بسم الله الرحمن الرحیم
«.. وَ لَوْ ردُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ... نساء ۸۳»
با اهداء احترام و تحیات
جنابعالی در سخنرانی روز ۱۸ دی در جمع اقتصاددانان کشور به مناسبتی وارد بحث سیاسی شدید و گریزی به نقدهای مردم از مسئولان نسبت به مشکلات معیشتی زده و لازم دیدید که سخن را به اینجا رسانده که این مطالب را به مردم اعلام کنید.
متن سخنان آقای دکتر روحانی در دیدار وزیر و معاونان وزارت امور اقتصادی و دارایی چنین است:
((ما با انتقاد هیچوقت مخالف نیستیم همه باید انتقاد شوند، تمام مسئولین کشور قابل نقدند، ما در کشور معصوم نداریم، حالا اگر یک وقتی امام دوازدهم ظهور کرد آن وقت هم میشود نقد کرد.
ضمن اینکه پیامبر اسلام (ص) هم به مردم اجازه انتقاد میدادند و بالاتر از مقام پیامبر در تاریخ وجود ندارد، وقتی پیامبر صحبتی میکرد طرف بلند میشد و میگفت: «أ. من الله أو منک؟» آیا نظر خداست یا نظر خودتان؟ اگر میگفت:: «من الله» قبول میکرد، اگر میگفت:: «منی» انتقاد میکرد میگفت: قبول ندارم، ما در زمان حکومت معصوم هم نقد داریم، ... هیچ استثنایی در کشور برای انتقاد کردن وجود ندارد و در کشور ما معصوم نداریم. خدا مرحوم شریعتی را رحمت کند، ایشان مذهب شیعه را مذهب انتظار میدانست و میگفت: مذهب انتظار مذهب اعتراض است یعنی کسی که منتظر است یعنی معترض است.))
گرچه جنابعالی اصلاً تصریح نکردید که مقصودشان از استثناء غیر معصوم، که تاکنون مردم ایران در این اجتماعات اخیر وی را نقد نکرده اند و احترامی برای آن قائل اند کیست؟ اما همه مخاطبان به راحتی میفهمند که تنها شخصیتی که بین مسئولان انتقاد شده نظام و معصومین علیهم السلام وجود دارد، ولی فقیه و رهبری نظام اسلامی است.
البته ایشان برای اثبات نقد پذیری آن شخصیت بزرگ نقد نشده نظام کنونی به یک استدلال دینی تمسک نموده و تاکید میکنند که: پیامبر بزرگوار اسلام که بزرگترین مقام را در تاریخ داشته اند مورد نقد قرار میگرفتند و در زمان حکومت معصوم و امام دوازدهم علیه السلام میشود نقدکرد. این استدلال تاریخی را به این جهت نقل میکنند تا مخاطبان بفهمند: مانعی ندارد که شخصیت مورد نظر کنونی نیز مورد نقد جامعه ایران قرار بگیرد.
این استلال تاریخی، یک اظهار نظر در معارف و عقاید دینی است، که اگر بر فرض هیچگونه استفاده سیاسی از آن نمیشد، یک خطای علمی در شناخت دین بود، و اگر ایشان آن را در سخنرانی عمومی مطرح نمیکردند، میبایست به رفع اشتباه ایشان بصورت محرمانه اکتفاء کنیم، اما، چون جمع زیادی از حضار همایش و دیگر مخاطبان ملی رسانه در پیامبرشناسی و امام شناسی دچار انحراف و بد فهمی دینی شده اند، لازم است صمیمانه به تبیین این خطای دینی در رسانه پرداخته شود.
نوشته حاضر صرفاً یک مباحثه علمی حوزوی دوستانه بین دو فرزند حوزه برای اصلاح اشتباه معرفت دینی است و هیچ انگیزهای سیاسی و جناحی در آن وجود ندارد، زیرا بنده حمایت از دولت و رئیس جمهور منتخب قانونی مردم را بر خود لازم میدانم و برای موفقیت ایشان در عرصه اجرائی نظام و خدمت رسانی به ملت مؤمن و عزیز ایران و رفع مشکلات معیشتی آنان دعا میکنم.
سخنان ایشان در این خصوص شامل چند گزاره صریح و ضمنی بود که هر کدام باید مستقلاً مورد بررسی و نقد علمی قرار بگیرد:
۱. پیامبر بزرگوار اسلام (ص) توسط برخی مسلمانان معاصر حضرت مورد انتقاد قرار میگرفت و حضرت به مردم اجازه انتقاد میدادند.
۲. در زمان حکوت معصوم و امام دوازدهم (ع) هم میشود نقدکرد.
۳. تمامی مسئولان کشور قابل نقدند، ما درکشور معصوم نداریم وهیچ استثنائی در کشور برای نقد کردن وجود ندارد.
۴. پیام اولی که نقل این گزارههای تاریخی به مخاطبان القاء میکند آن است که: انتقاد برخی صحابه به پیامبر اکرم (ص) وانتقاد به ائمه معصومین کار خوب و ارزشی بوده، چنانکه اجازه پیامبر اکرم به انتقاد مؤید حسن انتقادهای آنان است.
۵. پیام دوم این سخن این است که: مقام پیشوای غیر معصوم کنونی کشور ایران که بالاتر از مقام پیامبر اکرم و ائمه معصومین نیست، پس انتقاد مردم معاصر هم به پیشوای غیر معصوم ایران یعنی، ولی فقیه حاضر نیز نه تنها اشکالی ندارد.
بلکه شایسته است که این سیره حسنه صدر اسلام توسط مردم ایران استمرار یابد و پیشوای غیر معصوم هم به مردم این اجازه را بدهد.
۶. مذهب شیعه مذهب انتظار و اعتراض است، پس بر شیعیان لازم است بر خطاهای، ولی فقیه اعتراض کنند.
اما مجموعه این گزارهها دارای نقد واشکالات جدی است که به شرح ذیل میباشد:
۱. نقد ناپذیری پیامبر اکرم (ص):
پیامبر اکرم (ص)، چون معصوم و دارای عصمت مطلق است فرقی بین وحی نازل شده و بقیه گفتار و رفتار ایشان نیست و کل سخنان حضرت برگرفته از الهام و تعلیم الهی است، این اصل عقیدتی را قرآن کریم با صراحت فرموده است: وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهْوَی إِنْ هُوَ إِلا وَحْیٌ یُوحَی (نجم ۳ و ۴) ترجمه: و از سر هوس سخن نمى گوید (۳) این سخن بجز وحیى که وحى مى شود نیست (۴) پس نقد و اشکال گرفتن به ایشان به هر صورت که انجام گرفته باشد نقد و اشکال به خداست و لذا خطا و غلط فاحش است که یا ناشی از جهالت آنان به عصمت پیامبر اکرم (ص) و یا عناد و سرکشی آنان بوده است.
عصمت مطلق پیامبر اکرم (ص) اصل مسلمی است که چندین آیه شریفه قرآن با عموم و اطلاق خویش بر آن دلالت دارد، مانند:
الف.. أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ (نساء ۵۹)
از خدا و پیامبر خدا و اولی الامرتان پیروی کنید.
• مقصود از اطاعت خدا عمل به آیات نازل شده الهی بر پیامبر است و مقصود از اطاعت رسول بقیه گفتار و رهنمودهای حضرت است.
ب.. ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا (حشر ۷)
آنچه را فرستاده (او) به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت کیفر است
ج.. قُل ان کنتم تُحبّون اللهَ فاتّبعونی یُحببکمُ اللهُ (آل عمران ۳۱)
بگو (ای پیغمبر): اگر خدا را دوست میدارید مرا پیروی کنید تا خدا شما را دوست دارد
د.. مَنْ یُطِعْ الرَّسُول فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه (نساء ۸۰)
کسى که اطاعت کند رسول اکرم را، پس محققاً اطاعت خدا را نموده.
چون همه دستورات پیامبر اکرم (ص) برگرفته از تعالیم الهی است، اطاعت از همه دستورات حضرت اطاعت خدا محسوب میگردد.
علاوه بر اینکه ما شیعیان و حتی تمام مسلمانان پیرو دیگر مذاهب عالم اعتقاد به حجیت شرعی تمامی گفتار و سیره عملی پیامبر اکرم (ص) به عنوان منبع استنباط احکام داریم، و این اعتقاد نشانه الهی بودن همه اظهارات حضرت و عدم جواز انتقاد به ایشان است.
۲. محکومیت ناقدان پیامبر (ص):
البته کسانی در چند مورد به پیامبر اکرم (ص) نقد و اشکال کرده اند و یا از آن حضرت در موردبرخی اظهارات ایشان پرسیدند که آیا شما این سخن را از جانب خدا میگوئید یا به تصمیم خودتان؟، اما این جسارت آنها ناشی از ضعف ایمان آنها بوده و کاری غلط و ناسازگار با ایمان به عصمت پیامبر (ص) است. گرچه حضرت کریمانه به این نقدها و سوالات جسورانه گوش کردند و به سوال و انتقاد پاسخ محترمانه دادند - که خود الگوئی برای دیگر پیشوایان اسلامی معصوم و غیر معصوم است -، اما عمل جاهلانه و غلط آنها را نباید به عنوان الگوئی ارزشی به جامعه اسلامی تزریق و تلقین کرد، بلکه باید مردود بودن این نوع جسارت غیر مؤمنانه را برای نسلهای کنونی و آینده افشا نمود.
قرآن کریم نه تنها به هیچ مومن و مومنهای اجازه اظهار نظر مخالف هم در برابر حکم خدا و هم در برابر حکم پیامبر (ص) نداده است، بلکه عدم تسلیم محض را نشانه بی ایمانی میداند:
ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ...
هیچ مرد و زن مؤمنی را در کاری که خدا و رسول حکم کنند اراده و اختیاری نیست (که رأی خلافی اظهار نمایند)
فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً...
به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند و کاملا تسلیم باشند.
آری سوال یک مسلمان از حضرت بعنوان سوال جاهل از عالم برای فهم حقیقت یا اطلاع از دلیل یک دستور دینی اشکالی ندارد چنانکه مشورت دادن نیز مانعی ندارد، اما نه اشکال و انتقاد! زیرا حقیقت انتقاد یعنی بیان خطای مخاطب توسط انتقاد کننده و ارشاد و هدایت او آیا تخطئه معصوم توسط غیر معصوم با مبانی دین ما سازگار و قابل ستایش و مدح است؟
۳. نقد ناپذیری ائمه معصومین (ع):
ائمه دوازده گانه معصومین سلام الله علیهم نیز مانند پیامبر بزرگوار (ص) دارای عصمت مطلقه در همه گفتار و رفتار هستند و همه آنها الهام گرفته از تعلیم و عنایت الهی است و بر همین اساس تمام گفتار و رفتار آنها حجت شرعی بر همگان وغیر قابل نقد واشکال اند؛ و اگر در تاریخ آن بزرگوارا
ن. شاهد مقاطعی هستیم که احیاناً کسی به یکی از آن انوار مقدسه اشکال و نقد کرده، ناشی از جهالت ویا ضعف ایمان و یا احیاناً عناد آنها بوده، که شایسته نیست عملکرد جاهلانه آنان تأیید شود و شیعیان را به تأسی و پیروی آنان تشویق کنیم وحتی بالاتر از آن انتقاد به حکومت معصومان و حتی امام دوازدهم مصلح جهانی و حجت الهی را نیز تجویز و تشویق کنیم.
ملاحظه بفرمائید در زمان امام محمّد باقر علیه السلام یک نفر آمد و به حضرت رسول (ص) انتقاد کرد و از امام محمّد باقر علیه السلام پرسید: آیا ولایت و امامت حضرت علی از جانب خدا تعیین شده یا از جانب پیامبر (ص)؟ امام باقر (ع) از این سؤال و نقد جسورانه خشمگین و غضبناک شد و فرمود: پیامبر الهی خدا ترس از آن بود که سخنی از جانب خودش بگوید.
عن ابی بصیر عن ابی جعفر ع. قال: «کُنْتُ عِنْدَهُ جَالِساً فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ حَدِّثْنِی عَنْ وَلاَیَةِ عَلِیٍ أَ مِنَ اَللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِهِ فَغَضِبَ ثُمَّ قَالَ وَیْحَکَ کَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص أَخْوَفَ لِلَّهِ مِنْ أَنْ یَقُولَ مَا لَمْ یَأْمُرْهُ بِهِ اَللَّهُ بَلِ اِفْتَرَضَهُ کَمَا اِفْتَرَضَ اَللَّهُ اَلصَّلاَةَ وَ اَلزَّکَاةَ وَ اَلصَّوْمَ وَ اَلْحَجَ» الکافی (ط - الاسلامیه) - جلد ۱
امیرالمومنین علی (ع) که سمبل صبر و بردباری در تاریخ بوده و ۲۵ سال در خانه نشستن را تحمل کرده، اما هنگامی که در برابر انتقاد جسورانه و به قول جناب آقای روحانی مورد اعتراض اشعث قرار گرفت آنچنان فریاد صاعقه وار بر او زد تا مسلمانان آینده تاریخ و روحانیون آنها بدانند که اعتراض بر امام معصوم گناهی نابخشودنی است:
دیدگاه امام علی (ع) نسبت به انتقاد جسورانه اشعث بن قیس:
وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ (عَلَیْهِ السَّلامُ) قالَهُ لِلاَشْعَثِ بْنِ قَیْسٍ وَ هُوَ عَلى مِنْبَرِ الْکُوفَةِ یَخْطُبُ، فَمَضى فِى بَعْضِ کَلامِهِ شَىْءٌ اعْتَرَضَهُ الاَشْعَثُ فَقالَ: یا أَمِیرَ الْمُؤمِنِینَ: هذِهِ عَلَیْکَ لا لَکَ، فَخَفَضَ عَلَیْهِ السَّلامُ إِلَیْهِ بَصَرَهُ ثُمَّ قالَ: ما یُدْرِیکَ ما عَلَىَّ مِمَّا لِى؟ عَلَیْکَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِینَ، حائِکُ ابْنُ حائِکٍ، مُنافِقُ ابْنُ کافِرٍ، وَ اللَّهِ لَقَدْ أَسَرَکَ الْکُفْرُ مَرَّةً، وَ الْإِسْلامُ أُخْرى
ترجمه: هنگامی که علی (ع) مشغول خطبه بر منبر کوفه بود و سخنی مطرح کرد، اشعث به ایشان اعتراض کرد و گفت: این سخن بر علیه خود شما است نه به نفع شما، حضرت نگاهی به وی افکند و فرمود: چه کسى تو را آگاهاندکه چه چیزى به سود، یا زیان من است؟ لعنت خدا و لعنت لعنت کنندگان، بر تو باد اى متکبر متکبر زاده، منافق پسر کافر، سوگند به خدا، تو یکبار در زمان کفر و بار دیگر در حکومت اسلام، اسیر شدى؛ بنابراین شایسته نیست که سیره غلط جسورانه انتقاد به معصومین علیهم السلام که آن بزرگواران را رنجانده پس از ۱۴ قرن دوباره توسط یک عالم دینی شیعه مورد تقدیر و تشویق و الگودهی به جامعه قرار گیرد.
۴. وجوب تبعیت از، ولی فقیه غیر معصوم:،
ولی فقیه در نگاه دینی ما معصوم نیست، چنانکه مراجع معظم تقلید نیز معصوم نیستند، و هیچکس از آن بزرگواران و طرفداران شان تا کنون ادعای عصمت برای آنها نکرده اند، تا جائی برای آن همه تعرضهای مخالفان و نواندیشان به جایگاه مرجعیت و ولایت فقیه وجود داشته باشد، چه کسانی که دیروز تفکیک بین قداست شریعت و فهم از شریعت و قبض و بسط آن را مطرح میکردند و چه کسانی که امروز فریاد نقد پذیری ولایت را دارند.
آنچه مورد تاکید ما است، (وجوب تبعیت) در احکام حکومتی و مدیریتی جامعه از، ولی فقیه و (وجوب تبعیت) در احکام فقهی از مرجع تقلید توسط مقلدان است. عدهای بر موضوع (عدم عصمت)، ولی فقیه و مرجع تقلید بدان جهت تاکید میکنند که (وجوب تبعیت) را بشکنند، اگر قرار شود که مقلدان مراجع تقلید و شیعیان ساکن کشور نظام ولایت فقیه فقط در صورتی از مرجع و، ولی فقیه تبعیت کنند که خودشان نیز به صحت آن حکم یا مسئله رسیده باشند و در غیر این مورد تقلید و تبعیت واجب نباشد، دیگر برای تقلید از مرجعیت و اطاعت از ولایت فقیه جائی نخواهد بود و از اساس این دو رکن اساسی هدایت دینی امت در زمان غیبت واژگون خواهد شد.
۵. فرق بین پیشنهاد و انتقاد اصلاحی و انتقاد تخریبی به، ولی فقیه:
آری، ولی فقیه و مرجع تقلید از آن جهت که معصوم نیستند و ممکن است بخاطر عدم اطلاع کامل از ابعاد یک مسأله شناخت و نظر اشتباهی داشته و اعلام کنند، بر همه صاحب نظران متخصص در هر موضوع لازم است آنچه را میدانند بر آنها عرضه کرده و پیشنهادات علمی و حتی نقدهای علمی را به آنها تقدیم کنند تا آن بزرگواران از دانش جامعه نخبه بهرهمند گردند، و مراجع و، ولی فقیه تاکنون اصلاً پرهیزی از شنیدن پیشنهادات و انتقادات تخصصی نداشته بلکه از آن استقبال کرده اند، اما آنچه مهم است اینست که این
پیشنهادات و نقدها باید مخلصانه و با نیت کمک علمی و تخصصی باشد، نه به قصد تخریب و ایجاد تردید در جایگاه اجتماعی و کاهش مقبولیت مردمی و احیاناً تحمیل نظر خویش بر مرجع و رهبری از راه ایجاد فشار اجتماعی و جوّ آفرینی! رعایت این اخلاص نیت اقتضاء میکند که صاحب نظران شرایط و گونهای از بیان و انتقال نظر را برگزینند که این پیامدهای منفی و عواقب تخریبی را نداشته باشد.
هرانسان عاقل و حکیم فرق بین پیشنهاد و انتقاد محرمانه و خلوت و طرح پیشنهاد و انتقاد در رسانه و اجتماعات عمومی را میفهمد و تفاوت آثار و نیت این دورا درک میکند.
امام حسن عسکری عیه السلام میفرمایند:
مَن وَعَظَ أَخاهُ سِرّا فَقَد زانَهُ و َمَن وَعَظَهُ عَلانیَةً فَقَد شانَهُ؛
هر کس برادر (دینى) خود را پنهانى نصیحت کند، او را آراسته و اگر آشکارا نصیحتش نماید ارزش او را کاسته است. تحف العقول ص. ۴۸۹
شما خود پدر یک خانواده هستید و به خوبی میدانید که اگر همسر شما هم جلو فرزندانتان مرتب لب به انتقاد گشاید، وی را نصیحت خواهید کرد که اگر پیشنهاد و انتقادی دارد در خلوت به شما بگوید و صلابت و اقتدار شما را جلو فرزندان نقض نکند و فرزندان را علیه شما جری ننماید.
۶. مذهب شیعه مذهب انتظار و اعتراض است، اما اعتراض علیه طاغوت و امام جائر و انتظار برای حاکمیت پیشوای عادل، نه اعتراض علیه پیشوای عادل.
اگر مرحوم شریعتی سالها فریاد اعتراض علیه طاغوت و پهلوی برآورد، به انتظار حاکمیت پیشوای عادلی مثل امام خمینی (ره) بود که عشق خود را به آن سلاله پاک علی (ع) ابراز میداشت، شاید خود جناب آقای روحانی تأیید میکند که مقصود وی اصلاً اعتراض شیعه علیه پیشوای عادل و ولایت سلاله علی (ع) نبوده است.
بر اساس این اصل مهم شایسته نیست کسانی که دارای سوابق انقلابی و دینی و پرچمداران شعار خدمت خالصانه به انقلاب اسلامی و اعتقاد به ولایت فقیه و وحدت ملی و انسجام و اقتدار نظام اسلامی هستند برخی مطالب تاریخی مربوط به تعامل امت باپیامبر یا امام معصوم را – چه با تصویر صحیح علمی عقیدتی یا تصویر غلط آن – به گونهای در رسانهها مطرح کنند که بطور ضمنی جامعه را به سوی نقادی و اعتراض به ولایت فقیه– که وجوب تبعیت مردم از آن ضامن وحدت و اقتدار کشور است – فراهم نمایند! اینگونه سخنرانیها نقض آشکار وصیت بزرگ بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی رضوان الله تعالی علیه است که فرمودند:: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد.»
قم ـ. محمد حسن زمانی
مدرس حوزه و عضو هیئت علمی دانشگاه
دی ماه ۱۳۹۶
پاسخ علمی آیتالله میلانی به اظهارات رئیسجمهور درباره انتقاد از پیامبر(ص)
یکی از اساتید دروس عالی حوزه علمیه قم نسبت به سخنان اخیر رئیسجمهور درباره انتقاد از پیامبر(ص) واکنش نشان داد.
- ۲۵ دی ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۳
- سیاسی
- احزاب و تشکل ها
- نظرات
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، آیتالله سید علی میلانی استاد دروس عالی حوزه علمیه قم در بیاناتی با انتقاد از صحبتهای اخیر رئیسجمهور درباره انتقاد از ائمه معصومین(ع) و پیامبر(ص) تأکید کرد کسی که تحصیل کرده باشد و اهل مطالعه باشد، به حرف آن اعرابی که بعد از واقعه غدیر آمد بر پیامبر اکرم(ص) اعتراض کرد تمسک نمیکند.
- بیشتر بخوانید
- واکنش شدیداللحن عضو ارشد جامعه مدرسین به صحبتهای روحانی درباره نقد پیامبر(ص)
- واکنش آیتالله اراکی به اظهارات اخیر "روحانی" درباره نقد امام معصوم
مشروح صحبتهای آیتالله میلانی بهشرح زیر است:
اولاً کسی که میخواهد مطلب اخلاقی بگوید، خودش باید اهلیت داشته باشد برای اخلاق گفتن چون کسی که خودش متخلق به اخلاق نیست نمیتواند مدرس اخلاق باشد. در حدود 45 سال قبل به مرحوم آقای بهجت گفتم "یک جلسه اخلاقی برای من بگذارید که من از شما استفاده کنم". ایشان گفتند "از کتب اخلاقی چهچیزی را مطالعه کردی؟"، گفتم "جامع السعادات را خواندم (کتاب اخلاقی مرحوم نراقی اول)". ایشان گفتند "از هر صفحهای نیم صفحه یا کمتر بخوان، در خودت پیاده کن و بعداً نیم صفحه بعدی را بخوان".
اینکه انسان از نظرِ نظری اخلاق بلد باشد ولی عملاً در خودش پیاده نکرده باشد، این بیربط است و نمیتواند مدرس اخلاق بشود. بنده وقتی طلبه شدم حدود 60 سال قبل، اولین کتابی که به ما تدریس کردند حلیة المتقین بود.
مرحوم مجلسی کتابی دارند بهنام حلیة المتقین. معلوم میشود قدیم این کتاب را میخواندند و مردم در خانههایشان داشتند، الآن خیلی از خواص شاید اسم این کتاب را نشنیده باشند. حلیة المتقین آداب شریعت در امور عادی انسان را هم بیان می کند. آداب نشستن، برخاستن، خوابیدن، غذا خوردن، حتی خندیدن که در شریعت منع شده از خندیدن با قهقهه. گفتند طلبهای در بازار نجف قهقههای کرد و اتفاقاً بزرگی از بزرگان نجف باخبر شد از این قضیه؛ او را خواست و عمامهاش را از سرش برداشت و یک عگال عربی بر سرش گذاشت. گفت "چرا این کار را میکنید؟"، آن بزرگ فرمود: "بهخاطر قهقههای که در بازار کردی، اول برو اخلاقت را درست کن و بعداً بیا این عمامه را بر سرت بگذار. این عمامه اینجا هست، درست که شدی بیا تا عمامه را بهت بدهم".
این چنین بوده که ما حتی در کوچکترین امورمان در شریعت مقدسه، در مذهب تشیع، در آداب اهل بیت علیهم السلام، برای ما آداب معین شده است. از جمله اموری که باید آداب را در آن رعایت کنیم، حرف زدن است. خود حرف زدن آدابی دارد که انسان چگونه حرف بزند، کجا حرف بزند، با کی حرف بزند، چقدر حرف بزند، همه این خصوصیات در شریعت مشخص هست.
ما کجاییم؟ و چقدر از شریعت دور هستیم؟ اینها را ما باید مقید باشیم و بهنفع خودمان هم هست. تمام آداب و احکامی که در شریعت آمده بهنفع خودمان است. چقدر مفاسد کم میشود در جامعه بهبرکت عمل به این آداب، و این یک واقعیت است. از جمله اموری که باز در جامعه ما مورد ابتلاء هست، مسئله انتقاد است؛ چهکسی باید انتقاد کند، چگونه باید انتقاد کند؟ نسبت به چهکسی باید انسان انتقاد کند؟
اینها حساب دارد. اینها در شریعت مشخص هست. خود کلمه انتقاد اساساً یک لفظ عربی است. کلمه انتقاد فارسی نیست، لفظی است که وضع شده برای یک صنعت خاصی برای یک حرفه معینی. آن وقتی که معاملات براساس این سکهها بود، سکههای طلا و نقره، سکه یک وقت خالص بود و یک وقت ناخالص. وقتی شک میکردند که این سکه خالص است یا ناخالص میرفتند بهسراغ اهلش و آن کسی که تشخیص میداد، بهش میگفتند "آقا، این سکه خالص است یا نیست؟"، این کار را میگفتند انتقاد، یعنی تشخیص خالص از ناخالص، تشخیص صحیح از باطل، انتقاد این است.
پس بنابراین انتقاد را اهلش باید کند. این کلمه انتقاد منتقل شد از آن حرفه و صنعت به انتقاد کلام که میخواهیم ببینیم این کلام صحیح است یا نه. چهکسی باید تشخیص دهد؟ اهلش باید تشخیص دهند. این تشخیص آدابی و رسومی دارد، احکامی دارد، هر کسی نمیتواند تشخیص دهد و هر کسی حق ندارد تصدی انتقاد را بگیرد و هر جور هم نمیشود انتقاد کرد، این معنای انتقاد است.
در مقابل انتقاد اعتراض داریم، اعتراض غیر از انتقاد است و انتقاد غیر از اعتراض است. ما در انتقاد میخواهیم بسنجیم؛ این کلام صحیح است یا نه؟ آیا کلام هرکسی را باید بگذاریم در ترازوی سنجش، کلام معصوم هم همین گونه است؟ ولو اهل انتقاد هم باشیم ولو مطابق احکام و آداب انتقاد میخواهیم انتقاد بکنیم؟ آیا کلام معصوم هم همین طور است؟ کلام امام، کلام نبی قابل انتقاد است به این معنی که سنجش بکنیم تا بفهمیم صحیح است یا نه؟
پس وَ مايَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى کجا رفته است؟ آیه مبارکه ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا کجا رفته است؟
امام و نبی و ملائکه عباد مکرمون، این قرآن است، لَايَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون. پس اگر کسی بیاید در یک ملأ عامی بگوید که یک عربی آمد بر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) انتقاد کرد که "این کلام از شماست یا از خداست؟"، پس میشود انتقاد کرد بر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله).
این حرف است؟ کسی که تحصیل کرده باشد، کسی که اهل مطالعه باشد، تمسک میکند به حرف آن اعرابی که بعد از واقعه غدیر آمد اعتراض کرد بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) که "این کلامی که گفتید از خودتان هست یا از خدا؟"؟ آن وقت آیه مبارکه "سأل سائل بعذاب واقع" نازل شد و این آدم همان جا هلاک شد. این اعتراض بود اولاً، ثانیاً انتقاد نسبت به کلام معصوم اعم از امام و نبی و ملائکه راه ندارد. انتقاد برای سنجش حق از باطل بود، مگر معصوم باطل میگوید؟
بنابراین نباید جوری حرف بزنیم که مدرک به دست دشمنان بدهیم، نباید جوری حرف بزنیم که توجیه کنیم برخورد بعضی صحابه را با پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، نباید جوری حرف بزنیم که موجب عذاب بشود. هیچ دقت میکنید چقدر برف و باران داریم؟ چهجور است که بهعوض برف و باران زلزله داریم، عذاب چگونه نازل میشود؟ باید حواسمان را جمع کنیم وقتی میخواهیم حرف بزنیم و در محدودههایی که کار نکردیم وارد نشویم.
به گزارش تسنیم، رئیس جمهور در دیدار با وزیر و معاونان وزارت امور اقتصادی و دارایی در صحبتهایی گفته بود "همه باید انتقاد شوند و استثناء ندارد. تمام مسئولین در کشور قابل نقداند. ما در کشور معصوم نداریم مگر اینکه یکوقت امام دوازدهم ظهور کرد که آن وقت هم میشود نقد کرد. پیغمبر هم اجازه نقد میداد بالاتر از پیغمبر که در تاریخ نداریم. وقتی پیغمبر صحبتی میکرد یک نفر بلند میشد و میگفت «أ من الله ام منک؟" حرف خودت است یا خدا وحی کرده است؟ اگر میگفت "من الله" که هیچ امر خداست اما اگر میگفت "منّی" طرف مقابل میگفت "قبول ندارم" و نقد میکرد. ما در زمان حکومت معصوم هم نقد را داریم".
انتهای پیام/*
آقای روحانی در حالی، حتی پیامبر خدا را هم قابل نقد میداند که خود تاکنون هیچ نقدی را از سوی هیچ منتقدی بر نتافته و با اهانت و ناسزاهای دور از شأن یک رئیسجمهور به منتقدان تاخته است!
به گزارش مشرق، «حسین شریعتمداری» مدیر مسئول روزنامه کیهان در سرمقاله این روزنامه نوشت:
در پی اظهارات سؤالبرانگیز رئیسجمهور درباره عصمت انبیاء و ائمه اطهار علیهمالسلام و ادعای مجاز بودن نقد آنان! و در حالی که انتظار میرفت آقای روحانی از سخنان بیپایه و اساسی که گفته است توبه کند، دیروز دفتر ایشان با صدور بیانیهای اظهارات ایشان را تغییر داده و تلاش کرد سخنان رئیسجمهور را موجه قلمداد کند! درباره اظهارات آقای روحانی و بیانیه دفتر ایشان گفتنیهایی هست.
۱- دفتر رئیسجمهور در بیانیه خود آورده است: «انتساب جمله امامزمان(عج) هم قابل نقد است، به رئیسجمهور کذب محض است»! که باید گفت گردانندگان دفتر ایشان مانند همیشه درک و شعور مردم را دستکم گرفتهاند. توضیح آنکه جمله یاد شده ساخته و پرداخته دفتر رئیسجمهور است و در سخنان آقای روحانی این مضمون، با عباراتی دیگر که به مراتب از جمله مورد اشاره بیاساستر است، آمده است و آقای روحانی با صراحت ادعا کرده است که پیامبر خدا(ص)و امام زمان(عج) و سایر امامان معصوم(ع) قابل نقد هستند! که به آن خواهیم پرداخت.
اما جعل جمله مزبور که هیچیک از معترضان نیز به آن اشاره نکردهاند، دقیقا مانند آن است که گفته شود رئیسجمهور نگفته است«امام زمان(عج) هم قابل نقد است» !! و هنگامی که از ایشان پرسیده شود که پس رئیسجمهور چه گفته است؟ پاسخ دهند که ایشان گفته است؛ علاوه بر امام زمان(عج)، پیامبر خدا(ص) و سایر امامان(ع) هم قابل نقد هستند!! یعنی عذر بدتر از گناه!
۲- آقای روحانی روز ۱۸ دی ماه در جمع وزیر و معاونان وزارت اقتصاد میگوید: «همه باید انتقاد بشوند استثنا نداریم، تمام مسئولین در کشور قابل نقد هستند، ما در کشور معصوم نداریم، اگر یک وقتی امام زمان ظهور کرد آنوقت هم میشود نقد کرد. پیامبر(ص) هم اجازه نقد میداد. دیگر بالاتر از پیامبر(ص) که در تاریخ نداریم. وقتی پیامبر(ص) یک صحبتی میکرد، طرف بلند میشد روبروی پیامبر(ص) و میگفت: «حرفی که داری میزنی نظر خودت است یا وحی است؟» اگر پیامبر(ص) میگفت:
«نظر من است» انتقاد میکرد و میگفت: «من قبول ندارم». ما در زمان حکومت معصوم هم نقد داریم»!
در این خصوص گفتنی است؛
الف- ممکن است گفته شود منظور روحانی از این جمله که «اگر یک وقتی امام زمان ظهور کرد آنوقت هم میشود نقد کرد» آن است که در حکومت حضرت صاحبالزمان(ارواحنا له الفداء) نیز میتوان به مسئولانی که در دولت ایشان هستند، انتقاد کرد! و منظور روحانی نقد خود حضرت نبوده است. ولی ادامه سخن رئیسجمهور، راه را بر این برداشت میبندد و بهوضوح نشان میدهد که منظور روحانی آن است که- نستجیر بالله- امامزمان سلام الله علیه را هم میتوان نقد کرد! چرا که رئیسجمهور در ادامه میگوید: «دیگر بالاتر از پیامبر(ص) که در تاریخ نداریم. وقتی پیامبر(ص) یک صحبتی میکرد، طرف بلند میشد روبروی پیامبر(ص) و میگفت: حرفی که داری میزنی نظر خودت است یا وحی است؟ اگر پیامبر(ص) میگفت: نظر من است انتقاد میکرد و میگفت: من قبول ندارم»! این بخش از اظهارات روحانی به وضوح نشان میدهد که از نگاه وی، نه فقط امام زمان(عج) بلکه پیامبر خدا(ص) هم قابل نقد است!!
ب- اینکه در زمان رسول خدا(ص) کسانی بودهاند که به قول آقای روحانی از آن حضرت میپرسیدند «حرفی که داری میزنی نظر خودت است یا وحی است»؟ فقط از یک ماجرا و رخداد در دوران آن حضرت(ص) حکایت میکند و نشان میدهد در آن هنگام نیز کسانی بودهاند که برخلاف دستور خدا و نص صریح قرآن، در مقابل نظر رسولالله(ص) تابع محض نبودهاند!. علیرغم آنچه رئیسجمهور در پی به اصطلاح اثبات آن بوده است این پرسشها نشانه آن نیست که پیامبر خدا(ص) هم قابل نقد است! و باید از آقای روحانی پرسید که آیا رسولخدا(ص) پرسش آنان را قابل تقدیر! و ضروری دانستهاند؟ یا به حال آنها تاسف خورده و از ضعف ایمانشان متاثر شدهاند؟!
گفتنی است در مواردی نیز پرسشها برای اطمینان قلب بوده است و نه انتقاد. نظیر پرسش ابراهیم خلیلعلیهالسلام از خداوند متعال که درخواست کرد خدا چگونگی برانگیختگی مردگان را به وی بنمایاند و انگیزه خود از این درخواست را اطمینان قلب و افزایش یقین اعلام کرد.
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِی الْمَوْتَی قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَی وَلَکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی... و یاد آور ابراهیم را آنگاه که به پروردگار خود گفت؛ چگونگی زنده کردن مردگان را به من بنمایان، (خدایش) پرسید؛ آیا ایمان نداری؟ (ابراهیم) گفت؛ بلی ایمان دارم ولی برای اطمینان قلب خود میخواهم. سوره بقره، آیه ۲۶۰
همانگونه که ملاحظه میشود، هیچیک از موارد فوق جواز انتقاد از رسول خدا و ائمه هدی علیهمالسلام نیست و تعجبآور است که آقای رئیسجمهور که خود یک روحانی است مجوز نقد معصومین(ع) را از کجا آورده است؟!
۳- در کلام خدا، اطاعت محض از پیامبر(ص) و - به تبع آن- اطاعت از ائمه اطهار علیهمالسلام به اندازهای روشن و بدیهی است که درک و فهم آن به آسانی امکانپذیر است.
* و مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَی، انْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی / از روی هوی و هوس سخن نمیگوید، بلکه آنچه میگوید به وی وحی شده است.سوره نجم، آیات ۳و۴
* ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا / آنچه رسول خدا(ص) به شما داد بگیرید و از آنچه نهی کرد دوری کنید. سوره حشر، آیه ۷
* وَ مَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَة إِذَا قَضَی اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا / و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و فرستادهاش به کاری فرمان دهند برای آنان در کارشان اختیاری باشد و هر کس خدا و فرستادهاش را نافرمانی کند قطعا دچار گمراهی آشکاری گردیده است.سوره احزاب، آیه۳۶
همین جا اشاره به این نکته ضروری است که اطاعت بیچون و چرا از پیامبر خدا و امامان معصوم علیهمالسلام در پی اعتقاد عقلایی به برانگیختگی آنان از سوی خداوند تبارک و تعالی است که خالق بندگان، دوستدار آنان و از آنچه تضمینکننده سعادت و نیکبختی آنهاست با خبر است و این با اطاعت کور از این و آن تفاوت بنیادین دارد.
۴- آقای روحانی در حالی، حتی پیامبر خدا را هم قابل نقد میداند که خود تاکنون هیچ نقدی را از سوی هیچ منتقدی بر نتافته و با اهانت و ناسزاهای دور از شأن یک رئیسجمهور به منتقدان تاخته است! که از آن جمله است؛
«بیسواد، بیشناسنامه، مزدور، کاسب تحریم، کودکصفت، حسود، بزدل، ترسو، جیببر، بیقانون، مستضعف فکری، بیکار، متوهم، غوطهور در فساد، سوءاستفادهگر، خرابکار، عقبمانده، تازه به دوران رسیده، عصرحجری، هوچیباز، منفیباف، یأسآفرین، ناشکر، باید به جهنم بروند»! و... اخیرا انقلابیون نفهم!، یک مشت لات!...
آقای روحانی در آذرماه سال ۱۳۹۴ یعنی یک ماه قبل از تاریخ اجرای برجام، در یک گفتوگوی تلویزیونی میگوید:«دوران نقد و انتقاد که در جای خودش ارزشمند بود، دیگر جایی در زمینه برجام ندارد»!!
اکنون جای این سؤال است که وقتی کمترین انتقادی را از سوی کسانی که امروزه به وضوح مشخص شده حق با آنان بوده است، نمیپذیرید و نقد آنها را با ناسزا پاسخ میگویید، چگونه به خود اجازه میدهید حتی پیامبر اکرم(ص) را هم قابل نقد معرفی کنید؟! جناب روحانی باور بفرمایید که برافراشتن تابلوی ضرورت نقد اصلا به شما نمیآید!
۵- آقای رئیسجمهور! ممکن است بفرمائید که اعتقاد به قابل نقد بودن پیامبر خدا و ائمهاطهار، دیدگاه شخصی جنابعالی است و میتوانید این دیدگاه را برای خود محفوظ و محترم بدارید! و دیگران نیز نباید به نظر شخصی شما اعتراضی داشته باشند! ولی باید گفت این دیدگاه با نص صریح اسلام و مخصوصا آموزههای شیعی در تقابل و تضاد است، و انتخاب جنابعالی به ریاست جمهوری از سوی مردم، با این فرض که نگاهی برخاسته از آموزههای اسلامی دارید صورت گرفته است. بنابراین دیدگاهتان فقط برای خودتان نیست و نباید با آرایی که از مردم اخذ کردهاید مغایرت داشته باشد. البته بیانیه دیروز دفترتان اگرچه در پی توجیه و رفع و رجوع سخنان بیپایه و اساس جنابعالی در جمع مدیران وزارت اقتصاد بوده است ولی در پایان بر این نکته تاکید ورزیده است که«باور و اعتقاد به عصمت انبیاء و ائمه معصومین(ع) از مسلمات قطعی شیعه است».
۶ - و بالاخره این نکته هم گفتنی است و امید است برای رئیسجمهور نیز شنیدنی باشد که وظیفه ایشان رسیدگی به امور اجرایی کشور و مقابله با مشکلاتی نظیر بیکاری، رکود، گرانی، تامین مسکن، سهولت ازدواج و دهها مشکل دیگری است که مردم و به ویژه محرومان با آن دست بهگریبان هستند و نه مباحث ایدئولوژیک و نظریهپردازیهای عقیدتی که حاشیهساز و مانع انجام وظایف اصلی ایشان است.
نگارنده برخی از کسانی که در دفتر رئیسجمهور جا خوش کردهاند را میشناسد و میداند که آنان دولت ایشان را«رحم اجارهای» خود تلقی میکنند! و تعجبآور است که چرا آقای روحانی از نسخهنویسی آنها نگران نیست! و به آنان اجازه حضور در عرصهای را میدهد که بارها نشان دادهاند شایسته آن نیستند.
و به قول خواجه شیراز؛
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف میشکند بازارش
موضوعات مرتبط: پاسخ به شبهات دینی ، سیاسی


