فلسفه و اسرار حجّ چیست؟
این مناسک بزرگ در حقیقت داراى چهار بعد است که هر یک از دیگرى ریشه دارتر و پرسودتر است:
1 ـ بعد اخلاقى حج ـ مهمترین فلسفه حج همان دگرگونى اخلاقى است که در انسانها به وجود مى آورد، مراسم «احرام» انسان را به کلى از تعینات مادى و امتیازات ظاهرى و لباسهاى رنگارنگ وزروزیور بیرون مى برد، و با تحریم لذائذ و پرداختن به خود سازى که از وظائف محرم است او را از جهان ماده جدا کرده و در عالمى از نور و روحانیت و صفا فرو مى برد، و آنها را که در حال عادى بار سنگین امتیازات موهوم و درجه ها و مدالها را بر دوش خود احساس مى کنند یکمرتبه سبکبار و راحت و آسوده مى کند.
سپس مراسم دیگر حج یکى پس از دیگرى انجام مى گیرد، مراسمى که علاقه هاى معنوى انسان را لحظه به لحظه با خدایش محکمتر و رابطه او را نزدیکتر و قویتر مى سازد، او را از گذشته تاریک و گناه آلودش بریده و به آینده اى روشن و پر از صفا و نور پیوند مى دهد.
مخصوصاً توجه به این حقیقت که مراسم حج در هر قدم یادآور خاطرات ابراهیم بت شکن، و اسماعیل ذبیح الله، و مادرش هاجر است، و مجاهدتها و گذشتها و ایثارگرى آنها را لحظه به لحظه در برابر چشمان انسان مجسم مى کند، و نیز توجه به اینکه سرزمین مکه عموماً و مسجدالحرام و خانه کعبه و محل طواف خصوصاً یادآور خاطرات پیامبر اسلام و پیشوایان بزرگ و مجاهدتهاى مسلمانان صدر اول است این انقلاب اخلاقى عمیقتر مى گردد، به گونه اى که در هر گوشه اى از مسجدالحرام و سرزمین مکه، انسان، چهره پیامبر(صلى الله علیه وآله) و على (علیه السلام) و سایر پیشوایان بزرگ را مى بیند، و صداى آواى حماسه هاى آنها را مى شنود.
آرى اینها همه دست به دست هم مى دهند و زمینه یک انقلاب اخلاقى را در دلهاى آماده فراهم مى سازد، به گونه اى توصیف ناشدنى ورق زندگانى انسان را برمى گردانند و صفحه نوینى در حیات او آغاز مى کنند.
بى جهت نیست که در روایات اسلامى مى خوانیم: «کسى که حج را به طور کامل انجام دهد یخرج من ذنوبه کهیئته یوم ولدته امه!»: از گناهان خود بیرون مى آید همانند روزى که از مادر متولد شده»(1).
آرى حج براى مسلمانان یک تولد ثانوى است، تولدى که آغازگر یک زندگى نوین انسانى مى باشد.
البته احتیاج به یادآورى ندارد که این برکات و آثار ـ و آنچه بعداً به آن اشاره خواهیم کرد ـ نه براى کسانى که از حج تنها به پوسته اى از آن قناعت کرده، و مغز آن را بدور افکنده اند و نه براى آنها که حج را وسیله تفریح و سیر و سیاحت و یا تظاهر و ریا و تهیه وسائل مادى شخصى قرار داده و هرگز به روح آن واقف نشده اند سهم آنها همان است که به آن رسیده اند!
2 ـ بعد سیاسى حج ـ: به گفته یکى از بزرگان فقهاى اسلام مراسم حج در عین اینکه خالصترین و عمیقترین عبادات را عرضه مى کند، مؤثرترین وسیله براى پیشبرد اهداف سیاسى اسلام است.
روح عبادت، توجه به خدا، و روح سیاست، توجه به خلق خدا است، این دو در حج آنچنان به هم آمیخته اند که تاروپود یکپارچه!.
حج عامل مؤثرى براى وحدت صفوف مسلمانان است.
حج عامل مبارزه با تعصبات ملى و نژاد پرستى و محدود شدن در حصار مرزهاى جغرافیائى است:
حج وسیله اى است براى شکستن سانسورها و از بین بردن خفقانهاى نظامهاى ظالمانه اى که در کشورهاى اسلامى حکمفرما مى شود.
حج وسیله اى است براى انتقال اخبار سیاسى کشورهاى اسلامى از هر نقطه به نقطه دیگر، و بالاخره حج، عامل مؤثرى است براى شکستن زنجیرهاى اسارت و استعمار و آزاد ساختن مسلمین.
و به همین دلیل در آن ایام که حاکمان جبار همچون بنى امیه و بنى عباس بر سرزمینهاى مقدس اسلامى حکومت مى کردند و هرگونه تماس میان قشرهاى مسلمان را زیر نظر مى گرفتند تا هر حرکت آزادى بخش را سرکوب کنند، فرا رسیدن موسم حج دریچه اى بود به سوى آزادى و تماس قشرهاى جامعه بزرک اسلامى با یکدیگر و طرح مسائل مختلف سیاسى.
روى همین جهت امیرمؤمنان على(علیه السلام) به هنگامى که فلسفه فرائض و عبادات را مى شمرد درباره حج مى گوید: الحج تقویة للدین: «خداوند مراسم حج را براى تقویت آئین اسلام تشریع کرد»(2).
بى جهت نیست که یکى از سیاستمداران معروف بیگانه در گفتار پرمعنى خود مى گوید: «واى به حال مسلمانان اگر معنى حج را نفهمند، و واى به حال دشمنانشان اگر معنى حج را درک کنند»!.
و حتى در روایات اسلامى، حج به عنوان جهاد افراد ضعیف شمرده شده، جهادى که حتى پیرمردان و پیرزنان ناتوان با حضور در صحنه آن مى توانند شکوه و عظمت امت اسلامى را منعکس سازند، و با حلقه هاى تو در توى نمازگزاران گرد خانه خدا و سردادن آواى وحدت و تکبیر، پشت دشمنان اسلام را بلرزانند.
3 ـ بعد فرهنگى: ارتباط قشرهاى مسلمانان در ایام حج مى تواند به عنوان مؤثرترین عامل مبادله فرهنگى و انتقال فکرها درآید.
مخصوصاً با توجه به این نکته که اجتماع شکوهمند حج، نماینده طبیعى و واقعى همه قشرهاى مسلمانان جهان است (چرا که در انتخاب افراد براى رفتن به زیارت خانه خدا هیچ عامل مصنوعى مؤثر نیست و زوار کعبه از میان تمام گروهها، نژادها، زبانهائى که مسلمانان به آن تکلم مى کنند برخاسته و در آنجا جمع مى شوند).
لذا در روایات اسلامى مى خوانیم: یکى از فوائد حج نشر اخبار و آثار رسول الله(صلى الله علیه وآله) به تمام جهان اسلام است.
«هشام بن حکم» که از دوستان دانشمند «امام صادق(علیه السلام)» است مى گوید: از آنحضرت درباره فلسفه حج و طواف کعبه سؤال کردم، فرمود: «خداوند این بندگان را آفرید... وفرمانهائى در طریق مصلحت دین و دنیا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آئین حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبى یکدیگر را بشناسند و از حال هم آگاه شوند، و هر گروهى سرمایه هاى تجارى را از شهرى به شهر دیگر منتقل کنند... و براى اینکه آثار پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آورند و هرگز فراموش نکنند»(3).
به همین دلیل در دورانهاى خفقان بارى که خلفا و سلاطین جور اجازه نشر این احکام را به مسلمانان نمى دادند آنها با استفاده از این فرصت، مشکلات خود را حل مى کردند و با تماس گرفتن با ائمه هدى(علیهم السلام) و علماى بزرگ دین پرده از چهره قوانین اسلام و سنت پیامبر(صلى الله علیه وآله)برمى داشتند.
از سوى دیگر، حج مى تواند، مبدل به یک کنگره عظیم فرهنگى شود و اندیشمندان جهان اسلام در ایامى که در مکه هستند گرد هم آیند و افکار و ابتکارات خویش را به دیگران عرضه کنند.
اصولا یکى از بدبختیهاى بزرگ این است که مرزهاى کشورهاى اسلامى سبب جدائى فرهنگى آنها شود، مسلمانان هر کشور تنها به خود بیندیشند، که در این صورت جامعه واحد اسلامى پاره پاره و نابود مى گردد، آرى حج مى تواند جلو این سرنوشت شوم را بگیرد.
و چه جالب مى فرماید امام صادق(علیه السلام) در ذیل همان روایت هشام بن حکم: «اگر هر قوم و ملتى تنها از کشور و بلاد خویش سخن بگویند و تنها به مسائلى که در آن است بیندیشند همگى نابود مى گردند و کشورهایشان ویران مى شود، منافع آنها ساقط مى گردد و اخبار واقعى در پشت پرده قرار مى گیرد»(4).
4 ـ بعد اقتصادى حج ـ بر خلاف آنچه بعضى فکر مى کنند، استفاده از کنگره عظیم حج براى تقویت پایه هاى اقتصادى کشورهاى اسلامى نه تنها با روح حج منافات ندارد بلکه طبق روایات اسلامى یکى از فلسفه هاى آن را تشکیل مى دهد
چه مانعى دارد مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پایه یک بازار مشترک اسلامى را بگذارند، و زمینه هاى مبادلاتى و تجارى را در میان خود بگونه اى فراهم سازند که نه منافعشان به جیب دشمنانشان بریزد، ونه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد، که این دنیا پرستى نیست، عین عبادت است و جهاد.
و لذا در همان روایت «هشام بن حکم» از «امام صادق»(علیه السلام) ضمن بیان فلسفه هاى حج صریحاً به این موضوع اشاره شده بود که یکى از اهداف حج، تقویت تجارت مسلمانان و تسهیل روابط اقتصادى است.
و در حدیث دیگرى از همان امام (علیه السلام) در تفسیر آیه «لیس علیکم جناح ان تبتغوا فضلا من ربکم» (بقره ـ 198) مى خوانیم که فرمود: منظور از این آیه کسب روزى است فاذا احل الرجل من احرامه وقضى فلیشتر و لیبع فى الموسم: «هنگامى که انسان از احرام بیرون آید و مناسک حج را بجا آورد در همان موسم حج خرید و فروش کند (و این موضوع نه تنها گناه ندارد بلکه داراى ثواب است)(5).
همین معنى در ذیل حدیثى که از «امام على بن موسى الرضا»(علیه السلام)بطور مشروح در بیان فلسفه هاى حج وارد شده است آمده و در پایان آن مى فرماید: لیشهدوا منافع لهم(6).
اشاره به اینکه آیه «لیشهدوا منافع لهم» هم منافع معنوى را شامل مى شود و هم منافع مادى را که از یک نظر همه معنوى است.
کوتاه سخن اینکه این عبادت بزرگ اگر بطور صحیح و کامل مورد بهره بردارى قرارگیرد و زوارخانه خدا در آن ایام که در آن سرزمین مقدس حضور فعال دارند و دلهایشان آماده است از این فرصت بزرگ براى حل مشکلات گوناگون جامعه اسلامى با تشکیل کنگره هاى مختلف سیاسى و فرهنگى و اقتصادى استفاده کنند، این عبادت مى تواند از هر نظر مشکل گشا باشد، و شاید به همین دلیل است که امام صادق(علیه السلام)مى فرماید: لایزال الدین قائماً ما قامت الکعبة: «مادام که خانه کعبه برپا است اسلام هم برپا است»(7).
و نیز على(علیه السلام) فرمود: خانه خدا را فراموش نکنید که اگر فراموش کنید هلاک خواهید شد الله الله فى بیت ربکم لاتخلوه ما بقیتم فانه ان ترک لم تناظروا(8): «خدا را خدا را، در مورد خانه پروردگارتان، هرگز آنرا خالى نگذارید که اگر آنرا ترک گوئید مهلت الهى از شما برداشته مى شود»!.
و نیز به خاطر اهمیت این موضوع است که فصلى در روایات اسلامى تحت این عنوان گشوده شده است که اگر یکسال مسلمانان بخواهند حج را تعطیل کنند بر حکومت اسلامى واجب است که با زور آن ها را به مکه بفرستد(9)(10)
1 ـ بحار الانوار ج 99 ص 26.
2 ـ نهج البلاغه کلمات قصار شماره 252.
3 ـ وسائل الشیعه ج 8 صفحه 9.
4 ـ همان مدرک سابق.
5 ـ تفسیر عیاشى طبق نقل تفسیر المیزان جلد 2 صفحه 86.
6 ـ بحارالانوار جلد 99 صفحه 32.
7 ـ وسائل الشیعه جلد 8 صفحه 14.
8 ـ نهج البلاغه بخش نامه وصیت 47.
9 ـ وسائل الشیعه ج 8 ص 15 «باب وجوب اجبار الو الى الناس على الحج».
10 ـ تفسیر نمونه ج14ص76
مقصود از فلسفه کلی حج، نکاتی است که به کلیت حج مرتبط است، نه بخش و یا حکم خاصی از مجموعه حج.
اهمیت حج
[ویرایش]«حج» جامع بسیاری از عبادتها است؛ از جمله: نماز، انفاق، طهارات، هجرت، تحمل سختیها در راه خدا، امساک (محرمات احرام و حرم)، کوچ و حرکت دسته جمعی، قربانی، اطعام، تولا و تبرا، جهاد و …
صاحب جواهر (رحمةاللهعلیه) در این زمینه مینویسد:
«فهو حینئذ ریاضة نفسانیة و طاعة مالیة، و عبادة بدنیة، قولیة و فعلیة و جودیة وعدمیة و هذا الجمع من خواص الحج من العبادات التی لیس فیها اجمع من الصلاة و هی لم تجتمع فیها ما اجتمع فی الحج من فنون الطاعات».
بنابراین حج مجموعهای است که عبادات دیگر را درخود دارد و معجونی از همه عبادتهای دیگر است؛ ولی علاوه برخواص یکایک اجزاء، این ترکیب یک سری خواص کلی نیزدارد.
بدون شک حج یک طرح قرآنی است؛ پس در آغاز بایستی چهره ترسیم شده حج را در قرآن بررسی کرد. آنچه درباره حج بیان میشود. در مورد عمره نیز تا حدودی صادق است؛ گرچه حج اوج این مقصود است.
خطوط اصلی طرح حج
[ویرایش]اگر در نقشه چیزی دقت کنیم، میتوانیم دریابیم که این نقشه، برای چه اهدافی ترسیم شده است؛ آیا برای ساخت یک خانه مسکونی است؟ یا برای مدرسه، مسجد، کارخانه و …؟!
باید در نقشه و طرح اعمال حج مطالعه کرد تا کلیت این طراحی دریافت گردد. پس از دریافت کلیات، جزئیات نیز در پرتو آن مشخص خواهد شد. در حقیقت سیری است از کل به جزء و از مجموع به اجزای آن.
حج و عمره دارای یک مرکزیت است که همه اعمال، همچون شعاعهایی به آن ختم میشوند و یا از آن آغاز میگردند. خانه مقدس کعبه، محور و مرکزیت این اعمال است؛ از این رو بایستی این مرکزیت را مورد بررسی قرار داد تا در پرتو آن شعاعها نیز تعریف شوند.
مشخصههای کعبه در قرآن
[ویرایش]مشخصههای کعبه در قرآن عبارت است از:
← اولین خانه و معبد برای مردم
ان اول بیت وضع للناس؛ بنابراین هیچ معبدی بر کعبه تقدم ندارد. این خانه به همه مردم تعلق دارد و هیچ گروه، ملت، نژاد و یا طبقهای نسبت به آن اولویت ندارد.
← مبارک بودن
مبارک بودن (یعنی، دارای خیر و برکت فراوان است) للذی ببکة مبارکا.
← منسوب به خدا بودن
منسوب به خدا بودن: طهر بیتی للطائفین و القائمین و الرکع السجود؛ گرچه همه چیز این عالم از آن خدا است لله ملک السموات والارض، ولی این خانه تعلق و اختصاص ویژه به خداوند دارد.
← عتیق بودن
عتیق بودن: و لیطوفوا بالبیت العتیق؛ این خانه در ملک کسی نیست، از هر قیدی آزاد است.
← موجب قیام و قوام بودن
موجب قیام و قوام بودن: جعل الله الکعبة البیت الحرام قیاما للناس؛ یعنی، خداوند کعبه را موجب برپایی مردم قرار داده است.
← هدایتگر بودن برای همه جهانیان
هدایتگر بودن برای همه جهانیان: للذی ببکة مبارکا و هدی للعالمین. مضمون آیه این است که: کعبه موجب هدایت برای همه جهانیان است؛ یعنی، پیام کعبه محدود به حاضران در مکه و یا مسلمانان نیست؛ بلکه پیام آن جهانی و گسترده است.
← امنیت کعبه ومکه
امنیت کعبه و مکه: و اذ جعلنا البیت مثابة للناس و امنا و اتخذوا من مقام ابراهیم مصلی و عهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ان طهرا بیتی للطائفین و العاکفین و الرکع السجود؛ یعنی، یاد کن زمانی را که خانه کعبه را محل رجوع و امنیت قرار دادیم.
در پی دعای حضرت ابراهیم و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا بلدا آمنا؛ خداوند این سرزمین را محل امن برای گرد همایی مسلمانان و نمایندگان طبیعی آنان قرار داده است و من دخله کان آمنا.
در بین ویژگیها و اوصاف کعبه، آنچه بیش از همه برآن تاکید شده موضوع امنیت است. اوصافی همانند عتیق، مثابه، مبارک و قیام یک بار مطرح شده؛ ولی امنیت حداقل هفت بار مطرح گشته است و این نشانگر برجستگی و نقش این ویژگی در بین دیگر خصوصیات است:
- و من دخله کان آمنا؛
- و اذ جعلنا البیت مثابة للناس و امنا؛
- او لم یروا انا جعلنا حرما آمنا؛
- او لم نمکن لهم حرما آمنا یجبی الیه ثمرات کل شی ء؛
- و هذا البلد الامین؛
← حرمت و احترام ویژه کعبه
حرمت و احترام ویژه کعبه و مسجد الحرام: ازدیدگاه قرآن کعبه دارای احترام ویژه است عند بیتک المحرم؛ چنان که مسجدالحرام نیز چنین حرمتی دارد و المسجد الحرام الذی جعلناه للناس منطقه حرم نیز به همین صورت از حرمت ویژهای برخوردار است حرما آمنا یجبی الیه ثمرات کل شی ء.
کسی هم که وارد این سرزمین میشود، ازاین" حرمت" بهره «میبرد یاایها الذین آمنوا لا تحلوا شعائر الله و لا الشهر الحرام و لا الهدی و لا القلائد و لا آمین البیت الحرام.
همان گونه که شعائر الهی، ماه حرام و نشانههای حجگزار از احترام ویژه برخوردار است؛ اجابت کنندگان دعوت حج (آمین البیت الحرام) نیز دارای چنین حرمتی هستند.
← مثابه و محل رجوع بودن
مثابه و محل رجوع بودن: و اذ جعلنا البیت مثابة للناس و امنا.
«مثابه» جایی است که محل رفت و آمد و مراجعه پیوسته مردم است. این همان چیزی است که در گذشته، اتفاق افتاده و در آینده نیز ادامه خواهد داشت و این یکی از نکات مهم اجتماعی، سیاسی و فرهنگی حج است.
آمد و شد حج گزاران در طول تاریخ به سرزمین مکه، آثار فراوانی را از خود به جای گذاشته است که بایستی جداگانه مورد بررسی قرار گیرد.
← تساوی حقوق ساکنین مکه
تساوی حقوق ساکنین و واردین به مکه: سواء العاکف فیه و الباد؛ تنها شهر جهان- که ساکنان آن از نظر قرآن حقوقی مساوی با وارد شوندگان به آن دارند- مکه معظمه است، متاسفانه این اصل قرآنی مورد عمل قرار نمیگیرد؛ ولی اصلی فوق العاده مترقی است که پیاده شدن آن ضامن تحقق اهداف حج است.
← طهارت و پاکیزگی
طهارت و پاکیزگی: خداوند به حضرت ابراهیم و اسماعیل فرمان میدهد: طهرا بیتی للطائفین و العاکفین و الرکع السجود یعنی، خانه مرا برای عبادتکنندگان پاکیزه کنید. طهارت از مشخصههای مهم این خانه است که هم شامل طهارت ظاهری است و هم باطنی (پاک بودن از هر گونه شرکورزی) این دستور در مجموعه مناسک حج مشاهده میشود؛ مانند استحباب غسل در مواقف مختلف از جمله میقات، ورود به حرم، ورود به مسجد الحرام و …
مشخصههای دیگر مناسک حج
[ویرایش]برای مناسک حج مشخصههای بسیاری ذکر شده است که در این مبحث به برخی از آنها اشاره میشود:
← شعائر بودن مناسک حج
قرآن مجید پس از ذکر برخی از مناسک حج، مجموع آنها را شعائر الهی دانسته است: یا ایها الذین آمنوا لا تحلوا شعائر الله و لا الشهر الحرام و لا الهدی و لا القلائد و لا آمین البیت الحرام؛ شعائر پرچم اسلام و نمایانگر محتوا و اهداف آن است.
← حضور افراد توانمند
چون حج بر مستطیع واجب است؛ و لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا. هر ساله عدهای از متن جوامع اسلامی در مکه حضور به هم میرسانند و این ویژگی، نمایانگر بی نیازی و قدرت اقتصادی و مالی جامعه اسلامی است.
← حضور نیازمندان و فقیران در حج
گرچه حج بر افراد مستطیع واجب است؛ ولی هر جا که ثروت وجود داشته باشد، نیازمندان به جهت کار و تامین معیشت به آنجا روی میآورند. از همین رو در احکام حج به آنها توجه شده و وجود آنان در نظر گرفته شده است: و اطعموا البائس الفقیر و فکلوا منها و اطعموا القانع و المعتر بر این اساس و به طور مکرر بر تامین نیاز آنان تاکید شده است.
← ذکرالله بودن حج
از جمله اهداف مقدس مناسک حج، یاد خداوند است. البته این صرفا یاد کرد ذهنی نیست؛ بلکه یادی عملی است که در انجام مناسک حج تحقق مییابد: ویذکروا اسم الله فی ایام معلومات و لتکبروا الله علی ما هداکم و بشر المحسنین.
← پیوند با نبوت و امامت
مناسک حج در پیوند نبوت و امامت است. از همین رو پس از طواف که محور مهمی در مناسک حج است- نماز طواف واجب است: و اتخذوا من مقام ابراهیم مصلی؛ یعنی، نماز طواف باید پشت مقام حضرت ابراهیم باشد.
اینکه مقام ابراهیم باید در نماز طواف بین نمازگزار و کعبه قرار گیرد، حاوی نکته بسیار مهمی است و آن توجه به مقام نبوت و امامت در کنار کعبه و در حال نماز طواف است. حضرت ابراهیم شیخ الانبیا است و ادیان مهم ( اسلام، مسیحیت و یهودیت ) آن حضرت را قبول دارند.
مهمترین جایگاهی که خداوند آن را در کنار کعبه مطرح فرموده، مقام ابراهیم است (فیه آیات بینات مقام ابراهیم) ؛ البته آیتهای متعددی در اطراف کعبه وجود دارد، ولی در بین آنها، مقام ابراهیم اختصاص به ذکر یافته که گواه اهمیت آن است. این جایگاه به عنوان «امام نماز» برای طوافکنندگان معین شده است.
← جا به جایی و کوچ و اقامت
از جمله ویژگیهای حج- که در کمتر عبادتی (جز در جهاد) مشاهده میشود- تحرک و ایستا نبودن است، حرکت به سوی میقات، میقات تا حرم، طواف تا سعی احرام برای حج، عرفات، مشعر، منی و اعمال پس از آن، جملگی متضمن حرکت و انتقال است. این خصوصیت موجب تلاقی و ترکیب فزونتر حجاج و نزدیکتر شدن آنان به اهداف متعالی و مقدس حج است، که از جمله آنها بر طرف کردن کسالت، بی تحرکی و خمودی و آماده ساختن مسلمانان برای حرکتهای بزرگ است.
← دوری از آسیبهای اخلاقی
«فلا رفث»، یعنی در حج نبایستی نزدیکی به زنان و فسوق و جدال صورت گیرد: الحج اشهر معلومات فمن فرض فیهن الحج فلا رفث و لا فسوق و لا جدال فی الحج و ما تفعلوا من خیر یعلمه الله و تزودوا فان خیر الزاد التقوی و اتقون یا اولی الالباب.
حج جایگاه کسانی است که بر نفس خود تسلط یافته و اسیر شهوت و خصلتهای ناپسند اخلاقی نشده واز درگیریهای لفظی وجدلی- که در آن صرفآ غلبه بر دیگران مطرح است، نه کشف حقیقت- به دور هستند.
← جایگاه کار خیر
قرآن میفرماید: و ما تفعلوا من خیر یعلمه الله ان الصفا و المروة من شعائر الله فمن حج البیت او اعتمر فلا جناح علیه ان یطوف بهما و من تطوع خیرا فان الله شاکر علیم. در آیات حج به طور مکرر به انجام امورخیردر حج توصیه شده است؛ این ویژگی جلوهای متعالی از همزیستی در حج است که همگان در صدد انجام خیر هستند
← حج محل به دست آوردن تقوا
فمن فرض فیهن الحج فلا رفث و لا فسوق و لا جدال فی الحج و ما تفعلوا من خیر یعلمه الله و تزودوا فان خیر الزاد التقوی ی عنی، از حج توشه برگیرید که همانا بهترین توشهها تقوا است.
فرمان به برگرفتن توشه «تقوا» از حج، نشان از آمادگی بستر حج برای برداشتن چنین توشه مبارکی است.
ویژگیهای ذکر شده میتواند تصویری از کلیت حج و اهداف آن را گزارش دهد، چون این ترکیب فرآیندی دارد که روح حج و سر آن را آشکار میکند؛
عارف و عالم کامل، مرحوم میرزاجواد ملکی تبریزی مینویسد:
«و بعبارة آخری بعضها (عبادات) توثر فی التخلیه و بعضها فی التحلیه و بعضها جامع لکلا الامرین، والحج من القسم الاخیر لاته معجون الهی مرکب من اجزاء فاقعه جدا لجمیع امراض القلوب العائقه لها من عالم النور».
فرآیند مجموعه ویژگیهای قرآنی حج
[ویرایش]۱. حج مجموعهای توحید محور است.
۲. در کنار آن، امامت و نبوت مطرح شده است.
۳. امنیت در این مجموعه هدف بسیار مهمی است که در ابعاد مختلف مطرح شده است.
۴. برکت و پر فایده بودن چهره دیگر آن است.
۵. هدایت گری دراین مناسک مورد نظر است؛ یعنی، این حج است که باید به عموم مردم جهان خط بدهد وهمانند قلبی پر تپش، هدایت رادر رگهای مردم جهاناند به جریان اندازد. نه اینکه فقط حاضران در مناسک و در کنار کعبه از هدایتهای آن بهره گیرند؛ بلکه عموم جهانیان در این طرح مورد نظر هستند.
۶. همه مردم دراین سرزمین از قیود سیاسی و مرزهای دست ساز بشرآزادند و تنها بنده خدایند؛ چون کعبه ملک کسی نیست و خانه عتیق است.
۷. قوام بخشی به عموم مردم (که مرحلهای فراتر از هدایت است) جلوه دیگر این مجموعه است.
۸. حضور توانمندان، نمایشگر ثروت و امکانات و حضور دیگران موجب انتقال ثروت و اطلاع از وضعیت بخشهای مختلف جامعه است.
۹. حج ذکر خدا است؛ ولی تنها یک خلسه معنوی و فرو رفتن در حصار آن نیست؛ بلکه دنیای مردم نیز در آنجا مطرح است. اقتصاد در کنار سیاست، سیاست در کنار عبادت و … حضور دارند.
در نقاط مختلف، اجتماعات مهمی وجود دارد. هندوها در کنار رود گنگ و … ولی اینها عموما یک بعدی است. گذشته از اینکه برخی نیز آثار مخربی دارد. ما هر طرحی که در اندازیم، باز طرحی انسانی است که اگر به چند جهت هم توجه داشته باشیم از جهات دیگر غافل خواهیم بود، ولی خداوند همه چیز را با هم دیده و طراحی کرده است: «هوالعلیم الحکیم».
با توجه به این جهره، در بخش بعدی به توضیح اسرارکلی و گوناگون حج میپردازیم.
پانویس
[ویرایش]| ۱. | ↑ نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۷، ص۲۱۴. |
| ۲. | ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۹۶. |
| ۳. | ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۹۶. |
| ۴. | ↑ حج/سوره۲۲، آیه۲۶. |
| ۵. | ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۲۶. |
| ۶. | ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۹۷. |
| ۷. | ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۲۶. |
| ۸. | ↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۶۷. |
| ۹. | ↑ قصص/سوره۲۸، آیه۵۷. |
| ۱۰. | ↑ تین/سوره۹۵، آیه۳. |
| ۱۱. | ↑ ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۷. |
| ۱۲. | ↑ حج/سوره۲۲، آیه۳۷. |
| ۱۳. | ↑ قصص/سوره۲۸، آیه۶۷. |
| ۱۴. | ↑ مائده/سوره۵، آیه۲. |
| ۱۵. | ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۲۶. |
| ۱۶. | ↑ حج/سوره۲۲، آیه۲۵. |
| ۱۷. | ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۲۵. |
| ۱۸. | ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۹۷. |
| ۱۹. | ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۲۸. |
| ۲۰. | ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۳۶. |
| ۲۱. | ↑ حج/سوره۲۲، آیه۲۸. |
| ۲۲. | ↑ حج/سوره۲۲، آیه۳۶. |
| ۲۳. | ↑ حج/سوره۲۲، آیه۲۸. |
| ۲۴. | ↑ حج/سوره۲۲، آیه۳۷. |
| ۲۵. | ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۹۷. |
| ۲۶. | ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۵۸. |
| ۲۷. | ↑ ملکیتبریزی، میرزا جواد آقا، المراقبات مراقبات ماه ذی القعده، ص۱۹۶. |
منبع
[ویرایش]
موضوعات مرتبط: عمره و حج

