هـمین بـس که
در حدیثی دیگر،معلم و عالم دینی انسان
به عنوان پدری معرفی شده که
مقام او از مقام پدری که بـاعث پیـدایش انـسان شده،بالاتر است.
حدیث چنین است:«پدران تو سه نفرند:
یکی آن که تو را متولد کرد
.......................................................
و آنـکـه تـو را (علم بخصوص علم دین )داد
............................................................
و آن که دخترش را به تو تزویج کرد
.......................................................
و بهترین
این سه پدر،آن است که تو را تـعلیم داد»
.........................................................
خواجه نصیر الدین طوسی،
علت برتری محبت معلم بر محبت پدر را
آن دانسته است که پدر-پدری کـه سـبب پیـدایش انسان شده است-
در واقع پدر جسمانی فرد است،
اما معلم و مرتبه نفس بالاتر از جسم است،
مقام پدر روحـانی از پدر جـسمانی بالاتر است.
بدین خاطر،
محبت نسبت به معلم وپدر روحانی
باید بیشتر از پدر باشد،
..................................................
هم چنان که محبت مـعلم نـسبت بـه متعلم
شریف تر از محبت پدر نسبت به فرزندانش است.
بر این اساس می توان گفت:
محبت نسبت به معلم و عالم دینی ات
دون مـحبت خـدا و فوق محبت نسبت والدین است.
............................................................................
مثلا اول برو سر قبر عالمی که تو را دین یاد داده
بعد برو سر قبر پدر ومادرت
......................................................
اگر سوال کنی پس شهید چی
جواب :
مداد العلما افضل من دما الشهدا
قلم عالم از خون شهید افضل است
.........................................................
احترام به معلم و عالم دینی
حضرت علی (ع) میفرماید:
«اگر کسی به فرزندان من کلمه ای بیاموزد
اگر دهانش را پر از در وگوهر کنم هم، نمیتوانم حق او را ادا کنم»
«تنبیه الخواطر، ج 2، ص 212»
احترام اصلی و حقیقی به معلم یا کسانی که از آنها چیزی یاد می گیریم چند چیز است که خبر گزاری دانا به نقل از سایت پرسمان در این باره به موارد زیر اشاره می کند :
1. عمل به آموخته هاي آنان 2. ترويج و تبليغ آنچه از آنها ياد گرفتيم به ديگران. 3. يادسپاري ارزشهاي علمي و اخلاقي آنها 4. تكريم شخصيت و تعظيم آنان در همه شرايط 5. تواضع در برابر آنها و ... كه علي(ع) فرمود: «من علمّني حرفا فقد صيّرني عبدا».
قرآن مجيد نخستين معلم را خداوند، و نخستين شاگرد را حضرت آدم(ع) مي شمرد و نخستين علمي كه به او تعليم داده شد، علم الاسماء مي شمرد (به احتمال قوي منظور از آن آگاهي بر اسرار آفرينش و موجودات جهان است). تنها آدم نبود كه خداوند به او تعليم داد، بلكه به يوسف تعليم تعبير خواب داد، «وَعَلَّمْتَني مِنْ تَأويلِ الاَحاديثِ» يوسف/101 و به سليمان زبان پرندگان آموخت، «وَ قالَ يا اَيُّهَا النّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ»نمل/16 و به داود(ع) زره ساختن را، «وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ»انبياء/80 و به خضر علم و آگاهي فراواني داد، «وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً»كهف/65 و به فرشتگان علوم فراواني بخشيد، «سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا اِلّا ماعَلَّمْتَنا»بقره/32 و به انسانها نطق و بيان آموخت (عَلَّمَهُ الْبيانَ) و از همه بالاتر اينكه به پيامبر اسلام(ص) علوم و دانشهايي كه هرگز تحصيل آن از طرق عادي براي او ممكن نبود آموزش داد، «و عَلَّمَكَ مالَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ»نساء/113 فرشتة بزرگ الهي يعني پيك وحي، جبرئيل، نيز تعليمات فراواني به پيامبر اسلام(ص) داد، «عَلَّمَهُ شَديدُ الْقُوي» نجم/5 پيام قرآن ج 10، حضرت آيت الله مكارم شيرازي و ساير همكاران
در روايات اسلامي، مقام معلم آنقدر والاست كه خدا و فرشتگان و همة موجودات ـ حتي مورچه در لانة خود و ماهيان در درياها ـ بر كسي كه به مردم تعليم خير كند درود مي فرستند، چنانكه در حديثي از رسول خدا(ص) آمده است: «اِنَّ اللهَ وَ مَلائِكَتَهُ حَتَّي النَّمْلَةِ في حُجْرِها وَ حَتّي الْحُوتِ فِي البَحْرِ يُصَلُّونَ عَلي مُعَلِّمِ النّاس الْخَيْرَ»؛(كنز العمال، حديث 28736) و در حديث ديگري ميخوانيم: «آيا به شما خبر دهم كه بخشنده ترين بخشنده هاكيست؟ بخشنده ترين بخشنده ها خداست و من بخشنده ترين فرزندان آدم هستم و بعد از من از همة شما بخشنده تر، كسي است كه علم و دانشي را فراگيرد و آنرا نشر دهد و به ديگران بياموزد، چنين كسي، روز قيامت، خود به صورت امتي برانگيخته خواهد شد!»(ميزان الحكمة 6/474) تعبير به «امت» به خوبي نشان مي دهد كه گسترش وجودي معلمان، به موازات گسترش تعليمات آنها در ميان جامعة بشري صورت مي گيرد و هر قدر شاگردان بيشتري را تعليم و تربيت كنند، به همان نسبت شخصيّت معنوي و اجتماعي آنها گسترده تر مي شود و گاه به اندازة يك امت مي گردد. اهميت نشر علم و دانش و فرهنگ در اسلام تا آن حدّ است كه در حديثي معروف، مجلس علم، باغي از باغهاي بهشت شمرده شده است.
جالب اينكه در اسلام هر كاري كه مقدمة فراگيري علم، يا مناسبتي با آن داشته باشند، عبادت شمرده شده است، در حديثي از پيامبر اكرم(ص) مي خوانيم: «مُجالَسَةُ الْعُلَماءِ عِبادَة؛ (بحارالانوار 1/204)همنشيني با دانشمندان عبادت است». در حديث ديگري از امام موسي بن جعفر(ع) مي خوانيم: «اَلنَّظَرُ اِلي وَجْهِ الْعالِمِ حُبّاً لَهُ عِبادَة؛ (وسائل 18/458) نگاه به صورت عالم از روي محبت، عبادت است». و نيز در حديث ديگري مي خوانيم كه پيامبر(ص) به ابوذر فرمود: «اَلْجُلُوسُ ساعَةً عِنْدَ مُذاكَرَةِ الْعِلْمِ خَيْر لَكَ مِنْ عِبادَةِ سَنَةٍ، صِيام نَهارِها، وَ قِيامِ لَيْلِها و النَّظَرُ اِلي وَجْهِ الْعالِمِ خَيْر لَكَ مِنْ عِتْقِ اَلْفِ رَقَبَةٍ؛ (تفسير نمونه 4/360) يك ساعت در جلسة مذاكره علم شركت كردن، براي تو بهتر از عبادت يك سال است كه روزها روزه باشي و شبها مشغول عبادت شوي و نگاه به صورت عالم، براي تو بهتر است از آزاد كردن يك هزار برده!». پيام قرآن ج 10، حضرت آيت الله مكارم شيرازي و ساير همكاران
1- حضرت سجاد –ع- مي فرمايد : حق كسي كه به تو علم مي آموزد اين است كه او را تعظيم كني و مجلس او را گرامي بداري و به دقت به سخنان او گوش كني و كاملا متوجه او باشي و در برابر او صدايت را بلند نكني و اگر كسي از او پرسشي كرد قبل از استاد به او جواب ندهي و در مجلس او با كسي صحبت نكني و در نزد او از كسي غيبت نكني و اگر از او بدگويي شد از او دفاع كني و عيب هايش را بپوشاني و فضيلت هايش را آشكار سازي و با دشمن او همنشين نگردي و با دوست او دشمني نورزي . پس اگر چنين كني فرشتگانش خداوند گواهي مي دهندكه تو براي خدا به نزد آن عالم رفته اي و از او علم فرا گرفته اي نه براي مردم . ( ميزان الحكمه ، ح 13591)
2- حضرت باقر –ع- مي فرمايد : وقتي به نزد عالمي رفتي حرص تو به شنيدن بايد بيش از ميلت به سخن گفتن باشد و بايد خوب گوش دادن را مانند خوب گفتن فراگيري و صحبت او را به خاطر كسي قطع نكني . ( همان ، 13592)
3- از جمله حقوق دانشمند بر تو اين است كه علاوه بر اين كه به همه جمع حاضر سلام مي كني درود و تحيت مخصوصي نثار او كني و در مقابل او بنشيني و در حضور او با دست و چشم اشاره نكني و در برابر قول او قول مخالفي نقل نكني .......( همان ، 13593)
4- پيامبر –ص- فرمود : هر كس به كسي ( يا مسلماني ) مسئله اي بياموزد مالك و صاحب او او مي گردد . از حضرت سوال شد : آيا در اين صورت مي تواند او را بفروشد ؟ فرمود : خير ولي مي تواند به او امر و نهي كند . ( همان ، ح 13595)
از منظر رسول اکرم صلی الله علیه و آله مقام سه گروهِ برجسته در جامعه را به غیر از افراد گمراه و منافق کسی دیگر سبک نمی شمارد. آن حضرت چنین فرمود: «ثَلاثَةٌ لا یُسْتَخَفُّ بِهِمْ اِلاّ مُنافِقٌ بَیِّنٌ نِفاقُهُ ذُو شَیْبَةٍ فیِ الاِْسْلامِ وَمُعَلِّمُ الْخَیْرِ وَاِمامٌ عادِلٌ؛ از تعظیم و تکریم سه گروه به غیر از افراد منافق که دو رویی آنان بر همگان آشکار است، کسی دیگر سر باز نمی زند. این سه گروه عبارت اند از: سالمندی که مویش را در راه اسلام سفید کرده، معلم نیکی و پیشوای عادل.»
جایگاه معلم وعالم دین
در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام
از بهترین امتیازات جامعه بشری هنر معلمی است. معلم با تعلیم و نشرِ علم، انسانها را به سوی کمال و پیشرفت سوق می دهد و عشق و ایمان را بر لوح جان و ضمیر پاک انسانها ثبت می کند و ندای فطرت را در فضای عالم طنین انداز می گرداند. در حقیقت تمام ترقیات و کمالات انسانها مدیون معلم است. اساسا تعلیم و تعلم از نعمتهای خداوند متعال است که اول برای انبیاء و اولیا و سپس به دیگران ارزانی داشته است.به این جهت، معلم بودن از ویژگیهای انبیاست. خداوند متعال می فرماید: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الاْءُمِّیِّینَ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُواْ عَلَیْهِمْ ءَایَـتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَـبَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَـلٍ مُّبِینٍ »؛ «او کسی است که در میان جمعیّت درس نخوانده، رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می خواند و آنها را تزکیه می کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می آموزد و مسلما پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.»
بزرگ ترین معلم جهان بشریت حضرت رسول خاتم صلی الله علیه و آله به این ویژگی خود افتخار می کرد. آن بزرگوار زمانی که با دو گروه در مسجد مواجه شد که گروه اول عبادت می کردند و گروه دوم به آموزش علم مشغول بودند، گروه دوم را که در محضر استادی علم می آموختند، افضل دانست و فرمود: «اِنَّمَا بُعِثْتُ مَعَلِّما همانا که من به عنوان معلم مبعوث شده ام.»
آن حضرت چنان برای معلمان و مقام ارجمند آنان ارزش قائل بود که در دعاهایش می فرمود: «اللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُعَلِّمِینَ وَاَطِلْ اَعْمارَهُمْ وَبارِکْ لَهُمْ فی کَسْبِهِمْ؛ خداوندا! معلمان را بیامرز و عمر طولانی به آنان عطا فرما و کسب و کارشان را مبارک گردان!»
آری، معلمی از خصوصیات انبیا و از صفات محبوب آنان می باشد. در مقام پاسداشت از تلاشهای معلمان سخنی بالاتر و زیباتر از کلام مولای متقیان، حضرت علی علیه السلام نمی توان یافت که فرمود: «مَنْ عَلَّمَنی حَرْفا فَقَدْ صَیَّرَنی عَبْدا؛ کسی که به من یک حرف بیاموزد، مرا بنده خود کرده است.» البته این شرافت و فضیلت برای معلم، زمانی ارزشمند است که بتواند این موهبت الهی را در وجود خود محقق سازد و با تمام وجود در جهت کمال جامعه به آموزش بپردازد.
با توجه به سخنان پیش گفته، در این فرصت، آموزه هایی را از روایات اهل بیت علیهم السلام در تکریم مقام معلم به خوانندگان گرامی تقدیم می کنیم.
امام حسین علیه السلام و تقدیر از معلم و عالم دینی
بدون تردید هر انسانی فطرتا دوست دارد تا از خدمتگزار خود تقدیر کند و چه خدمتی بالاتر از آموزش علم و دانش به انسان می تواند باشد. در آموزه های دینی ما برای تقدیر از معلم سفارشهای زیادی شده است و در سیره پیشوایان معصوم علیهم السلام این امر مرسوم و مسلّم بوده است. ابن شهرآشوب در حالات امام حسین علیه السلام می نویسد:
در مدینه معلمی به نام عبد الرحمن سلمی به یکی از فرزندان امام حسین علیه السلام
سوره حمد را آموخت.
هنگامی که فرزند گرامی حضرت آن را در نزد وی قرائت کرد،
امام بسیار خوشحال شد و معلم را دعوت کرد
و به عنوان تقدیر و تشکر هزار دینار و هزار حلّه به او پاداش داد.
وقتی امام حسین علیه السلام به خاطر این پاداش زیاد،
مورد اعتراض قرار گرفت، فرمود:
«وَاَیْنَ یَقَعُ هذا مِنْ عَطائِهِ یَعْنِی تَعْلِیمِهِ؛
این پاداش کجا و عطای او، یعنی آموزش سوره حمد کجا!»
.............................................................................................
منزلت معلم و عالمی که به تو احکام دین بیاموزد
از منظر روایات اهل بیت علیهم السلام برای مقام معلمی
ارزش بسیاری قرار داده شده است؛
چرا که او روح و جان افراد را پرورش داده،
به سوی رشد و ترقی و تعالی می برد.
حضرت سید الشهداء علیه السلام در یکی از رهنمودهای حیاتبخش خویش فرمود: «مَنْ دَعا عَبْدا مِنْ ظَلالَةٍ اِلی مَعْرِفَةِ حَقٍّ فَاَجابَهُ کانَ لَهُ الاَْجْرُ کَعِتْقِ نَسَمَةٍ؛ هر کس انسانی را از گمراهی به سوی شناخت حق و حقیقت راهنمایی کند و او نیز پاسخ مثبت دهد، به اندازه آزادی یک بنده پاداش خواهد داشت.»
امام حسین علیه السلام در این زمینه به مردی که در محضرش بود، چنین فرمود: «کدام یک از دو کار را بیشتر دوست داری: مرد ستمگری می خواهد فرد ناتوانی را به قتل برساند و تو او را یاری می کنی و از دست ظالم نجات می دهی و یا اینکه فرد دگراندیشی که اعتقادات فاسد دارد و می خواهد یکی از شیعیان ما را که توانایی دفاع فکری و عقیدتی از باورهای خود ندارد، گمراه کند و تو دری از علم و معرفت به روی او می گشایی و آن مستضعف فکری را یاری می کنی و در مقابل هجوم فرهنگی و عقیدتی تجهیزش می نمایی و او با دلایل محکم و منطقی بر دشمن عقیدتی خود پیروز می شود؟»
آن گاه در ادامه فرمود: «این ناتوان فکری را یاری کردن افضل است؛ چرا که خداوند متعال فرموده: «وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَآ أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا»؛ «هر کس فردی را زنده کند، مثل این است که تمام مردم را زنده کرده است.» یعنی اینکه از کفر به سوی ایمان راهنمایی و ارشادش نماید.»
عزیزترین قشر جامعه
حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام احترام معلم را بر هر قشری از جامعه لازم می دانست و به مسلمانان سفارش می کرد که به پاس خدمات این گروه ارزشمند در هر مقامی که باشند، آنان را همانند پدر خود گرامی بدارند و در این زمینه فرمود: «قُمْ عَنْ مَجْلِسِکَ لاَِبیکَ وَمُعَلِّمِکَ وَلَوْ کُنْتَ اَمیرا؛ به پاس گرامی داشت پدر و معلم خود به پا خیز! گرچه پادشاه باشی.»
حضرت زین العابدین علیه السلام نیز در ضمن شمارش حقوق اقشار مختلف جامعه، معلمان را از طبقات برتر جامعه قلمداد کرده، به دوستان و شیفتگانش سفارش می کرد که حقوق معلمان و اساتید خود را به نحو شایسته ای مراعات کنند و در رساله حقوق خود فرمود: «حَقُّ سائِسِکَ بِالْعِلْمِ فَالتَعْظیمُ لَهُ وَالتَّوْقیرُ لِمَجْلِسِهِ وَحُسْنُ الاِْسْتِماعِ اِلَیْهِ؛ حق آموزگار تو این است که او را تعظیم کنی و در مجلس محترم بداری و به نیکویی سخنانش را گوش کنی.»
در تفسیر امام عسکری علیه السلام آمده است: «هنگامی که به حضرت هادی علیه السلام خبر رسید یکی از فقهای شیعه ـ که در مقام استادی بود ـ با برخی از ناصبیان مناظره کرده و با برهانِ محکم و متقن، باطل بودن ناصبی را اثبات نموده و او را رسوا کرده است،[خیلی خوشحال شد و] هنگامی که آن استاد فرزانه به حضور امام هادی علیه السلام رسید، امام او را در صدر مجلس به تخت بزرگی که در آنجا قبلاً نهاده بودند، راهنمایی کرد. این درحالی بود که گروهی از علویان و بنی هاشم حضور داشتند و خود امام بر آن تخت ننشست. حضرت آن استاد فقیه را بالا برد و تعظیم کرد تا اینکه بر روی آن تخت نشانید.»
تکریم معلم و عالم دینی
یکی از بهترین و مؤثرین ترین اقشار اجتماعی، معلمان و اساتید و مربیان هستند. همان طور که شمع خود می سوزد و اطرافش را روشن می کند، معلمان دلسوز و وظیفه شناس که دانش آموزان و دانشجویان خود را با زحمات شبانه روزی به سوی روشنایی و هدایت می برند نیز جامعه را به نور علم و معرفت خویش روشن می سازند. برای همین، شایسته است که مقام معلمان و مدرسان را همه طبقات، محترم بشمارند.
از منظر رسول اکرم صلی الله علیه و آله مقام سه گروهِ برجسته در جامعه را به غیر از افراد گمراه و منافق کسی دیگر سبک نمی شمارد. آن حضرت چنین فرمود: «ثَلاثَةٌ لا یُسْتَخَفُّ بِهِمْ اِلاّ مُنافِقٌ بَیِّنٌ نِفاقُهُ ذُو شَیْبَةٍ فیِ الاِْسْلامِ وَمُعَلِّمُ الْخَیْرِ وَاِمامٌ عادِلٌ؛ از تعظیم و تکریم سه گروه به غیر از افراد منافق که دو رویی آنان بر همگان آشکار است، کسی دیگر سر باز نمی زند. این سه گروه عبارت اند از: سالمندی که مویش را در راه اسلام سفید کرده، معلم نیکی و پیشوای عادل.»
در خاطرات آیة اللّه حاج شیخ عبد الکریم حائری، بنیانگذار حوزه علمیه قم آمده است:
در دوران جوانی روزی در جلسه ای با حضور عده ای از علما که در میان آنان آقا میرزا محمدتقی شیرازی و شهید آقا شیخ فضل اللّه نوری نیز دیده می شد، نشسته بودیم. در آن هنگام، پیرمردی ژولیده و لاغراندام که دستمال مانندی به سر بسته و عبایی وصله دار بر دوش گرفته بود، در نهایت سادگی به آن جلسه داخل شد. میرزا محمدتقی شیرازی فورا بلند شد و با احترام تمام آن پیرمرد را به حضور جمع آورد و در بهترین جای مجلس نشاند. او با اشاره به آقا شیخ فضل اللّه، از میرزا پرسید: ایشان کیست؟ میرزا گفت: ایشان آقا شیخ فضل اللّه نوری است و او را کاملاً معرفی کرد. پیرمرد روشن ضمیر گفت: چند سال بعد شیخ فضل اللّه نامی را [به جرم دفاع از اسلام] در تهران بر دار می کشند. او تو نباشی!
سپس نام مرا از میرزا پرسید: میرزا گفت: او آقا شیخ عبد الکریم یزدی است و از فضلاست. مسئله ای از من پرسید و من چون پاسخ آن را خیلی واضح و پیش پا افتاده می دانستم، نگفتم و سکوت کردم. میرزای شیرازی دوم بر من خشم گرفت و شدیدا ناراحت شد و خودش پاسخ مسئله را گفت و اضافه کرد که علما در این باب این طور می گویند. وقتی بیان میرزا تمام شد، آن مرد ساده پوش خود به صورت دیگر پاسخ را تقریر کرد و میرزا گفته های او را نوشت و به او نشان داد و پرسید: آیا همین گونه فرمودید؟ و او گفت: بلی. سپس به من رو کرد و گفت: چندی بعد پرچم اسلام در قم بر دوش شیخ عبد الکریم نامی به احتزاز در می آید، او تو نباشی!
آن گاه برخاست و خداحافظی کرد و رفت. میرزا محمدتقی شیرازی کفش پیش پای او نهاد و او را بدرقه کرد و چون بازگشت، بر من عصبانی شد که چرا به او بی اعتنایی کردم و توضیح داد که او معلم اخلاق حوزه های علمیه، آخوند فتحعلی سلطان آبادی است.
برکات حضور در نزد معلم و عالم دین
یکی از مهم ترین مصادیق تعظیم معلمان و اساتید، حضور در کلاس درس آنان است که انسان علاوه بر اینکه مطالب بسیاری از آنان می آموزد، از آداب و رسوم و اطلاعات غیر درسی نیز بهره مند می شود؛ افزون بر آن، به مقام دوستان خداوند و ثواب آنچه نزد خداست نیز دست می یابد. در حقیقت آموزه های معلم، همانند قطرات باران دلهای تشنه را سیراب و استعدادها را شکوفا می کند. به این جهت، حضرت عیسی علیه السلام به پیروان خود سفارش کرد که:
«یا بَنی اِسْرائیلَ زاحِمُوا الْعُلَماءَ فی مَجالِسِهِمْ وَلَوْ جُثُوّا عَلَی الرُّکَبِ فَاِنَّ اللّهَ یُحْیِیِ الْقُلُوبَ الْمَیْتَةَ بِنُورِ الْحِکْمَةِ کَما یُحْییِ الاَْرْضَ الْمَیْتَةَ بِوابِلِ الْمَطَرِ؛ ای بنی اسرائیل! در کلاسهای درس دانشمندان ازدحام کنید! حتی اگر از تنگی مکان درس ناچار باشید که بر روی زانوان بنشینید؛ چرا که خداوند متعال با نور دانش و حکمت، دلهای مرده را زنده می کند؛ همان طوری که زمین مرده [و خشک] را با قطرات باران احیا می کند.»
حضور در جلسات دانشمندان و معلمان حکمت چنان در زندگی انسان اثر دارد که ممکن است در اثر بی اعتنایی به آن جلسات، انسان دچار خواری شود و مورد خشم خداوند قرار گیرد. امام سجاد علیه السلام در دعای سحر به این نکته ظریف اشاره می کند و در راز و نیاز با خداوند این گونه نجوا می کند: «سَیِّدی... لَعَلَّکَ فَقَدْتَنی مِنْ مَجالِسِ الْعُلَماءِ فَخَذَلْتَنی؛ آقای من!... شاید مرا در مجالس دانشمندان ندیدی و به این خاطر دچار خذلان و خواری نموده ای!»
ویژگیهای معلمان و عالمان دینی شایسته
در مطالب گذشته روایاتی در مقام و منزلت معلمان شایسته بیان شد. در خاتمه، به برخی از شرایط آنان نیز اشاره می شود:
1. اخلاص
امام صادق علیه السلام فرمود: «الْمُعَلِّمُ لا یُعَلِّمُ بِالاَْجْرِ وَیَقْبَلُ الْهَدِیَّةَ اِذا اُهْدِیَ اِلَیْهِ؛ معلم به خاطر مزد درس نمی دهد، [بلکه برای خدا و با خلوص نیت آموزش می دهد] و هرگاه هدیه ای به او دادند، آن را می پذیرد.»
2. عدالت میان شاگردان
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دورترین مردم از خداوند را دو گروه معرفی نمود و در توضیح گروه دوم فرمود: «وَمُعَلِّمُ الصِّبْیانِ لا یُواسی بَیْنَهُمْ وَلا یُراقِبُ اللّهَ فِی الْیَتیمِ؛ و معلم کودکان که در میان آنان به عدالت رفتار نمی کند و در مورد یتیم، خدا را در نظر نمی گیرد.»
3. تواضع
علی علیه السلام فرمود: «مَنْ تَواضَعَ لِلْمُتَعَلِّمینَ وَذَلَّ لِلْعُلَماءِ سادَ بِعِلْمِهِ؛ هر معلمی که بر شاگردانش تواضع و فروتنی کند و در برابر دانشمندان خود را کوچک و پایین دست به حساب آورد، با دانش خود به آقایی می رسد.»
4. عمل به گفته های خود
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «در روز قیامت دانشمندان [و معلمان] بد را می آورند و به آتش جهنم می اندازند. یکی از آنان [از شدت عذاب] در داخل آتش به دور خود می چرخد... کسانی که از او علم آموخته و نجات یافته اند، به او می گویند: وای بر تو! ما راه راست را از تو آموختیم و هدایت شدیم. چرا تو اینگونه ای؟ او پاسخ می دهد: من نسبت به آنچه به شما می آموختم و شما را از آن نهی می کردم، مخالفت کردم
موضوعات مرتبط: احادیث و سخنان چهارده معصوم علیهم السلام ، احکام و مسائل شرعی


