هیئت  حسینی خور بیرجند

عوامل گسترش طلاق

هیئت حسینی خور
هیئت  حسینی خور بیرجند

عوامل گسترش طلاق

ابغض‌الحلال، زندگی خیلی‌ها را حرام کرده است!

 
ما امروز به ازای هر پنج ازدواج با یک طلاق روبه‌رو هستیم. به عبارت دیگر هر ساعت حدود 20 طلاق اتفاق می‌افتد. طبیعتاً این شرایط، شرایط خوبی نیست برای خانواده‌ها و جامعه ما.

روزنیکی از خبرهایی که چندی پیش در عالم مجازی منتشر شد اعلام نگرانی از بابت رشد طلاق‌های توافقی در کشور است. آمارهای مربوط به این موضوع هر چند جدید نبود اما می‌دیدم که اطرافیانم چطور با دیدن این خبر نگران شده بودند چون به تصور عموم مردم اگر تا دیروز آمار طلاق کشور بالا بود همیشه یک طرف زندگی درخواست طلاق می‌داد و طرف دوم مخالف جدایی بود؛ همین موضوع باعث می‌شد که روند طلاق به درازا کشیده شود.

اگرچه این خواست ما نیست اما رویه طلاق‌ها در گذشته ثابت می‌کرد که می‌توان حداقل روی دو زوج کار کرد تا مانع از جدا شدنشان باشیم اما با اعلام آمارهای رسمی از طلاق‌های توافقی همین امید هم ناامید شده است. زیرا کار به جایی رسیده که دو طرف زندگی مشترک حاضر به جدایی سریع شده‌اند و این یعنی چیزی بالاتر از خطر. در پرونده امروز با نگاهی آماری به وضعیت طلاق، در عین حال به آسیب‌شناسی موضوع می‌پردازیم. 

 عدم توازن رشد طلاق و ازدواج

بررسی روند اجتماعی ایران به طور مشخص در حوزه ازدواج و طلاق نشان می‌دهد ما در این رابطه با مسائل متعددی روبه‌رو هستیم. تغییرات طلاق در طول سال‌های گذشته همیشه مثبت بوده است یعنی وقتی میزان طلاق‌های سال‌های اخیر را نسبت به سال‌های قبل بررسی می‌کنیم می‌بینیم درصد تغییرات رو به رشد است. در نقطه مقابل اکثر این سال‌ها رشد ازدواج منفی بوده، یعنی ما اگر در محور مختصات درصد تغییرات این دو پدیده را نمایش دهیم طلاق قسمت بالای تغییرات و ازدواج در بخش پایین خواهد بود و این فاصله و شکاف با یک شیب قابل توجهی در حال افزایش است و با توجه به جمعیت 11 میلیون نفری مجردها که در سن ازدواج قرار دارند نگران‌کننده است. 

طلاق و افزایش زنان سرپرست خانوار

نکته مهم دیگر افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار به عنوان یکی از تبعات افزایش طلاق در کشور است. اگر آمار سرشماری سال‌های 85 - 75 و 90 را تحلیل کنیم می‌بینیم در سال 75 بیش از یک میلیون و 200 هزار نفر زن سرپرست خانوار در کشور وجود داشته است. این آمار در سال 85 به یک میلیون و 663 هزار نفر رسیده است اما در سال 90 با یک شیب قابل توجه به 2 میلیون و 563 هزار نفر رسیده‌ایم، یعنی در فاصله 10 ساله سرشماری سال‌های 75 و 85، درصد تغییرات و رشد زنان سرپرست خانوار حدود 39 درصد بوده است اما در فاصله پنج ساله 85 تا 90 این رشد به بیش از 53 درصد رسیده است. از طرف دیگر فاصله زندگی مشترک که قبلاً پنج سال بوده، امروز به سه سال زندگی مشترک رسیده است. 

بگذارید توضیح دهم که در این میان منظور از فاصله زندگی مشترک، زمانی است که زوج‌ها زندگی مشترک‌شان را آغاز می‌کنند تا زمانی که طلاق بگیرند. نکته مهم بعدی، طلاق‌های هنگام عقد است که باز اطلاعات و داده‌های مراکز ارائه‌کننده خدمات کاهش طلاق نشان می‌دهد که درصد رو به رشد این نوع طلاق‌ها هم روند نگران‌کننده‌ای به خود گرفته است. 

ما امروز در شرایطی قرار گرفته‌ایم که روز به روز بر تعداد خانواده‌های تک سرپرست اضافه می‌شود و ما با زنانی مواجه هستیم که به دلیل طلاق یا از دست دادن همسر خود تنها زندگی می‌کنند. 

طلاق و آسیب‌های تجرد قطعی

یکی از چالش‌های دیگر موضوع ظهور و پررنگ شدن پدیده‌ای به نام «تجرد قطعی» است. منظور از تجرد قطعی یعنی اشخاص یا عمدتاً زنانی که با افزایش سن و تعویق ازدواج عملاً از سن ازدواج و باروری عبور کرده‌اند و حالا تنها زندگی می‌کنند یا اینکه پیشتر ازدواج کرده بودند اما اینک با گرفتن طلاق و عبور از سن ازدواج به زندگی مجردی روی آورده‌اند. 

حالا چرا تا این اندازه نسبت به این زنان نگرانی وجود دارد؟ شما یک سبد را در نظر بگیرید و حمایت‌های عاطفی، روانی، شغلی و پاسخ به نیازی‌های جنسی را در آن ببینید.

شما وقتی می‌بینید بخش قابل توجهی از گروه زنان مطلقه ما به دلیل اینکه مهارت‌های لازم ورود به بازار کار را ندارند، نمی‌توانند به راحتی جذب بازار کار شوند چراغ هشدار آسیب اجتماعی در اینجا به شما چشمک می‌زند چون عملاً در نبود مهارت‌های شغلی و امکان جذب شدن به بازار کار، افرادِ پشت نوبت سازمان‌های حمایتی مثل کمیته امداد و بهزیستی روز به روز بیشتر و بیشتر می‌شود در حالی که اولاً خدمات و کمک‌های این سازمان‌ها کفاف این همه جمعیت را نمی‌دهد و در ثانی برای گذران یک زندگی کافی نیست. 

آسیب‌های فرزندان طلاق

پدیده‌ای که به ویژه در میان زوج‌های طلاق گرفته‌ای که بچه‌دار شده‌اند شاهد هستیم، تبعات افزایش میزان طلاق‌ها در کیفیت زندگی و تربیت فرزندان است که در بهترین شرایط و با وجود مدیریت منطقی از طرف زوجی که طلاق گرفته‌اند اثرات منفی جدایی والدین در ذهن کودک از بین نمی‌رود چه برسد به اینکه برنامه‌ای هم این وسط وجود نداشته باشد. پس این هم موضوعی است که به سادگی نمی‌شود از کنار آن رد شد. به عنوان مثال اگر امروز بخواهیم تحلیلی از وضعیت کودکان بزهکار ارائه کنیم می‌بینیم این حوزه سخت تحت تأثیر پدیده طلاق است و همین یک واقعیت اجتماعی نشان‌دهنده عمق تأثیرات منفی بر زندگی، ذهنیت و سرنوشت کودکان طلاق است. 

قبح ابغض‌الحلال فرو ریخته است

از سوی دیگر افزایش روزافزون پدیده طلاق به نوعی قُبح این مسئله را شکسته و نوعی عادی‌سازی در این زمینه پدید آورده است. در باورهای دینی ما طلاق در عین حال که فعل حلال است اما در عین حال ابغض‌الحلال نیز به حساب می‌آید. آن هم به دلیل موج تبعات و ظهور پدیده‌های منفی‌ای که بعد از طلاق، افراد و جامعه را در بر می‌گیرد و درگیر می‌کند و زندگی خیلی‌ها را حرام یا آغشته به حرام می‌کند! 

آینده خوبی در انتظارمان نیست

با یک نگاه کلی می‌توانیم بگوییم آنچه امروز از کاهش آمار ازدواج و در مقابل افزایش آمار طلاق در کشور می‌بینیم آینده خوبی در انتظارمان نیست؛ دست‌کم آمارها بیانگر چنین وضعیتی هستند. ما امروز به ازای هر پنج ازدواج با یک طلاق روبه‌رو هستیم. به عبارت دیگر هر ساعت حدود 20 طلاق اتفاق می‌افتد. طبیعتاً این شرایط، شرایط خوبی نیست برای خانواده‌ها و جامعه ما، شاید این آمارها اتفاقاً برای یک جامعه دیگر امیدبخش هم باشد اما در جامعه ما وضعیت فرق می‌کند. امروز در بعضی از استان‌ها ما به آمار یک طلاق به ازای کمتر از چهار ازدواج رسیده‌ایم که طبیعتاً این وضعیت نگران‌کننده‌تر است و ادامه این روند پیامدهای منفی قضیه را بیشتر می‌کند. لذا در یک کلام ازدواج و طلاق اصلاً در وضعیت نرمال و طبیعی قرار ندارد.

 

 

عوامل تشدیدکننده طلاق چیست؟

 

 روند افزایشی آمار طلاق در کشور طی سال‌های اخیر چنان سیر صعودی به خود گرفته که در همین سال‌ها، افراد بسیاری اعم از مسئول و دولتمرد و نماینده مجلس گرفته تا مراجع تقلید و شخصیت‌های دینی و فرهنگی نسبت به این معضل به‌شدت ابراز نگرانی‌ کرده و خواستار فکری اساسی برای حل آن شده‌اند.

در حال حاضر بنا بر آمار به‌طور متوسط از هر چهار ازدواج در تهران یک مورد و به طور متوسط در کشور از هر شش ازدواج یک مورد آن به طلاق می‌انجامد و اوضاع وقتی تأسف بار تر می‌شود که این روزها به‌جای افزایش جشن‌های ازدواج به‌تدریج شاهد رسم نامطلوب جشن طلاق در بین برخی خانواده‌ها هستیم.

درباره چرایی افزایش آمار طلاق و این که در مقابله با این موج ناخوشایند چه باید کرد با تنی چند از اساتید حوزه که عضو مجلس خبرگان رهبری نیز هستند به گفت‌وگو نشستیم:

دخالت‌های بی‌جا عامل تشدید طلاق

آیت‌الله علی اسلامی بابیان اینکه افزایش آمار طلاق نیازمند بررسی دقیق زمینه‌ها و علل آن از سوی اندیشمندان حوزه و دانشگاه است، اظهار داشت: یکی از عواملی که در افزایش آمار طلاق مؤثر است، کم‌توجهی به امور دینی و معنوی است چه آنکه بی‌شک التزام زن و مرد به اصول دینی و اخلاقی باعث می‌شود که کانون خانواده‌ها آن‌ها مستحکم باشد و با هر مشکل و اختلاف و تنشی، ارکان آن به‌آسانی سست نشود.

وی همچنین با اشاره به این‌که قطعاً اوضاع اقتصادی و معیشتی نیز می‌تواند در این مسئله دخیل باشد، گفت: علاوه بر مسئله اقتصادی نمی‌توان از دخالت بی‌جای برخی خانواده‌ها در تشدید معضل طلاق غافل شد چرا که گاهی مشاهده می‌شود برخی از نزدیکان و خویشاوندان به اسم دلسوزی و تعصب خویشاوندی به‌جای آن که مانع از بروز طلاق شوند خودشان به آتش به یار معرکه تبدیل‌شده و در تسریع در این امر که مبغوض ترین حلال الهی به شمار می‌رود، مؤثر هستند.

عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین ادامه داد: از سویی متأسفانه شاهدیم که در بین برخی زوجین، اصل ازدواج چندان روی اصول و ضوابط خود صورت نمی‌گیرد و لذا به همین خاطر در کم‌ترین زمان ممکن به طلاق توافقی می‌انجامد و این در حالی است که دین مبین اسلام به خوبی شرایط ازدواج آسان و آگاهانه را تبیین کرده است و اگر ما به توصیه‌های قرآنی و کلام اهل بیت (ع) دراین‌باره به خوبی توجه کرده و به این تعالیم عمل کنیم، دچار مشکل نمی‌شویم.

لزوم اطلاع رسانی و فرهنگ‌سازی درباره عواقب طلاق

وی افزود: به اعتقاد بنده راه کاهش آمار طلاق هم توجه به مباحث فرهنگی و آموزشی و فرهنگ‌سازی مطلوب است و هم اینکه خود افراد و خانواده‌ها به عواقب و عوارض طلاق خوب بیندیشند و بعد تصمیم لازم را اخذ کنند.

حجت‌الاسلام و المسلمین احمد مبلغی، دیگر عضو خبرگان رهبری نیز بابیان اینکه بدون تردید افزایش آمار طلاق به‌ویژه از نوع توافقی آن، زنگ خطر را در کشور به صدا درآورده است، گفت: برای مقابله با آسیب‌ها و آفات طلاق در جامعه نیازمند یک فعالیت علمی، فرهنگی، پژوهشی و اجتماعی و رسانه‌ای هستیم تا به‌تدریج شاهد مهار این موج شوم باشیم.

وی افزود: در سال‌ها و ماه‌های اخیر مراجع عظام تقلید بارها نگرانی خود را در این باره نشان داده‌اند که در این باره لازم است همه نهادهای مسئول اعم از تقنینی و اجرایی و فرهنگی و رسانه‌ای نسبت به این موضوع حساس شده و در فرآیندی جمعی و هم افزایانه به شناسایی علل و عوامل تشدید طلاق و نیز اجرای راهکارهای جلوگیری از روند تصاعدی آن بپردازند.

رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی همچنین بیان داشت در شرایط کنونی گاه مشاهده می‌شود که طلاق و دریافت مهریه متأسفانه به هدف ازدواج تبدیل شده و این در حالی است که در قدیم این مسئله بسیار حداقلی بود و تشکیل زندگی‌ها بسیار استوار و پابرجا انجام می‌شد.

بی تفاوتی درباره طلاق امری بی معناست

وی خاطرنشان کرد: اساساً نگاه و رویکرد دین مبین اسلام این است که طلاق همواره به‌عنوان یک عامل ضعیف و حداقلی در جامعه باشد و افراد حتی‌الامکان از آن صرف‌نظر کنند نه اینکه مثل الآن برخی زوجین به‌راحتی به دنبال راه‌حل طلاق می‌روند.

آیت‌الله سید احمد حسینی خراسانی نیز با اشاره به این‌که هیچ‌کس نمی‌تواند در برابر افزایش آمار طلاق در جامعه و آسیب‌های ناشی از آن بی‌تفاوت باشد، اظهار داشت: در این میان به‌ویژه مسئولان و دولتمردان باید با در نظر گرفتن همه شرایط و زمینه‌هایی که در بروز و تشدید این مسئله دخیل است، می‌بایست در طرح‌ها و برنامه‌های خرد و کلان خود به گونه‌ای تصمیم‌گیری کنند که درنهایت شاهد کاهش آمار طلاق در کشور باشیم.

وی خاطرنشان کرد: البته در این خصوص نمی توان از نقش مسموم و آثار نامطلوب تهاجم فرهنگی دشمن به خصوص از طریق شبکه های ماهواره ای و سایت های مبتذل اینترنتی همچنین شبکه های اجتماعی غافل شد چرا که این ها در متلاشی کردن بنیان خانواده ها تاثیر به سزایی دارند.

عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین گفت: در مواجهه با معضل طلاق ما باید آسیب شناسی دقیق و کارشناسانه ای داشته باشیم تا ببینیم واقعاً چرا وضعیت ما در عرصه فرهنگی و اجتماعی به اینجا رسیده است .

وی افزود: طبعاً هم حوزویان و هم دانشگاهیان ، چهره های فرهنگی ، اصحاب رسانه و صاحبان تریبون وظیفه دارند که مردم و به خصوص نسل جوان را نسبت به خطرات و آفات طلاق آگاه کرده و همچنین راه های زندگی مسالمت آمیز و با محبت و عشق را به زوجین جوان آموزش دهند.

 

علت بعضی از طلاق‌ها

زیر سر روانشناسان است!

 
 
دکتر ابراهیم فیاض گفت:
با گزارش میدانی به این نتیجه رسیده‌ام که مردم به مشاوران پول می‌دهند اما آنها پیشنهاد طلاق می‌دهند!

روزنامه جوان نوشت: پدربزرگ و مادر بزرگ مصداق دعای «‌الهی به پای هم پیر شوید»‌هستند؛‌هیچ کدام قبل از ازدواج عاشق هم نبوده‌اند. قصه ازدواج‌شان هم هیچ شباهتی به لیلی و مجنون ندارد و برای مطمئن شدن از انتخاب‌شان پیش هیچ مشاوری نرفتند؛ همچنان که در طول ۵۰- ۶۰ سال زندگی مشترک‌شان هر وقت به اختلاف رسیدند به جای باز کردن سفره دل‌شان پیش دهها مشاور و روانشناس و گوش کردن به حرف‌های آنها کمی گذشت و مهربانی را چاشنی زندگی کرده‌اند و نتیجه هم گرفته‌اند. حالا اما زمانه عوض شده و زندگی‌ها مدرن! آنقدر که بسیاری از زوج‌های جوانی که مدت‌ها زمان برای شناخت یکدیگر صرف کرده‌اند و در طول دوران آشنایی بارها پیش مشاور رفته‌اند، هنوز یک سال نیست زیر یک سقف رفته‌اند، بر سر جدایی توافق می‌کنند.

افزایش آمار طلاق به خصوص طلاق توافقی به‌رغم فراگیر شدن مشاوره‌های قبل و بعد از ازدواج و حتی مشاوره‌های پیش از طلاق در حالی است که برخی کارشناسان نظیر دکتر ابراهیم فیاض معتقدند علل بیشتر طلاق‌ها زیر سر روانشناسان است!

پای درد دل بزرگترها که بنشینی با این جمله مشترک مواجه می‌شوی؛ «‌زمان ما نه این همه مشاور و روانشناس و برنامه‌های تلویزیونی بود و نه این همه مشکل میان زن و شوهرها و طلاق و جدایی».

ابراهیم فیاض، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران هم معتقد است روانشناسان از مردم پول می‌گیرند ولی پیشنهاد طلاق می‌دهند.

وی در این باره تأکید می‌کند: این را با گزارش میدانی به دست آوردم. به نظر من اگر زنان به زنانگی خود بازگردند، مشکل طلاق حل می‌شود. مشکل این است که الان پزشکی ما وارد کار علوم اجتماعی شده و روانشناسی هم کار جامعه‌شناسی را انجام می‌دهد و همه اینها با هم مخلوط شده است.

به باور مسعودی‌فرید، معاون اجتماعی سازمان بهزیستی اما چنین ادعایی یک نگاه کلی است و باید مبتنی بر شواهد صحبت کرد و علل اقتصادی و فرهنگی در این حوزه بیشتر نقش دارد. با وجود کم نیستند جامعه‌شناسان و روانشناسانی که مانند فیاض معتقدند مشاوره‌های نادرست زندگی بسیاری از زوجین را به طلاق ختم کرده است.

مجوز روانشناس برای فریب سنت و مدرنیته

خیلی از زوج‌های دارای اختلاف به این بهانه پیش روانشناس می‌روند که از او برای طلاق مجوز بگیرند. در واقع بسیاری از زوج‌ها دنبال فرد ثالثی می‌گردند که تصمیم آنها را برای فرار از مسئولیت زندگی تأیید کند. این فرد می‌تواند والدین یا دوستان و همکاران باشد. در این میان اگر چنین مجوزی از سوی کسی صادر شود که همه مردم وی را به عنوان کارشناس می‌شناسند، بدیهی است کار بسیار آسان‌تر خواهد بود.

اما تأیید روانشناس، همزمان کلاس «سنتی و مدرنیته» دارد یعنی توأمان هر دو را راضی می‌کند. مثل پزشک که دستورش لازم‌الاطاعه است و شرع هم کوتاه می‌آید. روانشناس نیز دستورش می‌تواند هم سنتی‌ها (‌پدر و مادر) و هم جامعه و دوستان ( مدرنیته) را بفریبد و راضی کند. پس مردم به روانشناس پول می‌دهند به این شرط که برای طلاق مجوز بدهد.

۸۰ درصد مشاوران زوجین را به طلاق تشویق می‌کنند

علی مظفری که زمانی نایب رئیس کانون سردفتران ازدواج و طلاق بود و امروز هم عضو شورای حل اختلاف سردفتران ازدواج و طلاق است آمار عجیبی درباره تشویق مشاوران به طلاق ارائه می‌دهد. به باور وی ۸۰ درصد مشاوران زوجین را به طلاق تشویق می‌کنند. مظفری می‌گوید: اعتقاد ندارم که واقعاً اگر مراکز مشاوره فعال شود، طلاق توافقی کاهش می‌یابد. یکی دیگر از معضلات در مسیر افزایش طلاق توافقی، نبود مشاوران متخصص است. بلااستثنا بالای ۸۰ درصد مشاوران وقتی یک زوج برای یک مشکل عادی که تقریباً بین همه زوج‌ها وجود دارد، مراجعه می‌کنند می‌گویند طلاق بگیرید.

به باور وی، هیچ زوجی نیست که در زندگی مشکل نداشته باشند از بی‌پول گرفته تا پولدار، از زوج‌های متدین گرفته تا  بی‌دین، مشکلاتی در زندگی دارند و وقتی به مشاور مراجعه می‌کنند، می‌گوید طلاق بگیرید. می‌گویند از نظر علم روانشناسی این مشکلات معنا ندارد و علم روانشناسی این زندگی را نمی‌پذیرد. در حالی که آن روانشناس یا مشاور باید نحوه برخورد با مشکل را ارائه کند اما صورت مسئله را پاک می‌کند و می‌گوید طلاق بگیرید. همین الان اگر یک زوج معمولی برای بیان مشکلات عادی زندگی خود به روانشناس مراجعه کنند، می‌گوید طلاق بگیرید.

مظفری معتقد است باید به مشاوران در ارائه مشاوره به خانواده‌های زوجین، یک سیاست واحد تزریق شود. در حال حاضر امکان دارد یک مشاور برای حل مشکل یک زوج، طلاق را تجویز کند و یک مشاور دیگر به همان زوج بگوید بروید و زندگی‌تان را ادامه بدهید، در حالی که می‌توانند به آنها یک سیاست واحد ابلاغ کنند و بگویند آقا یا خانم مشاور اصل بر این است که مشکلات را برطرف کنید یا راه برطرف کردن مشکلات را به زوجین نشان دهید نه اینکه بگویند علم روانشناسی نمی‌پذیرد و باید طلاق بگیرید.

این عضو شورای حل اختلاف سردفتران ازدواج و طلاق تصریح می‌کند:‌ دهها نفر را به مشاوره فرستادم و این مسئله را دیدم. همین الآن اگر من و همسرم که طبیعتاً یک‌سری مشکلات عادی در زندگی داریم به مشاوره مراجعه کنیم، قطعاً می‌گویند طلاق بگیرید.

توافق ۹۰ درصدی بر سر جدایی

آمارها می‌گوید قبل از سال ۹۴ از هر پنج ازدواج یک مورد به طلاق منجر می‌شد اما در سال ۹۴ از هر ۴/۴ ازدواج یک مورد به طلاق ‌رسید. جالب اینکه در سال ۹۴ در تهران از هر ۲/۸  ازدواج یک مورد به طلاق منجر شده است؛ به عبارت دیگر یک سوم ازدواج‌های تهران به طلاق منجر شده است، یعنی در سال گذشته در تهران در هر ۱۸ ساعت، یک زوج طلاق گرفتند. در سال گذشته در تهران ۳۰ هزار مورد طلاق داشتیم که حدود ۲۷ هزار مورد آن طلاق توافقی بوده است، یعنی بالغ بر ۹۰ درصد.

همه این آمارها نشان می‌دهد زمانه عوض شده و مانند دوران پدر بزرگ و مادربزرگ نیست که زوج‌ها گذشت و مهربانی را چاشنی زندگی کنند و اگر میان زوجی شکراب شد، بزرگ‌تر و ریش سفیدهای خانواده و محله واسطه شوند و آنها را آشتی بدهند. چون زمانه عوض شده و عصر، عصر مدرنیته است این زوج‌ها به سراغ مشاوران و روانشناسان می‌روند تا با مهر تأیید آنها به توافق برسند؛ توافق بر سر جدایی!

 

 

امروزه زوج‌ها

هنر مودت در زندگی مشترک خود ندارند

 یک استاد حوزه و دانشگاه گفت: امروزه زوج‌ها هنر مودت در زندگی مشترک خود ندارند و همین امر موجب افزایش آمار طلاق در جامعه شده است.

حجت الاسلام مهدی محبی شامگاه شنبه در مراسم جشن سالگرد ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س)در محل امامزاده سید ابراهیم(ع) شهر زنجان، افزود: سبک زندگی که امروز گریبان گیر جامعه ما شده است سبک زندگی غربی با روکش اسلامی است.

استاد حوزه و دانشگاه به دو کلمه مودت و محبت اشاره کردو گفت: مودت بالاتر از محبت قرار دارد و  خداوند در قرآن دوبار کلمه مودت رامکرر تاکید کرده  و مودت به معنای آن است که که حب و محبت در قلب انسان در عمل تجلی شود.

محبی با بیان اینکه امروزه زوج‌ها هنر مودت در زندگی مشترک خود ندارند و همین امر موجب افزایش آمار طلاق در جامعه شده است، افزود: اگر هدف شخصی از ازدواج تنها مادیات باشد هدف خاصی را در زندگی رقم نخواهد زد.

وی با بیان اینکه رعایت حریم حیا و ادب از موضوعات مهمی است که باید در زندگی مشترک مورد توجه قرار گیردو این خود یک زندگی به سبک زندگی اسلامی است، گفت: ایمان و اخلاق دو عامل اصلی در ازدواج است که در دین اسلام به این دو امر بسیار تاکید شده است.

استاد حوزه و دانشگاه تاکید کرد: چشم و هم چشمی ها باعث فروپاشی خانواده ها می شود و متاسفانه در زندگی‌های امروز افراد در امر دنیا طلبی با یکدیگر به رقابت پرداخته و این خود پایه های زندگی را سست می کند.

محبی گفت:سبک زندگی غلط متاسفانه همه ابعاد زندگی افراد جامعه را تحت تاثیر خود قرار داده است به طوری که این شیوه زندگی آسیب جدی به سلامت روحی و جسمی افراد وارد کرده است.

وی یاد آورشد: باید در زندگی مشترک از این دو بزرگوار  الگوبرداری کرده و بر این اساس زندگی کنیم و مراحل ازدواج حضرت زهرا(س) از مرحله خواستگاری تا ازدواج و زندگی مشترک و امر تربیت فرزندان حاوی پیام‌ها و درس‌هایی است که باید از آنها الگوبرداری کرد.

 

چشم و ‌هم‌چشمی

از دلایل اصلی افزایش طلاق است/تاکید بر ازدواج آسان

 
 
 

امروز کارشناسان یکی از دلایل اصلی در افزایش طلاق و تاخیر در ازدواج را چشم و هم‌چشمی‌ها و سنت‌های اشتباه در قبل از ازدواج می‌دانند.

جوانان زیادی هستند که به خاطر شرایط بد مالی و عدم توانایی در تأمین لوازم اولیه زندگی خود تحت عنوان جهیزیه، امکان ازدواج نداشته و هنوز نتوانسته اند راهی خانه بخت شوند؛ اگرچه نهادهای دولتی وظیفه رسیدگی به ازدواج جوانان را دارند اما نهادهای اجتماعی و کانون های زیادی هستند که به دختران کمک می کنند تا بتوانند جهیزیه ای هرچند مختصر آماده کرده و راهی خانه بخت شوند.

در امر ازدواج جای اصل و فرع عوض شده است قرآن کریم هم نقد زیادی به چشم و هم چشمی وارد کرده است و در سوره تکاثر  افرادی که به دنبال چشم و هم چشمی می روند را توبیخ کرده و مورد سرزنش قرار می دهد.

اگر کسی بتواند جهیزیه برای عروس فراهم کند در مراحل بعدی مانند سیسمونی هم گرفتار چشم و هم چشمی ها خواهد بود و تا آخر زندگی با این مشکل درگیر می شود.

هیچ کجا آماری در خصوص اینکه مهریه بالا و جهیزیه لوکس و عالی باعث خوشبختی جوانان می شود ارائه نشده است و برعکس آمار زیادی در خصوص طلاق با علت چشم و هم چشمی ثبت شده است.

از آنجایی که معیارهای ازدواج دیگر الهی نبوده و از مسیر سبک زندگی علوی و فاطمی فاصله گرفته است، هزینه های کلانی که صرف خرید جهیزیه های آنچنانی می شود به جای آنکه شادی و خوشبختی به همراه بیاورد، باعث جدایی می شود، چرا که بالاخره فرد دیگری پیدا می شود که جهیزیه بالاتری بدهد.

تجملات و جهیزیه سنگین نه پیش خداوند قابل توجیه خواهد بود و نه باعث سعادت دنیا و آخرت کسی می شود.

در بسیاری از کشورها حسینیه های خود را برای عروسی های جوانان تزئین می کنند و در اختیار زوج های جوان می گذارند تا زندگی خود را بدون گناه آغاز کنند و هزینه های کلان تالار از روی دوش جوانان برداشته می شود.

نهاد ها و تشکل ها باید علاوه بر فرهنگ سازی برای ازدواج آسان جوانان، اقدامات عملی در این راستا نیز داشته باشند؛ به عنوان مثال تهیه جهیزیه برای دختران دم بخت و نوعروسان در حد رفع نیازهای اولیه زندگی و با کمترین مبالغ که روی هم گذاشته می شود امری پسندیده و خدا دوستانه است که فرهنگ زندگی و ازدواج آسان را میان جوانان ترویج می کند

مشکلات موجود، ازدواج را به حاشیه برده است

 متاسفانه به خاطر نبود عدالت اجتماعی در کشور بسیاری از جوانان در فقر به سر می برند و امکان ازدواج با شرایط معمولی را ندارند.

بسیاری از جوانان برای ابتدایی ترین نیاز ها و وسایل زندگی خود دچار مشکل هستند و از این مسأله مهم ازدواج در جامعه ما به حاشیه رانده شده و مشکلات زیادی بر سر راه آن به وجود آمده است.

مسئله عدالت اجتماعی در سال های اخیر به فراموشی سپرده شده است و دولت ها در 15 سال گذشته تقریباً از مسئله ازدواج جوانان غافل شده و به خان پر زرق و برق دولت چسبیده اند.

 فروش نفت و اخذ مالیات تنها وسیله درآمد دولت ها شده است که روز به روز شرایط ازدواج را برای جوانان سخت تر می کند.

اگردولت ها می خواستند برای معضلات پیش روی جوانان در امر ازدواج کاری بکنند، تا کنون انجام داده بودند و در این مرحله است که نقش مراکز و نهادهای اجتماعی در سامان بخشیدن به قسمتی از مشکلات ازدواج جوانان مشخص می شود.

مراکز اجتماعی باید آستین های خود را بالا زده و شرایط ازدواج جوانان را تسهیل کنند؛ قطعاً اینجاست که کمک های مردمی می تواند گره از کار این جوانان که فارغ از چشم و هم چشمی های زندگی به دنبال آغاز یک زندگی ساده هستند، بگشاید.

.

قطعاً مسئولیت پذیری خیرین در بحث ازدواج جوانان بسیار بیشتر از دولتمردانی است که سالهاست جوانان را به فراموشی سپرده اند و حتی برای یک وام ساده ازدواج نیز قدمی بر نمی دارند.

اگر امروز مراکزی اقدام به تهیه جهیزیه برای جوانان می کنند، دلیل نمی شود که دولت رسیدگی خود به امور ازدواج جوانان به ویژه جوانان نیازمند را متوقف کند و این وظیفه ای بر روی دوش دولت باقی خواهد ماند.

 امید است توجه به این مسئله اجتماعی باعث شود که مسیر به سمتی برود که از معضلات ازدواج جوانان کم شده و همت خیرین است که تا کنون اجازه نداده است کمک به ازدواج جوانان بر روی زمین بماند.

 اکنون خانواده های زیادی هستند که تنها چشم امیدشان به دستان خیرینی است که در این مسیر قدم بر می دارند؛ این خانواده ها به همراه جوانان از قشر متوسط به پایین دیگر از کمک دولتمردان ناامید شده اند.

 امیدواریم به جایی برسیم که دیگر هیچ جوانی به خاطر نداشتن جهیزیه ازدواجش به تعویق نیفتد و جوانان دغدغه ای به جز انتخاب همسر شایسته برای خود در مسیر ازدواج نداشته باشند


موضوعات مرتبط: خانواده

تاريخ : یکشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۵ | 15:12 | نویسنده : هیئت حسینی خور |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.



در اين وبلاگ
در كل اينترنت