هیئت  حسینی خور بیرجند

درخت عجیب و وحشتناک زقّوم چیست؟

هیئت حسینی خور
هیئت  حسینی خور بیرجند

درخت عجیب و وحشتناک زقّوم چیست؟

درخت عجیب و وحشتناک
 
زقّوم  در جهنم چیست؟

 
منظور از «زقّوم» چیست؟


پاسخ اجمالی:

«زقّوم» اسم گیاهى تلخ، بد بو و بد طعم است.

»راغب» در «مفردات» مى گوید:

«زقّوم» هر نوع غذاى تنفرآمیز دوزخیان است.

قرآن در توصیف «زقوم» می فرماید:

«زقوم  درختى است که از قعر جهنم مى روید!

و شکوفه آن مانند کله هاى شیاطین است!»

این  تشبیه براى بیان نهایت زشتى

و چهره تنفرآمیز آن است،

زیرا انسان از چیزى که متنفر باشد

در ذهن خود

براى آن قیافه اى زشت و وحشتناک ترسیم مى کند.

 


پاسخ تفصیلی:

 

«زقّوم» به گفته اهل لغت اسم گیاهى است تلخ و بدبو و بد طعم(۱)

و به گفته بعضى از مفسران،

اسم گیاهى است که

داراى برگ هاى کوچک و تلخ و بدبو است،

در سرزمین «تهامه» مى روید که مشرکان با آن آشنا بودند.(۲)


و در بعضى تفاسیر آمده است که:

این گیاه، شیره اى دارد که وقتى به بدن انسان مى رسد، ورم مى کند.(۳)


«راغب» در «مفردات» مى گوید:

«زقّوم» هر نوع غذاى تنفرآمیز دوزخیان است.

«لسان العرب» مى گوید:

هنگامى که آیه«زقوم» نازل شد

«ابوجهل» گفت:

چنین درختى در سرزمین ما نمى روید،

چه کسى از شما معنى «زقوم» را مى داند؟


در آنجا مردى از «آفریقا» حاضر بود، گفت:

«زقوّم» به لغت آفریقائیان «کره و خرما» است!


«ابوجهل» به عنوان سخریه صدا زد:

کنیز! مقدارى خرما و کره بیاور تا زقّوم کنیم!

مى خوردند، مسخره مى کردند

و مى گفتند محمد(صلى الله علیه وآله)

در آخرت ما را به اینها مى ترساند!

آیه نازل شد و پاسخ دندان شکنى به آنها داد:

(آن درختى است که از قعر جهنم مى روید!)؛

 

«انَّها شَجَرَهٌ تَخْرُجُ فى اَصْلِ الْجَحیم»(۴).


سپس مى افزاید: (شکوفه آن مانند کله هاى شیاطین است!)؛

«طَلْعُها کَاَنَّهُ رُوُسُ الشَّیاطین»،(۵).


در اینجا این سوال پیش مى آید:

مگر مردم کله هاى شیاطین را دیده بودند،

که قرآن شکوفه هاى «زقوم» را به آن تشبیه مى کند؟


مفسران در اینجا پاسخ هاى متعددى ذکر کرده اند:


بعضى گفته اند: یکى از معانى «شیطان»

یک نوع مار بد منظر است که شکوفه «زقوم» به آن تشبیه شده است .


و بعضى گفته اند:

یک نوع گیاه بد چهره است.

ولى آنچه صحیح تر به نظر مى رسد

این است که این تشبیه براى بیان نهایت زشتى

و چهره تنفرآمیز آن است؛

زیرا انسان از چیزى که متنفر باشد

در ذهن خود براى آن قیافه اى زشت

و وحشتناک ترسیم مى کند

و به هر چه علاقه مند است براى آن قیافه اى زیبا و دوست داشتنى.


لذا در عکسهائى که مردم براى فرشتگان مى کشند،

زیباترین چهره ها را ترسیم مى کنند

و بر عکس براى شیاطین و دیوها،

بدترین چهره ها را، در حالى که نه فرشته را دیده اند و نه دیو را.


در تعبیرات روزمرّه، بسیار دیده مى شود که

مى گویند: «فلان کس مانند عفریت است» یا «قیافه دیو دارد»!

پی نوشت:

(۱). «مجمع البحرین»، ماده «زقم».
(۲). تفسیر «روح البیان»، جلد ۷، صفحه ۴۶۴.
(۳). «روح المعانى»، جلد ۲۳، صفحه ۸۵.
(۴). سوره صافات، آیه ۶۴.
(۵). سوره صافات، آیه ۶۵.

تفسیر مختصر آیات 40 تا پایان سوره دخان  

(آیه 40)- روز جدائیها! در آیات گذشته

در مورد مسأله معاد از طریق

«حکمت آفرینش این جهان» براى وجود رستاخیز استدلال شده بود،

 

آیه شریفه از این استدلال چنین نتیجه‏ گیرى مى‏ کند که:

 

«یوم الفصل و روز جدائیها وعده‏ گاه همه آنهاست»

(إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ مِیقاتُهُمْ أَجْمَعِینَ).
 
(آیه 41)- سپس به شرح کوتاهى

در باره این روز جدائى پرداخته، مى‏ گوید:


 «در همان روزى که

(هیچ کس به فریاد دیگرى نمى‏ رسد و)

هیچ دوستى کمترین کمکى به دوستش نمى ‏کند،

و از هیچ سو یارى نمى‏ شوند»!

(یَوْمَ لا یُغْنِی مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَیْئاً وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ).


آرى! آن روز، روز فصل و جدائى است،

روزى است که انسان از همه چیز جز عملش جدا مى ‏شود،

و مولى به هر معنى که باشد- دوست، سرپرست،

ولى نعمت، خویشاوند، همسایه، یاور، و مانند آن-

توانائى حل کوچکترین مشکلى را از مشکلات قیامت براى کسى ندارد.
 
(آیه 42)- تنها یک گروه مستثنی هستند

همان گونه که این آیه مى‏ گوید:

«مگر کسى که خدا او را مورد رحمت قرار داده است،

چرا که او توانا و رحیم است»

(إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ).


بدون شک این رحمت الهى بى‏ حساب نیست

و تنها شامل مؤمنانى مى‏ شود که داراى عمل صالح اند.
 
(آیه 43)- درخت زقّوم! در اینجا توصیف وحشتناک

و تکان دهنده‏اى از عذابهاى دوزخى منعکس شده که

بحث آیات قبل را در مورد «یوم الفصل»

و روز رستاخیز تکمیل مى ‏کند.


مى‏ فرماید:

«مسلّما درخت زقّوم ...»

(إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ).
 
(آیه 44)- «غذاى گنهکاران است»!

(طَعامُ الْأَثِیمِ).
اینها هستند که از این گیاه تلخ و بدبو

و بد طعم و کشنده مى‏ خورند.
 
(آیه 45)- سپس مى ‏افزاید:

«همانند فلز گداخته در شکمها مى ‏جوشد»!

 

(کَالْمُهْلِ یَغْلِی فِی الْبُطُونِ).
 
(آیه 46)- «جوششى همچون آب سوزان»

(کَغَلْیِ الْحَمِیمِ).


هنگامى که گیاه زقوم وارد شکم آنها مى‏ شود،

حرارت فوق العاده‏اى ایجاد کرده،

و همچون آبى جوشان غلیان پیدا مى ‏کند، و به جاى این که این غذا

مایه قوت و قدرت گردد بدبختى و عذاب و درد و رنج مى‏ آفریند.
 
(آیه 47)- سپس مى‏ فرماید:

به مأموران دوزخ خطاب مى ‏شود:

«این (کافر پرگناه) را بگیرید، و به میان دوزخ پرتابش کنید»!

(خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى‏ سَواءِ الْجَحِیمِ).
 
(آیه 48)- باز به یکى دیگر از مجازاتهاى دردناک آنها اشاره کرده،

مى‏ گوید:


 «سپس (به مأموران دوزخ دستور داده مى ‏شود، که)

بر سر او، از عذاب سوزان بریزید»

(ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِیمِ).


به این ترتیب هم از درون مى‏ سوزند

و هم از بیرون تمام وجودشان را آتش فرا مى‏ گیرد،

و در وسط آتش نیز آب سوزان بر آنها مى‏ ریزند.
 
(آیه 49)- و بعد از این همه عذاب هاى دردناک جسمانى

مجازات جانکاه روانى آنها شروع مى‏ شود

به این مجرم گناهکار سرکش و بى ‏ایمان گفته مى‏ شود:


 «بچش که (به پندار خود) بسیار قدرتمند و محترم بودى»

(ذُقْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْکَرِیمُ).
آرى! این تو بودى که با آن همه غرور

هر جنایتى را مرتکب شدى،

اکنون بچش نتیجه اعمالت را که

در برابر چشمان تو مجسم شده است،

و همان گونه که جسم و جان مردم را سوزاندى

اکنون درون و برونت در آتش قهر الهى و با آب سوزان مى‏ سوزد.
 
(آیه 50)- در این آیه مى‏ افزاید:

به آنها خطاب مى‏شود: «این همان چیزى است که پیوسته

 

در باره آن شک و تردید مى‏ کردید»

 

(إِنَّ هذا ما کُنْتُمْ بِهِ تَمْتَرُونَ).


چقدر در آیات مختلف قرآن با انواع دلائل،

واقعیت و حقانیت این روز به شما گوشزد شد.


افسوس که گوش شنوا نداشتید!
 
(آیه 51)- پرهیزکاران و انواع نعمت هاى بهشتى:

از آنجا که در آیات گذشته کیفرهاى دردناک دوزخیان مطرح بود

در اینجا مواهب و پاداشهاى بهشتیان را مى‏ شمرد

تا از قرینه مقابله اهمیت هریک از این دو آشکارتر گردد.


این پاداشها در هفت قسمت خلاصه شده:


نخست این که:

«پرهیزکاران در جایگاه امن و امانى هستند»

(إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی مَقامٍ أَمِینٍ).


بنابر این هیچ گونه ناراحتى و ناامنى به آنها نمى‏ رسد،

و در امنیت کامل از آفات و بلاها، از غم و اندوه ها،

از شیاطین و طاغوتها به سر مى ‏برند.
 
(آیه 52)- سپس به ذکر نعمت دوم پرداخته،

مى‏ گوید: آنها «در میان باغها و چشمه‏ ها به سر مى‏ برند»

و جایگاه آنها از هر سو با درختان و چشمه‏ ها احاطه شدهِ‏ ی جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ).
 
(آیه 53)- در مرحله سوم به لباسهاى زیباى آنها اشاره کرده،

مى ‏افزاید: «آنها لباسهایى از حریر نازک و ضخیم مى‏ پوشند،

و در برابر یکدیگر (بر تختها) جاى دارند»

 

(یَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلِینَ). 


 البته در بهشت گرما و سرماى شدیدى وجود ندارد

تا به وسیله پوشیدن لباس دفع شود،

بلکه اینها اشاره به لباسهاى متنوع و گوناگون بهشتى است.


 
(آیه 54)- در مرحله چهارم نوبت به همسران آنها مى‏ رسد،

مى ‏گوید: «آرى این چنینند بهشتیان،

و آنها را با حور العین تزویج مى‏ کنیم»!

(کَذلِکَ وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِینٍ).
 
(آیه 55)- سپس به ذکر پنجمین نعمت بهشتیان پرداخته،

مى‏ افزاید: «آنها در آنجا هر نوع میوه‏اى را بخواهند

در اختیارشان قرار مى ‏گیرد

و در نهایت امنیت به سر مى ‏برند»

(یَدْعُونَ فِیها بِکُلِّ فاکِهَةٍ آمِنِینَ).
 
(آیه 56)- جاودانگى بهشت و نعمتهاى بهشتى

ششمین موهبت الهى بر متقین است،

چرا که آنچه فکر انسان را به هنگام وصال

ناراحت مى‏ کند بیم فراق است،

لذا مى‏فرماید: «آنها هیچ مرگى جز همان مرگ اول

(که در دنیا چشیدند) نخواهند چشید»!

 

(لا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى‏).


سر انجام هفتمین

و آخرین نعمت را در این سلسله چنین بیان مى‏ کند:


 «و خداوند آنها را از عذاب دوزخ حفظ کرده است»

(وَ وَقاهُمْ عَذابَ الْجَحِیمِ).


کمال این نعمتها در این است که

احتمال عذاب و فکر مجازات،

بهشتیان را به خود مشغول نمى‏دارد و نگران نمى‏ کند.


اشاره به این که اگر پرهیزکاران

لغزشهایى هم داشته‏ اند

خدا به لطف و کرمش آنها را بخشیده،

و به آنها اطمینان داده است که

از این نظر نگرانى به خود راه ندهند.
 
(آیه 57)- در این آیه اشاره

به تمام این نعمتهاى هفتگانه کرده،

به صورت یک جمع بندى مى‏ گوید:

همه اینها «به عنوان فضل و بخششى از سوى پروردگار تو  است

و این فوز عظیم و پیروزى بزرگى است»

که شامل حال پرهیزکاران مى‏شود

(فَضْلًا مِنْ رَبِّکَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ).


درست است که پرهیزکاران حسنات بسیارى

در دنیا انجام داده‏اند، ولى مسلما پاداش

عادلانه آن اعمال ناچیز این همه نعمت بى‏ پایان و جاودانى نیست

این فضل خداست که این همه پاداش را در اختیار آنها گذارده.
  
(آیه 58)- گفتیم: «سوره دخان»

با بیان عظمت و عمق آیات قرآن شروع شده است،

و با این آیه که آن هم بیانگر تأثیر عمیق آیات قرآن است پایان مى‏ گیرد،

تا آغاز سوره با انجامش هماهنگ باشد.


مى ‏فرماید: «ما آن [قرآن‏] را

بر زبان تو آسان ساختیم

شاید آنان متذکّر شوند»

(فَإِنَّما یَسَّرْناهُ بِلِسانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ).


با این که محتوایش فوق العاده عمیق

و ابعادش بسیار گسترده است،

ساده، روان،

همه کس فهم و قابل استفاده براى همه قشرهاست.
 
(آیه 59)- ولى از آن جا که با همه این اوصاف

باز گروهى در برابر کلام حق تسلیم نمى‏ شوند

در آخرین آیه آنها را مورد تهدید قرار داده، مى‏ گوید:

اگر با این همه آنها پذیرا نشوند

«پس تو منتظر باش، آنها نیز منتظرند»! (فَارْتَقِبْ إِنَّهُمْ مُرْتَقِبُونَ).
تو منتظر وعده‏هاى الهى

در زمینه پیروزى بر کفار باش، و آنها منتظر شکست باشند.
 
«پایان سوره دخان»


موضوعات مرتبط: قرآن

تاريخ : شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۵ | 2:20 | نویسنده : هیئت حسینی خور |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.



در اين وبلاگ
در كل اينترنت