوشی از حق خویش وادار کنند.دور اندیشی یی، در این حدیث مذموم و ناپسند است که انسانی به خاطر منافع خویش حق دیگران را نادیده بگیرد.
نکته: رنگ رخسار خبر میدهد از سر درون امیر مؤمنان علی (علیه السلام) میفرماید: «هیچ کس در ضمیر باطن، رازی را پنهان نمیدارد، مگر اینکه از رنگ چهره و لابلای سخنان پراکنده و خالی از توجه او آشکار میشود.»[۶۵]بسیار میشود به کسی که آثار ناراحتی و درد و رنج و بی خوابی در چهره و چشم او نمایان است میگوئیم: هر چند تو از ناراحتیت سخن نمیگویی اما چشم تو میگوید که دیشب به خواب نرفتی، و چهرهات گواهی میدهد که از درد و ناراحتی جانکاهی رنج میبری!این«زبان حال» گاهی آن قدر قوی و نیرومند است که «زبان قال» را تحت الشعاع خود قرار میدهد و به تکذیب آن برمیخیزد و به گفته شاعر:گفتم که با مکر و فسون پنهان کنم راز درون!پنهان نمیگردد که خون از دیدگانم میرود!
از سوی دیگر آیا میتوان انکار کرد که یک تابلو بسیار زیبا که شاهکاری از هنر راستین است گواهی بر ذوق و مهارت نقاش میدهد و او را مدح و ثنا میگوید؟آیا میتوان انکار کرد که دیوان شعر شعرای بزرگ و نامدار از قریحه عالی آنها حکایت میکند؟ و دائما آنها را میستاید؟آیا میتوان منکر شد که ساختمانهای عظیم و کارخانههای بزرگ و مغزهای پیچیده الکترونیک و امثال آنها، با زبان بیزبانی از سازنده و مخترع و مبتکر خود سخن میگویند، و هر یک در حد خود از آنها ستایش میکنند؟ در نتیجه باید در حفظ اسرار خود استوار بود و تنها راه فاش شدن اسرار را، عوامل اختیاری مانند بیان راز برای دیگران ندانیم بلکه ممکن است از طرق غیر اختیاری مانند اضطراب، شادی، غم، عجله و … رازمان را بر ملا کنیم.
فصل سوم: برخی از علل و عوامل افشاگری
در حکمتهای بلند بزرگان آمده است: «صدور الاحرار، قبور الاسرار».سینههای آزادمردان، گور رازهاست. باید دلی پاک و ایمانی محکم وارادهای استوار داشت، تا به افشای راز این و آن نپرداخت. اگر انسان بتواند هر چه کمتر از اسرار مردم مطلع باشد، بهتر است و احتمال فاشکردن آن هم کمتر.راهها و مسیرهایی که انسان را در جریان «افشاء اسرار » قرارمیدهد، عبارتند از:گمان بد و کنجکاوی
پیغمبر گرامی (صلی الله علیه و آله) در حدیثی میفرماید:«خداوند خون و مال و آبروی مسلمان را بر دیگران حرام کرده، و همچنین گمان بد در باره او بردن.»[۶۶]
گمان بد نه تنها به طرف مقابل و حیثیت او لطمه وارد میکند، بلکه برای صاحب آن نیز بلائی است بزرگ زیرا سبب میشود که او را از همکاری با مردم و تعاون اجتماعی بر کنار کند، و دنیایی وحشتناک آکنده از غربت و انزوا فراهم سازد، چنان که در حدیثی از امیر مؤمنان علی (علیه السلام) آمده است:«کسی که گمان بد داشته باشد از همه کس میترسد و وحشت دارد.»[۶۷]گمان بد سرچشمه تجسس، و تجسس موجب افشای عیوب و اسرار پنهانی، و آگاهی بر این امور سبب غیبت میشود که اسلام از معلول و علت همگی نهی کرده است.همچنان که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «افشاء کننده اسرار بسیار شک کننده (در امور دیگران) میباشد»[۶۸]انسان هر چه نسبت به اسرار دیگران بی اطلاع باشد آن اسرار دیرتر در معرض فاش شدن قرار میگیرد در نتیجه کنجکاوی و تجسس در امور دیگران یکی از راههای اطلاع بر اسرار مردم است و گناه آن هنگامی بزرگتر میشود که تؤام با عیب جویی شود.خداوند تعالی میفرماید: «و لا تجسسوا»[۶۹] «در امور دیگران تجسس نکنید.» جستجوی عیبها، لغزشها و اسرار مردم و آشکار نمودن آنها هر چند که از روی عداوت و کینه نباشد گناهی است بزرگ، چنانکه گفتهاند:و عین الرضا عن کل عیب کلیلة کما أن عین السخط تبدی المساویا چشمی که از روی خشنودی بنگرد از دیدن هر عیبی ناتوان است، ولی چشمی که از روی خشم و ناخشنودی بنگرد بدیها و زشتیها را ظاهر میکند.رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«هر که به صحبت دیگران که دوست ندارند کسی آن را بشنود گوش فرا دهد، در قیامت در گوشهای او سرب ریزند.»[۷۰]به درستی که هر که سعی نماید کمتر از اسرار مردم بداند کمتر در این گناه گرفتار میشود و بدتر از تجسس و عیب جویی، فاش و بر ملا ساختن اسرار مردم است که خداوند برای ایشان عذابی دردناک فراهم نموده است. «کسانی که دوست دارند زشت کاری و اعمال ناشایست در میان مؤمنان فاش و شایع شود عذابی دردناک دارند.»[۷۱]امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود:«از نزدیکترین لحظههای انسان به کفر این است که با کسی عقد برادری در دین بسته باشد و بدیها و لغزشهای او را بشمارد که روزی او را به آنها سرزنش کند.»[۷۲]همچنین شخصی به آن حضرت عرض کرد: «مردم میگویند: عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟ امام فرمودند:« مراد آن نیست که پنداشتهای،عورت مؤمن این است که کسی مواظب باشد که وی سخنی بگوید تا بر او عیبی گرفته شود و آن را به خاطر بسپارد تا روزی که بر او خشمگین است به وسیله آن وی را سرزنش کند.»غیبت
امام صادق (علیه السلام) میفرماید:«کسی که به منظور عیبجویی و آبروریزی مؤمنی سخنی نقل کند تا او را از نظر مردم بیندازد، خداوند او را از ولایت خودش بیرون کرده، به سوی ولایت شیطان میفرستد، اما شیطان هم او را نمیپذیرد.»[۷۳]تمام این تاکیدات و عبارات تکان دهنده به خاطر اهمیت فوق العادهای است که اسلام برای حفظ آبرو، و حیثیت اجتماعی مؤمنان قائل است، و نیز به خاطر تاثیر مخربی است که غیبت در وحدت جامعه، و اعتماد متقابل و پیوند دلها دارد، و از آن بدتر اینکه غیبت عاملی است برای دامن زدن به آتش کینه و عداوت و دشمنی و نفاق و اشاعه فحشاء در سطح اجتماع، چرا که وقتی عیوب پنهانی مردم از طریق غیبت آشکار شود اهمیت و عظمت گناه از میان میرود و آلودگی به آن آسان میشود.سرمایه بزرگ انسان در زندگی حیثیت و آبرو و شخصیت او است، و هر چیز آن را به خطر بیندازد مانند آن است که جان او را به خطر انداخته باشد، بلکه گاه ترور شخصیت از ترور شخص مهمتر محسوب میشود، و اینجا است که گاه گناه آن از قتل نفس نیز سنگینتر است.یکی از فلسفههای تحریم غیبت این است که این سرمایه بزرگ بر باد نرود، و حرمت اشخاص در هم نشکند، و حیثیت آنها را لکهدار نسازد، و این مطلبی است که اسلام آن را با اهمیت بسیار تلقی میکند.نکته دیگر اینکه غیبت، بد بینی میآفریند، پیوندهای اجتماعی را سست میکند، سرمایه اعتماد را از بین میبرد، و پایههای تعاون و همکاری را متزلزل میسازد.میدانیم اسلام برای مساله وحدت و یکپارچگی جامعه اسلامی و انسجام و استحکام آن اهمیت فوق العادهای قائل شده است، هر چیز این وحدت را تحکیم کند مورد علاقه اسلام است، و هر چیز آن را تضعیف نماید منفور است، و غیبت یکی از عوامل مهم تضعیف است.از اینها گذشته غیبت بذر کینه و عداوت را در دلها میپاشد، و گاه سرچشمه نزاعهای خونین و قتل و کشتار میگردد.خلاصه این که اگر در اسلام غیبت به عنوان یکی از بزرگترین گناهان کبیره شمرده شده به خاطر آثار سوء فردی و اجتماعی آن است.دروغ
دروغگو نمیتواند راز خود و دیگران را برای همیشه مکتوم دارد، چرا که واقعیتهای عینی به هنگامی که وجود خارجی پیدا میکند، روابط بیشماری با موضوعات دیگر در اطراف خود دارد، و دروغگو که میخواهد صحنه نادرستی را با دروغ خود بیافریند، هر قدر زیرک و زبر دست باشد نمیتواند تمام این روابط را حفظ کند، به فرض که چندین رابطه دروغین در پیوند با مسائل پیرامون حادثه درست کند، باز نگهداری همه این روابط ساختگی در حافظه برای همیشه کار آسانی نیست و کمترین غفلت از آن موجب تناقض گویی میشود، به علاوه بسیاری از این پیوندها مورد غفلت قرار میگیرد و همان هاست که سرانجام واقعیت را فاش میکند، و این درس بزرگی است برای همه کسانی که به آبرو و حیثیت خویش علاقمنداند که هرگز گرد دروغ نروند و موقعیت اجتماعی خویش را به خطر نیفکنند.در نتیجه دروغ گو هیچ گاه نمیتواند نه راز خود را حفظ کند و نه راز دیگران را.سخن چینی
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرموند: «با سخن چین رازی را در میان نگذارید.»[۷۴]یکی از مصداقهای بارز افشاگری سخن چینی میباشد و شخص سخن چین اگر رازی را از کسی بداند و یا بر اسراری آگاه باشد آن را دهان به دهان برای دیگران نقل میکند.انگیزههای سخن چینی را میتوان این گونه برشمرد:۱- نفرت ۲- اظهار محبت به مخاطب ۳- تفریح و سرگرمی ۴- وقت گذرانی ۵- پر گویی و ...امام باقر علیه السلام فرمود: «بهشت بر سخن چینان حرام است.» همچنین ایشان فرمودند:«بنده خدایی روز قیامت محشور شود و با اینکه در دنیا خونی نریخته، به اندازه یک حجامت یا بیشتر خون به وی دهند و گویند: این سهم تو از خون فلانی است. عرض میکند: خدایا تو میدانی که تا وقتی که جانم را گرفتی خونی نریختم، خداوند میفرماید: آری، تو از فلانی چنین و چنان شنیدی و به ضرر او بازگو کردی، و این نقل تو دهان به دهان به فلان ستمکار رسید و وی با شنیدن آن او را کشت، و این سهم تو از خون اوست.»[۷۵]
حکایت کردهاند که مردی بندهای فروخت و به خریدار گفت:این بنده هیچ عیبی ندارد جز سخن چینی، خریدار گفت: قبول کردم، آن را خرید، چند روزی گذشت، روزی غلام به همسر آقای خود گفت: همسرت تو را دوست ندارد، و میخواهد زنی دیگر بگیرد، و من میتوانم با موی او برای تو افسون کنم، زن گفت: چگونه به موی او دستیابم؟ گفت: هنگام خواب تیغی بر گیر و چند موی از پشت سر او بتراش و به من ده. سپس به نزد آقا رفت و گفت: همسرت با مردی بیگانه طرح دوستی افکنده و قصد کشتن تو دارد، و اگر میخواهی صدق گفتار من روشن شود خود را به خواب زن تا بدانی که راست میگویم. مرد به هنگام شب خود را خواب وانمود، زن را دید با تیغ بر بالین او آمد، یقین کرد که اراده قتل او دارد، پس برخاست و زن را کشت، آنگاه غلام نزد خویشان زن رفت و ایشان را از قتل وی آگاه ساخت، آنها آمدند و مرد را کشتند، سپس دو قبیله زن و شوهر به جان هم افتادند و میان آنها کشتار در گرفت و سالها گریبانگیرشان شد.پس بر هر کسی لازم است که سخن نمام را باور و تصدیق نکند، زیرا سخن چین فاسق است، و شهادت فاسق مردود است.خداوند متعال فرمود: «اگر فاسقی خبری نزد شما آورد به تحقیق پردازید.»[۷۶]مسخره کردن
افراد با ایمان که به مشت خاک دنیا نظری ندارند ارزشهای مادی را در برابر ارزشهای معنوی بیرنگ میبینند.استهزاء نمودن و مسخره کردن، کار افراد بی ایمان، نادان و جاهل است آنهایی که سخت فریفته زرق و برق دنیا شدهاند و افق دیدشان از چهار دیواری ماده فراتر نمیرود.استهزاء غالباً از کبر و غرور ناشی میشود و انسان مغرور حاضر به این امر نیست که دیگران در نظر او بزرگ جلوه کنند برای همین ، از هر امری استفاده میکند تا دیگران را خوار و ذلیل و خود را بزرگ جلوه دهند از این رو اگر اسرار و رموزی را در اختیار داشته باشد برای رسیدن به مقاصد خود از افشای آنها خود داری نمیکند و آنها را فاش میسازد.آگاهی افراد زیاد بر اسرار
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «هر چه تعداد کسانی که اسرار را میدانند بیشتر باشد، آن اسرار بیشتر در معرض فاش شدن هستند.»[۷۷]باید توجه داشت که راز، همچون شریان حیاتی تو و جامعه و انقلاب تو است. پاسداری از آن هم بر عهده تو است. چه ژرف وزیباست این کلام حضرت صادق(علیه السلام):«راز تو از خون تو است، پس نباید جز در رگهای خودت جاریشود!»[۷۸]و مگر «خون»، عامل بقای انسان نیست؟ و اگر خون از بدن برود، جان هم پر میکشد. اسرار هم همین حکم را دارد.گفتن هر سخنی در هر جا نبود شیوه مردان خدا هر سخن، جا و مقامی دارد مرد حق، حفظ کلامی دارد حاصل کار دهد باد فنا گفتن هر سخنی در هر جاپر حرفی
از لابهلای پرحرفیهای انسان، بسیاری از «اسرار مگو»از زبان میپرد. درمانش نیز کمحرفی است.خود نمایی
این خصیصه، بیشترین ضربهها را میزند. یعنی وانمود کردن اینکه انسان در جریان است و با «بالا»ها ارتباط دارد واخبار دست اول را میداند یا آدم مهمی است، سبب میشود خیلی از اسرار را (چه شخصی و چه مربوط به نظام) باز بگوید.باری ... باید زبان را در حفظ راز، یاری کرد. راز، امانت است. درحفظ آن باید کوشید.فصل چهارم: آثار راز داری و تبعات افشاگریرابطه اعمال نیک و بد
برخی از اعمال نیک اگر به طور شایسته و مقبول انجام گیرد آثار اعمال بد گذشته را از بین میبرد مانند توبه که اگر به صورت مطلوب انجام گیرد گناهان شخص آمرزیده خواهد شد.[۷۹]و عیناً مانند پرتو نوری است که دقیقاً بر همان نقطه تاریک بتابد و آن را روشن نماید.اما هر عمل نیکی اثر هر گناهی را از بین نمیبرد و از این رو ممکن است شخص مؤمن، مدتی گرفتار کیفر گناهش باشد و سرانجام به بهشت جاودانی در آید. گویی روح انسان، دارای ابعاد گوناگونی است.هر دسته از اعمال نیک و بد به یک رؤیه آن مربوط میشود مثلاً عمل نیکی که مربوط به رؤیه «الف» است اثر گناهی که ارتباط با رؤیه «ب» دارد را از بین نمیبرد مگر اینکه عمل صالح آن قدر نورانی باشد که به جوانب دیگر روح هم سرایت کند یا گناه آن قدر آلوده کننده باشد که سایر ابعاد را هم آلوده سازد.از جمله در روایات و قرآن وارد شده:«نماز مقبول، گناهان را شستشو میدهد و موجب آمرزش گناهان میگردد»[۸۰]و بعضی از گناهان مانند عقوق والدین و شرب خمر تا مدتی مانع قبولی عبادت میشود یا افشا کردن گناه دیگران موجب پاک شدن گناه آنها است و عقوبت گناه و سنگینی آن بر عهده افشاگر است همچنین خداوند دیگر گناه کار را در آخرت مجازات نمیکند زیرا در دنیا به واسطه افشاگری ملامت و سرزنش شده است.[۸۱]ولی تعیین انواع و مقدار تأثیر و تأثر اعمال نیک و بد در یکدیگر را باید از طریق وحی و سخنان معصومین (علیهم السلام) به دست آورد و قاعده کلی برای همه آنها نمیتوان تعیین کرد.نکته:قبل از آن که آثار و برکات راز داری و نیز آثار و تبعات افشاگری را مورد بررسی قرار دهیم ذکر این نکته را ضروری میدانیم که آثار و تبعات مذکور نسبت به نوع و درجه اهمیت راز داری و افشاگری متفاوت میباشند و نمیتوان همه موارد را برای هر حفظ راز یا افشای راز صادق دانست.آثار و برکات راز داریآثار دنیوی
ایجاد امنیت روانی و اجتماعی
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینههای معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیمگیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیتهای گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به موضوعات آداب معاشرت و اخلاقیات جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز ضد اخلاقیات جلوگیری نموده و در نتیجه جامعهای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی، اجتماعی و ... را به وجود آورد در این بخش با توجه به موضوع راز داری بیانگر این مطلب میباشیم که راز داری از جمله مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی در گرو حفظ آن میباشد.به طور مثال کسی که رازهای دیگران را حفظ میکند و از افشای آن میپرهیزد در حقیقت آبرو و حیثیت دیگران را حفظ نموده و دیگر تحقیرها و سرزنشها به تبع افشاگری جایی را برای بروز خود در جامعه پیدا نمیکنند. همچنین به واسطه راز داری از ایجاد مشکلات بعدی از جمله مالی و حتی جانی و ... جلوگیری به عمل میآید.حفظ اسراری مانند اسرار اجتماعی، نظامی، حکومتی و ... که از اهمیت ویژه و فوق العادهای برخوردارند، و صلاح نیست که همه اقشار اجتماع از آن آگاهی داشته باشند، تا چه حد میتواند موجب حفظ آرامش جامعه شود و از بروز هر گونه تشنج و آشوب جلوگیری میکند و در نتیجه جامعهای آرام و به دور از هر گونه خشونت و ... خواهیم داشت.
تمام خیر دنیا و آخرت در راز داری و دوستی با نیکان
حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «تمام خیر دنیا و آخرت در این دو چیز نهفته شده: «کتمان راز و دوستی با نیکان»[۸۲]در فصل اول اشاره کردیم که انسان با حفظ رازهای خود اعم از خوب و بد چه اثرات و تبعاتی را از خود دفع مینماید. از جمله این اثرات میتوان به: مورد شماتت دیگران واقع شدن، سر خوردگی نزد دوستان و خفت و ذلت نزد دونان در ناکامیها و شقاوتها و همچنین ایجاد حسادت در دیگران، توقع بی جا درست نمودن و زیاد شدن دشمنان در خوشبختیها و سعادتها اشاره کرد که انسان با حفظ رازهای خود از همه این موارد در امان میماند و در دنیا با کمال آسودگی و فراغ بال به زندگی خویش ادامه میدهد. همچنین با حفظ اسرار دیگران که موجب حفظ آبروی آنها و جلوگیری از شکست و ضرر در امور ایشان است آخرت خود را به خطر نمیاندازد.و به فرموده امام علی (علیه السلام) در دنیا و آخرت به حض و بهره وافر دست پیدا میکند . به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات بداد جام می و گفت راز پوشیدن
گوشهای از خوشبختی
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «خاموشی حکمت است، سکوت مایه سلامت و راز داری گوشهای از خوشبختی.»[۸۳]در اطراف خود کسانی را میبینیم که زندگی مرفه و به ظاهر خالی از هر نقصان و کمبودی را دارند اما در عوض احساس خوشبختی و رضایت، از زندگی خود ندارند و برعکس بعضیها با اینکه زندگی ساده و بی آلایشی دارند، سرشار از آرامش اند و خوشبختی هر صبح و شام با زندگی ایشان تؤام است.برای خوشبختی مؤلفههای گوناگونی را میتوان بر شمرد از جمله: ایمان به خدا، عمل صالح، اخلاق نیکو، علم، تلاش، وسعت رزق، خانواده خوب و ... که به موجب این موارد آدمی در دنیا و آخرت از تمامی لحظههای زندگی خویش لذت میبرد.همچنین برای رسیدن به خوشبختی علاوه بر داشتن ملاکهای بالا باید به دور بعضی از رفتارها و اعمال، خط سرخی کشید و هرگز به آنها نزدیک نشد از جمله افشای راز خود و دیگران. زیرا انسانی که حافظ اسرار خود نیست تا خوشبختی فاصلهای دور و دراز دارد.و هر کس به دنبال خوشبختی خویش میباشد باید به فکر خوشبختی دیگران هم باشد و با افشای اسرار آنها از رسیدن ضررهای غیر قابل جبران نسبت به ایشان بپرهیزد.تا بستر مناسبی برای بقاء زندگی توام با آرامش و خوشبختی برای خود و دیگران ایجاد نماید. به درستی که خوشبختترین انسانها کسی است که حتی راز خود را از نزدیکترین افراد نیز محفوظ میدارد.
موفقیت و پیروزی
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «موفقترین کارها کاری است که با کتمان کامل صورت گیرد.»[۸۴]برای درک هر چه بهتر معنا به یک مثال میپردازیم. به طور مثال خوشبینی یک اصل کلی در همکاری و زندگی اجتماعی میباشد و برای حفظ این سرمایه بزرگ صلاح این است که مردم از تمام جزئیات حال یکدیگر با خبر نباشند، زیرا بالآخره هر کس نقطه ضعفی دارد، و فاش شدن تمام نقطههای ضعف، همکاریهای افراد را مواجه با اشکال میکند.، مثلا ممکن است یک فرد با شخصیت و مؤثر تصادفاً در یک خانواده پست و پائین متولد شده باشد، اکنون اگر سابقه او فاش شود، ممکن است آثار وجودی او در جامعه متزلزل گردد و مثمر ثمر واقع نشود.همچنین بسیاری از نقشهها و طرحهای مبارزات اجتماعی باید تا هنگام عمل پنهان باشند و افشای آنها ضربهای بر موفقیت و پیروزی اجتماع است.اینها و امثال آن مواردی است که تا انجام و پایان کار نباید در معرض افشاء قرار گیرد.امام علی (علیه السلام) فرمودند: «پیروزی با دوراندیشی به دست میآید و دوراندیشی با رایزنی و رایزنی با راز داری.»[۸۵]
موجب شادی
«با هر شادی غمی است» و یا «هر نوشی را نیشی است» و ... مسلما اینها جملاتی هستند که بارها آنها را شنیدهایم.اما سوالی که مطرح میشود این است که چه عواملی شادی حقیقی و همیشگی را برای ما به ارمغان میآورد؟ و چه اسبابی باعث غم و اندوه در درون ما میشود؟اینها سوالاتی است که در این مختصر مجال توضیح آنها نیست. تنها در زیر به کلامی زیبا از مولای متقیان علی (علیه السلام) اشاره می نمائیم که با عمل به آن میتوانیم جامهٔ غم را از تن بزدائیم و جامهٔ شادی را بر تن کنیم.حضرت علی (علیه السلام) در کلامی زیبا و دلنشین بیان داشتند: «راز تو، اگر آن را پنهان داری موجب شادی توست و اگر آن را فاش سازی، سبب هلاکت توست.»[۸۶]
رهایی و راحتی
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «ملاک رهایی و راحتی پرده پوشی است.»[۸۷]کسی که اسرار خویش را از دیگران مخفی نماید و تنها سینه خویش را محرم اسرار خود قرار دهد آسوده خاطر است و دیگر نگرانی در دل خویش راه نمیدهد چون تنها خود بر آن آگاه است اما کسی که اسرار او دهان به دهان نُقل مجالس است هر لحظه احساس خطر مینماید و احساس آسودگی ندارد.
قدرت انتخاب
انسان در مسیر زندگی، همواره در دو راهی انتخاب قرار دارد؛ راه شقاوت یا راه سعادت. آدمی بر اساس فطرت خدادادی و آموزههای وحیانی راه را از بی راه میشناسد، اما موانع مختلفی نیز بر سر راهش قرار دارد که او را از رسیدن به کمال باز میدارد. در نتیجه، در پی کنار نگذاشتن این موانع عاقبتی جز ناکامی و بدفرجامی نصیبش نمیگردد.چه نیکوست که آدمی در مسیر هدایت و صراط مستقیم، آموزههای نورانی امام علی (علیه السلام) را چراغ راهش سازد.ایشان میفرمایند: «کسی که راز خود را بپوشاند قدرت انتخاب در دست اوست»[۸۸].داشتن قدرت انتخاب و دور بودن از هر نوع فشاری انسان را در تصمیم گیریهای صحیح و به جا یاری میرساند و او را به سعادت ابدی رهنمون میسازد.اما به موجب افشای اسرار دامنه انتخاب آدمی محدود میشود و دیگر قادر به گرفتن هر تصمیمی نیست چون باید ملاحظه دیگران را نیز بکند و دیگران این اجازه را به خود میدهند تا به جای او تصمیم گیری نمایند. البته این باعث نمیشود که انسان با اهل خبره مشورت ننماید.
عزت در دنیا
امام صادق (علیه السلام) به یکی از یاران خود این چنین فرمودند:«اسرار ما را حفظ کنید و آنها را فاش نکنید. همانا کسی که اسرار ما را پنهان کند و آنها را فاش نکند خداوند او را در دنیا عزیز میکند و در آخرت نوری بین دو چشمانش قرار میدهد که او را به سوی بهشت رهنمون میسازد. و کسی که اسرار ما را فاش کند و آنها را پنهان نگرداند خداوند در دنیا او را ذلیل میکند و در آخرت نوری را از بین چشمانش بر میدارد و او را در تاریکی قرار میدهد که به سوی جهنم رهنمون است.به درستی که تقیه از دین من و دین پدرانم میباشد و شخصی که تقیه نمیکند دین ندارد.و خداوند دوست دارد که بنده اش حافظ اسرار باشد همان طور که دوست دارد بنده اش دین خود را آشکار نماید.و به درستی که فاش کننده اسرار ما، مانند کسی است که ما را انکار نموده.»[۸۹]
چراغهای هدایت و چشمههای دانش
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خوشا به حال بنده گمنامی که خدا او را بشناسد و مردم نشناسندش. اینان چراغهای هدایت و چشمههای دانشند که هر فتنه تاریکی به سبب وجود آنها بر طرف میشود، نه سخن پراکن و پخش کننده اسرارند و نه نافرهیخته و ریاکار»[۹۰]
ایمان کامل
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «ایمان مؤمن کامل نمیشود الا اینکه راز دار باشد.» [۹۱]همچنین مردی از امام علی (ع) تقاضا نمود که صفات مومن را برای او برشمرد امام (علیه السلام) «پوشیده نگه داشتن اسرار را یکی از آن صفات برشمردند.»[۹۲]انسان با ایمان در شرایط گوناگون زندگی، خود را در محضر پروردگار متعال میبیند و خدا را شاهد و ناظر رفتار خویش میداند. ایمان به خداوند در اعماقِ جانِ چنین فردی ریشه دوانیده است و رشته حضور الهی را هیچ گاه گسسته نمیبیند.هنگامی که تشخیص دهد که کاری مورد رضایت الهی است، با تمام توان در انجام آن میکوشد، هر چند دیگران را ناخوش آید. حتی اگر دیگران به او اعتراض کنند، در انجام وظیفه کوتاهی نمیکند.چنین کرداری از اعتقاد عمیق و ایمان راسخ انسانهای وارسته ریشه میگیرد که دنیا را بسیار ناچیز و هر حب و بغضی را در برابر خشم و رضای الهی ناپایدار میدانند.آثار اخروی رازداری
در سایه عرش خدا
در حدیثی از امام کاظم (علیه السلام) میخوانیم:«سه طایفهاند که در روز قیامت در سایه عرش خدا قرار دارند، روزی که سایهای جز سایه او نیست:• کسی که وسائل تزویج برادر مسلمانش را فراهم سازد، • و کسی که به هنگام نیاز به خدمت، خدمت کنندهای برای او فراهم کند • و کسی که اسرار برادر مسلمانش را پنهان دارد»[۹۳]
ورود به بهشت
و در حدیثی دیگر امام صادق (علیه السلام) بیان داشتند «هر کس اسرار مومنی را حفظ نماید داخل در بهشت میشود.»[۹۴]
در درجات حورالعین
پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «اگر زنی اسرار همسر خود را پنهان نماید و کسی از اسرار او مطلع نشود پس او در درجات حور العین میباشد.» [۹۵]
خداوند حافظ اسرار اوست
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «کسی که حافظ اسرار برادر مسلمان خود باشد خداوند نیز در دنیا و آخرت اسرار او را حفظ مینماید.[۹۶]
ارجمندی نزد خدا به موجب حفظ اسرار
امام صادق (علیه السلام) به سلیمان ابن خالد فرمودند:«ای سلیمان! شما دینی و )مذهبی) دارید که هر کس آن را پوشیده بدارد خداوند ارجمندش گرداند و هر کس افشایش کند، خداوند او را خوار سازد.» [۹۷]
جهاد در راه خدا
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «پوشیده نگه داشتن اسرار ما، جهاد در راه خداست.» [۹۸]حفظ اسرار تا آن اندازه مورد اهمیت میباشد که حافظ آن مانند مجاهد در راه خداست جهادی که آدمی را از ضعف نفس و سستی اراده به قوت ایمان و استواری در دین میرساند و او را چون مجاهد در راه خدا قلمداد میکند.آثار و تبعات افشاگری
آگاهی بر اسرار نهانی- به عکس آنچه بسیاری خیال میکنند- مشکلی را برای مردم، حل نمیکند، بلکه در بسیاری از موارد باعث هرج و مرج و از هم پاشیدن پیوندهای اجتماعی و خاموش شدن شعلههای امید و از بین رفتن تلاش و کوشش در میان توده مردم، میگردد.بعضی از مردم هم، با آگاهی یافتن بر اسرار نهان دیگران منافع فراوانی را برای خودم فراهم میسازند و از رسیدن ضرر و زیان به خود جلوگیری میکنند. در زیر به برخی از آثار و تبعات افشای راز میپردازیم.
آثار و تبعات دنیوی افشای راز
خیانت در امانت
«ای کسانی که ایمان آوردهاید به خدا و پیامبر خیانت نکنید و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید در حالی که متوجهید و میدانید.»[۹۹]«خیانت به خدا و پیامبر آن است که اسرار نظامی مسلمانان را در اختیار دیگران بگذارند، و یا دشمنان را در مبارزه خود تقویت کنند، و یا به طور کلی واجبات و محرمات و برنامههای الهی را پشت سر بیفکنند، لذا از «ابن عباس» نقل شده که:«هر کس چیزی از برنامههای اسلامی را ترک کند یک نوع خیانت نسبت به خدا و پیامبر مرتکب شده است.»[۱۰۰]حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «نقلی که میان دو نفرگذشت امانت است میان شما.»[۱۰۱]
«خیانت» در اصل به معنای خود داری از پرداخت حقی است که انسان پرداختن آن را تعهد کرده و آن ضد «امانت» است.امانت گرچه معمولا به امانتهای مالی گفته میشود ولی تمام شئون زندگی اجتماعی و سیاسی و اخلاقی را در بر میگیرد، لذا در حدیث وارد شده که «گفتگوهایی که در جلسه خصوصی میشود امانت است.»[۱۰۲]و در حدیث دیگری میخوانیم: «هنگامی که کسی برای دیگری سخنی نقل کند سپس به اطراف خود بنگرد (که آیا کسی آن را شنید یا نه) این سخن امانت است.[۱۰۳]بعضی گفتهاند امانت خدا آئین اوست و امانت پیامبر سنت اوست و امانت مؤمنان اموال و اسرار آنها میباشد.اگر حرفی را از کسی شنیدی که راضی به نقل آن برای دیگری نبود، نقل آن گناه است.اگر بیان یک راز، آبروی خانوادهای را به خطراندازد، فردای قیامت مسؤولیت دارد و پاسخ گفتن به آن بسیار دشواراست چرا غیبتحرام است و زشتترین معصیت؟ چون خمیرمایهاشهمان افشای اسرار و بدیها و معایب دیگران است.مگر آبروی رفته را میتوان دوباره بازگرداند و مگر آب ریخته را میتوان جمع کرد؟ اگر از اختلافات خانوادگی زن و مردی خبر داری، چه نیازی و لزومی به طرح و افشای آن؟ اگر در کسی نقطه ضعفی سراغ داری، با کدام حجت شرعی و مستمسک دینی آن را فاش و پخش و بازگو میکنی؟ مگر میتوان هر چه را دانست، گفت؟ مگر گفتن هر راستی واجب است؟عبد الله بن سنان به حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) عرض کرد که: «منظور از عورت مؤمن بر مؤمن حرام است چیست؟ آیا منظور،عورت او است؟امام فرموند: نه چنین نیست، بلکه منظور فاش کردن راز اوست.»[۱۰۴]«افشاگری خیانت است»[۱۰۵]و خیانت در امانت از منفورترین اعمال و از زشتترین گناهان است، کسی که در امانت خیانت میکند در حقیقت منافق است، چنان که در حدیث از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده:«نشانه منافق سه چیز است:۱- هنگام سخن دروغ میگوید، ۲- و بهنگامی که وعده میدهد تخلف میکند ۳- و بهنگامی که امانتی نزد او بگذارند خیانت مینماید، چنین کسی منافق است هر چند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند.»[۱۰۶]اصولا ترک خیانت در امانت از وظایف و حقوق انسانی است یعنی حتی اگر صاحب امانت مسلمان هم نباشد نمیتوان در امانت او خیانت کرد.پس «نسبت به اسرار خود بخیل باش و آنها را فاش نگردان که همانا افشاگری خیانت است»[۱۰۷]
برابر با قتل عمد
امام باقر (علیه السلام) فرمودند:«روز قیامت بنده محشور میشود در حالی که قطره خونی هم نریخته است اما به اندازه یک شاخ حجامت یا بیشتر به او خون میدهند و میگویند: این سهم تو از خون فلانی است. عرض میکند بار پروردگارا! تو می دانی که جانم را ستاندی که من قطره خونی نریخته بودم میفرماید: درست است اما از فلانی چنین و چنان روایتی شنیدی و آن را روایت کردی که به زیان او تمام شد، زیرا آن روایت دهان به دهان گشت تا به فلان ستمگر رسید و او را به خاطر آن کشتند و حالا این سهم تو از خون اوست»[۱۰۸]بعضی از مواقع انسانها ناخواسته دست به اعمالی میزنند که از عواقب و نتایج آن بی خبرند.افشای رازهای دیگران هر چند در نظر برخی کوچک و بی ارزش قلمداد میشود اما انسان باید بداند که گاهی نقل دهان به دهان اسرار دیگران چه ضررهای غیر قابل جبرانی را به شخص وارد میسازد.در حدیثی امام صادق (علیه السلام) فرمودند:«کسی که حدیث ما را فاش کند ما را به خطا نکشته بلکه عمدا کشته است.»[۱۰۹]و در حدیث دیگری امام رضا (علیه السلام) «افشاگر و قاتل را شریک هم دانستند.»[۱۱۰]ابا بصیر از امام صادق (علیه السلام) در باره آیه ۱۱۲ سوره مبارکه آل عمران (پیامبران را به نا حق کشتند) چنین نقل میکنند که: «منظور این نیست که آنها پیامبران خدا را با شمشیرهایشان به شهادت رساندند بلکه اسرار ایشان را فاش نمودند و موقعیت آنها را متزلزل ساختند و موجبات قتل ایشان را فراهم کردند.»[۱۱۱]
عدم سلامت روانی و اجتماعی
افشاگری از صفات ناپسندی است که در همه آیینها عامل انحطاط شخصیت فرد و آسیب اجتماعی شمرده شده است. افشای اسرار یکی از انحرافهای شدید اخلاقی است. تا بدان جا که امام علی (علیه السلام) فرمودند: «کسی که افشای راز میکند سالم نیست»[۱۱۲]افشاگر به دلایل گوناگونی از جمله ضعف شخصیت، حقارت نفس، خودنمایی، جلب نمودن منافع دیگران، وارد نمودن ضربههای مادی و معنوی و ... به افشای اسرار دیگران میپردازد. هر کس راز دارتر باشد، اعتماد مردم به او بیشتر میشود و هر که افشای اسرار دیگران را سر لوحه اعمال خود قرار دهد در نزد دیگران منفورتر و بی اعتماد تر است.
از دست دادن همه چیز
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مردم به دو خصلت مأمور شدند اما آنها را تباه کردند و از این رو همه چیز را از دست دادند: شکیبایی و راز داری»[۱۱۳]انسانی که اسرار مردم را فاش مینماید در واقع اسرار مردم را بازیچه افکار خویش ساخته و از اعتمادی که به او شده سوء استفاده نموده است از این جهات دیگران به او اعتماد نخواهند کرد و دیگر او این موقعیت را به دست نمیآورد که امین و راز دار مردم باشد و موقعیتهای اجتماعی، شغلی و ..خویش را به خطر میاندازد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «فاش کردن راز مایه افتادن و سقوط است.» [۱۱۴]همچنین انسانی که اسرار درونی خود را برای دیگران فاش میکند و سینه اش گنجایش اسرار را ندارد به فرموده امام علی (علیه السلام) فرمودند: «در امان نیست.»[۱۱۵]زیرا موفقیت انسان در برنامه ریزیهای خود تا حدی زیادی نیاز به راز داری و حفظ اسرار دارد. امام جواد (ع) فرمودند: «آشکار کردن چیزی پیش از آن که استوار گردد موجب تباهی آن میشود.»[۱۱۶]
موجب نابودی
«راز تو، اگر آن را پنهان داری موجب شادی توست و اگر آن را فاش سازی، سبب هلاکت توست.» [۱۱۷]هرگاه انسانی از جاده سلامت خارج شود و از اسراری که نزد او میباشد در مسیر نادرست بهره برداری کند، میتواند زیانهای جبران ناپذیری را برای دیگران به همراه بیاورد. انسان راز دار چون از ظرایف امور آگاه است، اگر گمراه شود، و خدا را فراموش نماید میتواند تعداد زیادی را به واسطه سخن چینی و افشای راز آنها به ورطه نابودی بکشد. راز دار با اطلاع از اسرار مردم، راه متضرر شدن ایشان را بهتر میشناسد. امروزه بسیاری از آسیبها و زیانهای جامعه انسانی بر اثر سوءاستفاده از رازها و اسرار آنها رخ میدهد. همان طور که یک انسان راز دار میتواند موجب آرامش جامعه انسانی شود انسان افشاگر نیز موجب بر هم زدن آرامش در جامعه میشود.به درستی که «کسی که راز خود را نگه ندارد نابود میشود.»[۱۱۸]
تمام شر دنیا و آخرت
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تمام خیر دنیا و آخرت در این دو چیز نهفته شده: کتمان سر و دوستی با نیکان و تمام شر در این دو چیز نهفته شده: افشای اسرار و دوستی با اشرار»[۱۱۹]با تعمقی گذارا در این جمله کوتاه و پر معنای امام علی (علیه السلام) در مییابیم که کلیه ناکامیها و نافرجامیها از بر ملا شدن اسرار و رازهای خود ما صورت میپذیرد زیرا به موجب فاش شدن اسرار نیک و بد، امینت روانی و اجتماعی و آسودگی خاطر را از دست میدهیم و هر لحظه احتمال آن وجود دارد که مشکل یا مشکلاتی برای ما از ناحیه دیگران به وجود آید.
گسترش فساد
پیامبر گرامی اسلام( صلی الله علیه و آله) فرمودند: «از جمله بدیها و گناهان آن است که سر برادر خود را فاش کنی.»[۱۲۰]
هنگامی که انسانی گناه دیگران را در بین مردم افشاء نماید به درستی که مستحق مجازات سنگینی خواهد بود زیرا این کار به معنای بی اهمیت جلوه دادن دستورات الهی و پشت پا زدن به احکام خداوند است. افشای گناه حیاء و عفت عمومی را خدشه دار مینماید و موجب میشود تا دیگران برای انجام گناه گستاخ و بی حیاء شوند در نتیجه میزان گناه و فساد در جامعه افزایش مییابد و محیط پاک و سالم جامعه اسلامی آلوده میگردد. پیامبر گرامی اسلام دربارهٔ نکوهش این ناهنجاری میفرماید: «همه امّت من بخشیده خواهند شد مگر تظاهرکنندگان به گناه»[۱۲۱]که از جمله آن میتوان افشای گناهان را بر شمرد. که ممکن است از هر طریقی صورت پذیرد مانند وسایل ارتباط جمعی و گاهی آنچه از طریق رسانهها، بیسیم، تلفن، جراید، عکس و فیلم، نامه، حرفهای عادی مردم کوچه و بازار ودر مجالس و محافل مطرح میشود، رازها را فاش میسازد. و ... برخیعلتها و راههای دیگر.آثار و تبعات اخرویگناه
حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) ـ آن امین راز دار ـ میفرماید: «در گناهکار بودن فرد همین بس که هر چه را میشنود، نقل کند.»[۱۲۲]افشاگری شاید از روی بی توجهی و بی دقتی گوینده و شاید به سبب پیدایش اختلاف یا ریختن آبروی دیگران باشد. اما باید به این مطلب توجه داشت که افشای اسرار دیگران گناه است و هیچ گناهی خالی از عقوبت نیست. امام صادق (علیه السلام)فرمودند: «افشای اسرار گناه است»[۱۲۳]افشای گناه برابر با انجام گناه
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «هر گاه شخصی مفسدهای را شنید و آن را فاش نمود گویا آن کار زشت را انجام داده است.»[۱۲۴]ریختن آبرو هنر نیست آبرو داری نمودن هنر است. بندهای که به خاطر ضعف نفس و سستی اراده قادر به کتمان اشتباهات و گناهان دیگران نیست باید نگاهی به عیبها و لغزشهای خود نماید و بداند که فاش نمودن گناه دیگران برابر است با افزایش گناه در جامعه زیرا افشای گناه باعث بی اهمیت جلوه دادن و از میان رفتن حرمت گناه میباشد و این خود گناه بزرگی است.افرادی که فکر نادرست یا کردار زشتی را در میان دیگران رواج میدهند، در فرهنگ سازی غلط، نقش فراوانی دارند.آنها میکوشند تا روز به روز افراد دیگری را در مسیر راه و رسم نادرست هم فکران خود قرار دهند و آنان را از جاده سلامت خارج سازند. اگر نبود تلاشهای این افراد، هیچ گاه آن گونه که باید و شاید، آن ایده یا فکر نادرست در میان دیگران نهادینه نمیشد. پس اگر بنیان گذار مکتب انحرافی، گناه کار است، ترویج گران این ایدهها نیز بخشی از مسئولیت و بار گناهان را بر دوش میکشند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرموند: «کسی که گناهی را انتشار دهد، مانند کسی است که آن را ایجاد کرده باشد.»[۱۲۵]همچنین انسان باید به این مطلب توجه داشته باشد که اگر کسی گناه یا عیبی از او را در نزد دیگران فاش نماید حالش چگونه خواهد شد و حال دیگران را هم هنگام افشای معایب آنها در نظر بگیرد و مهمتر از آن به عنایت و بخشش خداوند متعال نظاره کند که تا چه حد عیب پوش بندگان خود میباشد.خفت و ذلت نزد خداوند
حفظ اسرار از صفات خداست. «همانا خداوند عزّ وجل ناپسند میداند که قومی افشاگر باشند، پس از افشاگری دوری نمایید.»[۱۲۶]این سخن را امام صادق (علیه السلام) پیرامون تفسیر آیه ۸۴ سوره نساء «و هنگامی که خبری از پیروزی و شکست به آنها برسد، (بدون تحقیق) آن را شایع میسازند» بیان داشتند. ایشان در توصیهای دیگر به یکی از یارانشان به نام سلیمان بن خالد فرمودند «ای سلیمان! شما دینی و (مذهبی) دارید که هر کس آن را پوشیده بدارد خداوند ارجمندش گرداند و هر کس افشایش کند، خداوند او را خوار سازد.» [۱۲۷]خروج از ولایت خداوند
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هر گاه کسی به واسطه نقل مطلب از مؤمنی قصد زشت جلوه دادن و از میان بردن جوانمردی او را داشته باشد تا از دیدگان مردم بیفتد خداوند آن شخص را از ولایت خود خارج میکند و به سوی ولایت شیطان رهنمون میسازد، ولی شیطان نیز او را نمیپذیرد.»[۱۲۸]امام رضا (علیه السلام) بیان داشتند که «افشاگری کفر است.»[۱۲۹]و امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هر که حدیث ما را به زیانمان فاش کند خداوند ایمان را از او بگیرد.» [۱۳۰]فصل پنجم: درمان افشاگریهر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی
«اگر نیکی کنید، به خود کردهاید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...»[۱۳۱] شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدی کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.»[۱۳۲]و «هر که کاری شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدی کند به زیانش باشد. سپس به سوی پروردگارتان برگردانیده میشوید.»[۱۳۳]نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه میفرماید: نیکیهایی که میکنید به خود میکنید و ضرر بدیهای شما نیز به خود شما بر میگردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار میکند. پس دیگر جایی برای فاش نمودن اسرار و بردن آبرو و رسادن ضرر و زیان به دیگران برای انسان باقی نمیماند زیرا نتیجه اعمال انسان اولین جایی که اثر گذار است در روح و روان آدمی است.
آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام میدهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد. امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشتهای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کردهای و به خودت زیان رساندهای.»کم حرفی و حفظ زبان
«حفظ لسان» و «کنترل زبان» در مباحث اخلاقی و روایات، جایگاه مهمی دارد و به موضوعاتی چون: دروغ، غیبت، افتراء، لغو، بهتان و در بخشی هم به «رازداری» مربوط میشود. کسی که نتواند رازدار مردمباشد، گرفتار یک رذیله اخلاقی و معاشرتی است و باید در رفع آن بکوشد. تقوا و تمرین میتواند راهی مناسب به شمار آید. زبان ترازوی انسان است و آن قدر مورد اهمیت میباشد که در دنیا ایمان و کفر جز با شهادت آن معلوم نمیشود و جز خاموشی راه نجاتی از خطر آن نیست رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هر که خاموشی گزید نجات یافت.»[۱۳۴]و حضرت لقمان به فرزند خود چنین توصیه نمود: «ای فرزند، اگر پنداری که سخن گفتن نقره است، بدان که سکوت طلاست.» حفظ اسرار خود و دیگران جز با حفظ زبان امکان پذیر نیست و آسایش و راحتی انسان در کنترل زبان است انسانی که لجام زبان خویش را در دست داشته باشد راه نجات خود و دیگران را مهیا ساخته است.حسن ظن و دوری از تجسس
گمان بد سرچشمه تجسس، و تجسس موجب افشای عیوب و اسرار پنهانی، و آگاهی بر این امور سبب پراکندگی اسرار میشود که اسلام از معلول و علت همگی نهی کرده است.حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مائدهای از بهشت برای حضرت عیسی (علیه السلام) نازل شد و ایشان به حورایون فرمودند: از این مائده نخورید تا هنگامی که اجازه دهم؛ پس یکی از آنها مقداری از مائده را تناول کرد و بعضی از حواریون بیان داشتند یا روح الله آن مرد از آن مائده خورد پس در این هنگام حضرت عیسی (علیه السلام) رو به مرد کرد و به او گفت: آیا تو از این مائده خوردهای پس او جواب داد نه! و حواریون گفتند به خداوند قسم که یا روح الله او به درستی از آن مائده خورده است پس حضرت عیسی رو به حواریون کردند و فرمودند: برادر تو درست میگوید و چشمان شما اشتباه دیده است.»[۱۳۵]این داستان درسی بزرگ است برای همه ما که از تجسس در امور دیگران بپرهیزیم و اشتباهات و خطاهای دیگران را فاش نکنیم. البته آن جا که نیاز باشد اصل امر به معروف و نهی از منکر را نباید ترک کرد و انسان هر چه نسبت به اسرار دیگران بی اطلاع باشد و در امور دیگران تجسس و کنجکاوی کمتر نماید آن اسرار دیرتر در معرض فاش شدن قرار میگیرد. یکی دیگر از مصادیق تجسس و کنجکاوی بی مورد، خواندن نامه دیگران میباشد که از عادتهای زشتی است که در برخی افراد وجود دارد، که بی اجازه، نامه دیگران را میخوانند یا در کار دیگران تجسس میکنند. اینان برای توجیه کار نادرست خود میگویند: «من و او نداریم»، «بین ما یگانگی کامل وجود دارد.» البته این عذری ناپذیرفتنی است و حتی اگر پدر و فرزند، نامههای هم دیگر را بخوانند، ناراحت میشوند زیرا ممکن است مطالبی وجود داشته باشد که صاحب نامه نمیخواهد دیگران از آن آگاه شوند. پیامبر گرامی اسلام با توصیه به ترک چنین کار نکوهیدهای، میفرماید: «هر کس بی اجازه برادرش به نامه او نگاه کند، مانند آن است که در آتش نگریسته است[۱۳۶]تمرین و تقویت اراده
یکی دیگر از راههای درمان افشاگری تمرین و تقویت نمودن نفس خویش نسبت به کتمان اسرار میباشد.باید سعی و تلاش نمود که کتمان اسرار را برای خود ملکه نماییم و از اظهار اسرار دیگران بپرهیزیم و نسبت به ابراز ارادتی که ما میشود بی اعتنا باشیم زیرا این جور ارادتها و مخلص گوییها درمان هیچ دردی نیست و همواره نفس خویش را عادت دهیم تا ملکه حفظ اسرار برایمان حاصل گردد.عیب پوشی
امام رضا (علیه السلام) فرمودند:«مؤمن، مؤمن نخواهد بود مگر اینکه سه خصلت داشته باشد: سنتی از پروردگار و سنتی از پیامبر و سنتی از امام و پیشوا، اما سنت پروردگار کتمان اسرار است.»[۱۳۷]انسان وقتی عنایتخدای سبحان را در پوشیدن عیوب بندگان تا این حد میبیند، به خود اجازه نمیدهدکه پرده از عیوب بندگان خدا بردارد. زیرا خود به انواع عیوب و گناهان مبتلاست.
موضوعات مرتبط: احادیث و سخنان چهارده معصوم علیهم السلام ، احکام و مسائل شرعی ، سیاسی
خانواده دارای حریمی است که حفظ آن از لازم ترین امورات است. تنها در این صورت است که امنیّت زندگی زناشویی تأمین می گردد. یکی از مهم ترین عواملی که این حریم را تهدید می کند بیان اسرار و رازهای درون خانواده نزد دیگران است. با ما همراه باشید تا با اهمیت رازداری در خانواده بیشتر آشنا شوید.
رازدار بودن زن و شوهر، نشان وجود صمیمت و اعتماد میان آنان است.
چکیده: خانواده دارای حریمی است که حفظ آن از لازم ترین امورات است. تنها در این صورت است که امنیّت زندگی زناشویی تأمین می گردد. یکی از مهم ترین عواملی که این حریم را تهدید می کند بیان اسرار و رازهای درون خانواده نزد دیگران است. با ما همراه باشید تا با اهمیت رازداری در خانواده بیشتر آشنا شوید.رازداری میان اعضای خانواده
اصولا یکی از ویژگی های اخلاقی مؤمنان آن است که راز نگه دارند و اسرار دیگران را فاش نمی سازند.امام علی (علیه السلام) فرموده اند: جمع خیر الدنیا والآخرة فی کتمان السر ومصادقة الأخیار وجمع الشر فی الإذاعة ومؤاخاة الأشرار؛[1] «خیر دنیا و آخرت در رازداری و دوستی با نیکان جمع شده، و همه شر و بدی در افشای اسرار و دوستی با بدان جمع گردیده است».در خانواده نیز زن و شوهر باید به این صفت آراسته باشند و اسرار و عیوب یکدیگر را برای دیگران، حتی پدر و مادر خود، آشکار نسازند.قرآن کریم زن و شوهر را لباس یکدیگر می داند و می فرماید: هن لباس لکم وأنتم لباس لهن،[2] «همسرانتان، لباس شمایند، و شما نیز لباس آنهایید».همان گونه که لباس حافظ تن و حجابی بر روی عیب های بدن است، زن و شوهر نیز باید برای یکدیگر چنین باشند و عیب های هم را بپوشانند.به طور کلی، رازهای مربوط به خانواده را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:عیوب یا بیماری های جسمی یا روانی همسر؛اشکال های اخلاقی یا رفتاری همسر؛مسائل مربوط به اختلافات خانوادگی؛مسائل مربوط به امور جاری همسر و خانواده که لازم است پوشیده بماند؛مسائل مالی همسر و خانواده؛مسائل کاری همسر؛اسرار مربوط به بستگان همسر.
درباره رازداری همسران در خانواده، توجه به نکته های زیر ضروری است:
1. رازدار بودن زن و شوهر، نشان وجود صمیمیت و اعتماد میان آنان است. افزون بر آنکه اعتماد آنان را به یکدیگر افزایش می دهد. در مقابل، افشای اسرار و عیوب همسر برای دیگران، افزون بر اینکه نشان سردی روابط آنان است، اعتماد و صمیمیت آنان را از بین می برد. مردی که می بیند همسرش اسرار او را برای دیگران بازگو می کند، خواهد کوشید آنها را از او پوشیده دارد. بدین ترتیب، رازدار نبودن و افشای اسرار همسر و خانواده، ضربه ای سنگین به پایه های خانواده میزند.
2. فردی که اشکال ها و معایب همسر خود را نزد دیگران افشا می کند، ناخودآگاه او را نزد خانواده و دوستان تحقیر می کند و همسر او هیچ گاه در نظر آنان به منزله همسری ایدئال جلوه نخواهد کرد. مسائل و مشکلات خانوادگی خود را تنها با صاحب نظران و کارشناسان، مشاوران خانواده و روان شناسان در میان بگذارید. متوجه باشید که نزدیکان و خویشان شما با دیدی منفی به شما خواهند نگریست و بی آنکه خود بخواهید، ارزش پیشین خود را در نظر آنان از دست خواهید داد. از آن گذشته، با گفت و گو درباره عیوب منفی شریک زندگی خود، ناخواسته تصاویری منفی و ویرانگر از همسر خود به ذهن خویش راه داده اید. چه کسی بیشتر از این گفته ها و آن تصویرهای ذهنی منفی تأثیر می پذیرد؟ بیشک خود شما.
3 . میان انسان های عادی هرگز پیش نیامده دو نفر که زیر یک سقف زندگی می کنند، هیچ گونه اختلافی باهم نداشته باشند و کلام تندی به هم نگفته، یا دعوا و قهر و آشتی نکرده باشند. شما نیز از این مسئله مستثنا نیستید. در این گونه مواقع مواظب باشید احساس خشم و کینه و انتقام، شما را به انجام کارهایی وادار نکند که بعد از آن پشیمان شوید. بکوشید درست در سخت ترین لحظه های هیجان و عصبانیت، جنبه ناخوشایند زندگی خود را افشا نکنید و مشاجرات و بگومگوهای خود را برای دیگران، حتی نزدیک ترین کسانتان، باز نگویید.
خشم و کینه و احساس انتقام، قدرت قضاوت و استدلال و منطق را در ما ضعیف می سازند. اگر به این احساس های گذرا پاسخ مثبت دهیم و معایب همسرمان را نزد دیگران آشکار کنیم، ممکن است برای چند لحظه با مدتی کوتاه خوشحال شویم، اما در آینده بی شک پشیمان خواهیم شد.همسران رازدارآبروداری و رازداریمرزها در خانواده
پی نوشت :
[1]. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 72، ص 71.
[2] . بقره، آیه 187
منبع : پرسشها و پاسخهای دانشجویی؛ دفتر: 59 (آداب معاشرت دانشجویی)، ص: 201
رازداری در آداب معاشرت اسلامی فضیلتی اخلاقی به شمار می آید. چنان که حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«برملا کردن راز، (مایه) سقوط است»[1].
البته رازها را می توان به سه قسم شخصی، اجتماعی و حکومتی تقسیم کرد:1- رازداری شخصی
هر کس از نظر اخلاقی و عملی، خصوصیاتی دارد که دیگران نمی بینند و از آن اطلاعی ندارند، این ویژگی ها، رازهای شخصی انسان محسوب می شود، چنان که کارهای زشتی که از فرد سر زده و یا مسائل سرّی که در منزل دارد، جزو رازهای فرد به حساب می آید. حال سخن در این است که آیا انسان می تواند رازهایش رابرای دیگران بازگو کند؟ انسان عاقل سینه خود را صندوقچه اسرارش قرار می دهد و ازطریق رازداری، خود را از پیامدهای ناگوار افشای اسرار، مصون می دارد.
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می فرمود:
«سِرُّک سُرُورُک انْ کتَمْتَهُ، وَ انْ اذَعْتَهُ کانَ ثَبُورَک»[2]؛
«راز تو شادی توست، اگر آن را پنهان داری، و اگر فاش کردی (سبب) ناله و جزع تو خواهد شد».
امام صادق (علیه السلام)، معیاری را برای میزان و مقدارِ آشکار نمودن راز، بیان فرموده اند:
«لَا تُطْلِعْ صَدیقَک مِنْ سِرِّک الَّا عَلی مَا لَوِ اطَّلَعَ عَلَیهِ عَدُوُّک لَمْ یضُرُّک فَانَّ الصَّدیقَ قَدْ یکونُ عَدُوَّک یوْماً مَا»[3]؛
«دوست خود را از رازهای شخصی خودآگاه مساز، مگر درباره اموری که اگر دشمنت از آنها آگاهی یافت، زیانی برای تونداشته باشد؛ زیرا چه بسا دوست انسان روزی دشمن گردد [و چون نقاط ضعف را می داند، با آن انسان را بکوبد]».2- رازداری اجتماعی
منظور از رازداری اجتماعی، حفظ اسرار مردم و بیان نکردن نقطه ضعف های آنان است. افشای این گونه رازها جایز نیست، ولی چنانچه افرادی در پی ارتکاب فحشا، تشکیل باندهای فساد و تباهی و این گونه کارهای خلاف باشد، افشای آن، نزد مسؤولان امر جهت اتخاذ تصمیم و اقدامات لازم مانعی ندارد و چه بسا واجب و ضروری باشد.
در مسائل اطلاعاتی، امنیتی نیز افشای اسرار برای مردم گاهی زیان آور است، ولی لازم است نزد مراجع صلاحیت دار بازگو شود و سکوت در مقابل آن جایز نیست.3- رازداری حکومتی
بخشی از رازها مربوط به کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی می باشد که حفظ آنها در بقای نظام مؤثر است؛ این بخش مورد ابتلای همه مردم است و بایستی در این زمینه هوشیاری و دقت کافی به خرج داده، از افشای مطالب سرّی نظام اسلامی و با خبر ساختن دشمنان از آن به شدّت اجتناب نمود.
با وجود اهمیت فراوان رازداری و حفظ اسرار مردم؛ افشای راز دیگران در پاره ای از موارد مجاز شمرده شده است که برخی از آنها را در زیر می خوانیم:1- دادخواهی
فردی که از ناحیه دیگری مورد ستم قرار گرفته، برای دادخواهی ناگزیر است آن ظلم را به مراکز صلاحیت دار و یا مسؤول بالاتر گزارش دهد تا به موضوع رسیدگی و از تضییع حقش جلوگیری به عمل آید.
قرآن مجید درباره حق دادخواهی مظلوم از ظالم می فرماید:
لا یحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللَّهُ سَمِیعاً عَلِیماً[4]؛
«خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدی های (دیگران) را اظهار کند، مگر آن کسی که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست».
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«لِصَاحِبِ الْحَقِّ مَقَالٌ»[5]؛
«برای صاحب حق، جای سخن گفتن است [و می تواند علیه متجاوز حرف بزند]».
در مواردی که انسان از منکری مطلع شود و بداند که اگر اقدامی نکند، این گناه شیوع پیدا کرده و زیان ناشی از آن به عموم مردم برمی گردد و خود نیز به تنهایی نتواند جلو آن را بگیرد و ناگزیر باشد از مردم کمک بخواهد، باید چنین کند و با استمداد از دیگران مجرم را از کردار زشتش بازدارد، گرچه مردم از راز او باخبر شوند.2- دفاع از دین و ارزش ها
جایی که ضرر و خطری متوجه دین یا نظام شود و لازمه پیشگیری آن خطر، فاش کردن رازهای فرد و یا افرادی باشد، چون حفظ نظام مهم تر است فاش کردن رازها مجاز می شود.
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«اذَا رَأَیتُمْ أَهْلَ الرَّیبِ وَالبِدَعِ مِنْ بَعْدِی فَأَظْهِرُوا البَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَ اکثِرُوا مِنْ سَبِّهِمْ وَالْقَوْلَ فِیهِمْ وَالوَقِیعَةَ وَ بَاهِتُوهُمْ کیلَا یطْمَعُوا فِی الْفَسَادِ فِی الاسْلَامِ وَ یحْذَرُهُمُ النَّاسُ وَ لَایتَعَلَّمُوا مِنْ بِدَعِهِمْ یکتُبِ اللَّهُ لَکمْ بِذَلِک الْحَسَنَاتِ وَ یرْفَعْ لَکمْ بِهِ الدَّرَجَاتِ فِی الْآخِرَةِ»[6]؛
«هرگاه پس از من شبهه افکنان و بدعت گذاران را دیدید، آشکارا از آنان، دوری جویید، زیاد از آنان بدگویی کنید و به آنان بتازید و متّهمشان کنید، تا از تبهکاری در اسلام منصرف شوند و مردم از آنان حذر کنند و بدعت هایشان رایاد نگیرند. [آنگاه ] خداوند در ازای این کار به شما پاداش می دهد و مقامتان را در آخرت بالا می برد».3- هنگام مشورت
«فردی که برای خدمت در نهاد و یا ارگانی داوطلب شده است و در زمان گزینش وی از دیگری سؤالاتی درباره وی به عمل می آید و او می داند که وجود این شخص در آن نهاد یا ارگان به زیان و ضرر نظام می باشد، می تواند رازهای وی را- که مربوط به موضوع است- فاش سازد؛ چنان که تحقیق و بررسی ارگان ها و نهادهای انقلابی در این زمینه تا تحصیل اطمینان به صلاحیت شخص برای خدمت، اشکالی ندارد».[7]
همچنین در امر تحقیق ازدواج نیز که سرنوشت افراد به این تحقیق گره خورده، می توان در حد ضرورت- به گونه ای که هم آبروی فرد مورد نظر حفظ شده و هم طرف مقابل متوجه گردد- نسبت به اموری که زندگی مشترک افراد را تحت تأثیر قرار دهد اطلاع رسانی نمود.
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
«اتَرْغَبُونَ عَنْ ذِکرِ الْفَاجِرِ حَتَّی لَا یعْرِفَهُ النَّاسُ، اذْکرْهُ بِمَا فِیهِ یحْذَرْهُ النَّاسُ»[8]؛
«آیا از گفتن آنچه درباره فاجر می دانید، خودداری می کنید تا مردم او را نشناسند؟ عیوب وی را برای مردم بازگو کنید تا از او کناره گیری کنند و برحذر باشند».4- اثبات جرم و مجازات مجرمان
در مواردی که فاش کردن راز، به اثبات جرم و مجازات مجرم کمک می کند برای احقاق حقوق دیگران باید اقدام کرد و نزد قاضی شهادت داده شود.5- تجاهر به فسق
کسی که به طور علنی گناه می کند، احترام خود را از بین می برد و در بین مردم احترامی نخواهد داشت و بدگویی از وی غیبت تلقی نمی شود و افشای رازهایش جایز است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
«ثَلَاثَةٌ لَیسَ لَهُمْ حُرْمَةٌ: صَاحِبُ هَوی مُبْتَدِعٍ. وَالْامَامُ الْجَائِرُ وَ الْفَاسِقُ الْمُعْلِنُ بِفِسْقِهِ»[9]؛
«برای سه کس حرمتی درنگاه داشتن رازشان نیست: شخص بدعت گذار وهوی پرست، پیشوای ظالم و فاسقی که فسقش را آشکار می کند».
لذا مواردی که در سوال مطرح گردیده از موارد مجاز افشای اسرار قلمداد می شود و منافاتی با آداب اسلامی ندارد.
پی نوشت ها
[1] . «افْشاءُ السِّرِّ سُقُوطٌ» تحف العقول عن آل الرسول( صلى الله عليه و آله و سلم)، ص 315.
[2] . شرح غررالحكم، ج 4، ص 141.
[3] . سفينة البحار، ج 7، ص 436.
[4] . نساء( 4)، آيه 148.
[5] . محجة البيضا، ج 5، ص 270.
[6] . اصول كافى، ج 2، ص 375، چاپ بيروت.
[7] . ر. ك: استفتاآت از محضر امام خمينى( رحمة الله عليه)، ج 2، ص 622- 623.
[8] . محجة البيضا، ج 5، ص 271.
[9] . وسائل الشيعه، ج 8، ص 605.
حفظ اسرار
افشای اسرار
رازداری از نگاه قرآن/ ضعف نفس؛ عاملی در افشای رازها
ضعف نفس، پُرحرفی، عقده حقارت، دوستی و رفاقت، احساساتی شدن از عومل افشای راز هستند، اشخاص پرحرف، برای اشباع میل سخنگویی، از هر دری سخن به میان میآورند و یافتههای خویش را به دیگران انتقال میدهند، چنین کاری سبب پرده برداشتن از اسرار آدمی میشود.
انواع رازداریگاهی رازداری به این صورت است که انسان اسرار دیگران را حفظ میکند و گاهی نیز لازم است انسان رازهای خودش را حفظ و آنرا برای دیگران فاش نسازد. اگر کسی انسان را امین خود قرار داده و رازی را نزد او به امانت بگذارد نباید آنرا برای دیگران افشا کند.
علاوه بر این انسان باید در حفظ راز خویشتن نیز تلاش داشته باشد اگر امروز با کسی دوست هستید، حدّ را نگه دارید؛ آنچنان که بعد موجب گرفتاریتان نشود چنانکه در روایات آمده است: حفظ آبروی مؤمن به اندازهی خون او احترام دارد و ارزشمند است. به همین دلیل، ما هم باید حرمت دیگران را رعایت کنیم و هم باید حرمتی را که خداوند برای ما قرار داده ضایع نکنیم.
دیدگاه قرآن در رابطه با رازداریخداوند متعال در آیه ۲۶ سوره جن در رابطه با رازداری فرموده است: «عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَى غَیْبِهِ أَحَدًا؛ داناى نهان است و کسى را بر غیب خود آگاه نمىکند» خداوند متعال، از همهی اسرار مطلع است و از تمام اتفاقات، آگاه؛ اما با این وجود، هیچ کس از اسرار غیب او آگاه نیست. خداوند متعال خود، رازهای بندگانش را میپوشاند و به همین دلیل بر رازداری تاکید دارد.
در آیه ۷۴ سوره توبه در این رابطه آمده است: «یَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ کَلِمَةَ الْکُفْرِ وَکَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ یَنَالُواْ وَمَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن یَتُوبُواْ یَکُ خَیْرًا لَّهُمْ وَإِن یَتَوَلَّوْا یُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذَابًا أَلِیمًا فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِی الأَرْضِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ؛ به خدا سوگند مىخورند که [سخن ناروا] نگفتهاند در حالىکه قطعا سخن کفر گفته و پس از اسلام آوردنشان کفر ورزیدهاند و بر آنچه موفق به انجام آن نشدند همت گماشتند و به عیبجویى برنخاستند مگر [بعد از] آنکه خدا و پیامبرش از فضل خود آنان را بىنیاز گردانیدند پس اگر توبه کنند براى آنان بهتر است و اگر روى برتابند خدا آنان را در دنیا و آخرت عذابى دردناک مىکند و در روى زمین یار و یاورى نخواهند داشت».
در آیه ۵ سوره یوسف نیز در رابطه با رازداری آمده است: «قَالَ یَا بُنَیَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُواْ لَکَ کَیْدًا إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِینٌ؛[یعقوب] گفت اى پسرک من خوابت را براى برادرانت حکایت مکن که براى تو نیرنگى مىاندیشند زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشکار است».
دیدگاه اهل بیت(ع) در رابطه با رازداریامام علی(ع) در رابطه با رازداری فرموده است: «کسیکه در نگهداشتن راز خود ناتوان باشد، در حفظ راز دیگران توانا نباشد» و یا «راز تو در بند توست اگر آن را فاش کنی تو در بندش خواهی شد» و یا «سینهی خردمند، صندوق راز اوست» و یا «نسبت به دوست خویش هر مهربانی و هر خیرخواهی را میتوانی، انجام بده؛ اما در یک امر محتاط باش و در نهایت اطمینان و اعتماد، اسرارت را به او نگو».
همچنین روایت است: امام علی(ع) وقتی برای مالک اشتر رهنمودهای حاکمیت بر مردم را بیان میکند، به لزوم رازداری تأکید میکند: «از مردم آنان که عیبجوترند از خود دور کن، زیرا مردم عیوبی دارند که رهبر امت در پنهان کردن آن از همه سزاوارتر است. پس مبادا آن چه بر تو پنهان است، آشکار گردانی و آنچه که هویداست بپوشانی که داوری در آن چه از تو پنهان است، با خداوند جهان است. پس چندان که میتوانی زشتیها را بپوشان تا آنرا که دوست داری بر رعیت پوشیده ماند، خدا بر تو بپوشاند».
ضرورت رازداریهر انسانی در زندگی فردی و اجتماعی خویش، خواه ناخواه اسرار مگو دارد که بایستی در نگهداری آن کوشا باشد. برخی از این اسرار مربوط به خودش و برخی مربوط به خانواده یا جامعه اوست. امروزه با توجه به وجود ابزار پیشرفته و حساس جاسوسی و اطلاعاتی و کاربرد گسترده آنها برای دگرگونی سرنوشت ملتها، ضرورت رازداری، بدیهی و انکارناپذیر است و گذشته از آنکه فضیلتی اخلاقی بهشمار می آید، در نیکبختی انسانها نیز تأثیر بسزا دارد. امام علی(ع) در حدیثی فرموده است: «اَلظَّفَرُ بِالحَزْمِ وَالْحَزْمُ بِإِجالَةِ الرَّأیِ وَالرَّأْیُ بِتَحصینِ الأَسْرارِ؛ پیروزی، به محکم کاری بسته است و آن هم به اندیشه بستگی دارد و اندیشه نیز به نگهداری رازهاست».
امام علی(ع) در سخنی دیگر، رسیدن به موفقیت را در سایه رازداری دانسته و فرموده است: «أَنْجَحُ الأُمُورِ ما أَحاطَ بِهِ الکِتمانُ؛ موفقترین کارها آن است که پنهان کاری آن را فراگیرد». در مقابل، افشای اسرار سبب دوری از موفقیت و حتی سقوط و شکست فرد در راه تصمیمهای او میشود، چنانکه امام صادق(ع) فرمود: «اِفشاءُ السِّرِّ سُقُوطٌ؛ برملا کردن راز، (مایه) سقوط است».
هر فرد، خانواده، تشکیلات و جامعهای، کم و بیش اسرار و اطلاعاتی دارند که دیگران نباید از آنها آگاه شوند؛ زیرا آشکار ساختن آن برای دیگران، چهبسا آسیبها و گرفتاریهای بزرگی در پی آورد.
آنچه حائز اهمیت است این است که فاش کردن رازها، از ضعف نفس و سستی عقل است؛ چه اسرار آدمی از دو حال بیرون نیست؛ یا بیانگر دولت و سعادت و نیک فرجامی است یا خبر از نکبت و شقاوت و ناکامی میدهد. رازداری در هر دو حال نیکوست؛ زیرا اگر راز، از دولت و سعادت انسان خبر دهد، اظهار آن موجب دشمنی بدخواهان و حسد ابنای زمان و توقع ارباب طمع و دون همتان میشود و اگر راز، از ناکامی و نکبت آدمی خبر دهد، بروز آن، شماتت دشمنان و اندوه دوستان و خفت در نظر ظاهربینان را در پی دارد. همچنین آن که رازدار خویش نیست، نمیتواند اسرار دیگران را حفظ کند، چنانکه امام علی(ع) در این رابطه فرموده است: «مَن ضَعُفَ عَنْ حِفْظِ سِرِّهِ لَم یَقْوَ لِسِّرِ غَیرهِ؛ کسیکه نتواند رازدار اسرار خود باشد، نمیتواند اسرار دیگران را نیز حفظ کند».
از سوی دیگر، شخصی که در حفظ اسرارش، ناتوان یا نسبت به آن بیاعتناست، نباید توقع داشته باشد که مردم سرّ او را پوشیده نگاه دارند. امام رضا(ع) میفرماید: «لَم یَخُنْکَ الْاَمینُ و لکِن اِئْتَمَدْتَ الخائنَ؛ امین به تو خیانت نکند، تویی که به خیانت کار امانت سپردی».
عوامل افشای رازبرخی عوامل که به افشای رازها میانجامند، عبارتند از پُرحرفی، عقده حقارت، دوستی و رفاقت، احساساتی شدن و عصبانیت هستند، اشخاص پرحرف، برای اشباع میل سخنگویی، از هر دری سخن به میان میآورند و یافتههای خویش را به دیگران انتقال میدهند. چنین کاری سبب پرده برداشتن از اسرار آدمی میشود.
شخص دانای اسرار باید توجه داشته باشد که مرز دوستی و رفاقت را از حریم اسرار پنهانی خویش جدا کند و نه تنها اسرار خود، بلکه اسرار شخصی دیگران را نیز در اختیار دوستانش قرار ندهد چنانکه امام صادق(ع) در این رابطه میفرمایند: «لا تُطلِعْ صَدیقَکَ مِنْ سِرِّکَ اِلاّ عَلی مالَوِا اطَّلَعَ عَلَیْهِ عَدُوُّکَ لَم یَضُرَّکَ فَاِنَّ الصَّدیقَ قَدْ یَکُونُ عَدُوُّکَ یَوماً ما؛ دوستت را بر آن مقدار از اسرارت آگاه ساز که اگر دشمنت هم آنرا بداند، به تو زیان نرساند. شاید دوستت نیز روزی دشمن تو شود».
یکی دیگر از عوامل افشای اسرار، صبر نکردن بر بدیهاست. بسیار اتفاق میافتد که فرد یا افرادی بر اثر ناراحتی از شخصی و سپس احساساتی شدن، اسراری را فاش میسازند، ولی پس از آن، دچار پشیمانی میشوند. بر این اساس، آنها که بازیچه احساسات نمیشوند و بر خشم خویش مسلط هستند، بر حفظ اسرار خود و دیگران تواناترند.رازداری در آیات و روایاتفصل اول: اهمیت و انواع راز
«ملاک راز پنهان بودن آن است»[۲] «راز»، به اقتضای حرمتش باید پنهان و پوشیده بماند و گرنه به آن راز گفته نمیشود. در این هیچ تردیدی نیست.گفتهاند: غلامی طبق سرپوشیدهای بر سر داشت و خاموش و بیصدا در راهی میرفت. یکی از افراد، در راه به او برخورد و پرسید: در این طبق چیست؟ غلام چیزی نگفت. آن شخص به اصرار پرسید تا بداند زیر آن سرپوش که روی طبق کشیدهاند چیست؟ غلام گفت: فلانی! اگر قرار بود که همه افراد بدانند در طبق چیست، دیگر سرپوش روی آن نمیکشیدند!رازهای درونی افراد نیز همین گونه است. اگر آن را به این و آن بگویید، از «راز» بودن، میافتد.با مردم بیگانه مگو راز دل خویش بیگانه، دل راز نگهدار ندارد راز فاش شده، مثل یک زندانی گریخته از محبس است که بازگرداندنش به بازداشتگاه بسیار دشوار است. تیری که از کمان رها گشت و گلولهای که از سلاح شلیک شد، دیگر به کمان و سلاح برنمیگردد. «راز»، همان زندانی است، همان تیر و گلوله است و دهان، و سینه تو، همچون زندان. مانند چله کمان و مانند خشاب اسلحه، تا وقتی که رها نشده، مصون و پنهان است. همین که از چنگت گریخت و از تفنگت شلیک گشت، دیگر از اختیار تو بیرونرفته است.اگر تا آن لحظه، راز در گروگان تو بود، اینک تو در گرو آنی.»[۳]به تعبیر زیبای امیرالمؤمنین(علیه السلام): راز تو اسیر توست، اگر آشکارش ساختی، تو اسیر آن شدهای.»[۴]و به قول سعدی:«خامشی به که ضمیر دل خویش به کسی گویی و گویی که: مگوی ای سلیم! آب ز سرچشمه ببند که چو پر شد، نتوان بستن جوی»[۵]
«در امان نیست کسی که نمیتواند رازش را مخفی کند»[۶] و آنچه زمینه برخی کدورتها و گلهها میان افراد میشود، گاهیزمینهاش دست خود «صاحب سر» است که نمیتواند راز دار خویشباشد.امام علی (علیه السلام) فرمودند: «هر که راز خود را بپوشاند، قدرت انتخاب در دست اوست.»[۷]
پس «راز خود را حفظ کن و کسی را مخاطب افشای سر خود قرار نده»[۸] راز را حتی به دوستان هم نباید گفت، اگر واقعا «راز» است و پنهان بودنش حتمی! چرا که همان دوستان صمیمی تو هم دوستان صمیمیدیگری دارند.همان افراد مورد اعتماد هم به کسان دیگری «اعتماد»دارند، آنان هم به «همه کس» نمیگویند، ولی به «بعضی» چطور؟ شاید! باز هم به قول شاعر شیراز، سعدی حکیم:«رازی که پنهان خواهی، با کسی در میان منه، اگر چه دوست مخلص باشد، که آن دوست را دوستان مخلص باشد!»[۹]نگهبانان راز، هر چه کمتر باشند، محفوظ تر است. برخلاف نگهداری از چیزهای دیگر که زیادی نگهبانان، آن را سالم تر نگاه میدارد. زیرا «هر چه که مخزن اسرار زیادتر باشد، راز زودتر در معرض ناامنی و فاش شدن قرار میگیرد.»[۱۰]و به قول شاعر:«پس راز مرا و راز خودت را برای کسی بازگو مکن زیرا هر رازی که از دو نفر فراتر رفت فاش میشود»[۱۱]
«امام سجاد (علیه السلام) فرمودند:به خدا سوگند که حاضرم به جبران دو خصلت از شیعیانمان مقداری از گوشت بازوی خود را فدیه دهم: شتابزدگی و راز نگهدار نبودن»[۱۲]زیرا بسیاری از خسارتها و شکستها به خاطر افشاگری است و از این روست که امام صادق (علیه السلام) «پوشیده نگه داشتن اسرار را، جهاد در راه خداوند میدانند.» [۱۳]و «محبوبترین یاران و پرهیزگارترین و فقیهترین آنها را کسی میداند که راز نگهدارتر باشند.» [۱۴]درس حفظ اسرار
حضرت یعقوب گفت: «فرزندم! خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن که برای تو نقشه خطرناک میکشند، چرا که شیطان دشمن آشکار انسان است!» [۱۵]«از درسهایی که این آیه به ما میدهد درس حفظ اسرار است، که گاهی حتی در مقابل برادران نیز باید عملی شود، زیرا همیشه در زندگی انسان اسراری وجود دارد که اگر فاش شود ممکن است آینده خود یا جامعهاش را به خطر اندازد، خویشتن داری در حفظ این اسرار یکی از نشانههای وسعت روح و قدرت اراده است، چه بسیارند افرادی که به خاطر ضعف در این قسمت سرنوشت خویش و یا جامعهای را به خطر افکندهاند و چه بسیار ناراحتیهایی که در زندگی به خاطر ترک حفظ اسرار برای انسان پیش میآید.»[۱۶]حضرت رضا(علیه السلام) در حدیثی فرموده است:«مؤمن، مؤمن نخواهد بود مگر اینکه سه خصلت داشته باشد: سنتی از پروردگار و سنتی از پیامبر و سنتی از امام.اما سنت پروردگار کتمان اسرار است، اما سنت پیامبر مدارا با مردم است و اما سنت امام شکیبایی در برابر ناراحتیها و مشکلات میباشد» (البته کتمان سر در اینجا بیشتر ناظر به کتمان اسرار دیگران است) [۱۷]و در حدیثی دیگر از امام صادق (علیه السلام) میخوانیم:«اسرار تو همچون خون تو است که باید تنها در عروق خودت جریان یابد.»[۱۸]انواع راز
رازها بر دو نوع میباشند:رازهای خود
انسان وظیفه دارد اسرار و رازهای درونی خویش را در صندوقچه وجودش محفوظ بدارد و قفلی سنگین و سخت بر در آن بیفشاند. به فرموده امام علی (علیه السلام) «انسان عاقل کسی است که سینه خود را جایگاه اسرار خویش قرار میدهد»[۱۹] همچنین انسان عاقل کسی است که راز خود را حفظ مینماید و کسی را متهم به افشای سرّ خویش نمیکند و کسی که به دنبال آسودگی میگردد باید سخن امام علی (علیه السلام) که فرمودند:«تمام خیر دنیا و آخرت در این دو چیز نهفته شده: کتمان اسرار و دوستی با نیکان و تمام شر در این دو چیز نهفته شده: افشای اسرار و دوستی با اشرار»[۲۰] را آویزه گوش خود قرار دهد.
فاش نمودن رازهای خود کاشف از ضعف نفس و سستی اراده میباشد زیرا رازهای انسان از دو حال خارج نیستند.۱- یا اینکه از سعادت، نیک فرجامی و دولت انسان میباشد ۲- یا از شقاوت، ناکامی و بدبختی و در هر دو حال پنهان نگه داشتن رازها وظیفه است.زیرا افشای رازها در مورد اول باعث زیاد شدن دشمنی دشمنان، باعث ایجاد حسادت و توقع بی جای دیگران میباشد و اگر از مقوله دوم باشد افشای رازها باعث شماتت دشمنان، ناراحتی دوستان و موجب ذلت و خفت شخص در برابر ظاهر بینان میگردد و چه بسیار که به موجب افشای راز به مفاسد اجتماعی دامن زده شود. پس در هر حال انسان نباید رازهای خود را در اختیار دیگران بگذارد.
رازهای دیگران
هر کس علاوه بر رازهای خود که وظیفه دارد آنها را درون صندوقچه اسرار وجودیش حفظ نماید همچنین وظیفه دارد اسرار دیگران را نیز که به هر نحوی از آن مطلع گشته را نیز فاش نگرداند و ظرفیت حفظ اسرار خود و دیگران را در وجودش فراهم آورد.رازداری نه تنها یک وظیفه فردی بلکه یک وظیفه اجتماعی، نظامی و دینی نیز میباشد.در زیر به مواردی از حفظ اسرار دیگران میپردازیم:
اسرار خانواده
خانواده یکی از اساسیترین و بنیادیترین اجزاء اجتماع میباشد و حفظ اسرار خانه یکی از مهمترین مسائل برای حفظ بقای آن به شمار میرود. زن و شوهر باید کاملاً یک رنگ باشند و چیزی را از هم مخفی نگردانند و در برابر دیگران بسیار با احتیاط عمل نمایند و به قدری راز دار باشند که برای هیچ کس و در هیچ حال چیزی از اسرار خود را نقل ننمایند حتی برای خویشان و دوستان نزدیک.تعجب است که گاهی رازهای خصوصی بعضی خانوادهها زبان به زبان نقل میشود و صغیر و کبیر از آن آگاهند!در نگهداری راز باید توجه داشت این قدر کافی نیست که اعضای خانواده اسرارشان را به دیگری بگویند و به او سفارش نمایند که برای کسی نقل ننماید زیرا آن شخص هم به طور حتم دوستانی دارد و ممکن است اسرار شما در اختیار آنها قرار دهد و به آنها نیز سفارش کند که برای کسی نگویند و انسان وقتی متوجه میشود که اسرارش فاش شده است.و آن وقت ... پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: اگر زنی اسرار همسر خود را پنهان نماید و کسی از اسرار او مطلع نشود پس او در درجات حور العین میباشد.» [۲۱]
اسرار مردم
حفظ اسرار را باید از خدا آموخت. خداوند بیش و پیش از هرکس، از اعمال، حالات، رفتار، عیوب و گناهان بندگانش باخبراست، اما ... حلم و بردباری و پردهپوشی و رازداری او بیش از همه است. اگر خداوند، کارهای پشت پرده و پنهانی بندگانش را افشا کند،آیا کسی با کسی دوست میشود؟ اگر خداوند، «آن کارهای دیگر» مردم را رو کند، برای چه کسی آبرو و حیثیتی باقی میماند؟ خداوند، کریم است و آبرو داری و خطاپوشی میکند و زشتکاریهای پنهانی مردم را فاش نمیسازد، و گرنه کیست که در برابر افشاگریهایش بتواند تابآورد؟ این همان است که در دعای کمیل میخوانیم: «و لا تفضحنی بخفیما اطلعت علیه من سری ... .»[۲۲]حفظ اسرار مردم با ایمان وظیفه است چه بسا انسان از بعضی اسرار دیگران آگاه شود، اما باید امین مردم بود و آبرویشان را نریخت و برایشان مشکل پدید نیاورد.«باری ... «امانت»، تنها در باز پسدادن فرش همسایه یا مراقبت ازگلدانهای او نیست. «آبرو» از هر سرمایهای بالاتر است و با رازداری میتوان «آبروداری» کرد.کسی که از عیب پنهان و راز مخفی کسی مطلع میشود و آن را در بوق و کرنا میکند، گناهکار است و مدیون حق مردم.»[۲۳]حضرت رضا(علیه السلام) در حدیثی فرموده است: مؤمن، هرگز مؤمن راستین نخواهد بود مگر آنکه سه خصلت داشته باشد: «سنتی ازپروردگار، سنتی از پیامبر و سنتی از ولی خدا. آنگاه سنت و روشی را که مؤمن باید از خدا آموخته و به کار بندد، «رازداری» معرفی میکند.[۲۴]
اسرار استاد
حفظ اسرار استاد به خاطر اهمیت والای آن ذکر میشود وگرنه در قسمت قبلی نیز جای دارد.«بگو پروردگارا علم مرا زیادتر کن»[۲۵] این آیه که مخاطب در آن شخص پیامبر میباشد میگوید حتی پیامبر اکرم (ص) با آن مقام علم عظیم باز مأمور بود علم بیشتری طلب نماید و این نشان میدهد که انسان در هیچ مرحله از عمر «فارغ التحصیل» نمیشود، و مسیر علم و دانش و معرفت نقطه پایانی ندارد.بزرگ معلم و استاد بشریت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص)در بیان احترام استاد و حق استاد بیان داشتند که:«از جمله حقوق استاد بر گردن شاگردانش این میباشد که شاگرد راز و اسرار استاد خویش را محترم شمارد و آن را برای کسی بازگو ننماید.»[۲۶]و اگر احیاناً خطا و اشتباهی از استاد نزد شاگردانش سر زد این خطا دهان به دهان نگردد و استاد مضحکه عام و خاص واقع نشود.
اسرار دوستان
مولای متقیان حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:«هر چه محبت داری نثار دوستت کن اما هر چه اطمینان داری به پای او مریز.»[۲۷]انسان در تمام ادوار زندگی خود، همواره نیازمند رفاقت و دوستی دیگران میباشد. رفقا و دوستان موجبات شادمانی و نشاط یکدیگر را فراهم میسازند، بلکه هر دوستی به مقیاس درجه رفاقت و دوستی خود در امور مادی و معنوی رفیق خود نفوذ میکند و هر یک، دانسته و یا ندانسته، روی عقاید و اخلاق و رفتار و گفتار یک دیگر اثر میگذارند.حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«روش آدمی بر طبق مذهب و سیره دوست صمیمی و رفیق دلبندش خواهد بود.»[۲۸]جوانان باید حدود و اندازه رفاقت را رعایت نمایند و از تندرویهای بی جا بپرهیزند زیرا پیوند دوستی و یگانگی، همیشه و در همه شرایط، محکم و پایدار نمیماند و ممکن است پیش آمدها و حوادثی رشته رفاقت را قطع کند و دوستی آن را به دشمنی مبّدل سازد. بنابراین رفقای یک دل، در ایام دوستی، باید همواره از افراط و زیاده روی بپرهیزند و بی حساب به یکدیگر اظهار اعتماد و اطمینان نکنند.چه حکیمانه است این سخن امام صادق(علیه السلام): «دوستخود را از اسرار خود، به اندازه و حدی مطلع ساز که اگرآن اندازه را به دشمن بگویی نتواند به تو زیان برساند، چرا که گاهیدوست، ممکن است روزی دشمن شود!»[۲۹]این کلام امام معصوم، چه زیبا در کلام سعدی انعکاس یافته استکه: «... هر آن سری که داری، با دوست در میان منه، چه دانی؟ که وقتی دشمنگردد!»[۳۰]
اسرار نظامی
«برخی از اسرار، به یک نظام و حکومت یا تشکیلات مربوط میشود که باید محفوظ و مکتوم بماند. اسراری که مهمتر و حیاتیتر از رازهای شخصی یک فرد است و فاش شدنش برای دشمن، ضررهای جبران ناپذیری برای خودی در پی دارد.همان طور که خراب بودن قفل در خانهتان را نباید دیگران بدانند، و همان سان که نابسامانی اوضاع داخلی زندگی شما، نباید به ملا عام و بر سر زبان مردم کشیده شود، اوضاع درونی یک نظام نیز جنبه «راز محرمانه» پیدا میکند و باید مخفی بماند.عملیات موفق در جبهه، مدیون رازداری در حد اعلاست. رسولخدا (صلی الله علیه و آله) در جنگها از این شیوه بهره میگرفت و نقشه جنگ و برنامه عملیات و گاهی هدف حرکت نظامی و اعزام نیرو و نفرات را پنهان میداشت. در تاریخ اسلام، چه ضربههایی که به «جناح حق»، از طریقسهلانگاری حقپرستان خورده است!در نهضت مسلم بنعقیل درکوفه، مگر جاسوس ابنزیاد به نام «معقل» نبود که با شیوهای مزدورانه اعتماد «مسلم بنعوسجه» را جلب کرد و از مخفیگاه مسلم آگاه شد و کار به دستگیری و شهادت «هانی» و سپس «مسلم» انجامید؟ مگر میتوان به هر کس که چهرهای انقلابی و خودی از خود ارایه داد، به این زودی اعتماد کرد و سفره دل را پیش او گستراند؟ یا مگر از پشت تلفن رواستکه انسان هر چه را بگوید؟ شنود دشمنان و مغرضان چه میشود؟ وخویشتنداری و «کف نفس» و حفظ زبان به کجا میرود؟»[۳۱]
اسرار دین
علاوه بر اسرار نظامی که حفظ آن واجب میباشد اسرار دیگری نیز وجود دارد که مربوط به جنبه دینی هر انسانی میشود اسراری که هر چند نظامی نیست ولی فاش کردن آنها میتواند ضررهای جبران ناپذیری را بر پیکره دین وارد نماید.«امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: به خدا سوگند که حاضرم به جبران دو خصلت از شیعیانمان مقداری از گوشت بازوی خودرا فدیه دهم شتابزدگی و راز نگهدار نبودن»[۳۲]برخی اطلاعات مربوط به امور مذهبی، سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی، جزء اسراری میشود که از چشم و گوشدشمنان داخلی و خارجی باید پوشیده بماند و نباید به دست نااهلان بیفتد که به واسطه آنها سوء استفاده کنند و جوّ نظام حکومت اسلامی را به خطر بیندازند حتی بعضی از این اطلاعات هر چند که خیلی هم مهم نباشند ممکن است همراه با شایعات شوند و اثراتی نامطلوب و زیان بار بر پیکره نظام اسلامی وارد نمایند. و باعث تفرقه و ایجاد کدورتها و دشمنیها شود. از این رو واجب است حفظ اسرار دین.امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «پوشیده نگه داشتن اسرار ما، جهاد در راه خداست.» [۳۳]
بیگانگان را محرم اسرار خود نسازید
در صدر اسلام عدهای از مسلمانان با یهودیان، به سبب قرابت، یا همسایگی، یا حق رضاع، و یا پیمانی که پیش از اسلام بسته بودند، دوستی داشتند و به قدری با آنها صمیمی بودند که اسرار مسلمانان را به آنان میگفتند، بدینوسیله قوم یهود که دشمن سر سخت اسلام و مسلمین بودند و به ظاهر خود را دوست مسلمانان قلمداد میکردند، از اسرار مسلمانان مطلع میشدند، آیه زیر نازل شد و به آن عده از مسلمانان هشدار داد که چون آنان در دین شما نیستند، نباید آنها را محرم اسرار خود قرار دهید، زیرا آنان در باره شما از هیچ شر و فسادی کوتاهی نمیکنند، آنان میخواهند شما همیشه در رنج و عذاب باشید.
«ای کسانی که ایمان آوردهاید محرم اسراری از غیر خود انتخاب نکنید، آنها از هر گونه شر و فسادی در باره شما کوتاهی نمیکنند، آنها دوست دارند شما در زحمت و رنج باشید (نشانههای) دشمنی از دهان آنها آشکار است و آنچه در دل پنهان دارند از آن هم مهمتر است، ما آیات (و راههای پیشگیری از شر آنها) را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید.»[۳۴]
«بطانة» در لغت به معنی لباس زیرین است، و مقابل آن «ظهارة» به معنی لباس روئین میباشد و در اینجا کنایه از «محرم اسرار» است.«این آیه به یکی از مسائل حساس اشاره میکند و ضمن تشبیه لطیفی به مؤمنان هشدار داده است، که غیر از هم مسلکان خود برای خود، دوست و همرازی انتخاب نکنند، و بیگانگان را از اسرار و رازهای درونی خود با خبر نسازند.یعنی کفار شایستگی دوستی شما را ندارند، و نباید آنان دوست و محرم اسرار شما باشند. کفار در رساندن شر و فساد نسبت به مسلمانان کوتاهی نمیکنند.هرگز سوابق دوستی و رفاقت آنها با شما مانع از آن نیست که به خاطر جدایی در مذهب و مسلک آرزوی زحمت و زیان شما را در دل خود نپرورانند، بلکه پیوسته علاقه آنها این است که شما در رنج و زحمت باشید.
آنها برای اینکه شما از مکنونات ضمیرشان آگاه نشوید، و رازشان فاش نگردد، معمولا در سخنان و رفتار خود مراقبت میکنند، و با احتیاط و دقت حرف میزنند، ولی با وجود این، آثار عداوت و دشمنی از لابلای سخنان آنها آشکار است و گاه به طور ناخودآگاه سخنانی بر زبان میآورند، که میتوان گفت همانند جرقهایست از آتش پنهانی دلهای آنها، و میتوانید از آن، به ضمیر باطن آنان پیببرید.خلاصه اینکه خداوند بدین وسیله طریقه شناسایی باطن دشمنان را نشان داده، و از ضمیر باطن و راز درونی شان خبر میدهد و میفرماید:آنچه از عداوت و دشمنی در دل خود پنهان کردهاند، به مراتب از آنچه بر زبان میآورند بزرگ تر است.سپس اضافه نموده: ما برای شما این آیات را بیان کردیم، که اگر در آن دقت کنید، بوسیله آن میتوانید دوست خود را از دشمن تمیز دهید، و راه نجات را از شر دشمنان پیدا کنید.» [۳۵]
فصل دوم: راز داران و افشاگران
نشانههای انسانهای رازدارانسان عاقل
«از غیر خودتان همراز مگیرید که در فساد شما کوتاهی نمیکنند»[۳۶]«آدمی، راز خود را بیشتر نگه میدارد.»[۳۷]این سخن زیبا از امام علی (علیه السلام) میباشد زیرا افشای اسرار، نشانه ضعف نفس و سستی اراده است. به عکس،«کتمان راز» دلیل قوت روح و کرامت نفس است و ظرفیت شایسته و بایسته یک انسان را میرساند.همچنین ایشان در حدیثی دیگر بیان داشتند:«عاقل کسی است که تنها سینه خویش را محرم اسرار خود قرار میدهد»[۳۸]
آری انسان عاقل باید بداند که رازهایش جزیی از وجودش میباشد و با افشای آنها در واقع ضعف شخصیت و سستی اراده خود را آشکار میسازد و به دنبال افشای آن متحمل ضررهای غیر قابل انکاری میشود که تاوانش را باید به تنهایی بپردازد.وقتی ما نتوانیم رازمان را حفظ کنیم چه طور میتوانیم از دیگران توقع چنین انتظار بی جایی را داشته باشیم وقتی ما خود ظرفیت نگهداری رازهایمان را نداریم انسانهای دیگر چگونه میتوانند نگهدار رازهای ما باشند و با بازگو نمودن رازهایمان برای آنها در واقع محدود نگهداری رازمان را وسیع تر کردهایم.ظرف آبی را در نظر بگیرید که مقداری در آن آب وجود داشته باشد اگر کم کم آب ظرف را درون ظرفهای دیگر بریزیم دیگر چیزی از آن آب درون ظرف ما باقی نمیماند رازهای ما هم همین طور میباشند که با افشای آنها دیگر در درون خود چیزی نداریم که از آن محافظت نماییم و دیگر معلوم نیست رازهای ما به کجاها که نرفته باشد و آب ظرف ما به داخل چه ظرفهای که نریخته شده باشد. و مشخصاً دیگر چیزی از آن آب باقی نخواهد ماند.امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «سینه تو، بیشتر، گنجایش راز تو را دارد.»[۳۹]سینه انسان به بزرگی رازهای اوست و با حفظ اسرار درون آن بر بزرگی و عظمت آن افزوده میشود پس این را بدانیم که تنها جایگاه راز انسان سینه اوست و نه جایی دیگر.مؤمن
گاهی این مطلب را بایستی در نظر داشت که برای حفظ راز و جامه عمل پوشاندن به آن لازم است راز سینه به سینه نقل شود تا زمان اجرا و عملی شدن آن برسد اما باید کمال توجه را نمود که چه کسی شایستگی دانستن این امانت بزرگ را دارد.امام علی (علیه السلام) فرمودند: «رازت را الا به مومن وفادار مسپار»[۴۰]انسان مؤمن در همه کارها، رضای الهی را محور قرار میدهد و کارهای خود را با آن تنظیم مینماید. هر جا که کاری را هم سو با رضایت الهی نیافت، ترک میکند و اگر کاری را پر مشقت، ولی مورد قبول خداوند دید، تمام زحمتهایش را به جان میخرد تا آن را به انجام رساند.شخصی که تمام وجوش سرشار از ایمان به پروردگار عالمیان است هیچ گاه به خود اجازه نمیدهد که رازهای برادر خویش را که به او سپرده شده فاش سازد و رازهای او را در واقع هم چون امانتی نزد خویش میپندارد که حفظ آنها را بر خود واجب میشمرد و به واسطه حفظ آن رازها حیثیت و آبروی برادر خود را ضایع نمیکند.امام علی (علیه السلام) بیان داشتند: «از توفیقات انسان این است که سرّش را نزد کسی میگذارد که آن را حفظ میکند و احسان و نیکوئیش را به کسی میدهد که آن را منتشر میسازد.»[۴۱]
انسان مؤمن هیچ گاه برای کسب خشنودی دیگران خشنودی خداوند را زیر پا نمیگذارد و برای اینکه خود را در میان جماعتی مطرح نماید هیچ گاه اسرار مردم را فاش نمیسازد. و پیوسته در ذهن او رضای خداوند و خشنودی او موج میزند.پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«از نشانههای یقین آن است که برای رضای کسی، خدا را از خود خشمگین نسازی.»[۴۲]بی شک، خداوند از چنین فردی راضی است و بهشت در انتظارش خواهد بود. پیداست کسی که به چنین مقامی دست مییابد، با افراد عادی متفاوت است و اگر با کسی دوستی میکند، چون او را بنده خوب خدا میداند، هم نشینی با او را مطلوب میپندارد، زیرا دیدار و رفتار آن دوست، او را به یاد خدا میاندازد و بر درجه یقین و حضورش میافزاید.اگر کسی را نیز از خود میراند، به این سبب است که او مسیر رحمانی را رها کرده و به جاده شیطانی وارد شده است. پس چون هم گامی با او را سراسر زیان میبیند، از او جدا میشود. به راستی که رسیدن به این مقام، بسیار دشوار است و به خاطر دشواری آن، چنین آدمی را میتوان از برگزیدگان خاص الهی به شمار آورد، چنان که:پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) میفرماید:«دوستی مؤمن با مؤمن برای رضای خدا، از بزرگترین رشتههای ایمان است و کسی که برای خدا دوست بدارد و برای خدا با کسی دشمن باشد و برای خدا بخشش داشته باشد و برای خدا منع کند، از برگزیدگان است.»[۴۳]
معتمد و امانت دار
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «راز خود را جز به کسی که مورد اعتماد است نسپار.»[۴۴]و در حدیثی دیگر اضافه نمودند: «پنهان کننده راز، وفادار و امین است.»[۴۵]انسانهای امین و درستکار به این نکته ایماند دارند که رازی که نزدشان نهفته، نوعی امانت است پس هیچ گاه در امانت خیانت نمیکنند. بعضیها آن قدر پاک و با ایمانند که دیگران در امور دین و دنیای خود به آنان اعتماد میکنند و در گرفتاریها و سختیها، آنان را پشتوانه خویش میدانند.
بسیار نیکوست که انسان به چنان مرتبه والایی دست یابد که دیگران او را مایه دل گرمی خود بشمارند و اسرار و درخواستهای خود را با او در میان بگذارند. چنین فردی که برای وجدان و شرافت انسانی احترام قائل است، در هیچ حالی، ارزشهای معنوی خویش را فدای خواستههای زودگذر دنیوی نمیکند. به یقین، خداوند به این افراد که پناه گاه و تکیه گاه مردمند، نظر لطف دارد و آنان را مشمول رحمت خویش قرار میدهد.پیامبر اسلام، اعتماد مردم را مایه خوشبختی انسان میداند و میفرماید:«در خوشبختی انسان همین بس که در کار دین و دنیایش به او اعتماد کنند.»[۴۶]عیبپوش
یکی از مصداقهای بارز افراد راز دار عیب پوشی است، عیب پوشی از بزرگترین شاخههای خیرخواهی میباشد.رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر که بر عیب مسلمانی پرده افکند خداوند در دنیا و آخرت عیب او را بپوشاند.»[۴۷]
همچنین فرمودند: «هیچ بندهای عیب بنده دیگر را نپوشاند مگر این که خدا در قیامت عیب او را بپوشاند و او را به بهشت وارد نماید.»[۴۸]
در فضیلت و شرافت پردهپوشی همین بس است که یکی از اوصاف خدای سبحان است، و از شدت عنایت الهی در پوشیدن بدیها و زشتیها این است که ثبوت بدترین فحشاها را که زنا باشد به نحوی قرار داد که ثابت کردنش بسیار مشکل است، یعنی مشاهده چهار عادل.«پس نظاره کن که خدای متعال چگونه بر گناه بندگان خود در دنیا پرده افکنده و راه آشکار شدن آن را سخت و دشوار نموده است و چنین مپندار که از پرده پوشی پروردگار در آخرت محروم باشی، که در حدیث وارد شده است که:هر گاه خدای تعالی عیب و راز بنده را بپوشاند کریم تر از آن است که در آخرت آن را آشکار سازد، و اگر در دنیا پرده از آن بردارد کریم تر از آن است که دوباره در آخرت آن را ظاهر گرداند.
همچنین روایت شده است که: در قیامت بندهای را میآورند که گریان است، خدای سبحان خطاب میکند که: چرا میگریی؟ میگوید: گریه میکنم بر آنچه از عیوب و بدیهای من در نزد آدمیان و فرشتگان آشکار خواهد شد. خداوند میفرماید: ای بنده من تو را در دنیا با کشف عیوب و اعمال ناشایست تو رسوا نکردم، و حال آنکه گناه میکردی و میخندیدی! چگونه امروز تو را رسوا میکنم و حال آنکه معصیت نمیکنی و گریانی.!مرویست که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از خدای سبحان درخواست میکند که امت او را در حضور فرشتگان و پیامبران و دیگر امتها محاسبه نکند تا عیبهای آنها برایشان ظاهر نگردد، بلکه طوری آنها را محاسبه کند که به جز خدای سبحان و پیغمبر او دیگری بر گناهان شان آگاه نشود، و خطاب الهی رسد که:ای حبیب من، من به بندگان خود از تو مهربانترم، چون تو روا نداری که عیوب ایشان نزد غیر تو آشکار شود من روا ندارم که بر تو نیز ظاهر گردد، من خود به تنهائی آنان را محاسبه میکنم چنان که جز من کسی بر لغزشهای شان آگاه نشود.» [۴۹]انسان عیب پوش وقتی عنایتخدای سبحان را در پوشیدن عیوب بندگان تا این حد میبیند، به خود اجازه نمی دهدکه پرده از عیوب بندگان خدا بردارد.همه عیب خلق دیدن نه مروت است و مردی نگهی به خویشتن کن که همه گناه داری نشانههای انسانهای افشاگر ۱- حفظ اسرار وظیفه خود است امام علی (علیه السلام) فرمودهاند که «امور مربوط به خودت را نگه دار و دختر رازت را عروس هر خواستگاری مکن.»[۵۰]حضرت در این کلام زیبا، ضمن تشبیهی زیبا، اهمیت حفظ رازها را بیان فرموده و همه ما را ملزم به حفظ رازهای خود مینماید.هر چه انسان رازهای خود را کم تر بازگو نماید، کمتر در معرض هلاکت و نابودی قرار میگیرد. بایستی ایمانی محکم و دلی بزرگ داشت که اسرار خود و دیگران را حفظ نمود.امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «خوشا به حال بندهای گمنامی که مردم را میشناسد و به ظاهر در میان آنان به سر میبرد، اما قلباً با اعمال ایشان همراهی نمیکند. لذا مردم را به ظاهر میشناسد و مردم از باطن او خبر ندارند.»[۵۱]و مولوی در ابیاتی زیبا این گونه بیان میکند:بر لبش قفل است و در دل رازها لب خموش و دل پر از آوازها عارفان که جام حق نوشیدهاند رازها دانسته و پوشیدهاند هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند.ناتوان در حفظ اسرار خود
امام علی (علیه السلام) فرمودند:«کسی که در نگهداشتن راز خود ناتوان باشد، در حفظ راز دیگران توانا نباشد.»[۵۲]مسلماً انسانی که نتواند رازها و تمایلات درونی خویش را حفظ کند چه گونه میتواند رازهای دیگران را حفظ نماید. اغلب انسانهای پر حرف به این خصیصه مبتلا هستند همچنین انسانهای که ضعف شخصیت دارند و دلهای سست و ضعیف و همیشه و همه جا به دنبال مطرح ساختن خویش میباشند این انسانها نمیتوانند اسرار و رازهای خویش را حفظ نمایند.پس بهتر است از فاش ساختن رازهای خود نزد چنین افرادی خود داری کنیم و از فاش شدن رازهایمان بپرهیزیم.امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «چهار چیز ضایع میشود:• دوستی نسبت به کسی که وفادار نیست • نیکی کردن به شخصی که شکر گذار نیست • علمی که به آن گوش داده نمیشود • سپردن راز به کسی که محکم و استوار نیست.»[۵۳]غیر معتمد
«کسی که اسرار خود را به غیر مورد اطمینان بدهد راز خود را ضایع ساخته»[۵۴]انسان نباید خیلی زود به دیگران اعتماد کند و رازهای خود را در اختیار دیگران قرار دهد باید به این نکته توجه داشت که ظاهر و باطن بعضی از انسانها با هم متفاوت است. بعضی در ظاهر، ادعای دوستی میکنند، ولی در پنهان بر طبل دشمنی میکوبند. در جمع، به تعریف و تمجید میپردازند و در پنهان، هزار و یک عیب درست و نادرست را برجسته میسازند و اسرار را فاش میگردانند و میکوشند تا از قدر و قیمت افراد بکاهند.این افراد اگر به کسی هم احترام بگذارند، از روی صداقت نیست، بلکه برای رفع نیازهای خود، نزد دیگران کرنش میکنند. در ظاهر برای او هزاران دعای خیر میکنند، ولی اگر غمی به دیگران روی آورد، شادمان میشوند. در حقیقت، اعتماد کردن به این انسانهای دو رنگ و در دام آنها گرفتار آمدن، آسیبهای جدی به روح و روان آدمی و دین و ایمان او وارد میکند و چه بسا انسان با تعریفهای او غرور و بزرگی در خود احساس کند و از جاده بندگی خارج شود. این را باید بدانیم که اعتماد به این قبیل از افراد موجب ضرر و زیان است.امام علی (علیه السلام(فرمودند: «اعتمادی نیست به کسی که راز تو را فاش میکند»[۵۵]پس شایسته است با آشنایی با ویژگیهای این افراد که به وسیله پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) بازگو شده است، از دوستی با آنان پرهیز کنیم.رسول حقیقت میفرمایند:«مردمان ظاهرساز و حیله گر سه نشانه دارند:۱- رو در روی اشخاص، چاپلوسی میکنند.۲- پشت سرشان، غیبت و بدگویی میکنند و ۳- به خاطر مصیبتی که به دیگران رسیده است، شادی میکنند.»[۵۶] ۴-غیر امانت دار امام علی (علیه السلام) فرمودند:«راز خود را برای کسی که امانت دار نیست بازگو نکن»[۵۷]«چه باک که رازت دانسته نشود.»[۵۸]انسانی که امانت دار نیست و امانات مردم را به باد میدهد شایستگی دانستن اسرار مردم را ندارد این گونه اشخاص تنها به دنبال منافع خود هستند و با افشای اسرار مردم اقدام به عزیز نمودن خود، باز نمودن جایی برای خود نزد دیگران، خودنمایی و ... میپردازند و هیچ گاه به این فکر نمیافتند که شاید با افشای اسرار مردم دست به خیانت زدهاند و چه ضررهای غیر قابل جبرانی را بر آنها وارد نمودهاند.
همچنین اگر منافع دیگران که در دست آنهاست در معرض خطر و نابودی واقع شود ترسی به دل راه نمیدهند و حتی گاهاً خود به منافع مردم تجاوز مینمایند و حق خوری میکنند. آنها کسانی هستند که از ایمان بهرهای نبردهاند هر چند به ظاهر خود را اهل ایمان و تقوی بنمایانند. انسان عاقل و با ایمان هیچ گاه اسرار زندگی خود را برای این گونه افراد بازگو نمیکند و خود را در معرض ضرر و زیان قرار نمیدهد.سخن چین
امام علی (علیه السلام) فرمودند:«با سه کس نباید رازی را در میان نهاد: ساده لوح، سخن چین و احمق.»[۵۹]نادان
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «چهار چیز بر باد میرود:.... و رازی که به کسی سپاری که از خرد بی بهره باشد.»[۶۰]بی ارزشترین روزهای عمر انسانی زمانی است که که تؤام با جهل و بی خبری باشد و بهترین روزها و ساعات عمر انسان زمانی میباشد که همراه با علم و دانش است. عدم درک افراد نادان به خاطر دوری از علم و دانش میباشد. درک این گونه از افراد فراتر از محسوساتشان نیست آنها همواره در محیط زندگی خویش محصورند و غیر آن را قبول ندارند اصولاً نادانی همراهی نزدیکی با تعصب و لجاجت دارد.همچنین سرچشمه بی ایمانی و شرک، جهل انسان نسبت به خداوند و خود و جهان طبیعت میباشد.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:«میان ایمان و کفر فاصلهای جز جهل و کم عقلی نیست.»[۶۱]
جهل علاوه بر اینکه سرچشمه کفر و شرک است سرچشمه فساد و اشاعه آن نیز میباشد. جاهل از اخلاقیات بهرهای نبرده و در آداب معاشرت دچار یک ضعف روحی و روانی است.به طور مثال انسان جاهل به فرموده امام علی (علیه السلام) «طاقت کتمان راز را ندارد.»[۶۲]و از آثار و عواقب افشای اسرار اطلاعی ندارد. بدیهی است جاهل نمیتواند موضع گیری صحیحی در برابر حوادث مختلف داشته باشد و ندانم کاری او سرچشمه انواع زیانها و مصیبتها میشود کاری که نتیجهای جز ندامت و پشیمانی به همراه ندارد.پس «رازت را تنها برای خود نگه دار و آن را نه به دور اندیش سپار که میلغزد و نه به نادان که خیانت میکند.»[۶۳]دور اندیش
«رازت را تنها برای خود نگه دار و آن را نه به دور اندیش سپار که میلغزد و نه به نادان که خیانت میکند.»[۶۴]شتاب زدگی در کارها، نتیجهای جز زیان و پشیمانی به همراه ندارد. برای انجام هر کاری باید جنبههای آن را خوب سنجید و پیش بینیهای لازم را انجام داد و به عاقبت کار نیز توجه داشت.
بی شک، با چنین مقدمه چینیهایی، درصد موفقیت کارها بالا میرود و بیشتر میتوان به نتیجه کار خوش بین بود.اما برخی افراد، تنها و تنها به منافع خویش میاندیشند و برای به دست آوردن سود بیشتر میکوشند از راههای گوناگونی چون افشای اسرار اموال و حقوق دیگران را از چنگ آنان بیرون آورند. این افراد، گاهی مستقیم و زمانی غیرمستقیم، برای اجرای این مقاصد شوم، نقشههای گوناگونی طرح میکنند تا صاحب حق را به چشم پوشی از حق خویش وادار کنند.دور اندیشی یی، در این حدیث مذموم و ناپسند است که انسانی به خاطر منافع خویش حق دیگران را نادیده بگیرد.
نکته: رنگ رخسار خبر میدهد از سر درون امیر مؤمنان علی (علیه السلام) میفرماید: «هیچ کس در ضمیر باطن، رازی را پنهان نمیدارد، مگر اینکه از رنگ چهره و لابلای سخنان پراکنده و خالی از توجه او آشکار میشود.»[۶۵]بسیار میشود به کسی که آثار ناراحتی و درد و رنج و بی خوابی در چهره و چشم او نمایان است میگوئیم: هر چند تو از ناراحتیت سخن نمیگویی اما چشم تو میگوید که دیشب به خواب نرفتی، و چهرهات گواهی میدهد که از درد و ناراحتی جانکاهی رنج میبری!این«زبان حال» گاهی آن قدر قوی و نیرومند است که «زبان قال» را تحت الشعاع خود قرار میدهد و به تکذیب آن برمیخیزد و به گفته شاعر:گفتم که با مکر و فسون پنهان کنم راز درون!پنهان نمیگردد که خون از دیدگانم میرود!
از سوی دیگر آیا میتوان انکار کرد که یک تابلو بسیار زیبا که شاهکاری از هنر راستین است گواهی بر ذوق و مهارت نقاش میدهد و او را مدح و ثنا میگوید؟آیا میتوان انکار کرد که دیوان شعر شعرای بزرگ و نامدار از قریحه عالی آنها حکایت میکند؟ و دائما آنها را میستاید؟آیا میتوان منکر شد که ساختمانهای عظیم و کارخانههای بزرگ و مغزهای پیچیده الکترونیک و امثال آنها، با زبان بیزبانی از سازنده و مخترع و مبتکر خود سخن میگویند، و هر یک در حد خود از آنها ستایش میکنند؟ در نتیجه باید در حفظ اسرار خود استوار بود و تنها راه فاش شدن اسرار را، عوامل اختیاری مانند بیان راز برای دیگران ندانیم بلکه ممکن است از طرق غیر اختیاری مانند اضطراب، شادی، غم، عجله و … رازمان را بر ملا کنیم.
فصل سوم: برخی از علل و عوامل افشاگری
در حکمتهای بلند بزرگان آمده است: «صدور الاحرار، قبور الاسرار».سینههای آزادمردان، گور رازهاست. باید دلی پاک و ایمانی محکم وارادهای استوار داشت، تا به افشای راز این و آن نپرداخت. اگر انسان بتواند هر چه کمتر از اسرار مردم مطلع باشد، بهتر است و احتمال فاشکردن آن هم کمتر.راهها و مسیرهایی که انسان را در جریان «افشاء اسرار » قرارمیدهد، عبارتند از:گمان بد و کنجکاوی
پیغمبر گرامی (صلی الله علیه و آله) در حدیثی میفرماید:«خداوند خون و مال و آبروی مسلمان را بر دیگران حرام کرده، و همچنین گمان بد در باره او بردن.»[۶۶]
گمان بد نه تنها به طرف مقابل و حیثیت او لطمه وارد میکند، بلکه برای صاحب آن نیز بلائی است بزرگ زیرا سبب میشود که او را از همکاری با مردم و تعاون اجتماعی بر کنار کند، و دنیایی وحشتناک آکنده از غربت و انزوا فراهم سازد، چنان که در حدیثی از امیر مؤمنان علی (علیه السلام) آمده است:«کسی که گمان بد داشته باشد از همه کس میترسد و وحشت دارد.»[۶۷]گمان بد سرچشمه تجسس، و تجسس موجب افشای عیوب و اسرار پنهانی، و آگاهی بر این امور سبب غیبت میشود که اسلام از معلول و علت همگی نهی کرده است.همچنان که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «افشاء کننده اسرار بسیار شک کننده (در امور دیگران) میباشد»[۶۸]انسان هر چه نسبت به اسرار دیگران بی اطلاع باشد آن اسرار دیرتر در معرض فاش شدن قرار میگیرد در نتیجه کنجکاوی و تجسس در امور دیگران یکی از راههای اطلاع بر اسرار مردم است و گناه آن هنگامی بزرگتر میشود که تؤام با عیب جویی شود.خداوند تعالی میفرماید: «و لا تجسسوا»[۶۹] «در امور دیگران تجسس نکنید.» جستجوی عیبها، لغزشها و اسرار مردم و آشکار نمودن آنها هر چند که از روی عداوت و کینه نباشد گناهی است بزرگ، چنانکه گفتهاند:و عین الرضا عن کل عیب کلیلة کما أن عین السخط تبدی المساویا چشمی که از روی خشنودی بنگرد از دیدن هر عیبی ناتوان است، ولی چشمی که از روی خشم و ناخشنودی بنگرد بدیها و زشتیها را ظاهر میکند.رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:«هر که به صحبت دیگران که دوست ندارند کسی آن را بشنود گوش فرا دهد، در قیامت در گوشهای او سرب ریزند.»[۷۰]به درستی که هر که سعی نماید کمتر از اسرار مردم بداند کمتر در این گناه گرفتار میشود و بدتر از تجسس و عیب جویی، فاش و بر ملا ساختن اسرار مردم است که خداوند برای ایشان عذابی دردناک فراهم نموده است. «کسانی که دوست دارند زشت کاری و اعمال ناشایست در میان مؤمنان فاش و شایع شود عذابی دردناک دارند.»[۷۱]امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود:«از نزدیکترین لحظههای انسان به کفر این است که با کسی عقد برادری در دین بسته باشد و بدیها و لغزشهای او را بشمارد که روزی او را به آنها سرزنش کند.»[۷۲]همچنین شخصی به آن حضرت عرض کرد: «مردم میگویند: عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟ امام فرمودند:« مراد آن نیست که پنداشتهای،عورت مؤمن این است که کسی مواظب باشد که وی سخنی بگوید تا بر او عیبی گرفته شود و آن را به خاطر بسپارد تا روزی که بر او خشمگین است به وسیله آن وی را سرزنش کند.»غیبت
امام صادق (علیه السلام) میفرماید:«کسی که به منظور عیبجویی و آبروریزی مؤمنی سخنی نقل کند تا او را از نظر مردم بیندازد، خداوند او را از ولایت خودش بیرون کرده، به سوی ولایت شیطان میفرستد، اما شیطان هم او را نمیپذیرد.»[۷۳]تمام این تاکیدات و عبارات تکان دهنده به خاطر اهمیت فوق العادهای است که اسلام برای حفظ آبرو، و حیثیت اجتماعی مؤمنان قائل است، و نیز به خاطر تاثیر مخربی است که غیبت در وحدت جامعه، و اعتماد متقابل و پیوند دلها دارد، و از آن بدتر اینکه غیبت عاملی است برای دامن زدن به آتش کینه و عداوت و دشمنی و نفاق و اشاعه فحشاء در سطح اجتماع، چرا که وقتی عیوب پنهانی مردم از طریق غیبت آشکار شود اهمیت و عظمت گناه از میان میرود و آلودگی به آن آسان میشود.سرمایه بزرگ انسان در زندگی حیثیت و آبرو و شخصیت او است، و هر چیز آن را به خطر بیندازد مانند آن است که جان او را به خطر انداخته باشد، بلکه گاه ترور شخصیت از ترور شخص مهمتر محسوب میشود، و اینجا است که گاه گناه آن از قتل نفس نیز سنگینتر است.یکی از فلسفههای تحریم غیبت این است که این سرمایه بزرگ بر باد نرود، و حرمت اشخاص در هم نشکند، و حیثیت آنها را لکهدار نسازد، و این مطلبی است که اسلام آن را با اهمیت بسیار تلقی میکند.نکته دیگر اینکه غیبت، بد بینی میآفریند، پیوندهای اجتماعی را سست میکند، سرمایه اعتماد را از بین میبرد، و پایههای تعاون و همکاری را متزلزل میسازد.میدانیم اسلام برای مساله وحدت و یکپارچگی جامعه اسلامی و انسجام و استحکام آن اهمیت فوق العادهای قائل شده است، هر چیز این وحدت را تحکیم کند مورد علاقه اسلام است، و هر چیز آن را تضعیف نماید منفور است، و غیبت یکی از عوامل مهم تضعیف است.از اینها گذشته غیبت بذر کینه و عداوت را در دلها میپاشد، و گاه سرچشمه نزاعهای خونین و قتل و کشتار میگردد.خلاصه این که اگر در اسلام غیبت به عنوان یکی از بزرگترین گناهان کبیره شمرده شده به خاطر آثار سوء فردی و اجتماعی آن است.دروغ
دروغگو نمیتواند راز خود و دیگران را برای همیشه مکتوم دارد، چرا که واقعیتهای عینی به هنگامی که وجود خارجی پیدا میکند، روابط بیشماری با موضوعات دیگر در اطراف خود دارد، و دروغگو که میخواهد صحنه نادرستی را با دروغ خود بیافریند، هر قدر زیرک و زبر دست باشد نمیتواند تمام این روابط را حفظ کند، به فرض که چندین رابطه دروغین در پیوند با مسائل پیرامون حادثه درست کند، باز نگهداری همه این روابط ساختگی در حافظه برای همیشه کار آسانی نیست و کمترین غفلت از آن موجب تناقض گویی میشود، به علاوه بسیاری از این پیوندها مورد غفلت قرار میگیرد و همان هاست که سرانجام واقعیت را فاش میکند، و این درس بزرگی است برای همه کسانی که به آبرو و حیثیت خویش علاقمنداند که هرگز گرد دروغ نروند و موقعیت اجتماعی خویش را به خطر نیفکنند.در نتیجه دروغ گو هیچ گاه نمیتواند نه راز خود را حفظ کند و نه راز دیگران را.سخن چینی
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرموند: «با سخن چین رازی را در میان نگذارید.»[۷۴]یکی از مصداقهای بارز افشاگری سخن چینی میباشد و شخص سخن چین اگر رازی را از کسی بداند و یا بر اسراری آگاه باشد آن را دهان به دهان برای دیگران نقل میکند.انگیزههای سخن چینی را میتوان این گونه برشمرد:۱- نفرت ۲- اظهار محبت به مخاطب ۳- تفریح و سرگرمی ۴- وقت گذرانی ۵- پر گویی و ...امام باقر علیه السلام فرمود: «بهشت بر سخن چینان حرام است.» همچنین ایشان فرمودند:«بنده خدایی روز قیامت محشور شود و با اینکه در دنیا خونی نریخته، به اندازه یک حجامت یا بیشتر خون به وی دهند و گویند: این سهم تو از خون فلانی است. عرض میکند: خدایا تو میدانی که تا وقتی که جانم را گرفتی خونی نریختم، خداوند میفرماید: آری، تو از فلانی چنین و چنان شنیدی و به ضرر او بازگو کردی، و این نقل تو دهان به دهان به فلان ستمکار رسید و وی با شنیدن آن او را کشت، و این سهم تو از خون اوست.»[۷۵]
حکایت کردهاند که مردی بندهای فروخت و به خریدار گفت:این بنده هیچ عیبی ندارد جز سخن چینی، خریدار گفت: قبول کردم، آن را خرید، چند روزی گذشت، روزی غلام به همسر آقای خود گفت: همسرت تو را دوست ندارد، و میخواهد زنی دیگر بگیرد، و من میتوانم با موی او برای تو افسون کنم، زن گفت: چگونه به موی او دستیابم؟ گفت: هنگام خواب تیغی بر گیر و چند موی از پشت سر او بتراش و به من ده. سپس به نزد آقا رفت و گفت: همسرت با مردی بیگانه طرح دوستی افکنده و قصد کشتن تو دارد، و اگر میخواهی صدق گفتار من روشن شود خود را به خواب زن تا بدانی که راست میگویم. مرد به هنگام شب خود را خواب وانمود، زن را دید با تیغ بر بالین او آمد، یقین کرد که اراده قتل او دارد، پس برخاست و زن را کشت، آنگاه غلام نزد خویشان زن رفت و ایشان را از قتل وی آگاه ساخت، آنها آمدند و مرد را کشتند، سپس دو قبیله زن و شوهر به جان هم افتادند و میان آنها کشتار در گرفت و سالها گریبانگیرشان شد.پس بر هر کسی لازم است که سخن نمام را باور و تصدیق نکند، زیرا سخن چین فاسق است، و شهادت فاسق مردود است.خداوند متعال فرمود: «اگر فاسقی خبری نزد شما آورد به تحقیق پردازید.»[۷۶]مسخره کردن
افراد با ایمان که به مشت خاک دنیا نظری ندارند ارزشهای مادی را در برابر ارزشهای معنوی بیرنگ میبینند.استهزاء نمودن و مسخره کردن، کار افراد بی ایمان، نادان و جاهل است آنهایی که سخت فریفته زرق و برق دنیا شدهاند و افق دیدشان از چهار دیواری ماده فراتر نمیرود.استهزاء غالباً از کبر و غرور ناشی میشود و انسان مغرور حاضر به این امر نیست که دیگران در نظر او بزرگ جلوه کنند برای همین ، از هر امری استفاده میکند تا دیگران را خوار و ذلیل و خود را بزرگ جلوه دهند از این رو اگر اسرار و رموزی را در اختیار داشته باشد برای رسیدن به مقاصد خود از افشای آنها خود داری نمیکند و آنها را فاش میسازد.آگاهی افراد زیاد بر اسرار
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «هر چه تعداد کسانی که اسرار را میدانند بیشتر باشد، آن اسرار بیشتر در معرض فاش شدن هستند.»[۷۷]باید توجه داشت که راز، همچون شریان حیاتی تو و جامعه و انقلاب تو است. پاسداری از آن هم بر عهده تو است. چه ژرف وزیباست این کلام حضرت صادق(علیه السلام):«راز تو از خون تو است، پس نباید جز در رگهای خودت جاریشود!»[۷۸]و مگر «خون»، عامل بقای انسان نیست؟ و اگر خون از بدن برود، جان هم پر میکشد. اسرار هم همین حکم را دارد.گفتن هر سخنی در هر جا نبود شیوه مردان خدا هر سخن، جا و مقامی دارد مرد حق، حفظ کلامی دارد حاصل کار دهد باد فنا گفتن هر سخنی در هر جاپر حرفی
از لابهلای پرحرفیهای انسان، بسیاری از «اسرار مگو»از زبان میپرد. درمانش نیز کمحرفی است.خود نمایی
این خصیصه، بیشترین ضربهها را میزند. یعنی وانمود کردن اینکه انسان در جریان است و با «بالا»ها ارتباط دارد واخبار دست اول را میداند یا آدم مهمی است، سبب میشود خیلی از اسرار را (چه شخصی و چه مربوط به نظام) باز بگوید.باری ... باید زبان را در حفظ راز، یاری کرد. راز، امانت است. درحفظ آن باید کوشید.فصل چهارم: آثار راز داری و تبعات افشاگریرابطه اعمال نیک و بد
برخی از اعمال نیک اگر به طور شایسته و مقبول انجام گیرد آثار اعمال بد گذشته را از بین میبرد مانند توبه که اگر به صورت مطلوب انجام گیرد گناهان شخص آمرزیده خواهد شد.[۷۹]و عیناً مانند پرتو نوری است که دقیقاً بر همان نقطه تاریک بتابد و آن را روشن نماید.اما هر عمل نیکی اثر هر گناهی را از بین نمیبرد و از این رو ممکن است شخص مؤمن، مدتی گرفتار کیفر گناهش باشد و سرانجام به بهشت جاودانی در آید. گویی روح انسان، دارای ابعاد گوناگونی است.هر دسته از اعمال نیک و بد به یک رؤیه آن مربوط میشود مثلاً عمل نیکی که مربوط به رؤیه «الف» است اثر گناهی که ارتباط با رؤیه «ب» دارد را از بین نمیبرد مگر اینکه عمل صالح آن قدر نورانی باشد که به جوانب دیگر روح هم سرایت کند یا گناه آن قدر آلوده کننده باشد که سایر ابعاد را هم آلوده سازد.از جمله در روایات و قرآن وارد شده:«نماز مقبول، گناهان را شستشو میدهد و موجب آمرزش گناهان میگردد»[۸۰]و بعضی از گناهان مانند عقوق والدین و شرب خمر تا مدتی مانع قبولی عبادت میشود یا افشا کردن گناه دیگران موجب پاک شدن گناه آنها است و عقوبت گناه و سنگینی آن بر عهده افشاگر است همچنین خداوند دیگر گناه کار را در آخرت مجازات نمیکند زیرا در دنیا به واسطه افشاگری ملامت و سرزنش شده است.[۸۱]ولی تعیین انواع و مقدار تأثیر و تأثر اعمال نیک و بد در یکدیگر را باید از طریق وحی و سخنان معصومین (علیهم السلام) به دست آورد و قاعده کلی برای همه آنها نمیتوان تعیین کرد.نکته:قبل از آن که آثار و برکات راز داری و نیز آثار و تبعات افشاگری را مورد بررسی قرار دهیم ذکر این نکته را ضروری میدانیم که آثار و تبعات مذکور نسبت به نوع و درجه اهمیت راز داری و افشاگری متفاوت میباشند و نمیتوان همه موارد را برای هر حفظ راز یا افشای راز صادق دانست.آثار و برکات راز داریآثار دنیوی
ایجاد امنیت روانی و اجتماعی
شرط اساسی زندگی توام با آسایش، نشاط، پیشرفت، موفقیت، رشد و کمال برخورداری از سلامت، بهداشت، و امنیت جسمانی و روانی و اجتماعی است. لیکن تغییر و تحولات سریع علمی و تکنولوژی، تغییر و تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیش آمدهای غیر منتظره از قبیل جنگ، زلزله، بیماری و تصادف، پیچیدگی ارتباطات اجتماعی و تهاجم فرهنگی در عصر کنونی مشکلات گوناگونی در زمینههای معیشتی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی، تصمیمگیری، ارتباطی، عاطفی، روانی رفتاری و اخلاقی برای بسیاری از افراد در همه جوامع به وجود آورده است و سلامت بهداشت و امنیت جسمانی روانی و اجتماعی آنان را دچار آسیب کرده است.برای جلوگیری و حل و رفع مشکلات اخلاقی و اجتماعی و سازگاری و برخورد موثر و منطقی با موقعیتهای گوناگون زندگی و تامین سلامت روانی و اجتماعی افراد جامعه بایستی به موضوعات آداب معاشرت و اخلاقیات جامعه توجه کافی داشت و با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی افراد جامعه، از بروز ضد اخلاقیات جلوگیری نموده و در نتیجه جامعهای خالی از هر گونه مفاسد اخلاقی، اجتماعی و ... را به وجود آورد در این بخش با توجه به موضوع راز داری بیانگر این مطلب میباشیم که راز داری از جمله مواردی است که سلامت روانی و اجتماعی در گرو حفظ آن میباشد.به طور مثال کسی که رازهای دیگران را حفظ میکند و از افشای آن میپرهیزد در حقیقت آبرو و حیثیت دیگران را حفظ نموده و دیگر تحقیرها و سرزنشها به تبع افشاگری جایی را برای بروز خود در جامعه پیدا نمیکنند. همچنین به واسطه راز داری از ایجاد مشکلات بعدی از جمله مالی و حتی جانی و ... جلوگیری به عمل میآید.حفظ اسراری مانند اسرار اجتماعی، نظامی، حکومتی و ... که از اهمیت ویژه و فوق العادهای برخوردارند، و صلاح نیست که همه اقشار اجتماع از آن آگاهی داشته باشند، تا چه حد میتواند موجب حفظ آرامش جامعه شود و از بروز هر گونه تشنج و آشوب جلوگیری میکند و در نتیجه جامعهای آرام و به دور از هر گونه خشونت و ... خواهیم داشت.
تمام خیر دنیا و آخرت در راز داری و دوستی با نیکان
حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «تمام خیر دنیا و آخرت در این دو چیز نهفته شده: «کتمان راز و دوستی با نیکان»[۸۲]در فصل اول اشاره کردیم که انسان با حفظ رازهای خود اعم از خوب و بد چه اثرات و تبعاتی را از خود دفع مینماید. از جمله این اثرات میتوان به: مورد شماتت دیگران واقع شدن، سر خوردگی نزد دوستان و خفت و ذلت نزد دونان در ناکامیها و شقاوتها و همچنین ایجاد حسادت در دیگران، توقع بی جا درست نمودن و زیاد شدن دشمنان در خوشبختیها و سعادتها اشاره کرد که انسان با حفظ رازهای خود از همه این موارد در امان میماند و در دنیا با کمال آسودگی و فراغ بال به زندگی خویش ادامه میدهد. همچنین با حفظ اسرار دیگران که موجب حفظ آبروی آنها و جلوگیری از شکست و ضرر در امور ایشان است آخرت خود را به خطر نمیاندازد.و به فرموده امام علی (علیه السلام) در دنیا و آخرت به حض و بهره وافر دست پیدا میکند . به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات بداد جام می و گفت راز پوشیدن
گوشهای از خوشبختی
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «خاموشی حکمت است، سکوت مایه سلامت و راز داری گوشهای از خوشبختی.»[۸۳]در اطراف خود کسانی را میبینیم که زندگی مرفه و به ظاهر خالی از هر نقصان و کمبودی را دارند اما در عوض احساس خوشبختی و رضایت، از زندگی خود ندارند و برعکس بعضیها با اینکه زندگی ساده و بی آلایشی دارند، سرشار از آرامش اند و خوشبختی هر صبح و شام با زندگی ایشان تؤام است.برای خوشبختی مؤلفههای گوناگونی را میتوان بر شمرد از جمله: ایمان به خدا، عمل صالح، اخلاق نیکو، علم، تلاش، وسعت رزق، خانواده خوب و ... که به موجب این موارد آدمی در دنیا و آخرت از تمامی لحظههای زندگی خویش لذت میبرد.همچنین برای رسیدن به خوشبختی علاوه بر داشتن ملاکهای بالا باید به دور بعضی از رفتارها و اعمال، خط سرخی کشید و هرگز به آنها نزدیک نشد از جمله افشای راز خود و دیگران. زیرا انسانی که حافظ اسرار خود نیست تا خوشبختی فاصلهای دور و دراز دارد.و هر کس به دنبال خوشبختی خویش میباشد باید به فکر خوشبختی دیگران هم باشد و با افشای اسرار آنها از رسیدن ضررهای غیر قابل جبران نسبت به ایشان بپرهیزد.تا بستر مناسبی برای بقاء زندگی توام با آرامش و خوشبختی برای خود و دیگران ایجاد نماید. به درستی که خوشبختترین انسانها کسی است که حتی راز خود را از نزدیکترین افراد نیز محفوظ میدارد.
موفقیت و پیروزی
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «موفقترین کارها کاری است که با کتمان کامل صورت گیرد.»[۸۴]برای درک هر چه بهتر معنا به یک مثال میپردازیم. به طور مثال خوشبینی یک اصل کلی در همکاری و زندگی اجتماعی میباشد و برای حفظ این سرمایه بزرگ صلاح این است که مردم از تمام جزئیات حال یکدیگر با خبر نباشند، زیرا بالآخره هر کس نقطه ضعفی دارد، و فاش شدن تمام نقطههای ضعف، همکاریهای افراد را مواجه با اشکال میکند.، مثلا ممکن است یک فرد با شخصیت و مؤثر تصادفاً در یک خانواده پست و پائین متولد شده باشد، اکنون اگر سابقه او فاش شود، ممکن است آثار وجودی او در جامعه متزلزل گردد و مثمر ثمر واقع نشود.همچنین بسیاری از نقشهها و طرحهای مبارزات اجتماعی باید تا هنگام عمل پنهان باشند و افشای آنها ضربهای بر موفقیت و پیروزی اجتماع است.اینها و امثال آن مواردی است که تا انجام و پایان کار نباید در معرض افشاء قرار گیرد.امام علی (علیه السلام) فرمودند: «پیروزی با دوراندیشی به دست میآید و دوراندیشی با رایزنی و رایزنی با راز داری.»[۸۵]
موجب شادی
«با هر شادی غمی است» و یا «هر نوشی را نیشی است» و ... مسلما اینها جملاتی هستند که بارها آنها را شنیدهایم.اما سوالی که مطرح میشود این است که چه عواملی شادی حقیقی و همیشگی را برای ما به ارمغان میآورد؟ و چه اسبابی باعث غم و اندوه در درون ما میشود؟اینها سوالاتی است که در این مختصر مجال توضیح آنها نیست. تنها در زیر به کلامی زیبا از مولای متقیان علی (علیه السلام) اشاره می نمائیم که با عمل به آن میتوانیم جامهٔ غم را از تن بزدائیم و جامهٔ شادی را بر تن کنیم.حضرت علی (علیه السلام) در کلامی زیبا و دلنشین بیان داشتند: «راز تو، اگر آن را پنهان داری موجب شادی توست و اگر آن را فاش سازی، سبب هلاکت توست.»[۸۶]
رهایی و راحتی
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «ملاک رهایی و راحتی پرده پوشی است.»[۸۷]کسی که اسرار خویش را از دیگران مخفی نماید و تنها سینه خویش را محرم اسرار خود قرار دهد آسوده خاطر است و دیگر نگرانی در دل خویش راه نمیدهد چون تنها خود بر آن آگاه است اما کسی که اسرار او دهان به دهان نُقل مجالس است هر لحظه احساس خطر مینماید و احساس آسودگی ندارد.
قدرت انتخاب
انسان در مسیر زندگی، همواره در دو راهی انتخاب قرار دارد؛ راه شقاوت یا راه سعادت. آدمی بر اساس فطرت خدادادی و آموزههای وحیانی راه را از بی راه میشناسد، اما موانع مختلفی نیز بر سر راهش قرار دارد که او را از رسیدن به کمال باز میدارد. در نتیجه، در پی کنار نگذاشتن این موانع عاقبتی جز ناکامی و بدفرجامی نصیبش نمیگردد.چه نیکوست که آدمی در مسیر هدایت و صراط مستقیم، آموزههای نورانی امام علی (علیه السلام) را چراغ راهش سازد.ایشان میفرمایند: «کسی که راز خود را بپوشاند قدرت انتخاب در دست اوست»[۸۸].داشتن قدرت انتخاب و دور بودن از هر نوع فشاری انسان را در تصمیم گیریهای صحیح و به جا یاری میرساند و او را به سعادت ابدی رهنمون میسازد.اما به موجب افشای اسرار دامنه انتخاب آدمی محدود میشود و دیگر قادر به گرفتن هر تصمیمی نیست چون باید ملاحظه دیگران را نیز بکند و دیگران این اجازه را به خود میدهند تا به جای او تصمیم گیری نمایند. البته این باعث نمیشود که انسان با اهل خبره مشورت ننماید.
عزت در دنیا
امام صادق (علیه السلام) به یکی از یاران خود این چنین فرمودند:«اسرار ما را حفظ کنید و آنها را فاش نکنید. همانا کسی که اسرار ما را پنهان کند و آنها را فاش نکند خداوند او را در دنیا عزیز میکند و در آخرت نوری بین دو چشمانش قرار میدهد که او را به سوی بهشت رهنمون میسازد. و کسی که اسرار ما را فاش کند و آنها را پنهان نگرداند خداوند در دنیا او را ذلیل میکند و در آخرت نوری را از بین چشمانش بر میدارد و او را در تاریکی قرار میدهد که به سوی جهنم رهنمون است.به درستی که تقیه از دین من و دین پدرانم میباشد و شخصی که تقیه نمیکند دین ندارد.و خداوند دوست دارد که بنده اش حافظ اسرار باشد همان طور که دوست دارد بنده اش دین خود را آشکار نماید.و به درستی که فاش کننده اسرار ما، مانند کسی است که ما را انکار نموده.»[۸۹]
چراغهای هدایت و چشمههای دانش
پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خوشا به حال بنده گمنامی که خدا او را بشناسد و مردم نشناسندش. اینان چراغهای هدایت و چشمههای دانشند که هر فتنه تاریکی به سبب وجود آنها بر طرف میشود، نه سخن پراکن و پخش کننده اسرارند و نه نافرهیخته و ریاکار»[۹۰]
ایمان کامل
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «ایمان مؤمن کامل نمیشود الا اینکه راز دار باشد.» [۹۱]همچنین مردی از امام علی (ع) تقاضا نمود که صفات مومن را برای او برشمرد امام (علیه السلام) «پوشیده نگه داشتن اسرار را یکی از آن صفات برشمردند.»[۹۲]انسان با ایمان در شرایط گوناگون زندگی، خود را در محضر پروردگار متعال میبیند و خدا را شاهد و ناظر رفتار خویش میداند. ایمان به خداوند در اعماقِ جانِ چنین فردی ریشه دوانیده است و رشته حضور الهی را هیچ گاه گسسته نمیبیند.هنگامی که تشخیص دهد که کاری مورد رضایت الهی است، با تمام توان در انجام آن میکوشد، هر چند دیگران را ناخوش آید. حتی اگر دیگران به او اعتراض کنند، در انجام وظیفه کوتاهی نمیکند.چنین کرداری از اعتقاد عمیق و ایمان راسخ انسانهای وارسته ریشه میگیرد که دنیا را بسیار ناچیز و هر حب و بغضی را در برابر خشم و رضای الهی ناپایدار میدانند.آثار اخروی رازداری
در سایه عرش خدا
در حدیثی از امام کاظم (علیه السلام) میخوانیم:«سه طایفهاند که در روز قیامت در سایه عرش خدا قرار دارند، روزی که سایهای جز سایه او نیست:• کسی که وسائل تزویج برادر مسلمانش را فراهم سازد، • و کسی که به هنگام نیاز به خدمت، خدمت کنندهای برای او فراهم کند • و کسی که اسرار برادر مسلمانش را پنهان دارد»[۹۳]
ورود به بهشت
و در حدیثی دیگر امام صادق (علیه السلام) بیان داشتند «هر کس اسرار مومنی را حفظ نماید داخل در بهشت میشود.»[۹۴]
در درجات حورالعین
پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «اگر زنی اسرار همسر خود را پنهان نماید و کسی از اسرار او مطلع نشود پس او در درجات حور العین میباشد.» [۹۵]
خداوند حافظ اسرار اوست
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «کسی که حافظ اسرار برادر مسلمان خود باشد خداوند نیز در دنیا و آخرت اسرار او را حفظ مینماید.[۹۶]
ارجمندی نزد خدا به موجب حفظ اسرار
امام صادق (علیه السلام) به سلیمان ابن خالد فرمودند:«ای سلیمان! شما دینی و )مذهبی) دارید که هر کس آن را پوشیده بدارد خداوند ارجمندش گرداند و هر کس افشایش کند، خداوند او را خوار سازد.» [۹۷]
جهاد در راه خدا
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «پوشیده نگه داشتن اسرار ما، جهاد در راه خداست.» [۹۸]حفظ اسرار تا آن اندازه مورد اهمیت میباشد که حافظ آن مانند مجاهد در راه خداست جهادی که آدمی را از ضعف نفس و سستی اراده به قوت ایمان و استواری در دین میرساند و او را چون مجاهد در راه خدا قلمداد میکند.آثار و تبعات افشاگری
آگاهی بر اسرار نهانی- به عکس آنچه بسیاری خیال میکنند- مشکلی را برای مردم، حل نمیکند، بلکه در بسیاری از موارد باعث هرج و مرج و از هم پاشیدن پیوندهای اجتماعی و خاموش شدن شعلههای امید و از بین رفتن تلاش و کوشش در میان توده مردم، میگردد.بعضی از مردم هم، با آگاهی یافتن بر اسرار نهان دیگران منافع فراوانی را برای خودم فراهم میسازند و از رسیدن ضرر و زیان به خود جلوگیری میکنند. در زیر به برخی از آثار و تبعات افشای راز میپردازیم.
آثار و تبعات دنیوی افشای راز
خیانت در امانت
«ای کسانی که ایمان آوردهاید به خدا و پیامبر خیانت نکنید و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید در حالی که متوجهید و میدانید.»[۹۹]«خیانت به خدا و پیامبر آن است که اسرار نظامی مسلمانان را در اختیار دیگران بگذارند، و یا دشمنان را در مبارزه خود تقویت کنند، و یا به طور کلی واجبات و محرمات و برنامههای الهی را پشت سر بیفکنند، لذا از «ابن عباس» نقل شده که:«هر کس چیزی از برنامههای اسلامی را ترک کند یک نوع خیانت نسبت به خدا و پیامبر مرتکب شده است.»[۱۰۰]حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «نقلی که میان دو نفرگذشت امانت است میان شما.»[۱۰۱]
«خیانت» در اصل به معنای خود داری از پرداخت حقی است که انسان پرداختن آن را تعهد کرده و آن ضد «امانت» است.امانت گرچه معمولا به امانتهای مالی گفته میشود ولی تمام شئون زندگی اجتماعی و سیاسی و اخلاقی را در بر میگیرد، لذا در حدیث وارد شده که «گفتگوهایی که در جلسه خصوصی میشود امانت است.»[۱۰۲]و در حدیث دیگری میخوانیم: «هنگامی که کسی برای دیگری سخنی نقل کند سپس به اطراف خود بنگرد (که آیا کسی آن را شنید یا نه) این سخن امانت است.[۱۰۳]بعضی گفتهاند امانت خدا آئین اوست و امانت پیامبر سنت اوست و امانت مؤمنان اموال و اسرار آنها میباشد.اگر حرفی را از کسی شنیدی که راضی به نقل آن برای دیگری نبود، نقل آن گناه است.اگر بیان یک راز، آبروی خانوادهای را به خطراندازد، فردای قیامت مسؤولیت دارد و پاسخ گفتن به آن بسیار دشواراست چرا غیبتحرام است و زشتترین معصیت؟ چون خمیرمایهاشهمان افشای اسرار و بدیها و معایب دیگران است.مگر آبروی رفته را میتوان دوباره بازگرداند و مگر آب ریخته را میتوان جمع کرد؟ اگر از اختلافات خانوادگی زن و مردی خبر داری، چه نیازی و لزومی به طرح و افشای آن؟ اگر در کسی نقطه ضعفی سراغ داری، با کدام حجت شرعی و مستمسک دینی آن را فاش و پخش و بازگو میکنی؟ مگر میتوان هر چه را دانست، گفت؟ مگر گفتن هر راستی واجب است؟عبد الله بن سنان به حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) عرض کرد که: «منظور از عورت مؤمن بر مؤمن حرام است چیست؟ آیا منظور،عورت او است؟امام فرموند: نه چنین نیست، بلکه منظور فاش کردن راز اوست.»[۱۰۴]«افشاگری خیانت است»[۱۰۵]و خیانت در امانت از منفورترین اعمال و از زشتترین گناهان است، کسی که در امانت خیانت میکند در حقیقت منافق است، چنان که در حدیث از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده:«نشانه منافق سه چیز است:۱- هنگام سخن دروغ میگوید، ۲- و بهنگامی که وعده میدهد تخلف میکند ۳- و بهنگامی که امانتی نزد او بگذارند خیانت مینماید، چنین کسی منافق است هر چند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند.»[۱۰۶]اصولا ترک خیانت در امانت از وظایف و حقوق انسانی است یعنی حتی اگر صاحب امانت مسلمان هم نباشد نمیتوان در امانت او خیانت کرد.پس «نسبت به اسرار خود بخیل باش و آنها را فاش نگردان که همانا افشاگری خیانت است»[۱۰۷]
برابر با قتل عمد
امام باقر (علیه السلام) فرمودند:«روز قیامت بنده محشور میشود در حالی که قطره خونی هم نریخته است اما به اندازه یک شاخ حجامت یا بیشتر به او خون میدهند و میگویند: این سهم تو از خون فلانی است. عرض میکند بار پروردگارا! تو می دانی که جانم را ستاندی که من قطره خونی نریخته بودم میفرماید: درست است اما از فلانی چنین و چنان روایتی شنیدی و آن را روایت کردی که به زیان او تمام شد، زیرا آن روایت دهان به دهان گشت تا به فلان ستمگر رسید و او را به خاطر آن کشتند و حالا این سهم تو از خون اوست»[۱۰۸]بعضی از مواقع انسانها ناخواسته دست به اعمالی میزنند که از عواقب و نتایج آن بی خبرند.افشای رازهای دیگران هر چند در نظر برخی کوچک و بی ارزش قلمداد میشود اما انسان باید بداند که گاهی نقل دهان به دهان اسرار دیگران چه ضررهای غیر قابل جبرانی را به شخص وارد میسازد.در حدیثی امام صادق (علیه السلام) فرمودند:«کسی که حدیث ما را فاش کند ما را به خطا نکشته بلکه عمدا کشته است.»[۱۰۹]و در حدیث دیگری امام رضا (علیه السلام) «افشاگر و قاتل را شریک هم دانستند.»[۱۱۰]ابا بصیر از امام صادق (علیه السلام) در باره آیه ۱۱۲ سوره مبارکه آل عمران (پیامبران را به نا حق کشتند) چنین نقل میکنند که: «منظور این نیست که آنها پیامبران خدا را با شمشیرهایشان به شهادت رساندند بلکه اسرار ایشان را فاش نمودند و موقعیت آنها را متزلزل ساختند و موجبات قتل ایشان را فراهم کردند.»[۱۱۱]
عدم سلامت روانی و اجتماعی
افشاگری از صفات ناپسندی است که در همه آیینها عامل انحطاط شخصیت فرد و آسیب اجتماعی شمرده شده است. افشای اسرار یکی از انحرافهای شدید اخلاقی است. تا بدان جا که امام علی (علیه السلام) فرمودند: «کسی که افشای راز میکند سالم نیست»[۱۱۲]افشاگر به دلایل گوناگونی از جمله ضعف شخصیت، حقارت نفس، خودنمایی، جلب نمودن منافع دیگران، وارد نمودن ضربههای مادی و معنوی و ... به افشای اسرار دیگران میپردازد. هر کس راز دارتر باشد، اعتماد مردم به او بیشتر میشود و هر که افشای اسرار دیگران را سر لوحه اعمال خود قرار دهد در نزد دیگران منفورتر و بی اعتماد تر است.
از دست دادن همه چیز
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مردم به دو خصلت مأمور شدند اما آنها را تباه کردند و از این رو همه چیز را از دست دادند: شکیبایی و راز داری»[۱۱۳]انسانی که اسرار مردم را فاش مینماید در واقع اسرار مردم را بازیچه افکار خویش ساخته و از اعتمادی که به او شده سوء استفاده نموده است از این جهات دیگران به او اعتماد نخواهند کرد و دیگر او این موقعیت را به دست نمیآورد که امین و راز دار مردم باشد و موقعیتهای اجتماعی، شغلی و ..خویش را به خطر میاندازد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «فاش کردن راز مایه افتادن و سقوط است.» [۱۱۴]همچنین انسانی که اسرار درونی خود را برای دیگران فاش میکند و سینه اش گنجایش اسرار را ندارد به فرموده امام علی (علیه السلام) فرمودند: «در امان نیست.»[۱۱۵]زیرا موفقیت انسان در برنامه ریزیهای خود تا حدی زیادی نیاز به راز داری و حفظ اسرار دارد. امام جواد (ع) فرمودند: «آشکار کردن چیزی پیش از آن که استوار گردد موجب تباهی آن میشود.»[۱۱۶]
موجب نابودی
«راز تو، اگر آن را پنهان داری موجب شادی توست و اگر آن را فاش سازی، سبب هلاکت توست.» [۱۱۷]هرگاه انسانی از جاده سلامت خارج شود و از اسراری که نزد او میباشد در مسیر نادرست بهره برداری کند، میتواند زیانهای جبران ناپذیری را برای دیگران به همراه بیاورد. انسان راز دار چون از ظرایف امور آگاه است، اگر گمراه شود، و خدا را فراموش نماید میتواند تعداد زیادی را به واسطه سخن چینی و افشای راز آنها به ورطه نابودی بکشد. راز دار با اطلاع از اسرار مردم، راه متضرر شدن ایشان را بهتر میشناسد. امروزه بسیاری از آسیبها و زیانهای جامعه انسانی بر اثر سوءاستفاده از رازها و اسرار آنها رخ میدهد. همان طور که یک انسان راز دار میتواند موجب آرامش جامعه انسانی شود انسان افشاگر نیز موجب بر هم زدن آرامش در جامعه میشود.به درستی که «کسی که راز خود را نگه ندارد نابود میشود.»[۱۱۸]
تمام شر دنیا و آخرت
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تمام خیر دنیا و آخرت در این دو چیز نهفته شده: کتمان سر و دوستی با نیکان و تمام شر در این دو چیز نهفته شده: افشای اسرار و دوستی با اشرار»[۱۱۹]با تعمقی گذارا در این جمله کوتاه و پر معنای امام علی (علیه السلام) در مییابیم که کلیه ناکامیها و نافرجامیها از بر ملا شدن اسرار و رازهای خود ما صورت میپذیرد زیرا به موجب فاش شدن اسرار نیک و بد، امینت روانی و اجتماعی و آسودگی خاطر را از دست میدهیم و هر لحظه احتمال آن وجود دارد که مشکل یا مشکلاتی برای ما از ناحیه دیگران به وجود آید.
گسترش فساد
پیامبر گرامی اسلام( صلی الله علیه و آله) فرمودند: «از جمله بدیها و گناهان آن است که سر برادر خود را فاش کنی.»[۱۲۰]
هنگامی که انسانی گناه دیگران را در بین مردم افشاء نماید به درستی که مستحق مجازات سنگینی خواهد بود زیرا این کار به معنای بی اهمیت جلوه دادن دستورات الهی و پشت پا زدن به احکام خداوند است. افشای گناه حیاء و عفت عمومی را خدشه دار مینماید و موجب میشود تا دیگران برای انجام گناه گستاخ و بی حیاء شوند در نتیجه میزان گناه و فساد در جامعه افزایش مییابد و محیط پاک و سالم جامعه اسلامی آلوده میگردد. پیامبر گرامی اسلام دربارهٔ نکوهش این ناهنجاری میفرماید: «همه امّت من بخشیده خواهند شد مگر تظاهرکنندگان به گناه»[۱۲۱]که از جمله آن میتوان افشای گناهان را بر شمرد. که ممکن است از هر طریقی صورت پذیرد مانند وسایل ارتباط جمعی و گاهی آنچه از طریق رسانهها، بیسیم، تلفن، جراید، عکس و فیلم، نامه، حرفهای عادی مردم کوچه و بازار ودر مجالس و محافل مطرح میشود، رازها را فاش میسازد. و ... برخیعلتها و راههای دیگر.آثار و تبعات اخرویگناه
حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) ـ آن امین راز دار ـ میفرماید: «در گناهکار بودن فرد همین بس که هر چه را میشنود، نقل کند.»[۱۲۲]افشاگری شاید از روی بی توجهی و بی دقتی گوینده و شاید به سبب پیدایش اختلاف یا ریختن آبروی دیگران باشد. اما باید به این مطلب توجه داشت که افشای اسرار دیگران گناه است و هیچ گناهی خالی از عقوبت نیست. امام صادق (علیه السلام)فرمودند: «افشای اسرار گناه است»[۱۲۳]افشای گناه برابر با انجام گناه
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرموند: «هر گاه شخصی مفسدهای را شنید و آن را فاش نمود گویا آن کار زشت را انجام داده است.»[۱۲۴]ریختن آبرو هنر نیست آبرو داری نمودن هنر است. بندهای که به خاطر ضعف نفس و سستی اراده قادر به کتمان اشتباهات و گناهان دیگران نیست باید نگاهی به عیبها و لغزشهای خود نماید و بداند که فاش نمودن گناه دیگران برابر است با افزایش گناه در جامعه زیرا افشای گناه باعث بی اهمیت جلوه دادن و از میان رفتن حرمت گناه میباشد و این خود گناه بزرگی است.افرادی که فکر نادرست یا کردار زشتی را در میان دیگران رواج میدهند، در فرهنگ سازی غلط، نقش فراوانی دارند.آنها میکوشند تا روز به روز افراد دیگری را در مسیر راه و رسم نادرست هم فکران خود قرار دهند و آنان را از جاده سلامت خارج سازند. اگر نبود تلاشهای این افراد، هیچ گاه آن گونه که باید و شاید، آن ایده یا فکر نادرست در میان دیگران نهادینه نمیشد. پس اگر بنیان گذار مکتب انحرافی، گناه کار است، ترویج گران این ایدهها نیز بخشی از مسئولیت و بار گناهان را بر دوش میکشند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرموند: «کسی که گناهی را انتشار دهد، مانند کسی است که آن را ایجاد کرده باشد.»[۱۲۵]همچنین انسان باید به این مطلب توجه داشته باشد که اگر کسی گناه یا عیبی از او را در نزد دیگران فاش نماید حالش چگونه خواهد شد و حال دیگران را هم هنگام افشای معایب آنها در نظر بگیرد و مهمتر از آن به عنایت و بخشش خداوند متعال نظاره کند که تا چه حد عیب پوش بندگان خود میباشد.خفت و ذلت نزد خداوند
حفظ اسرار از صفات خداست. «همانا خداوند عزّ وجل ناپسند میداند که قومی افشاگر باشند، پس از افشاگری دوری نمایید.»[۱۲۶]این سخن را امام صادق (علیه السلام) پیرامون تفسیر آیه ۸۴ سوره نساء «و هنگامی که خبری از پیروزی و شکست به آنها برسد، (بدون تحقیق) آن را شایع میسازند» بیان داشتند. ایشان در توصیهای دیگر به یکی از یارانشان به نام سلیمان بن خالد فرمودند «ای سلیمان! شما دینی و (مذهبی) دارید که هر کس آن را پوشیده بدارد خداوند ارجمندش گرداند و هر کس افشایش کند، خداوند او را خوار سازد.» [۱۲۷]خروج از ولایت خداوند
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هر گاه کسی به واسطه نقل مطلب از مؤمنی قصد زشت جلوه دادن و از میان بردن جوانمردی او را داشته باشد تا از دیدگان مردم بیفتد خداوند آن شخص را از ولایت خود خارج میکند و به سوی ولایت شیطان رهنمون میسازد، ولی شیطان نیز او را نمیپذیرد.»[۱۲۸]امام رضا (علیه السلام) بیان داشتند که «افشاگری کفر است.»[۱۲۹]و امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هر که حدیث ما را به زیانمان فاش کند خداوند ایمان را از او بگیرد.» [۱۳۰]فصل پنجم: درمان افشاگریهر چه کُنی به خود کُنی گر همه نیک و بد کنی
«اگر نیکی کنید، به خود کردهاید و اگر بدی کنید، از آنِ خودتان است...»[۱۳۱] شماری از آیات قرآن به این مطلب مهم و این حقیقت روشن تصریح دارند، از آن جمله: آیات ۴۶ سوره فصلت و ۱۵ جاثیه. «هر که کار شایسته کند، به سود خود اوست و هر که بدی کند، به زیان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمکار نیست.»[۱۳۲]و «هر که کاری شایسته کند، به سود خود اوست، و هر که بدی کند به زیانش باشد. سپس به سوی پروردگارتان برگردانیده میشوید.»[۱۳۳]نکته جالب توجه این است که بهترین راه تشویق انسان به کار خیر بهره گیری از حس غریزی خود دوستی و خود خواهی اوست. قرآن ابتدا به او میگوید: «کُلُّ نفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» و «کُلُّ امْرِی بِما کَسَبَ رَهینٌ» تو در گرو اعمال و اکتسابات خویشی. آنگاه میفرماید: نیکیهایی که میکنید به خود میکنید و ضرر بدیهای شما نیز به خود شما بر میگردد و بدین وسیله انسان را به خوبی و پرهیز از زشتی دعوت، بلکه وادار میکند. پس دیگر جایی برای فاش نمودن اسرار و بردن آبرو و رسادن ضرر و زیان به دیگران برای انسان باقی نمیماند زیرا نتیجه اعمال انسان اولین جایی که اثر گذار است در روح و روان آدمی است.
آدمی باید به این نکته توجه داشته باشته باشد که تمامی افعال و رفتارهایی که انجام میدهد نتیجه اش بازگشت به سوی خود او دارد. امام علی (علیه السلام) فرمودند: «تو اگر نیکی کنی، خودت را گرامی داشتهای و به خودت نیکی کردهای و اگر بدی کنی، خودت را خوار کردهای و به خودت زیان رساندهای.»کم حرفی و حفظ زبان
«حفظ لسان» و «کنترل زبان» در مباحث اخلاقی و روایات، جایگاه مهمی دارد و به موضوعاتی چون: دروغ، غیبت، افتراء، لغو، بهتان و در بخشی هم به «رازداری» مربوط میشود. کسی که نتواند رازدار مردمباشد، گرفتار یک رذیله اخلاقی و معاشرتی است و باید در رفع آن بکوشد. تقوا و تمرین میتواند راهی مناسب به شمار آید. زبان ترازوی انسان است و آن قدر مورد اهمیت میباشد که در دنیا ایمان و کفر جز با شهادت آن معلوم نمیشود و جز خاموشی راه نجاتی از خطر آن نیست رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هر که خاموشی گزید نجات یافت.»[۱۳۴]و حضرت لقمان به فرزند خود چنین توصیه نمود: «ای فرزند، اگر پنداری که سخن گفتن نقره است، بدان که سکوت طلاست.» حفظ اسرار خود و دیگران جز با حفظ زبان امکان پذیر نیست و آسایش و راحتی انسان در کنترل زبان است انسانی که لجام زبان خویش را در دست داشته باشد راه نجات خود و دیگران را مهیا ساخته است.حسن ظن و دوری از تجسس
گمان بد سرچشمه تجسس، و تجسس موجب افشای عیوب و اسرار پنهانی، و آگاهی بر این امور سبب پراکندگی اسرار میشود که اسلام از معلول و علت همگی نهی کرده است.حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مائدهای از بهشت برای حضرت عیسی (علیه السلام) نازل شد و ایشان به حورایون فرمودند: از این مائده نخورید تا هنگامی که اجازه دهم؛ پس یکی از آنها مقداری از مائده را تناول کرد و بعضی از حواریون بیان داشتند یا روح الله آن مرد از آن مائده خورد پس در این هنگام حضرت عیسی (علیه السلام) رو به مرد کرد و به او گفت: آیا تو از این مائده خوردهای پس او جواب داد نه! و حواریون گفتند به خداوند قسم که یا روح الله او به درستی از آن مائده خورده است پس حضرت عیسی رو به حواریون کردند و فرمودند: برادر تو درست میگوید و چشمان شما اشتباه دیده است.»[۱۳۵]این داستان درسی بزرگ است برای همه ما که از تجسس در امور دیگران بپرهیزیم و اشتباهات و خطاهای دیگران را فاش نکنیم. البته آن جا که نیاز باشد اصل امر به معروف و نهی از منکر را نباید ترک کرد و انسان هر چه نسبت به اسرار دیگران بی اطلاع باشد و در امور دیگران تجسس و کنجکاوی کمتر نماید آن اسرار دیرتر در معرض فاش شدن قرار میگیرد. یکی دیگر از مصادیق تجسس و کنجکاوی بی مورد، خواندن نامه دیگران میباشد که از عادتهای زشتی است که در برخی افراد وجود دارد، که بی اجازه، نامه دیگران را میخوانند یا در کار دیگران تجسس میکنند. اینان برای توجیه کار نادرست خود میگویند: «من و او نداریم»، «بین ما یگانگی کامل وجود دارد.» البته این عذری ناپذیرفتنی است و حتی اگر پدر و فرزند، نامههای هم دیگر را بخوانند، ناراحت میشوند زیرا ممکن است مطالبی وجود داشته باشد که صاحب نامه نمیخواهد دیگران از آن آگاه شوند. پیامبر گرامی اسلام با توصیه به ترک چنین کار نکوهیدهای، میفرماید: «هر کس بی اجازه برادرش به نامه او نگاه کند، مانند آن است که در آتش نگریسته است[۱۳۶]تمرین و تقویت اراده
یکی دیگر از راههای درمان افشاگری تمرین و تقویت نمودن نفس خویش نسبت به کتمان اسرار میباشد.باید سعی و تلاش نمود که کتمان اسرار را برای خود ملکه نماییم و از اظهار اسرار دیگران بپرهیزیم و نسبت به ابراز ارادتی که ما میشود بی اعتنا باشیم زیرا این جور ارادتها و مخلص گوییها درمان هیچ دردی نیست و همواره نفس خویش را عادت دهیم تا ملکه حفظ اسرار برایمان حاصل گردد.عیب پوشی
امام رضا (علیه السلام) فرمودند:«مؤمن، مؤمن نخواهد بود مگر اینکه سه خصلت داشته باشد: سنتی از پروردگار و سنتی از پیامبر و سنتی از امام و پیشوا، اما سنت پروردگار کتمان اسرار است.»[۱۳۷]انسان وقتی عنایتخدای سبحان را در پوشیدن عیوب بندگان تا این حد میبیند، به خود اجازه نمیدهدکه پرده از عیوب بندگان خدا بردارد. زیرا خود به انواع عیوب و گناهان مبتلاست.
موضوعات مرتبط: احادیث و سخنان چهارده معصوم علیهم السلام ، احکام و مسائل شرعی ، سیاسی
تاريخ : شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۸ | 23:30 | نویسنده : هیئت حسینی خور |

