هیئت  حسینی خور بیرجند

ویژگی‌های مادر حضرت اباالفضل  علیهما السلام.......

هیئت حسینی خور
هیئت  حسینی خور بیرجند

ویژگی‌های مادر حضرت اباالفضل  علیهما السلام.......

ویژگی‌های مادر حضرت اباالفضل

علیهما السلام.....

ماجرای حضور ام‌البنین سلام الله علیها

در قبرستان بقیع.....

ام‌البنین سلام الله علیها

مادر علمدار کربلاست؛

علمداری که وقتی دیده به جهان گشود،

امیرالمؤمنین علیه السلام

بر دستانش بوسه زد.

ام البنین(س) زنی عاقله، فهیم و ولایتمدار بود

حضرت ام البنین سلام الله علیها

مادر قهرمان کربلاست

و جزء بزرگواران و زنان بزرگ تاریخ محسوب می‌شود

و اگر قرار باشد در کتابی نام زنان بزرگ اسلام را بنویسند،

قطعا حضرت ام البنین سلام الله علیها

جزء آنها قرار می‌گیرند.

نام مبارکشان فاطمه است

دختر خزام بن خالد بن ربیعه است

و به قبیله کلاب بر می‌گردد.

در باب ازدواج ایشان نقل‌هایی ذکر شده که

شاید نقل قوی‌تر این است که

بعد از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها،

حضرت امیرالمومنین علیه السلام

به برادرشان عقیل سفارشی کردند

که همسری را برایشان انتخاب کنند که

برابر نقلی به وصیت حضرت زهرا سلام الله علیها بود.

حضرت امیر المومنین علیه السلام خواستند

تا ایشان از تبار دلاوران و خاندان محترم و متمایزی باشد.

از آنجا که در تاریخ داریم،

جناب عقیل با علم انساب که جزء علوم شاخص آن زمان است،

آشنایی کامل داشت

و با تحقیقاتی که انجام داد از این قبیله کلاب،

خانم فاطمه را که بعدها ملقب به ام البنین شد،

برای حضرت امیر علیه السلام در نظر گرفت.

و خود امیر المومنین علیه السلام،

با شناختی که نسبت به این خانواده دارند

این خانم بزرگوار را می‌پسندند و انتخاب می‌کنند

که ثمره ازدواج حضرت با این خانم،

چهار پسر است

به نام‌های عباس، عبدالله، جعفر و عثمان.

درباره حضرت ام البنین سلام الله علیها،

سه مشخصه روشن وجود دارد.

مهم ترین آنها عاقله بودن ایشان

و بعد فهیم بودن

و سپس ولایتمدار و امام شناس بودن ایشان است.

جالب است که این سه مشخصه مهم را

در طول تمام مراحل زندگی ایشان می‌بینیم

و برای هر مرحله مصداق‌هایی داریم.

خدمت به فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها

افتخار ام البنین علیها السلام است

در مرحله اول که همان دوره همسرداری ایشان است

و زمانی است که زندگی مشترک

با امیرالمومنین علی علیه السلام را آغاز می‌کند،

برای هر کدام مصداق هایی داریم.

مثلا در آغاز ازدواج ایشان،

چون نام مبارکشان فاطمه بود

و همنام حضرت زهرا سلام الله علیها بودند،

از حضرت امیر علیه السلام خواستند

تا ایشان را به نام فاطمه صدا نزند

که مبادا فرزندان یتیم حضرت زهرا سلام الله علیها

به یاد مادرشان بیفتند و احساس کنند که

جایگزینی برای مادر آنها پیدا شده است.

این نکته نه فقط از بُعد عاطفی

که فرزندان فکر کنند کسی جای مادر آنها آمده،

بلکه از آن جهتی که خود خانم ام البنین سلام الله علیها

نمی‌خواهند هیچ گونه تشابهی به وجود بیاید که

ایشان هم رتبه و هم پایه با حضرت زهرا سلام الله علیها هستند،

حائز اهمیت است.

خود خانم ام البنین سلام الله علیها این باور را دارد که

به عنوان خادم و کنیز فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها

به آن خانه قدم گذاشته و این را افتخار می‌داند.

در مرحله دوم که همان مرحله فرزندداری ایشان

و مراقبت از فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها است،

می‌بینیم که حتی ایشان به فرزندش عباس علیه السلام

هم احترام گذاشتن

نسبت به فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها را سفارش می‌کند

و خود هیچ گاه فرزندان خودش را بر آنها مقدم نمی‌کند.

وقتی عباس متولد شد، حضرت علی علیه السلام

دستانش را بوسید

در تاریخ داریم وقتی که جناب عباس‌بن علی به دنیا آمدند

امیر المومنین علی علیه السلام

دست‌های ایشان را بوسه می‌زدند

به طوری که موجب تعجب ام البنین سلام الله علیها شد.

ایشان متعجب بود که چرا حضرت

با این حالت این کار را می‌کنند

که امیرالمومنین علیه السلام خبر واقعه کربلا

و فدا شدن دست‌های عباس را مطرح کردند.

در ابتدا غمی به دل حضرت ام البنین سلام الله علیها می‌نشیند

و علت را که می‌پرسند

و حضرت امیر علیه السلام خبر از این می‌دهند که

در راستای پیروی کردن از ابا عبدلله علیه السلام

و حمایت از ایشان است،

اظهار شادمانی و خوشحالی می‌کنند

و آرامش می‌گیرند.

و امیرالمومنین علیه السلام به ایشان مژده می‌دهند که

در عوض آن دو دستی که

حضرت عباس علیه السلام از دست می‌دهد

خداوند دو بال رحمت به ایشان عطا می‌کند که

شاید قدرت شفاعت ایشان نیز در راستای همین مسئله باشد.

ام البنین سلام الله علیها

و تربیت سیاسی جامعه پس از وقوع کربلا

در مرحله سوم که مرحله کربلاست،

این خانم در واقعه کربلا حضور ندارند

ولی فرزندان خود را می‌فرستند

و قمر بنی هاشم و برادرهای دیگرشان حضور دارند.

نقش حضرت ام البنین سلام الله علیها

بعد از واقعه کربلا مشخص می‌شود و خیلی پر رنگ است.

در تاریخ داریم بعد از این که اسرا از کربلا به شام برده شدند

و به واسطه افشاگری‌های حضرت زینب سلام الله علیها

و امام سجاد علیه السلام،

یزید واقعا در مانده شد

و ماجرا برخلاف آن چیزی شد که فکرش را می‌کرد.

چون یزید در ابتدا می‌خواست اسرا را بکشد

و تصمیم قطعی بر کشتن آنها داشت

و دلایل محکمی نیز در این راستا وجود دارد.

یکی از آن دلایل این است که وقتی

در خرابه‌های شام دیوارها

به واسطه فرسودگی که دارد تکان می‌خورد

و بچه‌ها می‌ترسند و می‌گویند

عمه جان ما می‌ترسیم که کشته شویم،

در این حین سربازان رومی که

به زبان خودشان صحبت می‌کردند، می‌خندند

و می‌گویند

اینها که قرار است

فردا کشته شوند

حالا از خراب شدن دیوار می‌ترسند.

امام سجاد علیه السلام به واسطه علم امامتی که داشتند

متوجه زبان و گفته‌های اینها می‌شوند،

اما خلاف خواست یزید،

مشیت الهی بر زنده ماندن اینها بود.

بالاخره این اسرا به مدینه برگردانده شدند

و در تاریخ داریم

خبر کشته شدن حضرت عباس علیه السلام

و مابقی شهدا یک‌بار توسط بشیر

و بار دیگر از زبان حضرت زینب سلام الله علیها

برای ام البنین سلام الله علیها بازگو می‌شود.

حضرت ام البنین سلام الله علیها که

به استقبال کاروان می‌آیند،

از احوال کاروان کربلا می‌پرسند

و از شهادت اهل بیت و دیگران مطلع می‌شوند.

نقل شده ایشان مرتب

سراغ امام حسین علیه السلام را می‌گیرند

و بعد که خبر شهادت امام حسین علیه السلام را می‌شنوند

ناله‌ای از ته دل بلند کرده و خطاب کردند که

ای بشیر بند دلم را پاره کردی

و سپس شعر بلندی می‌خوانند که در تاریخ ثبت شده است.

عزاداری ام‌البنین سلام الله علیها در قبرستان بقیع

از این مرحله به بعد

و پس از واقعه کربلا

حضرت ام البنین علیها السلام

نقش حساسی را بر عهده می‌گیرند

که بسیار بارز و قابل توجه است

و آن عزاداری کردن ایشان در بقیع است

که به طور مرتب انجام می‌شود.

در تاریخ می‌بینیم همان طور که

حضرت زینب سلام الله علیها

و خانم رباب به قبرستان بقیع می‌رفتند

و به همراه کسانی که در کربلا حضور داشتند

مقتل خوانی می‌کردند

و جزء به جزء وقایع کربلا را می‌گفتند،

خانم ام البنین سلام الله علیها نیز حضور پیدا می‌کردند.

از اشعار معروف ایشان که می‌فرمودند

این است:

دیگر به من ام‌البنین نگویید؛

من چهار باز شکاری داشتم که

آنها را کشتند

و خطاب می‌کند که اگر فرزندم عباس

دست در بدن داشت،

کسی جرأت نمی‌کرد به او نزدیک شود.

روایت این ماجرا را ما از کسی

به نام احمد بن سعید داریم

که از حدیثی از امام باقر علیه السلام

این وقایع را ذکر می‌کنند.

چرایی عزاداری ام البنین سلام الله علیها

در قبرستان بقیع

نکاتی از این عزاداری در قبرستان بقیع می شود به دست آورد.

یکی از آنها توجه به زمان و مسائل مربوط به آن است.

به طوری که پس از واقعه عاشورا،

حضرت ام البنین از مرثیه خوانی و نوحه سرایی

نهایت بهره برداری را می‌برد.

در ظاهر این امر یک امر عاطفی است،

طبیعی هم بود و قطعا این نیز بوده

و به واسطه غمی که

به جهت کشته شدن فرزندان و دیگر شهدای کربلا

بر دل ایشان وارد شده بود،

این کار را انجام می‌دانند

ولی تنها بعد عاطفی نیست.

این گریه کردن‌ها نوعی مبارزه به حساب می‌آید.

در واقع این خانم بزرگوار از این مرثیه‌خوانی

و نوحه سرایی بهره برداری می‌کنند

و ندای مظلومیت واقعه کربلا را

به گوش مردم آن دوره و نسل‌های پس از آن می‌رسانند.

هدف از این مقتل خوانی

تنها برای تسلای دل خودشان نیست

و در حالی که بعد عاطفی ماجرا سر جای خودش است،

ایشان بهره برداری سیاسی انجام می‌کنند

و آن رساندن پیام کربلاست.

این مبارزه علیه حاکمیت وقت است.

ابراز مخالفت است با روشی که حاکمان وقت در پیش گرفتند.

پس ایشان در راستای قیام حسینی حرکت کردند

و فکر عاشورایی را ترویج دادند.

نکته بعدی و جالب این است که حضرت ام البنین

وقتی در بقیع عزاداری می‌کنند،

لواوه همسر حضرت عباس علیه السلام

و عبید الله فرزند قمر بنی هاشم را

همراه خود می‌برند.

چون در واقع

در این عزاداری کردن، تربیت سیاسی شکل می‌گیرد.

عبید الله فرزند عباس بن علی در واقع کودک است

ولی حضرت ام البنین سلام الله علیها او را تربیتی سیاسی

و دارای بینشی درست می‌کند

تا او که پسر عباس بن علی است،

شم سیاسی قوی نسبت به موقعیت زمانه خود پیدا کند.

خود سازی و بینش عمیق ام البنین سلام الله علیها

عامل ممتازی وی شد

در هر صورت نقش ایشان در تمام مراحل

چه از آغاز همسری امیرالمومنین علیه السلام

و چه پس از آن در نگهداری فرزندان حضرت زهرا و سپس

بعد از واقعه کربلا نقش ممتازی است.

قابل ذکر است کسی که چنین آینده‌ای دارد

و چنین تدبیری در طول زندگی‌اش

به خرج می‌دهد و قابلیت همسر امام شدن

و از ایشان صاحب فرزند شدن را دارد،

این فضیلت ها صد در صد به ویژگی‌های خود او برمی‌گردد.

هرچند اطلاعات زیادی

از دوران قبل از ازدواج ام البنین سلام الله علیها

در دست نیست،

اما چیزی که مسلم است قابلیت‌های فردی و ویژگی‌های

شخصیتی خود ایشان جدا از دلاوری

و شجاعت قبیله آنها که منحصر به فرد بوده‌اند، می‌باشد.

ایشان از جهت فضیلت‌های شخصی آمادگی قبلی داشتند که

لایق همسری امام

و تربیت فرزندانی چون حضرت عباس علیه السلام شوند.

این تذکری است برای دختران ما که

اگر کسی این خودسازی را در مراحل زندگی داشته باشد

قطعا در آینده می‌تواند فرزندانی را تربیت کند که

در تاریخ به یادگار بمانند.

کتابی در باب کرامات خانم ام البنین چاپ شده

که این مطالب اصلا به گزافه نیست.

حتما ویژگی‌ها و موقعیتی که ایشان در نزد درگاه الهی دارند

به واسطه شخصیت خود ایشان و نوع همسرداری

و فرزند داری ایشان است. این جایگاه بسیار بالایی است که موجب شده

تا مصداق‌های بسیاری را از کرامات ایشان ببینیم.

ام‌البنین(س) در سن 64 سالگی از دنیا رحلت کرد

مردم به حضرت ام البنین سلام الله علیها توسل می‌کنند،

ختم‌هایی برای ایشان بر می‌دارند

و به این خانم بزرگوار عنایت دارند

و حاجت روا نیز می‌شوند.

این بستگی به رویکرد هر فرد دارد.

در نهایت این بانوی بزرگوار در سال 64 قمری از دنیا می‌روند

و در واقع یک خللی در این مقطع به وجود می‌آید

. چون ایشان به واسطه شخصیتی که دارند

یک زن تأثیر گذار در جامعه خود و در تاریخ اسلام بودند.

ان شاءالله و به حق آبروی حضرت ام البنین

و همسرشان امیرالمومنین علیه السلام،

ایشان عنایتی به زندگی ما و همسرداری

و فرزند داری همه بانوان داشته باشند

تا بتوانیم آن طور که شایسته و بایسته است

راه ایشان را ادامه دهیم.


موضوعات مرتبط: مطالبی در رابطه با ام البنین علیها السلام

تاريخ : سه شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۱ | 15:28 | نویسنده : هیئت حسینی خور |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.



در اين وبلاگ
در كل اينترنت