استقبال جهان اسلام از فتوای آیت الله خامنه ای:
توهین به عایشه و نمادهای اهل سنت حرام است
این شبکه ضمن تکرار این خبر در بخش های خبری مختلف ، در برنامه "ما وراء الخبر" با حضور این کارشناسان به بررسی فتوای رهبری انقلاب و نقش آن در وحدت و نزدیکی میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی پرداخت.
عصرایران - آیت الله خامنه ای با صدور فتوایی توهین به عایشه همسر پیامبر اسلام و هر یک از نمادهای اسلامی اهل تسنن را حرام اعلام کردند. این فتوا ، با استقبال گسترده در جهان اسلام مواجه شده است.
رهبر معظم انقلاب در پاسخ به استفتائی اعلام کردند: " اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام [عایشه] حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمد(ص) -می شود."
آیت الله خامنه ای این موضوع را در پاسخ به استفتائی مطرح کردند که در آن خواسته شده بود تا ایشان نظر خود را درباره "اهانت و استفاده از کلمات تحقیرآمیز و توهین به همسر پیامبر اسلام ام المومنین حضرت عایشه اعلام کنند."
این درخواست صدور فتوا از سوی جمعی از علما و فرهیختگان شیعه منطقه احساء عربستان سعودی ارائه شد.
استفتاء از آیت الله خامنه ای در پی توهین به عایشه توسط یاسر الحبیب روحانی شیعه کویتی صورت گرفت که با واکنش ها و مخالفت های بسیاری روبه رو شد. در شدیدترین این واکنش ها، کابینه کویت، این روحانی را سلب تابعیت کرد.
این موضوع باعث شد تا شیعیان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تحت فشارهای شدیدی قرار بگیرند.
خبرگزاری مهر وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی اولین رسانه ای بود که این فتوا را در بخش عربی خود منتشر کرده است.
سازمان تبلیغات اسلامی از جمله نهادهای زیر نظر مستقیم مقام معظم رهبری است که رئیس آن نیز به طور مستقیم توسط ایشان تعیین می شود.
خبرگزاری مهر در بخش عربی خود می نویسد:" حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی با صدور فتوایی، توهین به ام المومنین حضرت عایشه همسر پیامبر اکرم یا نمادها و شخصیت های اسلامی اهل سنت را حرام اعلام کردند."
این خبرگزاری ادامه می دهد:" فتوای رهبر انقلاب جدیدترین و بالاترین واکنش در سطح شیعیان در محکومیت توهین شیخ یاسر الحبیب به حضرت عایشه است. دهها نفر از شخصیت های دینی شیعه برجسته در عربستان سعودی، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس توهین و اسائه ادب به حضرت عایشه یا هر یک از همسران پیامبراسلام را به شدت محکوم کرده اند."
پیش از این حجت الاسلام سيدعلي فضل الله فرزند ارشد علامه محمدحسين فضل الله نیز در گفت وگو با روزنامه کویتی الرای اسائه ادب به حضرت عایشه را منع کرده بود.
این خبر در رسانه های عربی به ویژه شبکه الجزیره بازتاب زیادی داشت. این شبکه ضمن تکرار این خبر در بخش های خبری مختلف ، در برنامه "ما وراء الخبر" با حضور این کارشناسان به بررسی فتوای رهبری انقلاب و نقش آن در وحدت و نزدیکی میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی پرداخت.
محمد البحرانی خبرنگار الجزیره در تهران نیز در همین زمینه در گزارشی با نشان دادن جدیدترین کتاب استفتائات آیت الله خامنه ای گفت: رهبر ایران بارها بر وحدت میان مذاهب اسلامی تاکید کرده است.
وی اضافه کرد: آیت الله خامنه ای همچنین در جدیدترین فتوای خود بدگویی و اسائه ادب به حضرت عایشه همسر پیامبر و شخصیت های اسلامی مورد احترام اهل تسنن را حرام اعلام کرده اند.
البحرانی افزود: رهبری ایران پیش از این نیز با صدور فتواهایی ، اقامه نماز شیعیان به امامت فردی سنی مذهب یا مشارکت در نمازجماعت برادران اهل تسنن را بدون مانع دانسته بودند.
این فتوا در رسانه عربی بازتاب فراوانی داشت و از جمله روزنامه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، روزنامه های السفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر به انعکاس آن پرداختند.
با این حال العربیه ، وابسته به افراطیون سعودی ، ترجیح داد در این باره سکوت کند!
امام خمینی و آیت الله خامنه ای همواره بر وحدت میان مسلمانان ، تاکید کرده اند.
کد خبر: 2020
تاریخ انتشار: 9:26 ق.ظ - یکشنبه 1393/05/5
WhatsAppLineFacebookGoogle+Yahoo MailSkypeTelegramاشتراک گذاری

نظر مراجع تقلید راجع به توهین به مقدسات اهل سنت چیست؟
در این مطلب نظرات مراجع تقلید راجع به اهانت به مقدسات اهل سنت آورده شده است. حضرت آیت الله خامنه ای: اهانت به نمادهای برادران اهل سنت حرام است. حضرت آیت الله مکارم شیرازی: هرگونه اهانت به مقدسات دیگران شرعا جایز نیست. حضرت آیت الله سیستانی: دشنام به مقدسات اهل سنت مغایر با آموزه های […]
ر این مطلب نظرات مراجع تقلید راجع به اهانت به مقدسات اهل سنت آورده شده است.
علما و مراجع تقلید
حضرت آیت الله خامنه ای: اهانت به نمادهای برادران اهل سنت حرام است.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی: هرگونه اهانت به مقدسات دیگران شرعا جایز نیست.
حضرت آیت الله سیستانی: دشنام به مقدسات اهل سنت مغایر با آموزه های اهل بیت عصمت (علیهم السلام) به شیعیان و شاگردان خود است.
حضرت آیت الله وحید خراسانی: نباید با اتباع مذاهب دیگر دشمنی کرد، نباید به مقدسات آنها توهین نمود، لعن و سبّ بزرگان آنها جایز نیست، زیرا موجب دور کردن آنها از اهل بیت و معارف آنها میشود.
حضرت آیت الله جوادی آملی: سبّ صحابه، اهانت به مقدسات شیعه یا سنی، توهین و تحقیر ظالمانه نسبت به باورهای هرکدام از دو گروه، حرام و ایجاد اختلاف و روشن کردن آتش تفرقه و شقاق و تحطیم و هدم اساس وحدت امت اسلامی، گناهی بزرگ است.
حضرت آیت الله نوری همدانی: جائز نیست.
حضرت آیت الله موسوی اردبیلی: مومنین باید از کارهایی که موجب تشدید اختلاف به خصوص در شرایط فعلی و در مقابل کفر و الحاد می شود اجتناب کنند.
حضرت آیت الله شبیری زنجانی: مومنین باید از انجام اموری که باعث تفرقه و اختلاف و تضعیف اسلام می شود اجتناب کنند. در صحیحه ابی بصیر از حضرت باقر علیه السلام نقل شده است إِنَّ رَجُلًا مِنْ تَمِیمٍ أَتَى النَّبِیَّ ص فَقَالَ أَوْصِنِی فَکَانَ فِیمَا أَوْصَاهُ أَنْ قَالَ لَا تَسُبُّوا النَّاسَ فَتَکْسِبُوا الْعَدَاوَةَ لَهُمْ.
حضرت آیت الله محقق کابلی: از اهانت به مقدسات اهل سنت خودداری شود.
حضرت آیت الله علوی گرگانی: اهانت به مقدسات اهل سنت جایز نیست.
حضرت آیت الله العظمی مظاهری: اهانت به مقدسات و اعتقادات مسلمانان و ایجاد تفرقه میان صفوف پیروان پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه و آله و سلم، عقلا و شرعا جایز نیست.
حضرت آیت الله مدنی تبریزی: اسلام توهین به مقدسات هیچ یک از ادیان، به ویژه مذاهب اسلامی را جایز نمی داند و هر حرکتی که موجب اختلاف میان امت اسلامی و خسارت و ضرر مالی و جانی به مسلمانان گردد، حرام و خلاف شرع است.
حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی: هر عمل یا گفتاری که موجب فتنه و اختلاف بین مسلمانان شیعه و سنی شود، جایز نیست.
منبع : مجله اخوت
نظر مراجع درباره لعن خلفا
۱۳۹۵-۰۷-۱۲ احکام عزاداری ثبت دیدگاه
نظر مراجع درباره لعن خلفاReviewed by کارشناس دینیonOct 4Rating: ۵.۰
پرسش:حکم لعن و سبّ بزرگان سایر مذاهب و اهانت به مقدسات اهل سنت چیست؟
پاسخ: حجت الاسلام فلاح زاده (طبق فتوای مقام معظم رهبری) چنین فرمودند: این هم از جمله سوالهایی است که بارها پاسخش را شاید همه شما از خود حضرت آقا شنیده باشید و همین اواخر بیشتر تاکید داشتند. به خاطر این فتنههایی که در جهان اسلام پیش آمده است و برادر کشی و مسلمان کشی بین برخی از مسلمانان و ضرری که برای جهان اسلام دارد و سودش را استکبار جهانی و صهیونیسم بینالملل میبرد. بارها شنیده اید که ایشان فرمودهاند به مقدسات سایر مذاهب توهین نکنید و توهین به مقدسات سایر مذاهب را حرام دانسته اند. به علاوه هر عملی که موجب تفرقه بین مسلمانان شود، ایشان آن را منع کرده اند و حرام دانسته اند. بنابراین مومنین از کارهایی که به هر حال سودی ندارد، بلکه ضرر دارد و موجب اختلاف بین مسلمانها میشود و موجب برادرکشی بین مسلمانان میشود یا موجب وهن مذهب هست یا به نحوی توهین به مقدسات سایر مذاهب اسلامی است انشاالله بپرهیزند که این عمل جایز نیست.
سوالی دومی که در اینجا مطرح شده این است که در این مجالس میشود شرکت کرد یا نه؟ یک وقت هست شما شرکت میکنید آن منبری را یا آن مداح را از این کار خودش باز میدارید – حالا با تذکر محترمانه که از این گفتههای تفرقهانگیز بپرهیزد – این گاهی وقتها لازم و واجب است. اما اگر شرکت شما این اثر را ندارد، بلکه مجلس چنین افرادی که تفرقه میاندازند تقویت میشود، بله گاهی وقت ها شرکت در چنین مجالسی جایز نیست و باید پرهیز شود
حضرت آیت الله خامنه ای: اهانت به نمادهای برادران اهل سنت حرام است.
حضرت آیت الله سیستانی: دشنام به مقدسات اهل سنت مغایر با آموزه های اهل بیت عصمت (علیهم السلام) به شیعیان و شاگردان خود است.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی: هرگونه اهانت به مقدسات دیگران شرعا جایز نیست.
حضرت آیت الله وحید خراسانی: نباید با اتباع مذاهب دیگر دشمنی کرد، نباید به مقدسات آنها توهین نمود، لعن و سبّ بزرگان آنها جایز نیست، زیرا موجب دور کردن آنها از اهل بیت و معارف آنها میشود.
حضرت آیت الله نوری همدانی: جائز نیست.
حضرت آیت الله جوادی آملی: سبّ صحابه، اهانت به مقدسات شیعه یا سنی، توهین و تحقیر ظالمانه نسبت به باورهای هرکدام از دو گروه، حرام و ایجاد اختلاف و روشن کردن آتش تفرقه و شقاق و تحطیم و هدم اساس وحدت امت اسلامی، گناهی بزرگ است.
حضرت آیت الله شبیری زنجانی: مومنین باید از انجام اموری که باعث تفرقه و اختلاف و تضعیف اسلام می شود اجتناب کنند. در صحیحه ابی بصیر از حضرت باقر علیه السلام نقل شده است إِنَّ رَجُلًا مِنْ تَمِیمٍ أَتَى النَّبِیَّ ص فَقَالَ أَوْصِنِی فَکَانَ فِیمَا أَوْصَاهُ أَنْ قَالَ لَا تَسُبُّوا النَّاسَ فَتَکْسِبُوا الْعَدَاوَهَ لَهُمْ.
حضرت آیت الله موسوی اردبیلی: مومنین باید از کارهایی که موجب تشدید اختلاف به خصوص در شرایط فعلی و در مقابل کفر و الحاد می شود اجتناب کنند.
حضرت آیت الله العظمی مظاهری: اهانت به مقدسات و اعتقادات مسلمانان و ایجاد تفرقه میان صفوف پیروان پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه و آله و سلم، عقلا و شرعا جایز نیست.
حضرت آیت الله محقق کابلی: از اهانت به مقدسات اهل سنت خودداری شود.
حضرت آیت الله علوی گرگانی: اهانت به مقدسات اهل سنت جایز نیست.
حضرت آیت الله مدنی تبریزی: اسلام توهین به مقدسات هیچ یک از ادیان، به ویژه مذاهب اسلامی را جایز نمی داند و هر حرکتی که موجب اختلاف میان امت اسلامی و خسارت و ضرر مالی و جانی به مسلمانان گردد، حرام و خلاف شرع است.
حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی: هر عمل یا گفتاری که موجب فتنه و اختلاف بین مسلمانان شیعه و سنی شود، جایز نیست.
برای دیدن بقیه مسائل شرعی عزاداری به پست احکام عزاداری مراجعه کنید.
منابع:
مرکز نشر آثار مقام معظم رهبری
مجله اخوت
همچنین بخوانید:◾️ آیا لعن خلفا جایز است؟◾️ فتوای مقام معظم رهبری در مورد لعن خلفا
آیا لعن خلفا جایز است؟
در رابطه با لعن کردن خلفا باید ابتدا چند مقدمه را عرض کنیم :
اولاً: ائمه اطهار در شرایطی نبودند که بتوانند هر چه در سینه دارند، آزادانه برای همه مردم بیان نمایند. اما به برخی یاران خود مطالبی در قالب دعا یا حدیث یا رفتاری که حاکی از نفرت و نارضایتی از آنان باشد، آموخته اند.
ثانیاً: شما ببینید، در حالیکه امیر المؤمنین(علیه السلام) صریحا آنان را لعن نکرد، چه رفتاری با ایشان و همسر عزادارشان داشتند؟ چه بلوایی در کربلا بپا کردند؟ ائمه دیگر را چگونه به شهادت رساندند؟ حال اگر آشکارا به لعن می پرداختند، همین مهلت کوتاه زندگیشان را نیز کوتاهتر می کردند و شیعیانشان را بیشتر در فشار و رنج قرار می دادند و همین مقدار از میراث پیامبر هم به دست ما نمی رسید.
به هر حال این عدم رضایت تنها با لعن کردن نیست همینکه از اعمال و رفتار آنان با عمل و رفتارشان بی زاری می جسته اند خود دلیل بر تبری جستن از آنان است.
پس از ذکر این مقدمه توجه به چند مطلب ضروری است:
1- يكى از اتّهاماتى كه همواره از طرف اهل سنّت به شيعه نسبت داده شده ، داستان سبّ ولعن بعضى از اصحاب و ياران پيامبر اكرم ( ص ) است ، كه اين امر در طول تاريخ باعث رنجهاى فراوان و گرفتاريهاى بىشمارى براى شيعه گرديده است .
2 - سبّ خلفا ابزارى براى فتوا به قتل شيعه
الف : به شهادت تاريخ وسيرهنويسان ، سلاطين وخلفاء مستبدّ هميشه از اين موضوع براى قتل عام ونابودى شيعه استفاده كردهاند همانگونه كه صاحب كتاب «المنتظم » به اين نكته اشاره كرده و مىگويد : حكّام وسردمداران قدرت هر وقت كه مىخواستند فردى شيعى مذهب را تعقيب و دستگير وسپس او را مجازات كنند به جرم فحش وناسزا به أبو بكر وعمر بود ، نه اينكه چون پيرو على ( ع ) است ، ويا از آن حضرت دفاع كرده است (المنتظم : 2 / ص 36 ، وضوء النبى ( ص ))
ب : ابن اثير در حوادث سال 407 هـ مىنويسد : در اين سال در تمام شهرهاى آفريقا شيعيان را به جرم سبّ ولعن شيخين ( أبو بكر و عمر ) از بين بردند. (الكامل : 9 / 110 ).
ج : سرخسى از فقهاء بزرگ اهل سنّت اين چنين فتوا داده است : هر كس در باره خلفا سخنى بگويد كه در آن طعن و اعتراض باشد ، ملحد و بىدين است و از مسلمانى خارج شده است ، و دواى درد چنين شخصى اگر توبه نكند ، شمشير است. (اصول السرخسى : 2 / 134 ).
زمينه صدور فتواهايى خشن بر ضدّ شيعه ، احاديثى است كه با استفاده از نام پيامبر اكرم ( ص ) ساخته شده است ، و جالب است كه شما بار ديگر سخن سرخسى را مرور كنيد كه گفت : كسى كه أبو بكر و عمر را لعنت كند اگر توبه نكند دواى او شمشير است ، و سپس به اين فتواى خشنتر بنگريد كه مىگويد : «وأنّه إذا تاب لا تقبل توبته بل يجب قتله » اگر توبه هم كرد پذيرفته نمىشود ، بلكه بايد كشته شود .(رسائل ابن عابدين : 1 / 364 ).
نتيجه اين سخنان اعمّ از احاديث دروغينى كه در فضائل ساختگى اشخاص در لابلاى كتابهاى حديثى و تفسيرى و تاريخى نوشته شده و يا فتواهايى كه به قلم مدّعيان فقاهت صادر شده ، جز قتل و خون ريزى انسانهاى بىگناه نبوده است .
به يك نمونه از جنايات تاريخى كه محصول اين انديشههاى دروغين است اشاره مىكنيم و قضاوت را به شما خواننده محترم واگذار مىكنيم .
سلطان مراد چهارمين پادشاه عثمانى در صدد جنگ افروزى عليه ايران بود ، و لذا به بعضى از دانشمندان اهل سنّت متوسّل شد تا جهت شعله ور كردن فتنه جنگ داخلى بين مسلمانان فتوايى از آنان بگيرد ، ولى هيچ يك از علماء و دانشمندان جرأت اين كار را نداشت و به خود اجازه نداد تا مسبّب قتل و خون ريزى شود ، امّا يك جوان دين فروش به نام «نوح افندى » كه بويى از فقه و انسانيّت به مشامش نرسيده بود ، در كمال وقاحت و بىشرمى فتوايى صادر كرد كه در آن ابتدا كفر شيعه را ثابت و سپس قتل او را واجب مىكرد ،
متن فتواى او چنين است :
«من قتل رافضيّاً واحداً وجبت له الجنّه ».
هر كس يك نفر از شيعيان را بكشد بهشت بر او واجب مى شود .
با صدور اين فتوا
دهها هزار نفر به قتل رسيدند ،
و تنها در حادثه خونين «حلب »
چهل هزار نفر از شيعيان اين شهر به شهادت رسیدند.
(رجوع كنيد به مجلّه تراثنا ج 6 ، ص 32 ،
( موقف الشيعة من هجمات الحضومى )) .
3 - لعن و سبّ أمير المؤمنين عليه السلام
يكى از ظلمهاى بزرگى كه در حق مولا أمير مؤمنان حضرت على ( ع ) روا داشتهاند ، دشنامها وبدگوئيهاى فراوان در باره آن حضرت است . و بنيانگذار اين روش زشت و ضدّ دينى و اخلاقى كسى نيست جز معاوية بن أبى سفيان كه به اصطلاح مفتخر به خال المؤمنين است كه عدهاى جاهل و يا معاند ، از اعمال و كردار او با عظمت ياد مىكنند .
او كسى است كه در پايان نمازهايش چه جمعه و غير جمعه و بر بالاى منبر هنگام سخنرانى از على ( ع ) به زشتى ياد مىكند و حتّى فرمانى هم براى ديگر سخنرانان در دور افتادهترين شهرها صادر مىكند تا به شايسته ترين بنده خدا فحش و ناسزا بگويند .
حَمَوى از دانشمندان اهل سنّت مىگويد : عليّ بن أبي طالب در منابر شرق و غرب كشور اسلامى سبّ و لعن مىشد حتّى در دو شهر مقدّس ، يكى محلّ ولادت او ، و ديگرى محلّ هجرت و همراهى او با پيامبر يعنى شهر مدينه ، در منبرها بر او نفرين و به بدى ياد مىكردند. (معجم البلدان : 3 / 191 ، و5 / 38 ).
زمخشرى و سيوطى دو تن از بزرگان و دانشمندان سنّى مذهب مىگويند: در دوران بنو اميّه بر بالاى بيش از هزار منبر على را لعنت مىكردند ، و پايه گذار اين سنّت ، شخص معاويه بود. (بيع الأبرار زمخشرى : 2 / 186 ؛ النصاع الكافية محمد بن عقيل : 79 ؛السيوطى ، النص والاجتهاد : 496) .
چرا اين همه نا سزا؟! اكنون اين سؤال كه ريشه در اعماق دردهاى روحى و روانى هر مسلمان با غيرت دارد مطرح مىشود كه :
مگر عليّ بن أبي طالب ( ع ) از أصحاب و ياران رسول خدا ( ص ) نبود؟
مگر آن حضرت از خلفا و جانشينان پيامبر خدا شمرده نمىشد؟
مگر داماد پيامبر گرامى ( ص ) و همسر پاره تن آن حضرت نبود؟
مگر او - نستجير باللّه - مسلمان نبود؟ مگر نه اين است كه رسول گرامى فرمود : هر گونه ناسزا گفتن به مسلمان موجب فسق است : «سباب المسلم فسوق » (صحيح بخارى : 171 ح 48 ، كتاب الايمان - باب خوف المؤمن من أن يحبط عمله ؛ صحيح مسلم : 1 / 58 ، باب قول النبى ( ص ) : «سباب المسلم فسوق » ) .
پس چرا سبّ و لعن على ( ع ) از ناحیه بعضی از بزرگان اهل سنت جنبه شرعى و قانونى به خود مىگيرد؟
معاويه چگونه حكومتى تشكيل داده كه پايههاى آن بايد با سبّ على ( ع ) استوار مىگردد كه بنا به نقل ابن عساكر ، مروان به امام زين العابدين ( ع ) گفت : هنگام محاصره عثمان ، كسى همانند على ( ع ) از وى دفاع ننمود . حضرت فرمود : پس چرا اين همه او را در بالاى منابر ناسزا مىگوييد؟
مروان پاسخ داد : اساس حكومت ما ، استوار نمىگردد مگر با اين ناسزاها . (تاريخ مدينة دمشق لابن عساكر : 42 / 438 ؛ الصواعق المحرقة ص 33 ؛ النصائح الكافية ص 114 عن الدار قطنى ؛ شرح نهج البلاغه : 13 / 220 )
چه اتفاقى در تاريخ اسلام مىافتد كه وقتى عمر بن عبد العزيز تصميم مىگيرد از لعن على ( ع ) جلوگيرى كند ، مردم از گوشه و كنار مسجد فرياد بر مىآورند «تركت السنّة ، تركت السنّة » هان ، سنت پيامبرا را ترك كردى!! (العتب الجميل ص 74 - 75 ؛ النصايح الكافية : 116 ؛ شرح نهج البلاغه لابن أبى الحديد : 13 / 222 )
آنان کار را به جایی رساندند که حتی وقتى مىشنيدند خانوادهاى اسم نوزاد خود را به نام على نهاده وى را بدون هيچ جرم و گناهى به قتل مىرساندند!!! وقتى اين خبر به گوش شخصی به نام «رَباح » رسيد نام فرزندش را تغيير داد . (سير أعلام النبلاء : 5 / 102 ، 7 / 413 ؛تهذيب الكمال : 20 / 429 ، تهذيب التهذيب : 7 / 281 ، ترجمة على بن رباح)
از این نمونه ها بسیار است که به جهت اختصار به همین موارد بسنده می کنیم.
نسل كشى شيعه به چه جرمى؟
آرى يكى ديگر از لكههاى ننگ تاريخ بنو اميه اين است كه بنا به نقل ابن ابى الحديد سنى معتزلى ، به دستور معاويه ، دوستان و شيعيان على را از زير هر سنگ و كلوخى بيرون كشيدند و دست و پاهاى آنان را بريده و با آهن گداخته به چشمان آنان سرمه كشيدند و بر بالاى شاخهها خرما به دار آويختند. (شرح نهج البلاغة لابن أبى الحديد : 11 / 44 ، النصايح الكافية : 72 )
و بنا به نقل همو از امام باقر ( ع ) كه فرمود : شيعيان ما را در هر دهى و دهكدهاى يافتند به قتل رساندند و دست و پاى آنان را مثله كردند و هر كس كه به ما اظهار محبت مىكرد ، زندانى كردند ، اموال او را مصادره نمودند و خانه او را ويران ساختند . و كار را به جايى رساندند كه اگر به يك نفر زنديق و ملحد و يا كافر مىگفتند بهتر از اين بود كه او را شيعه بنامند. (شرح نهج البلاغة : 11 / 43 )
4- لعن در سنّت نبوى
پژوهشگران حديث نبوى كه تحقيقات و تفحّص ارزشمندى پيرامون سخنان و فرمايشات پيامبر اكرم ( ص ) داشتهاند ، تقريباً تعداد سيصد عنوان در موضوع لعن كه فقط از اين كلمه استفاده شده است استخراج نموده و در معرض مطالعه و ديد ديگران قرار دادهاند ، كه اين نكته دليلى روشن بر اهميّت موضوع در سيره نبوى است (موسوعة أطراف الحديث النبوىّ ( ص ) : 6 / 594 ، مادّه «لعن ») . اما باید توجه داشت که لعن کردن آداب و شرایط و ملزمات مخصوص خود را دارد و در هر جا و هر زمان و هر شخصی نمی تواند جاری شود برای توضیح بیشتر به چند نمونه از لعن کردن درست آنهم با توجه به مقتضیات زمان، توجه بفرمایید:
الف - لعن و نفرين پيامبر ( ص ) نسبت به بنو اميّه
در بين فرمايشات و سخنان پيامبر اكرم ( ص ) علاوه بر نهى از سبّ و لعن انسانها خصوصاً افراد با ايمان ، مواردى ديده مىشود كه آن حضرت اشخاص و يا گروههايى را مورد لعن و نفرين قرار داده است . از جمله حكم بن العاص ، كه جبير بن مطعم مىگويد : با رسول خدا ( ص ) كنار حجر نشسته بودم ، حكم بن ابى العاص در حال گذر از نزديك ما بود ، پيامبر فرمود : واى بر امّت من از فرزندان و آنچه در صلب اين مرد است. (المعجم الأوسط للطبرانى : 2 / 144 ) .
و زمانى كه معاويه براى فرزندش يزيد از مردم بيعت مىگرفت ، مروان گفت : اين روش ابو بكر و عمر بود ، عبد الرحمن بن ابو بكر در جوابش گفت : سنّت و روش هرقل و قيصر است . مروان متقابلاً گفت : اين آيه را خداوند در باره تو نازل فرمود : ( وَالَّذِى قَالَ لِوَلِدَيْهِ أُفٍّ لَّكُمَآ ) أحقاف / 17 . ، و كسى كه به پدر و مادرش مىگويد : أفّ بر شما .
سخنان اين دو نفر بگوش عائشه رسيد ، گفت : مروان دروغ مىگويد ، رسول خدا پدرش را لعنت كرد ، در حاليكه او در صلب پدرش بود (المنثور سيوطى : 6 / 41 ؛ أسد الغابة : 2 / 34 ؛ سنن الكبرى نسائى : 6 / 459 ؛ تفسير ابن كثير : 4 / 172 ؛ المستدرك على الصحيحين للحاكم : 4 / 481)
امام حسن مجتبى ( ع ) به مروان فرمود : «لقد لعن اللّه أباك الحكم وأنت فى صلبه على لسان نبيّه ، فقال : لعن اللّه الحكم وما ولد » خداوند بر زبان پيامبرش پدرت حكم را لعنت كرد و تو در صلب او بودى ، فرمود : خدا لعنت كند حكم را و آنچه از او به دنيا آيد (البداية والنهاية : 8 / 284 ؛ كنز العمال : 11 / 257 ؛ تاريخ مدينة دمشق : 57 / 244 ؛ سير أعلام النبلاء : 3 / 478 ).
ب - لعنت كردن پيامبر اكرم ( ص ) ابو سفيان و معاويه را
اظهار ناراحتى و عدم رضايت پيامبر از بعضى چهرههاى سرشناس صدر اسلام دليلى قاطع بر انحراف آنان از سيره و روش آن حضرت است ، مخصوصاً اگر اين عدم رضايت به شكل لعن و نفرين باشد ، از جمله اين افراد ابو سفيان و معاويه است ، پدر و پسرى كه منشأ بسيارى از فتنهها و آشوب بوده و حوادث دردناكى براى اسلام و امّت اسلام آفريدند .
عبد اللّه بن عمر مىگويد : پيامبر از مكانى در حال عبور بود ، چشمش به ابو سفيان افتاد كه سوار بر شتر بود و معاويه و برادرش يكى پيشاپيش و ديگرى پشت سر در حركت بودند فرمود : «اللّهمّ العن القائد والسائق والراكب » . بار خدايا آنكه سواره است و آن دو كه همراه او و پياده هستند را لعنت كن ، افرادى كه اين حديث را از عبد الله بن عمر شنيدند ، سؤال كردند : آيا خودت از پيامبر شنيدى يا كسى ديگر برايت تعريف كرده است؟ گفت : آرى خودم شنيدم ، و اگر دروغ بگويم ، گوشهايم كر شوند همانگونه كه دو چشمم كور شده است. (تاريخ الامم والملوك : 10 / 58 ؛ حوادث سال 284 هـ ؛ كتاب صفين : 247 ، چاپ مصر) .
ج - لعنت كردن بعضى از صحابه به بعضى ديگر
ابو بكر در محضر پيامبر لعنت مىشود:
ابوهريره مىگويد : مردى در حضور پيامبر ابو بكر را سبّ و لعن مىكرد و آن حضرت متعجّبانه مىخنديد (تفسير ابن كثير : 4 / 129 ، مسند احمد : 2 / 436 ، الدر المنثور : 6 / 11 ).
و در نقلى ديگر آمده است : ( أنّ رجلاً سبّ أبا بكر عند النبى ( ص ) والنبيّ لا يقول شيئاً ) . شخصى در حضور رسول خدا ( ص ) ابو بكر را لعنت مىكرد و آن حضرت هيچ سخنى نمىگفت . (ابن حجر نيز مىگويد : در حضور پيامبر شخصى ابو بكر را سبّ مىگفت؛ تاريخ النمازى : 2 / 102 ؛ سبل السلام : 4 / 197)
5 - آثار نوشته شده در بديهاى شيخين
يكى از روشهاى ديگر در يادآورى نقصهاى گفتارى و رفتارى افراد استفاده از نوشتن و ضبط آن است كه در طول تاريخ در اين زمينه آثارى مكتوب از اهل قلم و تصنيف به رشته تحرير در آمده است ، از آن جمله راجع به مسلمانان صدر اسلام و ياران پيامبر اكرم و چهرههاى سرشناس كه به فصلهايى كوتاه از رفتار و كردار آنان پرداختهاند ، مانند ابن خراش كه دو جلد در باره زشتكاريهاى خليفه اول و دوم نوشت ، و چون مورد اعتماد و اطمينان بود و به دروغگويى از نقل حوادث و گزارشات تاريخى متّهم نبود ، او را به طرفدارى از اهل بيت پيامبر ( ص ) متّهم نمودند ، و اشخاصى از قبيل او را كه به نقل زشتكاريها پرداختهاند به همين اتّهام مورد حمله و هجوم قرار دادهاند (الكامل فى ضعفاء الرجال : 5 / 519 ، تهذيب التهذيب : 2 / 83 )و ...
نتیجه نهایی:
لعن و نفرین در هر زمان و مکانی جایز نمی باشد و سنت پیامبر و اهل بیت هم همینگونه بوده که علانا از لعن و نفرین خودداری می کردند مگر در زمان های خاص و افراد خاصی که شرایط آن دوران اقتضاء این امر را داشته است.ائمه اطهار در شرایطی نبودند که بتوانند علانا به لعن مخالفین خود دست بزنند و تنها با ذکر اذکار و ادعیه ای نارضایتی خود را نشان می دادند که همین روش نیز باید برای ما الگوی عملیباشد.
در پایان این مطلب را نیز تاکید می کنیم که نظر به اینکه لعن به خلفا خلاف سیره ائمه و باعث اختلاف شیعه و سنی شده و روز به روز موجبات افزایش کینه و نفرت بین مسلمانان می شود علمای ما به شدت از انجام علنی آن نهی کرده اند و شیعیان را به دوری از اینگونه اعمال و رفتارهای نامناسب برحذر داشته اند و بر ما نیز واجب است که به دستورات آنان عمل کنیم و از اینگونه رفتارهای تحریک آمیز و دشمن تراش دوری کنیم.
.
فتوای رهبر انقلاب
درباره حرمت اهانت
به مقدسات دیگران اوج «بصیرت» است
هیئت و بسیج ملازم یکدیگر باشند
شناسه خبر: 1209935 سرویس: فرهنگی
۲۰ مهر ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۸
یک کارشناس امور دینی معتقد است که در شرایط فتنهگونه جهان اسلام باید مانع از رفتار و گفتار تحریک آمیز شد. وی فتوای رهبر معظم انقلاب درباره حرمت اهانت به مقدسات دیگران را نشانهای از اوج بصیرت ایشان می داند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا» ضرورت آسیبشناسی محتوای برخی از مداحیها در هیئتهای مذهبی، مقابله با تحریفات تاریخ عاشورا، گفتمانی است که سالیان قبل علما و اندیشمندان بزرگ اسلام توجه ویژهای داشتند تا جایی که شهید مطهری(ره) سه جلد کتاب با عنوان «حماسه حسینی» تألیف کردند و در آن ضمن بیان برخی معارف خوب امام حسین(ع) به برخی از تحریفات تاریخ عاشورا پاسخ دادند و راه برخی کجاندیشان را بستند.
با حجتالاسلام شیخ مهدی حسنآبادی، کارشناس مسائل مذهبی درباره این گفتمان به گفتوگو نشستیم که مشروح آن را در ذیل میخوانید:
فحاشی به مقدسات دیگران زینت عترت(ع) نیست
تسنیم: برخی مداحان در رفتار و گفتار خود به بخشی از مقدسات سایر مذاهب کمتوجهی و بیتوجهی میکنند، به گمان شما پافشاری و اصرار آنها نسبت به این مسأله چیست؟
ابتدا باید ریشه را پیدا کنیم و دیگر اینکه فهممان را نسبت به تبری جستن اصلاح کنیم. ما تولی و تبرا را باید به درستی معنا کنیم، بغض و تولی اصلاً اشتباه معنی شده است. بغض و دوستی این نیست که آدم در حرم علیبنموسیالرضا(ع) برود و شروع به لعن کند. در حالی که خیلی از اهل سنت که محب اهلبیت هستند در آنجا حضور دارند و زیارت میکنند. در مکان مقدسی که زمینه وجود دارد که بتوانیم با اخلاق خوب آنها را شیعه کنیم، چرا باید بداخلاقی کنیم؟ این با کجای سیره عترت(ع) سازگار است؟ به اسم محب بودن، فحاشی کردن که برای اهل بیت عصمت و طهارت(ع) زینت نمیآورد.
بله دشمن آمده یک چیز را در ظاهر به شما دارد نشان میدهد و یک چیز را هم در پشت پرده مخفی میکند. باید تاکید داشت که فتوای مقام معظم رهبری درباره حرمت اهانت به مقدسات اهل سنت کاملاً از روی بصیرت و مصلحت مسلمین است نه فقط شیعیان. از طرفی ایشان طبق سیره اجدادشان یعنی امامان معصوم(ع) برخورد میکنند و بنا بر اصلاح دارند نه تخریب.
اکنون در شرایطی هستیم که در ترکیه، همسایه کشورمان شبهکودتا صورت میگیرد و ناامنیها ادامه دارد. در یمن، بحرین، لبنان، افغانستان، پاکستان و سایر کشورهای همسایه جنگ و درگیری است. در این شرایط حتی اگر به مصلحت شیعه نگاه کنیم، باید جلوی اهانت به مقدسات دیگران را بگیریم و تابع مطالبات رهبری و مراجع باشیم. اما خب عدهای هنوز در خواب غفلت هستند و زیر بار حرف حق نمیروند. به قول یک بزرگوار «جهانبینی تا نوک بینی» عدهای بیشتر از این را نمیبینند، پس درک نمیکنند.
تسنیم: برخی با یکسری روایات گزینشی توجیهاتی نسبت به این موضوع[اهانت به مقدسات سایرین] میآورند؛ در این باره چه میتوان گفت؟
بله، عدهای به بنده میگویند اینجا روایت داریم که امام صادق(ع) فرموده است ما دستور میدهیم کوچک و بزرگ لعن بگویید. گفتم تو مجتهد هستی یا مقلد؟ اگر مجتهد هستی من هم از تو تقلید کنم؟ تو یک روایت میبینی در حالی که فقه و اصول نخواندی و صحت و سقم حدیث را نمیدانی. فقه و اصول ظرف و مظروف هم میشوند و یک فتوا از آن در میآید. مطمئن باش مقام معظم رهبری و سایر مراجع این روایت را دیدند و از من و تو بهتر بلد هستند. ما یک حکم اولیه و یک حکم ثانویه داریم. حکم ثانویه برای چنین مواقعی است. یک زمانی که زکات به شتر تعلق میگرفت، همه شترها را میفروختند و اسب میخریدند. مولا میگفت به اسب هم زکات واجب است. بعد اینکه آیا تنباکو حرام است؟ نه، اما یک جایی ماجرا به استعمار میکشد و عین چیزی را که حلال خداست، عالم زمانه یعنی میرزای کرمانی آن را حرام اعلام میکند. حکم ثانویه اینجاست. یعنی واقعاً امام علی(ع) با خلیفه اول و دوم با اشتیاق بیعت کرد؟ در تاریخ هست که ایشان به مصلحت جامعه مسلمین بیعت کرد. من احساس میکنم کسانی که الان اینگونه تعصب دارند، اگر در زمان مولا علی(ع) بودند، حضرت را متهم به سازش و تسامح میکردند.

تشخیص صلح و سازش با ولیّ جامعه است
از سوی دیگر امام حسن(ع) آتشبس داد و به نفع عموم مسلمین صلح کرد و یک جایی به نفع عموم مسلمین امام حسین(ع) قیام کرد. تشخیص اینکه در کدام مرحله صلح و یا قیام صورت بگیرد با ولیّ جامعه است نه من و تو. بعضیها جای خودشان را با ولایت اشتباه میگیرند و فکر میکنند آنها باید حکم صادر کنند و ولیّ جامعه اجرا کند در صورتی که برعکس است. ای کسانی که صد سال در هیأت دارید لعن میکنید، الان صحنه سوریه و دفاع از حرم اهل بیت(ع) است، هم در آن تبرّی و هم تولی است. خب برو با جان و دل دفاع کن. اگر هم کشته شوی به بهشت میروی. منتها میبینیم ماجرا چیز دیگری است.
مدافع حرم جزئی از مدافع حریم عترت(ع) است
در واقع میتوان گفت مدافع حرم جزئی از مدافع حریم است. خیلی از افرادی که قصد دارند هرطور شده به سوریه بروند و از حرم اهل بیت(ع) دفاع کنند، در واقع قصد دفاع از حریم را مدنظر دارند که دشمن به این حریمها دستبرد زده است. حال ما هم به نوبه خود باید در اینجا از حریم اهلبیت دفاع کنیم، از حریم مسلمین دفاع کنیم و بارفتارهای ناپسند تلاش شهدای حرم را گرامی بداریم.
هیئت و بسیج باید ملازم همدیگر باشند
تسنیم: مسأله دیگری که برخی هیئتها با آن مواجه هستند، عدم انسجام آنها با بسیج و مساجد محله است تا جایی که گویی خود را گروهی مستقل میدانند، در حالی که باید با یکدیگر تلفیق شوند و یک جبهه متحد شکل دهند؛ در این باره توضیح میفرمایید؟
اگر اعتقاد بسیجی ناب با اعتقاد هیئتی ناب تلفیق شود، یک شیعه ناب و مورد رضایت امام زمان(عج) تشکیل میشود. زمان جنگ چه چیزی غوغا میکرد؟ به هیچ وجه بحث تلفیق مطرح نبود، زیرا اصلاً این دو از همدیگر تفکیک ناپذیر بودند و متأسفانه الان شاهدیم برخی که تفکرات بسیجی ندارند و با انقلاب مسأله دارند، وارد هیئات شدند. خب معلوم است که چنین شخصی تمایلی به بسیج و مساجد ندارد. در زمان دفاع مقدس صادق آهنگران میخواند و آن شور هیئتی و آن شور حسینی به آن رزمنده القا میشد و چیزی مانند بمب اتم میشد. به آن رزمنده میگفتند اینجا میدان مین است، صد در صد شهید میشوی، اما با افتخار روی مین میخوابد. یعنی هیئت و بسیج لازم و ملزوم هم هستند. اگر بسیجیها در آن هشت سال دفاع مقدس نبودند، اکنون هیئتیها نمیتوانستند کار بکنند اگر بسیجیهای دوران دفاع مقدس نبودند الان روضه و هیئتی نداشتیم و نمیشد آزادانه روضه خواند. کجای دنیا را پیدا میکنید اینگونه آزادانه عزاداری کنند؟ در عراق چهار تا حسینیه میزنند، 10 انفجار کنار آن صورت میگیرد. مردم که به اربعین میخواهند بروند، کلی تمهیدات امنیتی مدنظر گرفته شده است.
از آن طرف اگر هیئت و روضهها نبود، اصلاً این بسیجیها برای دفاع از مملکت علوی ترغیب و تشویق نمیشدند، بنابراین بسیج و هیئت لازم و ملزوم هم هستند و تا زمانی که با حساب و کتاب این دو قشر را از هم جدا کنند و گاهی اوقات روبروی هم قرار بدهند ـ که این تقابل خیلی جاها به وجود آمده است ـ ما شکست میخوریم.

تسنیم: برپایی هیئتهای عزاداری امام حسین(ع) را مدیون شهدایی هستیم که طی هشت سال دفاع مقدس جانانه از اسلام و انقلاب اسلامی دفاع کردند و در این راه از مال و جانشان گذشتند درباره لزوم تداوم یاد و خاطره شهدا در هیئتهای مذهبی برایمان بگویید.
چند شب پیش یک شهید مدافع حرم آوردند و در آن مراسم عرض کردم امیرالمومنین میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَخْفَى أَرْبَعَةً فِی أَرْبَعَةٍ أَخْفَى»؛ خدا چهار چیز را در چهار چیز مخفی کرده است. حضرت ضمن بیان برخی موارد، در ادامه فرمودند: «أَخْفَى وَلِیَّهُ فِی عِبَادِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ عَبْداً مِنْ عَبِیدِ اللَّهِ فَرُبَّمَا یَکُونُ وَلِیَّهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ»؛ خدا ولیّ و رفقای خودش را در بین بندگانش مخفی کرده است، هیچ کدام از بندگان خدا را کوچک نشمارید شاید همین ولیّ خدا باشد. نشانه ولیّ خدا در قرآن چیست؟ چرا الزاماً دنبال این هستیم که یکی را پیدا کنیم که دستی بر آتش داشته باشد، ریش بلند داشته باشد، کرامت و کشف و شهودی داشته باشد؟ یکی از نشانههای ولیّ خدا در قرآن این است: «أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ انَّکُمْ اَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ؛ بگو اى کسانى که یهودى شده اید اگر پندارید که شما دوستان خدایید نه مردم دیگر پس اگر راست مى گویید درخواست مرگ کنید». شهدا مرگ را بازی گرفتند. چرا امام میگوید رهبر من آن طفل 13 ساله است که نارنجک به خودش میبندد و زیر تانک میرود؟ همان امامی که رعشههای انقلابیاش تمام دنیا را تکان میدهد. امام میگوید 50 سال عبادت کردید خدا قبول کند، اما وصیتنامه شهدا را بخوانید و ببینید حرف اینها چیست. به نظرم این جریان خیلی مهم است، لذا اینجاست که میگویم بسیج و هیأت لازم و ملزوم هم هستند. چرا نباید از شهدا گفته شود؟ اینها ولیّ خدا هستند؟ چرا شهدای مدافع حرم گفته شود اما باقی گفته نشود؟ خدا نگذرد از کسانی که میخواهند ما از شهدا بگذریم. یک مدتی رسم شده بود که اسم و نام شهدا را در حسینیهها نزنیم؟ چرا نزنیم؟ دشمنان خوب فهمیدند تا اسم شهدا و آرمان شهدا و افکار شهدا باشد خیلی از بساطهای آنها متزلزل است. اینکه میگویند نامی از شهدا نیاورید و عکس شهدا را نزنید، اصلاً بیخردی است. همان طور که فرهنگ اباعبدالله(ع) و انقلاب حسینی کار را به جایی میرساند که گاندی که در هند میگوید آرمان من آرمان حسین است، این را از او یاد گرفتم. تمام توان دشمن جدا کردن هیأت از بسیج است و تمام تلاش ما هم باید تلفیق این دو باشد.
انتهایپیام/
موضوعات مرتبط: احکام و مسائل شرعی ، پاسخ به شبهات دینی ، مطالبی در رابطه با امام عسکری علیه السلام




